La unuaj 200 linioj.
پشمام
واقعاً پشمام !برگام، گیرت آوردم چاقال
!یا خدا! جوکره
!سهتا از مأمورامون زخمی شدن
!صبر کن، آلوارز
!فوراً تیم امداد رو بفرستید لامصبها
.مرکز گاتهام 1-3 صحبت میکنه یک هلیکوپتر در اون منطقه داریم
جوکر رو میبینی؟ - نه -
خدایا شکرت. رفته
!هی! پشت سرتـو بپّا
بتمن کجاست؟
بله؟ - گیرش انداختم، بروس -
مچ جوکر رو در حین ارتکاب به جرم گرفتم، پسر
چی؟
چندتا مأمور رفته بودن دنبالِ
یه گزارش سرقتِ شر و ور که پیداش کردن
دلقکمون مأمورا رو شکنجه کرد و رفت، خب؟
ولی من با صدای دوربینهای مداربستهی شهر ردّشـو زدم
و موقعیتشـو گیر آوردم
تو یه شهربازی نزدیک اسکلهست
!بیناموس همینجاست، بروس
من تا صبح برنمیگردم
کاری نکن، جیسون
...بروس، آخه - گفتم کاری نکن -
بروس، ببین چی میگم
من از پسش بر میام
میتونم
این جوکره هـا، بروس
خب برای همینم نباید تنهایی بری
من که ازش ترسی ندارم
دیگه از هیچی ترس ندارم
مسئله ترسیدن یا نترسیدنت نیست
دیگه کِی همچین فرصتی گیرمون میاد که بتونیم ترتیبشـو بدیم؟
نه
باشه، فهمیدم
کامل متوجه شدم، رئیس
صبح میبینمت
جوکر تخم منم نیست
:تـایـتـانهـا «فصل سوم، قسمت اول»
آزمایشگاه دایتون سانفرانسیسکو
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
آره. ای جان
خودشه
:تــرجــمــه »» ســــروش و حسامالدین «« :.:.: Nora & SuRouSH_AbG :.:.:
!سگ توش
!بگیرینش
!بُکشیدشون
یا خدا این دیگه چه مرضیه؟
!آتش! آتش
میدونم
خیلی هاتام
!هی، جلوی اینو بگیر
سلام علیکم، آقای گندهبک
شاخ شدی؟ بذار طعم اینو بچشی
کریپتو، حرف بزن
!نه
آفرین کریپتو، سگ خوب
دنبال چی بودن؟
والا اسم خیابونیش «گِره»ـه
یه سلول مشتق زیستمهندسیشده «از ویروس «ابولا
،که چند سال پیش تو گاتهام شیوع پیدا کرد ولی سرکوب شد
گیزمو هم میخواست به بیشترین مبلغ بفروشدش
اصلاً آزمایشگاه «دیتون» باهاش چیکار داشته؟
کارهای تحقیقاتی.. البته امیدوارم
واقعاً از کارهایی که شما و تایتانها برای شهرمون کردید ممنونیم
دم شما گرم
ببخشید، سوپر بوی
یه امضاء به من میدی؟ پسرم دیوونهتـه
بله حتماً
امضای منم میخوای دیگه، نه؟
خب.. نه مرسی
رو دستِ خانوادۀ «سوپر» که نداریم
.شنیدی که چی گفت رو دستِ خانوادۀ «سوپر» نداریم
واقعاً که
الان بهطور زنده از محلی گزارش میدیم که تایتانها باری دیگر
کمک شایانی به ادارۀ پلیس سانفرانسیسکوی خودمون کردن
شهردار، شما و گروه تایتانها رو
فرشتگان مقرّب سانفرانسیسکو خطاب کرده
چه جوابی براش دارید؟
خب، تایتانها با کمال میل هر کاری بتونن برای دفاع از شهر میکنن
اما فرشتههای واقعی اون مَردان و زنانی هستن که قدرت ماورایی ندارن
اونا بهمون ثابت کردن که ،اگر هر کسی بخش خودش رو انجام بده
میتونیم تغییر اساسیای ایجاد کنیم
نایتوینگ» کجاست؟»
والا... اونم همینطرفاست
عذر میخوام. باید اینو جواب بدم
خیلی ممنونم. از دیدنتون خوشحال شدم - بله -
الو؟
تو عضو تایتانهایی
خیلی چیزا روشن شد
شما؟
جاستین کولت. لاسوگاس
شامپاین و رقص نور
روانکاوم
!آها جاستین. سلام
چطوری؟
کمِ کم، خیلی شوکهم
،خب.. مطمئن بودم آدم خاصی هستی
ولی توقع نداشتم تو تلویزیون ببینمت
گمونم میتونستم باهات رو راستتر باشم
نه بابا، نه، عالیه
حالت چطوره؟
خوبم. آره ...بعد از قرار آخرمون
،یه داستانهایی پیش اومد
ولی الان خیلی بهترم. تو چی؟
هنوز مشغول به روانکاویام
کاشف به عمل اومد که خیلیها به روانکاوی نیاز دارن
آره والا
دیدم که بهم زنگ نزدی
...آره خب
حال و روز خوبی نداشتم
.خب درکت میکنم مشغله زیاد داری
خب، شاید الان بتونیم همدیگه رو ببینیم
بدون شامپاین و رقص نور
فقط یه گپِ واقعی
خیلی خوبه
البته، شایدم یهخرده شامپاین خوردیم
بهخاطر قدیمالایام
بهت زنگ میزنم
قول میدم
گل کاشتی
خبرنگارها عاشقتن
آره، مخصوصاً وقتی خودتم عاشقشون باشی
من و بتمن هیچوقت تو گاتهام منتظر خبرنگارها نمیموندیم
شاید واسه همین خبرنگارهاشون انقدر بد بودن
شاید
سلام
چیه؟
«چرا.. چرا خفاش؟»
چون شنواییِ خفاشها معرکهست دیگه
سلام مامان
نه
هنوز باید سفارش رستوران رو برسونم
!میدونم امشب شلوغـه
!خودمم سرم شلوغه
مامان، من میگیرمت
خیلی از خاموشی گذشته، بچهجون
اینجا چیکار میکنی؟
پیک 24 ساعتـهام
بفرمایید
یهکم دامپلینگ بزنید. مهمون ما
این چیه؟
هوادارشـم
بتمن یه روانپریشیـه
که لباس مازوخیسمیِ لاستیکی میپوشه
قهرمانهات رو بهتر انتخاب کن، پسر
لاستیکی نیست
چی گفتی؟
بله، قربان
...به تمامی یگانها - حالا درست شد -
تمامی یگانها به شهربازی فارلی اعزامید
دستور مستقیم کمیسر گوردونـه
بدو بریم - برو خونهتون، بچه جان -
خیابونها امن نیست
با بتمن و رابین امنـه
سفارشها مونده رو دستمون کجا بودی؟
داشتم هزارتا سفارش تحویل میدادم
تقصیر من نیست که ملت عاشق غذاهاتن
مسئلهای هم پیش اومد؟ - نه، بابا. همهچی ردیف بود -
واقعاً؟ چون میتونم قسم بخورم که دیدم داشتی با دوتا مأمور پلیس صحبت میکردی
مربوط به حکومت نظامی بود
،ولی بعد دیدن مشغول به کارم و بیخیال شدن
یه دامپلینگ بهشون دادم
احتمالاً همین یکشنبه خانوادگی بیان اینجا
قابلتونـم نداشت
من میشناسمشون؟ - نه، بابا. تازهوارد بودن -
چرا باید همچین کنی؟ - چرا نکنم؟ -
نه پسر، من اونا رو نمیخوام
آروم باش بابا. خب؟
گفتی کتونیِ نو میخوای
برو واسه خودت یه جفت بگیر
نمیشه با این کفشهای فیک تو مدرسه بگردی
برای تو چه اهمیتی داره؟ - مدرسه؟ هیچ اهمیتی -
ولی تو؟
نمیشه بذارم ملت فکر کنن پسرعموم کارش درست نیست، خب؟
خواهش میشه
هماکنون با خبری فوری از اسکلۀ گاتهام در خدمتتون هستیم
،جسد رابین، متحدِ بتمن امشب به همراه یک نگهبان
در اسکله کشف شد
،جوکر، که منتظر رسیدن مأمورین مانده بود بدون هیچ مقاومتی دستگیر شد
جوکر به تیمارستان آرخام برگردانده شده بود
که ابتدای همین ماه از آنجا فرار کرده بود
پلیس گاتهام چند ساعت قبل نیز ...با جوکر درگیر شده بود
وای نه
حالا ممکنه تو گاتهام جرموجنایت کنن
تیم، واقعاً متأسفم
هنوز اطلاعی از این بابت نداریم که بتمن چه واکنشی به این فقدان بزرگ داشتهاست
هیچجا خونۀ آدم نمیشه
بروس؟
بروس؟
گریسونهای پرنده
بروس، اینجایی؟
بروس؟
بروس؟
خون
سخت پاک میشه
من واقعاً متأسفم
جوکر رو برگردوندن آرخام؟
آره
خوشحالم که دستِ پلیسها زودتر بهش رسید
No comments yet. Be the first to leave one.