Charmed

Charmed

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 5

Información de lanzamiento

Charmed S05E04 Siren Song 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 4 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-28
Descargas: 17
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

.دخترها، اسم من کول ترنره

.بهتون صدمه نمی‌زنم

برای این حرفا دیگه خیلی دیره، فکر نمی‌کنی؟

.فیبی، دارم بهت میگم من دیگه شرور نیستم

.من اومدم پیش شما، به عنوان یه مرد. نه بیشتر، نه کمتر

.این اهریمن را از زمان و مکان محو کن

.وایسنا. اما وقتشه

.حسش نمی‌کنی؟ زنت داره می‌رسه

.زنم، ملیسا

آره، مگه نگفته بودم؟

.من همیشه دوست دارم زنا مرگ شوهراشون رو تماشا کنن

دیوید؟

.حالا

.اوه، شوهرت خیلی باحال بود

.وقتشه که به خودت بیای و درد رو حس کنی

.دیوید؟ اوه، اون نمی‌تونه صداتو بشنوه

!دیگه نه. وای خدا

.ببین، من به خاطر گناهام سوختم

.فقط عادلانه است که تو هم بسوزی

.مرگ ما رو از هم جدا کرد، کول

اینکه تو یه راهی برای برگشتن پیدا کردی،

.به این معنی نیست که من به قولم عمل نکردم

.آخه فیبی، یه طلاق سریع؟ نکن این کارو

فکر کردم حالا که قرار نیست با هم خوشبخت شیم و بریم سراغ زندگی‌مون،

.خوشبختی می‌خوای؟ تو ۵ ثانیه می‌تونم سوار اسب‌هامون کنم

چی، می‌خوای از اون آدمای آخرالزمانی اسب بدزدی؟

مگه بهت ثابت نکردم که من دیگه شرور نیستم؟

کول، ما قبلاً این بحث رو کردیم، باشه؟

.قدرت‌هات شیطانیه، خونت اسیدیه

!و تمام وجودت رو از یه مرداب شیطانی دزدیدی

.امروز صبح، شرکتم با انجام کار خیریه موافقت کرد

.نمی‌تونی بگی این شیطانیه

.اگه از کنترل ذهن شیطانی استفاده کردی تا شرکتت رو قانع کنی این کارو کنه، اون وقت آره

من از قدرت‌هام استفاده کردم تا این هفته سه تا اهریمن رو نابود کنم، این چی؟

.کول، مهم نیست به کی کمک می‌کنی

اگه از قدرت‌های شیطانیت استفاده می‌کنی، پس حساب نمیشه، باشه؟

و من فکر می‌کردم بعد از هرچی که از سرمون گذشت،

.تو اینو می‌فهمیدی

ترافیک باعث تأخیر در رسیدن ماشین‌های آتش‌نشانی شد. الو؟

.و همسایه‌ها بیم دارن ساکنین داخل ساختمون گیر افتاده باشن

کول، داری به من گوش می‌دی؟

الو؟ شعله‌ها اونقدر شدیدن

.که آتش‌نشانان نتونستن برای کمک وارد ساختمون بشن

.کول؟ - ما این خبر رو دنبال می‌کنیم

کول؟

...اگه تازه به ما ملحق شدید، یه آتش‌سوزی از کنترل خارج شده

!آدما اون تو گیر افتادن؟ نمی‌دونم. هی

.خبر فوری. یه مرد همین الان از ساختمون در حال سوختن بیرون اومد

!باورن... اون زن رو نجات داد

.اونو نجات داد

پیج؟

.پیج؟ آره، یه ثانیه

داری سعی می‌کنی ما رو بکشی؟

.نه، دارم سعی می‌کنم اینجا یه کم توجه جلب کنم

.که این روزا، انگار به یه انفجار کوچیک نیاز داره

.خب، ببخشید که دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم

تمرکز؟ پیج، از وقتی کارت رو ول کردی،

.درگیر یه مأموریت جادوگری عجیب و غریب شدی

.حالا، دلم برای خواهرم تنگ شده

.و نمی‌تونم بوی دائمی معجون‌هات رو تحمل کنم

خب، از کی تا حالا مجاری بینی تو

از معجون‌های من مهم‌تر شده؟

.از وقتی حامله شدم و حواس پنج‌گانه‌م حساس‌تر شده

.ولی اشکال نداره، می‌دونی. تو سرت شلوغ بوده

.شاید متوجه نشدی

.ببین، من از یه کار آینده‌دار دست کشیدم تا روی جادوگری تمرکز کنم

.و بی‌ادبی نباشه، پایپر، من هنوز خیلی چیزا باید یاد بگیرم

.یعنی نمی‌تونم همینجوری توی خونه بشینم و گپ بزنم

.پیج، من نمی‌خوام گپ بزنم

.من اینجا مشکل دارم

!وای، تو که شدی شوهر من با سینه

اون دیگه چی بود؟

این آخرین مورد از یه سری کارهای عجیب و غریبه

.که بچه‌ای که تو شکممه داره سر بدنم درمیاره

آخه می‌دونی، حالت تهوع دائمی

.و درد عذاب‌آور سینه کافی نبود

ولی اون گوی‌های نورانی، طبیعیه؟

.همین رو می‌خواستم بدونم

...تو هم که نصفه وایت‌لایتر هستی، مثل بچه. تو هیچ‌وقت

.نور سفید آروغ زدی؟ نه

دیگه چه اتفاقی برات میفته؟

چیزی که داره اتفاق می‌افته اینه که فکر کنم بچه‌ام

.داره سعی می‌کنه منو به یه جور صلح‌طلب تبدیل کنه

لیو در مورد این چی میگه؟

خب، بیشتر لیو میگه "متاسفم عزیزم، باید برم."

امروز صبح، در جنوب مارکت،

یه ساختمون انبار کاملاً سوخت در چیزی که--

.اوه، خوبه، اومدی خونه

...باور نمی‌کنی چه بلایی سر من اومده

این رو دیدی؟

.اومدی خونه که تلویزیون ببینی؟ نه، نگاه کن

اون کوله؟

.اوه خدای من

.باورم نمیشه داره تو ساعات پربیننده نقش "ببینید من آدم خوبیم" رو بازی می‌کنه

.فیبی حتماً خیلی ذوق‌زده شده. باید هم بشه

.بزرگان گفتن زنی که نجاتش داد، ملیسا، یه وایت‌لایتر آینده است

و اگه اون نجاتش نمی‌داد،

.اون هیچ‌وقت نمی‌تونست کارهای خوبی رو انجام بده که بهش بال‌هاش رو میده

خب، صحبت از وایت‌لایترها شد،

.دیشب یه موزیکال انیمیشنی خواب دیدم

این عادیه؟ عادی؟

...آره، اگه دقت نکرده باشی که می‌دونم نکردی

بدنم، فکرهام، رویاهام همه عجیب و غریب شدن

.خب، مطمئنم اینا فقط چیزای عادی بارداریه

.یعنی، اگه بخوای می‌تونیم بعداً در موردش حرف بزنیم

.اوه، من فکر می‌کنم باید همین الان در موردش حرف بزنی

.خب، فکر می‌کنم این حمله به ملیسا اهریمنی بود

.و بزرگان می‌خوان تا وقتی که امن بشه مراقبش باشم

.باشه. برو

.نه، این گریه کردن نه

.لئو، من قدرت‌های در حال رشدی درونم دارم

.قدرت‌هایی که نمی‌فهممشون

...و تنها کسی که اون‌ها رو می‌فهمه

.هیچ‌وقت وقت نداره حرف بزنه

...اینو بذار کنار طغیان هورمونی

.و بهت قول می‌دم کاملاً حق دارم که گریه کنم

باشه، این عادیه؟

.مطمئنم که فقط همه این بحث و جدل‌ها بچه رو ناراحت کرده

.لئو، بچه یه اینچ بیشتر نیست

.همه این بحث و جدل‌ها داره مامان رو ناراحت می‌کنه

.باشه عزیزم، ببین، مطمئنم جای نگرانی نیست

.الان من باید مراقب ملیسا باشم

.و تو باید بفهمی کی دنبالشه

.متاسفم

می‌خوای با قدرت برش گردونم اینجا برات؟

.نه، حق با اونه. بی‌گناه‌ها در اولویتن

.تازه، بوی افترشیوِش داشت یکم حالم رو بهم می‌زد

کجا میری؟

.پیش دارل

.تا ببینم پلیس تو صحنه جرم چیزی پیدا کرده که ممکنه کمک کنه

...باشه، نمی‌خوام خیلی ساده‌لوحانه به نظر برسم، اما اگه قراره یک وایت‌لایتر بشه

مگه این به این معنی نیست که ما دنبال یک دارک‌لایتر هستیم؟

.نه، دارک‌لایترها از تیرهای سمی استفاده می‌کنن. اونا معمولاً آتیش به پا نمی‌کنن

اصلاً چرا یک اهریمن بخواد اون رو بکشه؟

...نمی‌دونم ولی هرچی زودتر بفهمیم

.احتمالاً زودتر می‌تونم یه مکالمه رو با شوهرم تموم کنم

.من اینجا نیستم. برو پی کارت

!اوه، ببین کی اینجاست. خانم کوچولو

.در واقع نه. ازدواج من تموم شده. فقط کارهای اداریش مونده

.نذار خواننده‌هات اینو ازت بشنون

کی می‌خواد از زنی که داره از سوپرمن طلاق می‌گیره نصیحت بگیره؟

.الیز، اون هیچ قهرمانی نیست

.و اگه اینجایی که من مصاحبه کنم، دقیقاً همینو می‌گم

.به همین دلیله که به جاش تو مصاحبه می‌کنی

چی؟

.نه، من خبرنگار نیستم. نه، ولی تو همسرشی

.به این میگن جذابیت انسانی

.به شوهرت زنگ بزن و یه مصاحبه اختصاصی باهاش جور کن

.این رو یه لطف شخصی بدون

.منظورم از "لطف"، دستوره

الیز

حالا زنونه به زنونه، باشه؟

.کول عشق زندگی من بود

.و بالاخره دارم یاد می‌گیرم بدون اون زندگی کنم

.حالا، زنگ زدن به اون برای یه لطف، یعنی دوباره سر و کله یه عالمه دردسر رو باز کردن

.که خیلی براش زحمت کشیدم ببندمشون

...زنونه به زنونه

...اگه هنوز این یارو رو به عنوان عشق زندگیت توصیف می‌کنی

.پس اون قوطی بازه و کرم‌ها بیرونن

.و بهتره ازشون برای ماهیگیری استفاده کنی

تو نباید الان خونه پیش زنت باشی؟

.احتمالاً

روز بدی بود؟

.ماه بدی بود

می‌دونی چی ممکنه حالتو بهتر کنه؟

.یه کم موسیقی

اوایل امروز،

.یک مرد محلی زنی رو از یک ساختمان در حال آتش گرفتن در جنوب مارکت نجات داد

.آتش‌سوزی مهیب الان کاملاً خاموش شده

.چی؟ - هنوز خبری از علت آتش‌سوزی نیست

.و پلیس منتظره تا با قربانی صحبت کنه

.که با وضعیت وخیم به بیمارستان یادبود سان‌فرانسیسکو منتقل شده

.اون زنده‌ست؟ - پزشکان به بهبودیش امیدوارن

...ببخشید، چی؟ - و نجات‌دهنده‌اش

.تو اصلاً نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی آوردی

خیلی خب، بیا اینو تمومش کنیم، خب؟

چی تو ذهنت می‌گذشت وقتی تو آتیش بودی؟

...خب، بیشترش امیدوار بودم یکی از قدرت‌هایی که به دست آورده بودم

.از اون برهوت اهریمنی، از شعله‌ها محافظتم کنه

.می‌دونی چیه؟ بیا فراموشش کنیم. بیا کلاً این قضیه رو فراموش کنیم

.نه، نه، نه. نه، متاسفم

.مهارش می‌کنم

باشه، چی تو ذهنت می‌گذشت وقتی تو آتیش بودی؟

داشتم فکر می‌کردم "امیدوارم از این سالم بیرون بیام."

"متنفرم که دیگه هرگز زنم رو نبینم."

.کول. من جدی می‌گم

.تمام روز، هر کاری که می‌کنم دارم به تو فکر می‌کنم

باشه، فکر می‌کنی این یه جور بازیه؟

...تو اصلاً می‌دونی چقدر برام نگران‌کننده بود

که ببینم از دیوار آتیش رد می‌شی؟

خب، من جون یه زن رو نجات دادم. این چطور نگران‌کننده‌ست؟

.خب، چون تو قدرت‌های بیشتری داری نسبت به هر اهریمنی که تا حالا دیدم

.و ممکنه شهر فکر کنه که تو فقط یه مرد شجاعی

.ولی من حقیقت رو می‌دونم، باشه و این وحشتناکه

.من از قدرت‌هام برای هیچ چیزی جز خیر استفاده نمی‌کنم

.می‌دونم این رو باور داری. و می‌دونم که می‌خوای این حقیقت داشته باشه

.اما، کول، فقط بحث زمانه

.تو اشتباه می‌کنی

.کول، شرارت درون توئه

.این چیزیه که تو هستی. و هیچ مقدار کار خیر هرگز اون رو تغییر نمی‌ده

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left