There Are Monsters

There Are Monsters

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

There Are Monsters 2013
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2025-11-02
Elŝutoj: 36
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‏‫باشه، خیلی خیلی دستشویی دارم.‬

‏‫از صبح دلم گرفته.‬

‏‫بعضی از بزرگترین مردان زمان ما بهترین‬ ‏‫کارشان را موقع خوردن ساندویچ ماهی‬

‏‫انجام دادند.‬

‏‫مثل کی؟‬

‏‫ناپلئون.‬

‏‫ناپلئون؟‬

‏‫ساندویچ کروسان.‬

‏‫اون اینجوری غذا می‌خوره.‬

‏‫دقیقاً.‬

‏‫می‌دونی، وقتی دستش داخل اون چیز بود،‬ ‏‫داشت یه ساندویچ ماهی رو می‌قاپید.‬

‏‫ساندویچ ماهی.‬

‏‫کجا میری؟‬

‏‫بستنی.‬

‏‫بستنی؟‬

‏‫بابا، می‌تونی برام بستنی بگیری؟‬

‏‫منم می‌تونم یکی بگیرم؟‬

‏‫یه کم پول بدین پس.‬

‏‫میشه لطفاً برام بستنی بگیری؟‬

‏‫من بلوبری می‌خوام بگیرم.‬

‏‫آره، می‌تونم برات بستنی بگیرم.‬

‏‫می‌تونی برام بستنی بگیری؟‬

‏‫می‌تونی برام بستنی بگیری؟‬

‏‫مامان، می‌تونی برام بستنی بگیری؟‬

‏‫آره، حتماً.‬

‏‫براش نگیر، واسه منم نگیر.‬

‏‫آخرالزمان بیکنم کجاست؟‬

‏‫چی؟‬

‏‫این آخرالزمان بیکن نیست.‬

‏‫این چیزبرگره.‬

‏‫چه فرقی داره؟‬

‏‫شش تیکه بیکن.‬

‏‫هر چی که هست.‬

‏‫بازار تازه راه افتاده؟‬

‏‫می‌خوام از دستشویی‌شون استفاده کنم.‬

‏‫منم همینطور.‬

‏‫باشه، من باهات میام.‬

‏‫اینو پس می‌برم.‬

‏‫دارم آخرالزمان می‌سازم.‬

‏‫باشه.‬

‏‫آره.‬

‏‫آره.‬

‏‫هی.‬

‏‫هی، حالت خوبه؟‬

‏‫آه!‬

‏‫یه روزی تو کلاس یه نوار از یه یارو نشون‬ ‏‫دادن که این بیماری رو داشت.‬

‏‫و کاملاً یه آدم طبقه متوسط بود.‬

‏‫منظورم اینه، زن، بچه، یه خانواده، کاملاً‬ ‏‫یه آدم معمولی بود.‬

‏‫دکتر عکس عروسیش رو بهش نشون داد.‬

‏‫گفت: این کیه؟‬

‏‫مرده گفت: اون همسر منه.‬

‏‫دکتر یه عکس دیگه بهش نشون می‌ده،‬

‏‫همون دختر، باز هم همسرش.‬

‏‫اون گفت: این کیه؟‬

‏‫مرده گفت: این همونیه که اونو‬

‏‫بعد مرده دست دکتر رو گرفت،‬

‏‫و گفت: امیدوارم تو عمرت هیچ‌وقت‬

‏‫دکتر گفت: چه حقیقتی؟‬

‏‫مرده گفت: حقیقت اینه که هیولاهایی‬

‏‫وجود دارن و دارن میان سراغمون.‬

‏‫واقعاً وقتی شلوارشو می‌کشید پایین،‬

‏‫یعنی واقعاً آلتش شبیه یه قوطی نوشابه بود.‬

‏‫نه، یعنی واقعاً عین، آره.‬

‏‫شبیه یه بشقاب پای بود، ولی مسخره بود.‬

‏‫میگم همه همینجا درش بیاریم و این‬

‏‫من از آلت تناسلی‌ام برای هدایت ترافیک در‬

‏‫واقعاً می‌خواید الان همه خجالت‌زده بشید؟‬

‏‫می‌تونیم کل روز اینطوری حرف بزنیم،‬

‏‫من آلت تو رو از سال پیش دیدم.‬

‏‫خیلی، خیلی درازه.‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫ولی خیلی نازکه، شبیه شلاقه شیرین‬

‏‫شبیه چی؟‬

‏‫شلاق شیرین.‬

‏‫گمشو بابا.‬

‏‫اون قارچ کوچیکی که اون پایین داری رو چی‬

‏‫نه بابا، آلت من فوق‌العاده‌ست.‬

‏‫هر کی دیده فکر می‌کنه فوق‌العاده‌ست.‬

‏‫راستش نه.‬

‏‫اوه خدای من، اینو نگاه کنین.‬

‏‫پس اینو چی بهش می‌گی؟‬

‏‫پشت صحنه.‬

‏‫پشت صحنه.‬

‏‫یکی، دو تا، سه تا.‬

‏‫سه تا دوربین.‬

‏‫بزن بریم مرد، این یه مستند چند دوربینه است.‬

‏‫مستند چند دوربینه.‬

‏‫این فقط سفر جاده‌ای هست.‬

‏‫شما هنوز فیلمبرداری رو شروع نکردین.‬

‏‫چرا باید سفر جاده‌ای رو فیلم بگیریم؟‬

‏‫بهترین اتفاق‌ها توی سفر جاده‌ای میفته.‬

‏‫پس اساساً فلسفه‌ات اینه: حجم، حجم، حجم.‬

‏‫آره، کاملاً.‬

‏‫دانش‌آموز به خوبی معلمشه.‬

‏‫کاملاً درسته.‬

‏‫صد در صد موافقم.‬

‏‫خب کی اوله؟‬

‏‫معلمه.‬

‏‫آره، معلم، بعدازظهر دندونپزشک، و صبح بانک.‬

‏‫و لینکی که فرستادم رو دیدی؟‬

‏‫صبح ایمیلت رو چک نکردی.‬

‏‫ما دو دقیقه دیگه آماده کلاس بودیم، پس بیا تو.‬

‏‫خب، پیدا کردن مسیر دانشگاه برام یه کم گیج‌کننده بود.‬

‏‫در اصل، مردم واقعاً مهربان بودند.‬

‏‫استادها عالی بودند.‬

‏‫اونا اونجا بودن تا من انتخاب‌های درست رو بکنم، کمکم کنن برنامه درست رو‬

‏‫پیدا کنم.‬

‏‫واسه همین اومدم اینجا.‬

‏‫پس داری درباره رشته صحبت می‌کنی.‬

‏‫دقیقاً.‬

‏‫میشه یه میلیون مایل فیلم فرعی گرفت، ولی ترکیب‌بندی مصاحبه‌هاست‬

‏‫که ما رو میخواد بفروشه.‬

‏‫نه بابا، ترکیب‌بندی رو ول کن.‬

‏‫ما فقط میریم اونجا و اجازه میدیم جادو اتفاق بیفته.‬

‏‫آره، حتماً جواب میده.‬

‏‫اینو ببین.‬

‏‫برگ‌های سیاه از یه خورشید سیاه که هیچوقت غروب نمی‌کنه.‬

‏‫تو دفتر خاطرات داری؟‬

‏‫می‌دونی کی دفتر خاطرات داره؟‬

‏‫خفه شو مرد.‬

‏‫من که چیزی نگفتم.‬

‏‫از چشم‌هات معلوم بود.‬

‏‫وای، چقدر عجیب بود.‬

‏‫تمام تابستون کجا بودی؟‬

‏‫مشغول مدرسه و کار؟‬

‏‫آره، همه چی خوبه؟‬

‏‫خوبه.‬

‏‫خوب، خوبه.‬

‏‫سلام بچه‌ها.‬

‏‫سرم تو ماشین گیر کرده بود.‬

‏‫من آویزونش نکردم.‬

‏‫کجا گذاشتیش؟‬

‏‫توری، دارم با تو حرف می‌زنم.‬

‏‫خیس نیست.‬

‏‫معلومه که خیسه.‬

‏‫سر خیابون پنجمه.‬

‏‫نه، اون یکی رو نمیگم.‬

‏‫نه، این خروجی اینجا.‬

‏‫اونا کجان؟‬

‏‫چون اگه اون خروجی رو بری، باید تا آخر بری به سمت چپ.‬

‏‫چپ.‬

‏‫پس امشب کجا می‌مونید؟‬

‏‫آه، یه مسافرخونه.‬

‏‫ما تو ون اونا می‌مونیم.‬

‏‫نه، مسافرخونه.‬

‏‫اونا پول کافی برای یه اتاق بهمون دادن.‬

‏‫برای یه اتاق؟‬

‏‫شماها همه‌تون بیاین پیش ما.‬

‏‫خب، بیاین دیگه.‬

‏‫الان فقط چهار نفر توی تخت جا می‌شیم.‬

‏‫جا باز می‌کنیم.‬

‏‫بیا دیگه، کلر.‬

‏‫چی میگی؟‬

‏‫نه، فکر نکنم.‬

‏‫فکر کنم اون روزا تموم شد، توری.‬

‏‫آماده، آماده، آماده، آماده.‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫آره، اصلاً مهم نیست.‬

‏‫از زیر دستم در رفت.‬

‏‫قرار بود از مدرسه زنگ بزنی.‬

‏‫آره، تلاش خوبی بود.‬

‏‫سلام.‬

‏‫باور کن، متوجه شدم.‬

‏‫بسیار خب، حرکت کنیم.‬

‏‫خب، باید راه بیفتیم؟‬

‏‫دوستتون دارم.‬

‏‫عزیزم، مطمئن شو کیف پولت واقعاً توی حسابت باشه.‬

‏‫وایسا، وایسا.‬

‏‫ممنون جودی.‬

‏‫عالیه.‬

‏‫آره، بهش میگن عشق، تری.‬

‏‫حالت موهات بهم ریخته؟‬

‏‫اوه، شاید.‬

‏‫تلفنت همراهته؟‬

‏‫آره، همراهمه.‬

‏‫دوستون دارم.‬

‏‫شما دو نفر دارید میرید؟‬

‏‫تقریباً بزرگ شدن.‬

‏‫مثل یه پیرزن.‬

‏‫یا آرماگدون.‬

‏‫مزخرفه.‬

‏‫مزخرفه.‬

‏‫تو عاشق آرماگدونی.‬

‏‫تو یه طرفدار مخفی آرماگدونی.‬

‏‫عشقت به آرماگدون رو انکار نکن.‬

‏‫درسته.‬

‏‫باشه، باشه.‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫چی نداره؟‬

‏‫کابوی داره.‬

‏‫سفینه‌های فضایی داره.‬

‏‫اون یار گنده‌هه از مسیر سبز رو داره.‬

‏‫می‌خوای بدونی چرا من اون فیلمو دوست دارم؟‬

‏‫چهار کلمه.‬

‏‫باشه، آهسته، اسلوموشن، خم شدن، افلک.‬

‏‫خب، دیگه چی باید بگم؟‬

‏‫می‌دونی چی دیدم؟‬

‏‫تو هم خوشت میاد.‬

‏‫فیلم «زنگ غواصی و پروانه» رو دیدی؟‬

‏‫خیلی زیباست.‬

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left