Las primeras 200 líneas.
توي يه جاده فرعي بودم حوالي لس آنجلس
دنبال يه ماشين بودم که از سن فرانسيسکو بره به سمت سن ديگو تا منم با خودش ببره
يکي واسم وايستاد و يه نيم ساعتي تو راه بوديم
واسه رسوندنم ، سه تا سيگار و نخنديدن به ايده هام واسه زندگي ممنون
ولي حرفت نيمه کاره موند
چرا دنبال مکان و آدما و ايده هاي جديد ميگردي ؟
خب من هيچوقت شغل هايي که داشتمو دوست نداشتم شايد اين يکي هموني باشه که ميخام
واسه آيندت نگران نيستي ؟ - ... واسه اون کلي وقت دارم . تازه -
شايد آينده م همين الان شروع شه - موفق باشي -
شايد دوباره ببينمت - واسه رسوندنم ممنون آقا -
فکر ميکني کي هستي ؟
يه چيزي بهت پروند ، نه ؟ - آره داداش -
:سرمو چسبوندم به شيشه و گفتم
پارک کردن وسط بزرگ راه ؟" "فکر کردي کي هستي ؟
فقط سه تا کلمه بهم گفت - سه کلمه ؟ -
"آره ، گفت : "دادستان منطقه
آره اون خود دادستان پيره خونه ش پايين اين جاده س
صبح بخير رفيق واسه کارت الان واست توضيح ميدم
همه کاري که قراره بکني اينه که واسه کاراي اينجا کمکم کني
الان من يه مشکل بزرگ دارم که نميزاره کار کنم
به نظر سالم مياي که - پاهام -
منو وسوسه ميکنن که اينور اونور برم
ولي جاي قشنگي داري ها غذا هات چه جورين ؟
واسط يه همبرگر معرکه درست ميکنم ، مجاني
تا ببيني غذاهامون چه جورين از ماشين سر در مياري ؟
اوووف ، من مکانيک زاده شدم - چه خوب -
بشين
... تو اين کار خيلي پول در نمياري
ولي خوب خرجي هم نداري
واسه غذا و خواب که همينجايي ... يه تخت خوب فنري با تشک
هواي آزاد ، طلوع خورشيد
اينجا واسه خودت زندگي اي داري ها پسر - فکر کنم واسه چند روزي امتحانش کنم -
آره . اوه يه مشتري اومد - برو ، از اينجا نشستن که پولي در نميارم -
من حواسم به همبرگر هست - ممنون -
از اينجا نري
اين مال توه ؟
همم . ممنون
ممنون
آره خودشه ، بسوزونش ميرم به زنم بگم اينجا ميموني
زنت ؟
کورا ، يکي رو آوردم کمکمون کنه
اوه . خاموشش کن کورا
شرکت برق به اندازه کافي پول در مياره
کوراي من ، امشب چه دوست داشتني شدي
ممنون نيک
... اووم . نيک
... اين اقاهه که امروز استخدام کردي
فرانک ؟
آره اگه اسمش اينه
حقوق يه هفته رو بهش بده و ردش کن
حقوق يه هفته واسه هيچي ؟ - خب ، بدون اون هم ميتونيم از پس کارا بر بيايم -
همين الان تمومش کن . يکم داري عجله ميکني اون خيلي ارزون کار ميکنه
اون مرتيکه لس آنجلسي داشت گولم ميزم
آره . جنس بنجول رو به عنوان جنس خوب بهت ميداد
آره . بعدا به حسابش ميرسيم
شوهرم ميگه اسمت فرانک ه
درسته
خوب فرانک ، اينجا بايد خوندنتو تو وقت بيکاريت انجام بدي
شوهرت نيک ، بهم گفت که ساعت کاريم ... فقط روز هاست
منم فکر ميکردم رئيس اونه
... بهترين راه واسه اينکه شوهرمو ترقيب کني اخراجت کنه
اينه که کارايي که ازت ميخام رو انجام ندي
خب . هنوز که ازم نخاستي کاري بکنم
ميخام همه اين صندلي ها رنگ بشن
خيله خب
روزنامه رو ميگردم شايد يه رنگ کار ارزون پيدا کردم
اين دور و بر هيچ چيز ارزوني پيدا نميشه
اون قفسه زير پيشخوان رو بگرد
همونطوري که نيک هميشه ميگه اين فوق العادس
دفه بعدي بگو قلمو هم واست بيارن
قفسه زيريش رو نيگا کن
اووه . اينو ديگه از کجا ميدونستي ؟
چرا اين نوسازي رو قبل از اينکه من بيام شروع نکردي ؟
يا منتظر بودي من بيام ؟ - نيک داشت پس انداز ميکرد -
نيک زياد پس انداز داره ها - اين به تو ربطي نداره -
منم نگفتم ربط داره . من وقتي چيزي رو زياد دارم . پس انداز نميکنم
چرا ميخاي اين صندلي ها رو رنگ کني ؟به نظر من که خوبن
چون ميخام اينجا رو سر و سامون بدم ... ميخام اينجا رو
... خووووووب
ما جاه طلب نيستيم ؟
ما ميخايم کلي پول در بياريم تا بتونيم کلي لباس قشنگ بخريم
يا شايد يه مقداريشو واسه شوهرمون يا پيري هاي خودمون کنار بزاريم
... واسه يه چند هفته اي اصلا نگامم نميکرد
حتي وقتي موقعيتش رو داشت هم باهام حرف نميزد شايد ميتونست اوضاع رو بهتر کنه
احساس ميکردم يه آدم پست ام آخه چرا به يه دختري که واسم سودي نداره پيشنهاد دادم
اووه . من ناراحتش کردم
از همه بدتر ، ميدونستم که اون از من متنفره
يه مشتري ميخاد اينو تميز کنم بايد با آب داغ بشورمش
دنبال يه راهي ميگردم که تابلو رو بذارم سر جاش
مزاحم نشو - مزاحم چيه ديگه -
فقط يه نردبون لازم دارم - نميخام تابلو رو بزاري سر جاش -
دو ساله دارم سعي ميکنم يه تابلو جديد بيارم
شايد بلد نيستي چه جوري فروش خوبي داشته باشي
... اوه ، حالا - سلاااااام -
ميدوني چيه فرانک داشتم فکر ميکردم که تو بايد عاشق شده باشي
خيلي کم غذا ميخوري تازه هيچ نامه اي هم واسش نمياد
فکر کنم معشوقش يکي ديگه رو پيدا کرده - درکش سخته ها -
اينجا آب و هواي با حالي دارينا هر چي باد بيشتر ميشه هوا گرمتر
ما به اين باده ميگيم سانتا آنا از سمت صحرا مياد
نيک ، ماشينتو بده باهاش اين تابلو رو ببرم شهر درستش کنم
باشه . ببرش شرکت برق دفعه قبل مجاني درستش کردن
معلومه که مجاني تعميرش ميکنن کلي پول ازش در ميارن
داري شبيه اين فروشنده هاي تابلو هاي نئوني حرف ميزني
يه تابلو نئوني يک چهارم بقيه انرژي مصرف ميکنه
ولي نيک ، هدف اين نيست - اين نيست ؟ -
نه خوب ، تو هدفت از تابلو چيه ؟
خوب ، واسه اين که به مردم نشون بده ميتونن اينجا غذا بخورن - نه واسه پولي که من قراره در بيارم -
تابلو بايد به مردم اشتها بده تابلو تو منو که گرسنه نميکنه
... آره ، شايد تو راست بگي
ولي من الان خيلي سرم شلوغه که بخام در مورد اين صحبت کنم
گير افتاد
من ميتونم هر چيزي رو به هر کسي بفروشم
اين چيزيه که تو فکر ميکني
يه چيزي رو بهم بگو
چه جوري شد که با يه مردي مثل اون ازدواج کردي ؟
به تو ربطي داره ؟
شايد
شايد اين به من ربطي نداشته باشه ولي مشکل نيک چيه ؟
در مورد تابلو ناراحته . ميترسه که ادعا کني که ايده اون نبوده و بگي ايده تو بوده
آره ؟
نيگا کن
من از اين تابلو ها زياد ديدم ولي اين يکي از همشون بهتره
من ميخام افتخار انجام اين کار رو به تو بدم - چرا فرانک ؟ -
من فقط ميخاستم قبلي رو تعمير کنم ولي تو رفتي با اون فروشنده تابلو هاي نئوني صحبت کردي
يه تابلو جديد ، قشنگ تر از درخت کريسمس
ممنون فرانک ، گرسنت کرده ؟
نه تشنمه - آره وردار ، جشن بگير -
ممنون
نه . ممنون
يه دهن بخون واسمون ، نيک - باشه -
بيا وسط کورا ، يکم واسمون برقص کورا رقاص معرکه ايه
... از تنهايي رقصيدن احساس خوبي بهم دت نميده
پاشو گرامافون رو راه بنداز نيک ، باهات ميرقصم
ميبيني چي ميگه فرانک ؟ من هميشه بهش ميگم من مثل خيلي از مرداي با هوش ديگه ام
مغزم تو پاهام نيست
چطوره من با خانم اسميت برقصم ؟ - باشه . برو وسط ، برو وسط ، کورا -
من ترجيح ميدم رقص رو نيگا کنم - اين احمقانس ، اينجا که نميشه رقصيد -
من يه ايده دارم ، بيايد اينور جا هم زياده
نيک ، راستشو يادم رفته چه جوري برقصم
اوه ، تو معرکه ميرقصي ، خودتم ميدوني
نيک ، نميخام برقصم - اي بابا لوس بازي در نيار ، حالشو ببر -
برو جلو کورا
نميخاد آهنگ بزني نيک هوا واسه رقصيدن خيلي گرمه
کورا ، زدي آهنگ جديدمو خراب کردي
نيک
من ميرم تا ساحل تني به آب بزنم
چرا که نه . خيلي فکر خوبيه يه ماهه از خونه بيرون نرفتي
باهام نمياي ؟ - نه -
همين جا ميمونم با آهنگ جديدم جشن ميگيرم
باشه
بيا تو ، مشکلي نيست
نيک گفت اگه تو با اومدنم مشکل نداري اونم مشکل نداره
بيا خيلي طولش نميدم دوست دارم بازم بيايم اينجا
نگران نباش ، امشب ميفهمي اينجا شبا چه يهويي بدجور سرد ميشه
اوه ، کيک ليمويي دوست داري ؟
نميدونم فردا واست درست ميکنم
تويي کورا
فکر کردم يه مشتريه بنزين ميخاد
نگران بودي ؟ - نه -
فقط انتظار نداشتم انقد زود بياين
شب خوش فرانک
خواهش ميکنم نکن
کورا ؟
کورا
فرداش انقد سرمون شلوغ بود که نشد ببينمش
تا وسط هاي صبح ... اون موقع يه سکوت خاصي تو خونه وجود داشت
و نيک تازه رفته بود لس آنجلس
دوباره واسه نيک يه مشکلي پيش اومد و رفت شهر
اين بار سرويس لباش شويي کلاشو برداشته
فرانک ، در مورد اون سوالت - کدوم سوالم ؟ -
که چرا با نيک ازدواج کردم
من فکر ميکنم نيک تو يه زمان درست با يه حلقه طلا اومد
حلقه اولين چيزي بود که بهم گفت
و تو هم با دلايل معلوم ازش خوشت اومد
تو نصف قضيه رو نميدوني
... فرانک ، متنفر از گفتن اين
... من هيچوقت خونه اي نداشتم ، بنا بر اين
خيلي از پسرا بايد مزاحمت شده باشن
خيلياشون ؟
همشون
... مخصوصا خيلي وقتا از قيافم خوشم نميومد
ولي از 14 سالگيم هيچ کسي رو نديده بودم که در اين مورد باهام بحث نکنه
... البته . که يهو نيک پيداش شد
تو هم حاضر بودي با هر آدم پولداري ازدواج کني
به نظر بهترين کاري ميومد که تو اون موقعيت ميشد انجام داد
... و در مورد اون ، من بهش گفتم
بهش گفتم که دوسش ندارم - اونم گفت به مرور زمان دوسش خواهي داشت -
آره
ولي نشد - ولي من ميخواستم باهاش بمونم -
... و اين دليليه که - دليليه که چرا باهاش ازدواج کردي و ازش خسته شدي -
قهرمان بي دفاع
ولي نه صد در صد بي دفاع
الان نه
صداي چيه ؟
يکي داره تلاش ميکنه بياد تو
مگه در قفله ؟
بايد قفلش کرده باشم
... هر کي بود
الان ديگه رفتن
چه بد شد که نيک ماشين رو برد - ... اگه ماشين بود هم -
No comments yet. Be the first to leave one.