La unuaj 200 linioj.
.كالسكه رسید
.باورم نمیشه داری عصر کریسمس میری
فکر کنم تو واشنگتن بهم نیاز باشه .و باید به طوفان نخورم
.ما هم اینجا بهت نیاز داریم،بابا
مهمانی سالانه شام کریسمس که بدون تو صفایی نداره
. این یعنی تو میتونی بیشتر کیکی بخوری
.خب، خدانگهدار
.آستن، تا وقتی من نیستم مراقب خانم ها باش
.حتماً
و، پدر اجازه ی شما رو دارم
واسه امزاء نقشه های معمار برای خانه جدید؟
میخواد یه شیروانی دیگه اضاف کنه
بله البته اگه خودت صلاح میدونی
تو آقای اون خونه هستی اینطور نیست؟
.بله
.خب تا وقتی شما نیستی آقای این یکی هم میشم
...خب
بانو دیکنسون،هنوز داری گریه میکنی؟
.ادوارد دیگه اشکی برای ریختن ندارم
.فقط برای چند ماه میرم
همیشه برات نامه مینویسم تو هم برام بنویس
.دوست ندارم بنویسم
.هنوز یه نفر هست که از من خداحافظی نکرده
.امیلی
!امیلی
خب،من دارم میرم
ناراحت نیستی که دارم میرم؟
.نه
.ناراحتم چون در زمستان گُلی وجود نداره
.خب، وقتی من برگردم همه جا سبز و در حال رشد خواهد بود
.و تو خوشحال خواهی بود
.شاید وقتی برگشتی من اینجا نباشم
کجا میخوای بری؟
.خدانگهدار
.خداحافظ، بابا
.خداحافظ بابا
.همین الان دلم برات تنگ شد
بهتره شروع به پخت و پز کنیم اینطور نیست،خانم دیکنسون؟
.مهمان ها تا ساعت چهار میرسن
من میرم بخوابم- خواب؟-
.مادر، الان صبحه
.و قراره کلی مهمان بیاد
.بهشون بگو نیان
.داره بی خیال وظایف خانه دای میشه
.تا حالا اینطوری نشده بود
.یا خدا، آبرومون میره
جین و خانواده ی هامپفری برای شام میان
.و پدر و مادرمون اینجا نیستن
باید کنسل کنیم بچه ها ولی چطوری؟
.میتونیم بگیم من پوست درخت سمی خوردم
!دوباره
سلام همگی الان متوجه شدم خیلی دیر شده، من دیگه میرم
.مجبور نیستی بری
منظورم اینه که برای کریسمس برنامه ای داری؟
خب، شاید طنابی بافتم
.یا لوبیا های ژانویه رو کنسرو کردم
.اینا که برنامه نیست
.برای شام بمون
امیلی؟
کم بدبختی داریم ایشونم دعوت کردی؟
مگی رفته خونه پیش خانوادش .و مادر هم حتی پخت غاز رو شروع نکرده
.من غاز میپزم
شما؟- البته، چرا که نه؟-
.تمام غذا ها با من
.ولی از آشپزی متنفری
شوخی میکنه- تو که کار، خونه نمیکنی هیچوقت-
!یه بار بهم گفتی به پارچه پیش بند حساسیت داری
.راستش، از آشپزی بدم نمیاد
.فقط زیاد وقت نمیکنم انجامش نمیدم
وقتی زمان پیدا میکنم که در آشپزخانه باشم متوجه میشم که خیلی هم خوش میگذره
...پس، بن
می مونی؟
...اگه زحمتی- !عالی شد، بریم سراغ شام-
!چه کریسمسی بشه امسال
اینستاگرام @comedy_club_farsi
::..کانال تلگرام هوادارن هیلی استاینفلد..:: @HaileeSt_Team
"هنگامی که شوهر مهمان بیاورد و شما آماده نبودین"
...غذایی در پنج دقیقه میتوانید بپزید
"به شرط آنکه یک تکه برگ گوساله را آماده خیسانده باشین"
برگ گوساله یعنی چی؟
.معده ی گوساله کوچولو بعد از سلاخی شدن
.ایول، پس پودینگ میپزیم
کمک میخواین؟
نه،نه البته که نه مرد دیوانه آشپزی کار خانمه
.من آشپزی دوست دارم
.بیا
.بده من
میبینی؟ مرد هم باید تو آشپزخانه وقت بگذرونه
باشه منظورت رو رسوندی- ولی نه-
.حالا،لطفاً کنار آتش بشین و استراحت کن
میخوام بهت نشون بدم چه کدبانویی میتونم باشم
باشه،خل و چل- !هی-
.خدایا
.خیلی خب
چیکار میکنی؟- چی؟-
چرا اینطوری رفتار میکنی؟
چطور؟- مثل یه خانم کوچولوی خانه-
.شاید اگه تلاش کنم بتونم خانم خونه بشم
تو؟
.باید یه کاری کنم،سو
.دیگه نمیتونم تو خانه ی پدرم زندگی کنم
.خب، با بن که نمیتونی ازدواج کنی
چرا نه؟
!امیلی... اون مرد، زن داره
البته،درست میگین
زنش کجاست؟
نباید کریسمس با همسرش باشه؟
نمیدونم،شاید زنش مُرده- !امیلی-
میشه، به کارمون برسیم؟
.کلی جوز هندی داریم که باید پودر کنیم
.اگه نفهمم مادر استر کیه می میرم
.مشخصه که بانو ددلاکه
!آستن داستان رو لو نده
چی میخونین؟
خانه ی غم،خیلی قشنگه
منم دارم میخونمش،کدوم فصلی؟
بیست و پنج تو فکر میکنی چن تا فصل خواهد بود؟
...نمیدونم هرچی بیشتر بنویسه پول بیشتری بهش میدن پس
.من نمیخوام هیچوقت تموم شه
خدایا بن، فکر میکنی استر با آقای جارندس ازدواج میکنه؟
.خجالت بکش اون سرپرستشه
که چی؟ مردم همیشه با سرپرستشون ازدواج میکنن
.یا خدا
.من مثل استر هستم
خیلی شبیه همیم،دیوانه کنندس
هفته ی پیش گفتی مثل آیدا هستی- میدونم-
ترکیبی از آیدا و استر هستم- من میگم بیشتر مثل خانم ژلیبی هستی-
!آستن
.سلام
کریسمس مبارک،اولینا
.امیلی هستم
واقعاً؟- بله،بفرمائین، حالتون چطوره آقای کنکی؟-
خیلی خوبم- خوبه-
.اولین کریسمس بعد از مرگ همسرمه
...هر دو تا دخترم هم ازدواج کردن پس
.تنها شدم
.خب،خیلی خوشحالم می بینمتون
بفرمائین با شراب از خودتون پذیرایی کنین
!خانواده ی هامپفری آمده
چرا اینقدر مهربون شدی؟
.جین،کریسمسه خب
دیدار با شما مایه خرسندیه آقا و خانم هامپفری
کریسمس مبارک- و-
.این دوستمون از کانکرده، لوئیزا الکاد
لوئیزا می الکاد- خیلی خب-
خوشوقتم- لوئیزا یه نویسنده ـست که کاراش چاپ شده-
جدی؟ کارتون چاب شده؟
بله اولین کتابم منتشر شده
اسمش هست افسانه های گل
.خوب فروخته
سی و پنج دلار- وای-
لوئیزا لازم نیست به مردم بگی دقیقاً چقدر درامد داری
چرا که نه؟ واسه پول اینکارو کردم
خیلی خب، بریم یکم خوردنی بزنیم
خوردنی
مادر کجا هستن؟
.طبقه ی بالا
.خب،برو بیارش عزیزم
مامان،همه اومدن میشه بیای پایین؟
.بدون پدرت کریسمس رو جشن نمیگیرم
.بهش نیازی نداریم،مادر
بدون اون طوریمون نمیشه- اینو به دردم بگو-
.داری میری شمع ها رو فوت کن
امیلی،عزیزم کریسمس مبارک
کریسمس مبارک خاله،لیوینیا خیلی زیبا شدین
افتخار میکنم اسمم از روی شما گذاشته شده خیلی خوبی شما
.به تازگی از سفر به اسپانیا برگشتم
.مردای اسپانیایی خیلی چهار شونه هستن
.چون خیلی گوشت میخورن
.منم گوشت زیاد میخورم
عه؟
.سلام
جوزف اومدی- چطوری جیگر؟-
بقیه ی خانواده کجان؟
تو خونه،مثل هر کریسمس سمت هم بشقاب پرت میکنن
.مادره استر
دیگه چطور میشه توضیح داد
اون ارتباطی که بار اول که هم رو دیدن احساس کردن؟
اسناد رو نمیشه ندید گرفت- شما خانه ی غم رو میخونین؟-
همچین رفتیم توش که بیرون نمیایم- منم-
جایی هستم که کدی و پرنس تورویدراپ
...قراره عروسی- نه جون خودت داستان رو لو نده-
میبینی؟ باید همچین چیزی بنویسم
چیزی که مردم از خوندنش دست نکشن
.اینطوری پول خوبی توشه
لوئیزا- جین جداً چی میگی؟-
خانواده من بی پول هستن
پدرم گند زد به پولمون رو مزرعه اشتراکی
باید فکر درآمد باشم و به بچه ها آموزش دادن رو دوست ندارم
.نه کار خوبی نیست
.متوجه ام
جین گفت تو هم مینویسی
آره، یه جورایی
.چاپ نشدن
.من میتونم کمک کنم
سعی کردی با اسم مرد چاپش کنی؟
آره،یه بار
.خوب پیش نرفت
خب،باید با هم حرف بزنیم
میخوای قبل از ناهار بریم بدویم؟
No comments yet. Be the first to leave one.