Salve Maria

Salve Maria

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Salve Maria 2024 720p WEBRip x264 AAC YTS translated
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2025-11-10
Elŝutoj: 77
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‏‫سلام بر مریم‬

‏‫چی؟‬

‏‫خب... چیه؟‬

‏‫- بهش غذا دادی؟‬ ‏‫- آره.‬

‏‫- آره؟‬ ‏‫- نمی‌خوره.‬

‏‫لعنتی، نیکو!‬

‏‫- چی؟‬ ‏‫- خیلی سرده!‬

‏‫- چرا پنجره بازه؟‬ ‏‫- چون شکسته، عزیزم.‬

‏‫این خونه داره از هم می‌پاشه.‬

‏‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.‬

‏‫ماریا، الان که نمی‌تونی درستش کنی.‬

‏‫مریم عزیزم.‬

‏‫فصل اول

‏‫چون مرزی که روشنایی‬ ‏‫را از تاریکی جدا می‌کند، هنوز کشیده نشده است.‬

‏‫باید یادت باشه چقدر مهمه‬ ‏‫که حرف بزنی، باشه؟‬

‏‫هر چیزی که اسم نداشته باشه‬ ‏‫وجود نداره، مامان‌ها.‬

‏‫گاهی وقتا هست که ما‬ ‏‫احساس چیزهای زیادی می‌کنیم.‬

‏‫که درکشون نمی‌کنیم.‬

‏‫یا فقط...‬

‏‫نمی‌تونیم اسمشون رو بگیم.‬

‏‫و بعد ساکت می‌شیم.‬ ‏‫ترجیح می‌دیم ساکت بمونیم.‬

‏‫و اگه به اندازه کافی اعتماد به نفس نداشته باشیم...‬

‏‫گاهی اتفاق می‌افته‬ ‏‫که اعتماد به نفس نداریم.‬

‏‫و از اینکه بگیم، حرف بزنیم،‬ ‏‫اسم این چیزها رو بیاریم می‌ترسیم.‬

‏‫بذارید کسی رو پیدا کنیم که‬ ‏‫بتونیم همه چیز رو بهش توضیح بدیم. سؤالی هست؟‬

‏‫کسی؟‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫- ببخشید. من یه سؤال دارم.‬ ‏‫- بله، بفرمایید.‬

‏‫تازه بالا آورد.‬

‏‫زیاد بالا میاره. تقریباً‬ ‏‫سر هر شیردهی.‬

‏‫سلام.‬

‏‫نیکو.‬

‏‫می‌دونم سر کاری، ببخشید.‬

‏‫خب، باز هم بالا آورد.‬

‏‫مثل تو و دکتر اطفال: عادیه.‬

‏‫این استفراغ مداوم به نظرم خوب نمیاد.‬

‏‫فکر کنم به شیر من واکنش خوبی نداره.‬

‏‫نگرانشم، نیکو. تقریباً‬ ‏‫سر هر شیردهی اتفاق میفته.‬

‏‫باشه. کی خونه‌ای؟‬

‏‫نیکو، نیکو.‬

‏‫می‌دونم سر کاری ولی...‬

‏‫یه کلاغ اومده تو آپارتمان.‬

‏‫قسم می‌خورم.‬

‏‫نمی‌دونم رفته یا نه.‬

‏‫اریک خوبه. خوابه.‬

‏‫اگه نرفته باشه چی؟‬

‏‫اگه اون پنجره لعنتی رو درست نکنی...‬

‏‫ای وای!‬

‏‫عزیزم! اون کاغذ چیز، بالاخره,‬ ‏‫شاید یه کم بیشتر طول بکشه.‬

‏‫اما قبل از اینکه سال تموم بشه‬ ‏‫می‌رم مرخصی پدر.‬

‏‫مگه نمی‌تونن یه کارآموز بگیرن یا یه کاری بکنن؟‬

‏‫کارآموز عزیزم؟‬

‏‫نه، نه، نه.‬

‏‫یه کارآموز...‬

‏‫عزیزم، باهاش حرف بزن.‬

‏‫عزیزم، باهاش حرف بزن. - نه، نه.‬

‏‫هرچیزی! مهم نیست.‬

‏‫حتی اگه نفهمه. - اون از گهواره خوشش نمیاد.‬

‏‫خب بهش بگو. ببین، می‌دونم این گهواره مسخره‌س‬

‏‫ولی برای ریفلاکسش عالیه!‬

‏‫بغلش کن. - اریک!‬

‏‫خسته شدم.‬

‏‫بیا بریم توی گهواره. - اون دوستش نداره!‬

‏‫چرا که داره.‬

‏‫بذار بیارمت تو گهواره...‬

‏‫خب درباره چی حرف می‌زنیم؟ شش، هفت ماه؟‬

‏‫اون آپارتمانی که برات فرستادم رو دیدی؟‬

‏‫نیکو، بگیرش.‬

‏‫آره، خوبه. ولی یه کم از بودجۀ ما بالاتره.‬

‏‫ولی خب...‬

‏‫بچه‌رو گرفتی؟ - همه چیز به سازماندهی بستگی داره.‬

‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫بگیرش!‬

‏‫بیا اینجا.‬

‏‫میشه صداشو کم کنی؟ - باشه.‬

‏‫تلاش برای خودکشی‬ ‏‫قبل از وحشتی که...‬

‏‫باشه، باشه...‬

‏‫ثبت‌نام حدود دو ساعت طول کشید،‬ ‏‫در واقع تقریباً تمومه.‬

‏‫و فرضیۀ قتل نوزاد،‬ ‏‫آلیس اسپانت فرانسوی‬

‏‫تازه آزاد شده‬ ‏‫تحت نظر پلیس.‬

‏‫و همراه وکیلش،‬

‏‫دوباره برای بازجویی‬ ‏‫نزد قاضی تحقیق احضار شد.‬

‏‫در مورد موضوع دیگر،‬ ‏‫پدر بچه‌ها.‬

‏‫فعلاً اتهامی به او وارد نیست‬ ‏‫و ما نمی‌دانیم آیا او اعلام خواهد کرد...‬

‏‫خیلی گرمه عزیزم. اینو خاموش می‌کنم.‬

‏‫یا اینکه دلایل‬

‏‫این جنایت دوگانه را که‬ ‏‫هنوز آشکار نشده، توضیح خواهد داد.‬

‏‫آلیس اسپانت، تبعه فرانسه‬ ‏‫ده سال است که در اسپانیا زندگی می‌کند،‬

‏‫و پنج سال آخر را در بارسلون بوده.‬

‏‫خیلی‌ها درباره همسایه‌شان کنجکاو هستند‬ ‏‫که تنها و منزوی توصیف شده،‬

‏‫اگرچه در برخوردهای کوتاه خوشایند بود.‬

‏‫آدم عوضی.‬

‏‫املت!‬

‏‫در این شهر است که‬ ‏‫او دوقلوها را به دنیا آورد‬

‏‫که فردا ده ماهه می‌شدند.‬

‏‫اگر مادرشان غرقشان نکرده بود‬ ‏‫در وان حمام.‬

‏‫قربانیان این تراژدی‬

‏‫که محله آرام ماتادپرا را‬ ‏‫تکان داد.‬

‏‫فصل دوم

‏‫آه عزیزم، تو چطور اینجا اومدی؟‬

‏‫آه، جنین،‬ ‏‫یادته‬

‏‫حتی تو خواب هم‬ ‏‫تو حالت صلیبی هستی.‬

‏‫او اصلاً مشکلی نداره.‬ ‏‫حالش کاملاً خوبه.‬

‏‫فقط یه کم رفلاکس داره.‬

‏‫که وقتی اینقدر کوچیک هستن‬ ‏‫خیلی طبیعیه.‬

‏‫شیرش هیچ مشکلی نداره،‬ ‏‫باور کن.‬

‏‫و برای حل این قضیه رفلاکس‬ ‏‫هیچ مداخله‌ای نیست؟‬

‏‫خوندم که گاهی وقتا لازمه‬ ‏‫پیلور رو ببندن.‬

‏‫البته در مورد تنگی پیلور.‬

‏‫ولی خوشبختانه اینطور نیست.‬ ‏‫قبلاً در موردش حرف زدیم.‬

‏‫حالش کاملاً خوبه.‬ ‏‫یه بچه خیلی سالمه.‬

‏‫حالا می‌تونی لباس بپوشونیش.‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫سلام!‬

‏‫ما تو یه مرکز مراقبت مشترک هستیم. من آنا هستم.‬

‏‫آه، سلام.‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫و اینم گابی.‬

‏‫شما ماریا آگیره هستید، درسته؟‬

‏‫بله.‬

‏‫من طرفدار شما هستم.‬

‏‫یه طرفدار دو آتیشه!‬

‏‫- موجودی، عجب گنجی.‬ ‏‫- وای، ممنونم.‬

‏‫عاشقش شدم.‬ ‏‫در واقع عاشق همه چیزهایی هستم که می‌نویسی.‬

‏‫منو مجذوب می‌کنه.‬ ‏‫داستان‌های کوتاه، همه چیز.‬

‏‫وای، ممنونم.‬

‏‫می‌تونی تصور کنی...‬

‏‫بی‌صبرم تا به فران بگم...‬

‏‫خب، من دارم میرم...‬ ‏‫- بله.‬

‏‫چی می‌خری؟‬

‏‫من یه پنجره شکسته دارم‬

‏‫و دارم سعی می‌کنم درستش کنم.‬

‏‫اومدم این چیزای کوچیک رو بخرم‬ ‏‫که توی پریزها می‌گذارن‬

‏‫تا بچه‌ها انگشتشون رو فرو نکنن‬ ‏‫و برق نگیرتشون.‬

‏‫نمی‌خوام فراموش کنم، می‌دونی؟‬ ‏‫ممکنه هر اتفاقی بیفته...‬

‏‫نمی‌دونم چه ام شده‬

‏‫ولی از وقتی گابی به دنیا اومده‬ ‏‫همه جا خطر رو می‌بینم.‬

‏‫اون میخ‌ها رو اونجا می‌بینم‬ ‏‫و تصور می‌کنم داره اون‌ها رو قورت می‌ده.‬

‏‫خدا نکنه!‬

‏‫مدتیه به این فکر می‌کنم.‬

‏‫اخیراً هم اینکه متوجه شدم‬ ‏‫دوستِ دوستِ یکی از دوستام‬

‏‫تازه از دست دادش،‬

‏‫و بچه‌هاش رو غرق کرد.‬

‏‫اون‌ها رو کشت.‬

‏‫صبح بخیر.‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫حتماً تو یکی از اون روزنامه‌ها‬ ‏‫می‌تونی داستان رو پیدا کنی.‬

‏‫چه کنجکاوانه.‬

‏‫خب، پس تو مرکز مراقبت می‌بینمت؟‬ ‏‫راستش دفعه قبل ندیدمت.‬

‏‫فکر نکنم دیگه برگردم.‬

‏‫اینطور؟‬ ‏‫- نه. حالم خوبه.‬

‏‫اریک خوبه... ما هم خوبیم.‬

‏‫عالیه!‬

‏‫چقدر خوب. خوشحالم.‬ ‏‫چون بعضی وقتا دلم می‌خواد خودمو بکشم.‬

‏‫ماریا! دختر. خوبی؟‬

‏‫خجالت بکش! دفعه قبل تو تنها کسی بودی که نبود.‬

‏‫چرا به هیچ پیامی جواب نمی‌دی؟‬ ‏‫یه چیزی بگو، خواهش می‌کنم.‬

‏‫کی می‌تونیم اریک رو ببینیم؟‬ ‏‫هنوز هیچ عکسی ازش نفرستادی.‬

‏‫بوس بوس، خوشگله!‬

‏‫هیولای ماتادپرا‬

‏‫زن فرانسوی دو قلوهای‬ ‏‫ده ماهه‌اش را در ماتادپرا غرق کرد‬

‏‫قاتل نوزادان ماتادپرا‬ ‏‫قصد خودکشی هم داشت‬

‏‫بعد از کشتن بچه‌هایش‬

‏‫شوهر نمونه؟‬ ‏‫شوهر قاتل نوزادان از او حمایت می‌کند‬

‏‫آلیس اسپانت برای دومین بار‬ ‏‫تحت بازجویی قرار گرفت‬

‏‫دلایلی که مادر را به‬ ‏‫ارتکاب این جرم هولناک واداشت، نامعلوم است.‬

‏‫پرستار جوان می‌گوید: «فکر کردم‬ ‏‫همه‌شون خوابن.»‬

‏‫«دوست نداشت تنها باشه»‬

‏‫«شبیه یک مادر عادی به نظر می‌رسید».‬

‏‫قاتل نوزادان ماتادپرا‬ ‏‫بچه‌هایش را در حوله پیچید‬

‏‫بعد از غرق کردنشان در...‬

‏‫وان حمام.‬

‏‫نیکو. ببخشید.‬

‏‫می‌تونی بیای خونه...‬

‏‫همین الان، لطفاً؟‬

‏‫خب، عزیزم، گوش کن... اول آب داغ رو باز می‌کنی.‬

‏‫وقتی داغ شد، بین آب داغ و سرد‬ ‏‫تنظیمش می‌کنی.‬

‏‫نمی‌تونیم به کسی زنگ بزنیم بیاد‬ ‏‫شیرها رو چک کنه؟‬

‏‫من نمی‌تونم دو ساعت زودتر کار رو‬ ‏‫ترک کنم فقط برای اینکه به اریک حموم بدم.‬

‏‫پس مرخصی بگیر.‬

‏‫باشه، عزیزم.‬ ‏‫حوله کجاست؟‬

‏‫- لطفاً.‬ ‏‫- دقیقاً پشت سرت.‬

‏‫خیلی خوب شد.‬

‏‫اینجا تموم شد. خیلی تمیز.‬

‏‫خیلی خوشتیپ. پوشک‌ها کجان؟‬

‏‫- اون‌ها توی...‬ ‏‫- عزیزم، اینجا یه آشغال‌دونی شده.‬

‏‫از کِی انقدر مرتب شدی؟‬

‏‫- این‌ها هستن، نیکو.‬ ‏‫- ولش کن. اشکالی نداره.‬

‏‫اشکالی نداره، من این‌ها رو برمی‌دارم.‬

‏‫وای!‬

‏‫ببین اینو!‬

‏‫ببین مامان چیکار می‌کنه.‬ ‏‫می‌بینی چطوری مدیریت می‌کنه؟‬

‏‫خیلی خوبه. عالیه.‬

‏‫خب، الان بسته شده، درسته؟‬

‏‫آره، آره.‬

‏‫راستش، عزیزم،‬ ‏‫می‌تونیم یه کم حرارت رو کم کنیم.‬

‏‫هیچ حقوقی نمی‌تونه هزینه‬ ‏‫اتلاف انرژی این خونه رو جبران کنه.‬

‏‫بیا اینجا، رفیق.‬

‏‫رفیق! رفیق کوچولو!‬

‏‫نیکو.‬

‏‫اگه الان مرخصی بگیری،‬ ‏‫اریک پیش هر دومون خواهد بود.‬

Salve Maria subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left