La unuaj 200 linioj.
پول رو منتقل کردم. آمادهای؟
آرهههه!
سلام - سلام -
ممنون که این کار رو کردین. این عروسی منو خسته کرده.
شرط میبندم... برنامه دستتونه؟ - برنامه جادویی؟
پس این چه جور عروسیایه؟
یه عروسی سنگین و خوشبو تا ابد!
«پیچیده»
بیا ببین، این همون جنسیه که لَس خواسته بود، یه مقدارش هم...
امیدوارم حالا خوشحال باشی!
و در آخر، دوست فوقالعادهی من.
شما دو نفر دارید یه غذای خوشمزه میخورید در حالی که من دارم خودم رو به کشتن میدم.
چی میخوای بگی؟ - یه چیز کوتاه -
قبوله، به شرطی که شورتت رو بپوشی و از اون داستانای احمقانه مشروب نخوری.
پس در مورد دیدن والین نباید چیزی بگیم؟
نباید چیزی در موردش بگیم. یه گفتگوی خوب و بیدردسر بود.
ولی سرگرمکنندهست و به خاطر همینه که بهم میگه...
شاید یه روز قهرمان تیراندازی بشه. درسته؟
این سرگرمکنندهست. - نه، اینطور نیست. -
نظرت در مورد یه شوخی رکیک چیه؟ - یه شوخی رکیک؟ -
فقط بداهه میگم. - شانسی نداری! بزن بریم! تمرکز کن! -
در فاصله پنج کیلومتری. سه تا هدف خوب میخوام، برو.
شرط میبندم استرس داره.
سلام. - سلام... سفر چطوره؟ -
خیلی خوش میگذره! نوار ویدئوی منو آوردی؟
آره، آوردم. «وحشتناک به نظر میرسید، مارتین.»
کجا هستید؟ - وسط راهیم. -
هنوز از مرز رد نشدید؟ ببین... یه چیزی رو چک کردم.
اگه با این مشروب دستگیرت کنن... بهت میگن قاچاقچی.
بگو شوخی میکنی.
قبل از اینکه برید ما چکش کردیم.
نه، ما قبلاً این کارو نکردیم!
تلفنم شروع به زنگ زدن کرد. فکر کنم باتری داره تموم میشه.
آلو...؟
چی یادت رفت انجام بدی؟
کشوت رو چک کن.
چی...؟
هیچ جا پیداش نکردم. - متأسفم، من فقط شارژر رو آوردم. -
چی شده؟ - «چی شده؟» -
لَس چی گفت؟ - چیز خاصی نبود. -
اگه دستگیر بشیم میریم زندان؟
نه، لَس فقط استرس داره. - «مارتین، بهم قول میدی؟» -
آه، شروع نکن به غر زدن. میترسی؟
از پلیس میترسی؟ چون میاد و تو رو میگیره؟
بس کن!
...برگرد و روی مناظرهت کار کن. - میدونم! -
...مارتن...مارتن
ببین!
لعنتی!
حالا چی؟ - - فقط خونسرد باش
تو اون کسی هستی که باید خونسرد باشه!
صبح بخیر - - صبح شما هم بخیر -
تصادف شده و جاده الان بسته است
اگر مایل باشید می توانید از اینجا به چپ بپیچید
خیلی نزدیک است، به ... پمپ بنزین قدیمی می رسید
و از آنجا به راست بپیچید . از زیر این جاده خارج می شوید
یک پیچ کوچک است اما خیلی در وقت شما صرفه جویی می کند
عالیه!
با احتیاط برانید - - ممنون -
ببخشید بابت فضولی، شنیدم که شما نروژی هستید
چرا از این جاده خاص استفاده می کنید؟
...چون رفت و آمد بین استکهلم و لیلهامر
از طریق اسلو برای ما سریعتر است
دلیلش این است که افراد زیادی مست از این مسیر می روند
اما شما که دیگر نمی خواهید جریمه شوید، اینطور نیست؟
نه...فکر نکنم
خوبه
موفق باشید - - ممنون -
می خواهی دستگیر شویم؟ - - آروم باش -
نوبت توست که برونی - - باشه! اما اول ما رو از اینجا ببر بیرون -
برو - - از پلیس می ترسی؟ -
برو - - باشه -
اینجا رو ببین!
...مارتن می خوام برگردم خونه
این ماشین های پارک شده رو چک می کنم
باشه
مخصوصاً اون یکی، خیلی مناسب به نظر میاد
نه اینو، اون مرکوری سفید رو ببین، ماشین رویایی منه!
پس اینو ول می کنیم
مطمئنی می خواهی اون آپارتمان رو بخری؟
ببخشید...یه گوشی جدید خریدم!
خوبه! تا جاده اصلی چقدر راهه؟
حدود 800 متر بعدش به راست بپیچ، راحته
مطمئنم پیداش می کنیم
برو...مارتن
ممنون - - خداحافظ -
حالت خوبه؟
صد در صد، اون مردی که ازم عکس گرفت رو دیدی؟
اون آدم بامزه!
نه، چندش آور بود!
انگار از شهرای دیگه هستن و شاید غریزی بود
لعنتی!
تو! چراغ رو اینجا بنداز
یه چیزی شده از وقتی که دستگیرمون نکردن
...واقعا! شاید یه پیامی از جانب خدا بود
در مورد اینکه چقدر احمقیم
هاهاها، این چیه؟
حالا چیکار کنیم؟
مارتین: حالا چیکار کنیم؟ - نمیدونم.
به چی فکر میکنی؟ - حتماً توی پمپ بنزین لاستیک دارن.
با امداد خودرو تماس بگیریم. - این چند ساعت طول میکشه.
احتمالاً یه شعبه محلی نزدیک اینجا دارن.
ده دقیقه طول میکشه تا به پمپ بنزین برسیم.
میخوای منم بیام؟ - نه، تو همینجا منتظر بمون.
حاملهای؟
تو مارتینی؟
مارتین، مسخرهبازی رو بس کن!
اینو براش میبرم. - باشه، هرچی تو بخوای.
زود باش. - باشه.
این دیگه چه کوفتیه...؟
سلام!
سلام!
(همه شونو بکش)
اون تو چیکار میکردی؟
ولش کن بره.
حواست باشه! - دست از عکس گرفتن از من بردار.
چه عکسی؟ - لینا، آروم باش.
آلارم تو فعال شد، باس.
اون منو دزدید، و اون به من حمله کرد.
داره راست میگه؟
اون به مارتین حمله کرد.
تو بهش حمله کردی؟
همونطور که گفتم، اون داشت منو میدزدید و اون به من حمله کرد.
بیا یه کم باهات حرف بزنیم، باس.
قبل از اینکه بحث کنیم، چرا آروم نمیشی؟
میخوای برسونمت به مرکز پلیس؟
متأسفم!
خوبه، ولی به من عذرخواهی نکن.
متأسفم.
ممنون بابت کمکتون. - خودتون به خودتون کمک کردید.
بابت چیزی که برداشتید پول دادید و عذرخواهی کردید!
حالت خوبه؟ - آره، حالم خوبه.
ببخشید.
گُنار داره حرف میزنه!
چی؟ کجا؟
فهمیدم!
تمومه!
نمیتونم کمکتون کنم آپارتمانتون رو پیدا کنید،
چون یه تماس دیگه گرفتم.
اما یه جعبه ابزار دارید. - مشکلی نیست.
اینم شمارهم، اگه چیزی لازم داشتید زنگ بزنید.
به هر دلیلی. - ممنونم.
موفق باشید. - مرسی.
اونجا چی شد؟
وقتی داشتم دستشویی میرفتم، یه عکس ازم گرفت.
دیدیش؟ - نه، ولی صدای موبایلشو شنیدم.
بذار بذار هذا الإطار - باشه!
نظرتك إيش رأيك نروح البيت؟
حالتت خوبه؟ - آره -
ولی ولن متوقف از فکر کردن به اون که دنبالمونه
نگران نباش من حواسم هست
اون چی بود؟
انگار یه نفری توی راه بود
نه، فقط برو شاید اون مرده بود از پمپ بنزین
نمیتونه زودتر از ما برسه اینجا!
الو؟
سلام!
سلام!
بهت آسیبی رسید؟ ...تو
«لینا»
چه خبره؟ - ...تو -
مارتین؟
چه اتفاقی افتاده؟
من از کجا باید بفهمم آخه لعنتی
گوشیات رو بده به من
قصد نداشتم بترسونمت و جاده دیگه بسته نیست
میتونید برگردید به اون جاده - ما یه دختر پیدا کردیم -
ما یه دختر پیدا کردیم!
وسط جاده وایستاده بود
...بذار ببینم
چیزی گفت؟ - هیچی -
اون نزدیک این جاده زندگی میکنه قبلاً هم اینجوری پیداش کرده بودم
حالش چطوره؟
مشکل اعتیاد داره، زیاد مواد میزنه و فرار میکنه از خونه
پیش پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکنه و اونا نمیتونن کنترلش کنن
ببخشید!
من «گونار» از پلیسم، نتیجهتون رو پیدا کردم
آره... دوباره
نه، حالش خوبه، من میبرمش خونه
به امید دیدار!
من الان میبرمش خونه
و متأسفانه! شما باید با من بیاید!
باید گزارش رو تکمیل کنیم
باشه!
من دارم میلرزم - ...مارتین -
«املاک روزتارب»
میتونی در بزنی؟
من بهشون گفتم
برو ببین در بازه یا نه
باشه!
«النور»؟
از این طرف!
سلام!
فقط شما پیداش کردین؟ - بله -
ببخشیدتون... اون همیشه داره فرار میکنه و ما نتونستیم
بذارم توی تختش؟ - میتونی؟ -
...فقط یه اشاره به من بده
...اون همیشه داره فرار میکنه
!و ما متوجه نمیشیم
...و همونطور که میبینی
No comments yet. Be the first to leave one.