The Looney Tunes Show

The Looney Tunes Show

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 2

Eldonaj informoj

The Looney Tunes Show 2011 S02E15 HDTV x264-EVOLVE
Komentaĵo de mamad
WwW.9Movie.ir - M0hammad

Etikedoj

HDTV
hdtv
x264
HD
Publikigita je: 2013-04-24
Elŝutoj: 32
Aŭdhandikapuloj: Yes

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 199 linioj.

سلام، آقاي داک ميخواين بازي کنين؟

بيرون مدرسه چيکار ميکني؟

تعطيلات بهاريه - تعطيلات بهاري؟ -

يه هفته مدرسه مون تعطيل ميشه

تو هيچوقت مدرسه نيستي چطور چيزي ياد ميگيري؟

يه هفته واسه کريسمس تعطيلين ... سه ماه واسه تابستون

و حالا تعطيلات بهاري دارين؟

تعجبي نداره که اين روزا کانادا داره ما رو ميکشه

خب، ميخواين بازي کنين؟

نه، نميخوام که بازي کنم من يه فرد بالغ ام

آدماي بالغ بازي نميکنن

هي، باگز ميخواي بازي کني؟

ميخواي به "آکوپولکو" بري؟

چي؟ - "آکوپولکو" -

يه هفته خوشگذروني زير آفتاب توي ساحل غربي مکزيک

داري چي ميگي؟ - تعطيلات بهاري -

تعطيلات بهاري واسه دانش آموزاست

چي، دانش آموزا تنها کسايي ان ... که لازم دارن برن حال کنن

و برن گردش کنن؟

من يه زندگي پر دغدغه دارم

من به تعطيلات بهاري نياز دارم

فراموشش کن يکي ديگه رو پيدا ميکنم که باهام بياد

يکي که باحال باشه کسي که خوشگذروني بلد باشه

دارم بهت ميگم آخر سر توي زندان مکزيک سر درمياري

ممنون، بابابزرگ يه کارت پستال برات ميفرستم

شب بخير

... اِه

چرا لباساي باکلاس پوشيدي؟

تابلوئه که، شب فيلمه

آره، اينجا بمونيم و يه فيلم ببينيم

اوه، فکر کردم که قراره توي يه فيلم بازي کنيم

اوه، کاشکي اينو قبل از اينکه اين فيلمنامه رو ياد ميگرفتم، ميدونستم

فقط يه هفته از کار مرخصي بگير

تينا، تو به تعطيلات بهاري بيشتر از هر کس ديگه احتياج داري

فقط واسه دانش آموزا نيست

باگز، اسپيدي، يوسمتي، مامان بزرگ، فاگهورن

تازمانيان، تينا

اينا همه شون بودن من دوست ديگه اي ندارم

سلام، پورکي

داري چيکار ميکني؟

دارم سعي ميکنم که يکي رو پيدا کنم که باهام به تعطيلات بهاري بياد

اووه، من ميام

اوه، ميدوني از کي نخواستم؟

اون يارو که واسه اداره پست کار ميکنه

کار دارم بايد قطع کنم

دوباره بگو اسم اين فيلمه چيه؟

"عنکبوت سياه"

خيلي خب، اون يارو آدم خوبيه يا بديه؟

... لولا، فيلم تازه شروع شده

و تو تا حالا صد تا سئوال پرسيدي

... خيلي خب، اين کاريه که ما ميکنيم

تو سه تا سئوال ديگه ميتوني بپرسي همين

اوه، اين يه موضوعه؟ فکر کردم که ميخواي وقتم رو تلف کني

عنکبوت سياه" کيه؟" - اونه -

چرا "عنکبوت سياه" صداش ميکنن؟

داري سئوالاتت رو خيلي سريع استفاده ميکني

... ببين، اون يه دزد جواهراته

و اون هميشه يه کارت ويزيت که يه عکس عنکبوت روشه جا ميذاره

واسه همين اسمش "عنکبوت سياه" ـه

... پس اون کيه - اين آخرين سئوالته -

بايد بدونم - باشه -

عنکبوت سياه" کيه؟" - تو همين الان پرسيدي -

اون دختره ست - اوه، نه نيست -

اون يارئه اون کاراگاهه

چي؟ - اون عاشق دختره ست -

پس تظاهر ميکنه که "عنکبوت سياه"ـه تا ازش مراقبت کنه

و در پايان بخاطر اون به زندان ميره

چطوري اين چيزا رو ميدوني؟

عنکبوت سياه" فيلم مورد علاقه ي منه"

من صد بار ديدمش همه ديالوگاش رو حفظم

خانوم، متاسفانه بايد از شما" "چند تا سئوال بپرسيم

از چي ميترسي؟" "من که گاز نميگيرم

"درباره ي دزدي از موزه چي ميدوني؟"

"کاراگاه، منظورتون چيه؟"

... نه، فکر نميکنم که عجيب باشه

که لوله کشم رو واسه تعطيلات بهاره دعوت کنم

خب، پس، ديگه فراموش کن که دوباره توالتم رو درست کني

و کلي چيزاي عجيب غريب اون تو گذاشتم

خب، همين بود من کس ديگه اي رو نميشناسم

پورکي چيه؟

... فقط ميخواستم بگم که کسي رو

واسه همراهي باهات به تعطيلات بهاره پيدا کردي يا نه؟

چرا، کسي رو ميشناسي؟

من

آره، خيلي خب

ايول

مگه اينکه اون يارو که توي رستوران چيني ها ... کار ميکنه

جواب تماسم رو بگيره اونوقت اونو ميبرم بجات

يادت مونده که لباس شنات رو بياري؟

آره

... چون ميخوايم کلي کنار استخر

وقت بگذرونيم

ضد آفتاب آوردي؟ بهت مياد که خيلي زود آفتاب سوخته بشي

اوه، اوه، عزيزم قراره که يه تعطيلات حسابي بشه

اين تعطيلات بهاري يه تعطيلات محشري ميشه

پورکي، ما ميريم که حال کنيم

قرار نيست که خودمون رو مهار کنيم ... قرار نيست که زود بگيريم بخوابيم

يا بيخيال اين يکي بشيم يا مواظب رژيم غذايي باشيم

ما قراره که مثل خوک وحشي بشيم

بهت برنخوره

چيه؟

فکر کنم اتو رو توي خونه روشن گذاشتم

فکر کنم که روشن گذاشتم

ميتونه باعث آتيش سوزي بشه

پورکي، بيخيال اتو رو روشن نذاشتي

اين بخاطر استرس ـه که اين حرفا رو ميزني

دقيقا واسه همين که به مکزيک ميريم

که همه چي رو بيخيال بشيم

خانومها و آقايون ممکنه يمقدار تلاطم در پيش داشته باشيم

پس کمربندهاي ايمني رو ببنديد

نميخواي که کمربندت رو ببندي؟

پسر، من توي تعطيلات بهاري ام

مجبور نيستم که قوانين رو رعايت کنم

آخ

دافي

اوه، اون رفته اون همه هفته نيستش

... اين ميشه هفت روز باشکوه

بدون اينکه يه ديوونه توي زندگيم باشه

باگز، به کمکت احتياج دارم

انگار که ناپديد شده

يعني، وقتي که از اينجا زدم بيرون ... به گردنم بود

و بعد وقتي که به خونه رسيدم نبودش

داري درباره ي چي حرف ميزني؟

النگو مرواريد مامانم

اوني که ديشب گردنم انداخته بودم گم شده

اوه، نميدونم چيکار کنم

همه جا رو گشتي؟ - آره، گشتم -

... خب، متاسفانه بايد به مامانت

بگي که گمش کردي

نميتونم بدون اينکه ازش بخوام قرضش گرفتم

اوه، پسر ... خب، پس بدم مياد که اينو بهت بگم

ولي، فکر کنم که بايد حقيقت رو بگي

راست ميگي

مکزيک

مرواريد مشرق زمين

من الان يه چيزي به ذهنم رسيد

فکر کنم که فر رو روشن گذاشتم

داري چي ميگي؟

امروز صبح قبل از اينکه از خونه برم بيرون ... بيسکويت درست کردم

و فکر کنم که يادم رفت که فر رو خاموش کنم

ممکنه که باعث آتش سوزي بشه

اول از همه ... کي قبل از اينکه

واسه يه هفته ميخواد شهر رو ترک کنه بيسکويت درست ميکنه؟

و دوما، ديگه نگراني بسه

ما توي تعطيلات بهاري هستيم

بيا سوار اتوبوس بشيم و مشکلاتمون رو فراموش کنيم

آکوپولکو"، داريم ميايم"

اوه، چه خواب شبانه ي خوبي بود

چقدر بد که تعطيلات بهاري فقط يه هفته ست

ميتونم به اين آرامش و سکوت عادت کنم

باگز، به کمکت نياز دارم

نيستش

از توي خونه ي خودم دزديده شده

احساس ميکنم که حرمتم رو شکستن احساس بي پناهي ميکنم

داري درباره ي چي حرف ميزني؟

النگوي مرواريد "پاتريشا" دزديده شده

دزديده نشده

يعني از کجا فکر ميکني که دزديده شده؟

چون دزده اينو جا گذاشته

"عنکبوت سياه"

تو بايد کمکم کني - من -

خب، من نميتونم پيش پليس برم

اونا به پاتريشا خبر ميدن و نميشه که بدونه که النگو نيستش

دلش رو ميشکنه

... نظري داري که ما چطور ميتونيم

عنکبوت سياه رو گير بندازيم؟

... اه

فکر کنم که يه فکري دارم

تو گفتي که حقيقت رو ميگي

گفتم، شش ساعته که دارم به اين موسيقي گوش ميدم

چيه اشتباهي دارم گوش ميدم؟

واقعا؟ عنکبوت سياه؟

من ترسيدم ... بايد يکم وقت تلف ميکردم

تا بتونم دنبال النگو بگردم

خيلي خب

ما بايد اون راهي که اون شب رفتي رو دوباره بريم

حالا بعد از اينکه خونه ي منو ترک کردي کجا رفتي؟

بهت گفتم مستقيم به خونه رفتم

نه، صبر کن من مستقيم به خونه نرفتم

واسه خريد ماست يخزده وايسادم

عاليه، احتمالا توي مغازه ي ماست يخزده گمش کردي

خب، نه لزوما اينطوري نيست ... چون وقتي که داشتم ماست يخزده رو ميخوردم

مخم بدجور يخ زد

پس خودم رو به بيمارستان رسوندم

پس شايد توي بيمارستان باشه

نه، من به بيمارستان نرسيدم گم شدم

معلوم شد که نميتوني با چشماي بسته به جايي برسي

وقتي که چشمام رو باز کردم ... جلوي سالن برنزه کردن

... 24ساعته پارک کرده بودم

پس، رفتم داخل و يه برنزه کننده ي خصوص مگا به بدنم زدم

پس ممکنه که توي سالن برنزده کردن باشه

خب، مگه اينکه توي محل تيراندازي باشه

بخاطر شکري که توي ماست يخزده بود ... فعاليت بدنم زياد شده بود

که فکر کردم که بايد به يه چيزي شليک کنم

پس همه شب به هدف هاي پرتابي توي کلوپ تير اندازي شبانه، تير ميزدم

اصلا به خونه رفتي؟

آره

بعد از اينکه واسه شنا شبانه رفتم

شناي شبانه؟

The Looney Tunes Show subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left