Taylor Tomlinson: Quarter-Life Crisis

Taylor Tomlinson: Quarter-Life Crisis

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Taylor Tomlinson Quarter-Life Crisis 2020 1080p WEB x264
Komentaĵo de soheil_HAIZ
instagram @comedy_club_farsi

Etikedoj

web
x264
1080
Publikigita je: 2020-03-13
Elŝutoj: 36
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

تیلور تاملینسون

بحران های یک چهارم-زندگی

خانم ها و آقایان خوش آمد بگین به تیلور تاملینسون

وای! امیدوارم دوست پسر سابقم اینو ببینه، ممنون

خدای من خیلی ممنون که اومدین

این عالیه، چطوری؟ خوب؟

باشه، شرمنده خیلی نامردی بود

خیلی آدم اینجا هست نمیخواستم اینطوری تنها گیرت بندازم

متنفرم اگه یکی این کارو با من بکنه

من خیلی درونگرا هستم شما هم هستین؟

داشتم امتحان ـتون میکردم ...همتون رد شدین

!اگه درونگرا بودین که اینطوری جیغ و دست و هورا نمیکردین

یه درونگرای واقعی بیرون پارک کرده و میگه

"ارزش رفتن داره؟ من که نمیدونم اون کیه"

من تا این حد درونگرا هستم جدیداً یه آمار خوندم که میگفت

در هشتاد درصد موارد قتل

.قاتل کسی بوده که قربانی اونو میشناخته

.وقتی اینو خوندم، خیالم راحت شد

گفتم، خدارو شکر، نمیخوام هم کُشته شم هم با یه آدم جدید آشنا شم

این واسه یه جمعه زیادیه

.هم چاقو فرو بره توت هم آشنا شی با طرف

فقط منو پرت کن تو رودخونه !دیگه خودتو معرفی نکن، جف

.خوشحالم که حال همه ـتون خوبه

.منم بد نیستم

تو نیمه های دهه ی بیست سالگی هستم !و دیگه به اینجام رسیده

.خدایا، حالم از بیست سالگی به هم میخوره

بدم میاد وقتی مردم میگن از این دهه باید لذت برد

اصلاً حال نمیده ده سالیه که از خودت میپرسی

"بزرگ میشم درست میشه؟ یا اینکه مشکله؟"

این یه فازه یا یه شیطان؟ باید بدونم

من باحالم یا باید برم مشاوره؟

.یکی کمک کنه

و مردم ناراحت میشن وقتی .من از جوان بودن گلایه میکنم

یه زن بعد از برنامه اومد پیشم اعصاب هم نداشت، گفت

"باید از این دوران زندگی لذت ببری

چون یه روز مثل من خانواده دار میشی

"و دلت واسه این روزا تنگ میشه

گفتم بچه هاتو کجا چال کردی؟ !خدا به دادمون برسه

فقط دارم میرم سوار ماشینم شم !روح کریسمس آینده

و اگه شما هم نشستین و میگین "تیلور باید شاکر باشی، من دلم واسه بیست سالگی تنگ شده"

نه دلت تنگ نشده، چیزی که دلت براش تنگ شده اون دوران از زندگیه که

مسئولیت های زیادی نداشتی چون اصلاً کسی ازت انتظار نداشت

ولی یادته چرا کسی ازت انتظار نداشت؟

.چون خیلی خر بودی

اینو همه درباره ی دوران بیست سالگی فراموش میکنن، تو آشغالی

.آشغال خوش اندام، ولی هنوزم آشغال

شما هیچ درک و غریزه نداری شما نمیتونی تصمیم بگیری، فقط اشتباه میکنی

واسه همین تو بیست سالگی رو فرمی و لاغر

.چون هنوز دل نداری که بهش گوش بدی

هیچ حس بدی این تو نیست که بگه

"هی، شاید بهتر باشه با یه دی جی قرار نزاری

"اونم دوباره

.هیچ کسی از من انتظار نداره کاری کنم

میگم "ننه، من برای مهمونی چی بیارم؟"

اونم میگه دستمال کاغذی، از پسش بر میایی؟

.این بار خشک باشه

...اگه روش نوشته باشه استارباکس، یه بلایی سرت میارم تیلور

"برو فروشگاه بخر، اینقدر عید پاک رو خرابش نکن

خیلی دارم رو خودم کار میکنم

باید تو بیست سالگی رو خودت کار کنی، اگه نکنی وقتی که سی سالت بشه

تمام بخش های آشغال شخصیتی ـت کنسرو میشه

.بعد میشه کسی که واقعاً هستی

بیست سالگی این فرصت رو بهت میده که از آب گل آلود ماهی بگیری قبل از اینکه روش یخ بزنه

عه، اون چیه؟ وابستگی متقابل؟

مشکلات پدری؟ خیلی خب بهتره همه ـشو جمع کنم

چون زمستان در راهه"

تو پنج سال گذشته خیلی رو خودم کار کردم

.دیگه با بازنده ها قرار نمیزارم، یکم طول کشید

آره، ممنون

.ممنون

.هیچ کمپ ترک اعتیادی براش نیست، فقط حامی مالی

ترک بازنده ها خیلی سخته بازنده ها مثل سیگار می مونن

یکی ـش گوشه ی لبت باشه حس میکنی خیلی باحالی، ولی همه دور و برت

"میگن، ما برات ناراحتیم

"این کارو دور و بر بچه های من نکن

همه ی دوستام میگن "تو یه مرد میخوای که کار و ماشین داشته باشه"

منم میگم، آره ولی بعدش باید با زنش سر و کله بزنم خیلی ناجوره

منم سعی میکنم همراهه بهتری باشم همیشه خیلی عالی نبودم

با یه پسر به مدت چهار سال هی رابطه ـمون قطع و وصل میشد

باهاش به هم میزدم، باز برمیگشتیم پیش هم باهاش به هم میزدم، دوباره برمیگشتیم پیش هم

من اون دختری بودم که تعطیلات نمیتونستی ببری خونتون

چون چی میخواستی بگی؟ مامان، بابا

ایشون همون درسی هست که .انگار نمیتونم یادش بگیرم

"زیادی وابسته نشین

اون و من به هم زدیم چون به من خیانت کرد

...البته تو سرم، و من نمیتونستم

شرمنده، اگه عاشقمی این بالا هم از این کارا نمیکنی

.تو همچین شرایطی خودت رو قرار نمیدادی

من خیلی از این مقالات" بهت خیانت میکنه، رو خوندم

تا حالا خوندین؟ همه ـش یه جوره

عه، برات گل خریده؟"

.حتماً عذاب وجدان گرفته

عه، صدات کرد"عزیزم؟

.اسم ـت یادش رفته

با خانواده ـت مهربونه؟

"با مامانت خوابیده

اون به من خیانت نکرد ولی یه کار عجیب میکرد

بهم خبر میداد هر وقت یه دختری باهاش لاس میزده

می اومد و میگفت "عزیزم، میخوام بدونی که"

...یه دختره تو استارباکس میخواست بهم شماره بده، پس"

منم میگفتم، عجب

الان میخوای من چی بگم؟ بزنم قدش؟

...بگم، ایول داداش، برو تو کارش

میخوای حسودی کنم؟ میخوای بشم بتمن؟

بگم" اون کجا ـست؟ چی بگم؟

اونم میگفت، نه میخواستم با تو رو راست باشم چون عاشقتم

اینکارو میکنم باهات رو راستم

منم گفتم" نه نیستی

تو میخوای من بدونم که تو دست رد به سینه ی یه دختر دیگه زدی

"به خاطر اینکه بهم خیانت نمیکنی میخوای تشویق شی

انگار الان باید برات غش کنم یا همچین چیزی

"خدای من، عزیزم

به ابتدایی ترین شرایط توافق ـمون احترام گذاشتی؟

"من خیلی خوش شانسم، این مثل داستان پریا می مونه

هیچوقت درک نمیکردم تیلور سوئیفت تو آهنگ هاش چی میگه،ولی الان میفهمم

...خیلی ممنون، میدونم دختر همینجوری ریخته"

من به سازمان هواپیمایی جنوب غربی تبدیل شدم "میدونم گزینه های زیادی برای پرواز داری"

"ولی ممنون که با ما پرواز میکنین، چیز دیگه ای نمیخواین؟

عصبانی میشدم میگفتم میدونی واسه من چقدر راحته

که بهت خیانت کنم؟ میدونی من چن تا سوراخ دارم؟

این تیکه پنیر سوییسی رو ببرم یه دور بزنم

"کارت تمومه، رفیق

.آره

حتی تلاش هم نمیخواد بکنم فقط دستم رو بلند میکنم

تو فروشگاه والمارت یا تو رستوران دنیس پاهامو باز کنم

"اونموقع دیگه کار تمومه، فهمیدی؟

!اینطوری" بوم بیاین به خط شین پسرا

"مامانی یه نکته داره که ثابت کنه

دلیل اصلی اینکه با هم، به هم زدیم دلیل به هم خوردن خیلی از روابطه

دیگه اون اندازه ای سکس نداشتیم

که باعث شه فراموش کنیم، چقدر مشکل داریم

.آره، عشق کوره

...شهوت هم هلن کلر "هلن کلر نویسنده آمریکایی که نابینا و ناشنوا بود"

دیگه تو همچین شرایطی نبودیم و سخت شد

چون من تمایل زیادی به سکس دارم

نه خیلی زیاد نه از اونا که میگن، تو ایستگاه اوتوبوس یکی تور میکنم

ولی اگه دوستت داشته باشم

.اسهال هم داشته باشی خبری نیست

تو همچین اوضاعی هستیم

"شکمت درد میکنه؟ به درک، فشار بیار من میخوام بهت نزدیک شم"

از نظر ذهنی فشار بیار نه بدنی، گند کاری نکن

این جوک باعث میشه فکر کنین خیلی باحالم که البته من زیاد باحال نیستم

من فقط با دو نفر سکس داشتم اگه مسیحی باشین میشه چهار نفر

.خیلی خفن نیستم

.اصلاً

من سکس یه بار مصرف دوست ندارم همه دوستام میگن

"نمیدونی خوشت میاد یا نه چون امتحان نکردی"

همچنین پنیر بز هم تا حالا نخوردم ولی میدونم قیافش اصلاً خوب نیست

یه جوراییه بهش اعتماد ندارم

یه دوست دارم که میخواست با این بحث منو قانع کنه

گفت باید امتحانش کنی تیلور چون هیچی قدرتمند تر از این نیست

که با یه پسر سکس کنی، و ولش کنی بری منم گفتم

"خوب به نظر میاد ولی نمیدونم

تا حالا تلاش کردی کاری کنی که مادر پسره

"تو رو بیشتر از پسرش دوست داشته باشه؟

.به این میگن قدرت

...من هنوز با شیلا حرف میزنم، پس

هشت سال از پسره خبری ندارم

ولی هر کریسمس مادرش پیام میده "دلم برات تنگ شده"

وقتی بزرگ میشدم خیلی ازش ترس داشتم

از سکس میترسیدم فکر میکردم توش خوب نباشم

حالا که بزرگ تر شدم میفهمم تو سکس خوب بودن خیلی راحته، نه؟

تنها کاری که باید بکنی اینه که با اشتیاق یه کودک انجامش بدی

...فقط هر چی بود بکن تو دهنت

اگه دستت بهش میرسه و جا میشه، بکنش همونجا

...فکر کن چهار سالته، و اونم از جنس لوگو اسباب بازی

.پیچیده نیست

من خیلی مذهبی بزرگ شدم

بنابراین به من توصیه شد که از مصرف مواد و الکل و سکس و کلاً لذت بردن خود داری کنم

...و

پرهیزکار بودن به وقتی گفته میشه که برای سکس تا ازدواج صبر کنی

به ما میگفتم "امن ترین سکس، نداشتن سکس"

مثل این می مونه که بگی "امن ترین سفر، کتابه"

وقتی من دختر دار بشم

مطمئن میشم که تو دوران دبیرستان پرهیزکار باشه

و احتمالاً قبل از اون تا وقتی توش هستیم، چون

وقتی من جوان تر بودم و پرهیزکار سکس نداشم

ولی یه چیزای دیگه ای با من انجام میشد و نمیدونم، میدونین یا نه

ولی همون چیزای دیگه برای خانم ها تو سکس بهترین بخشه

پس اونموقع که دوستام سکس میکردن من تنها کسی بودم که واقعاً ارضا میشدم

.آره

.نمیتونستم باور کنم وقتی فهمیدم

دوستام میگفتن آره من و چد سکس کردیم

...ولی من هیچوقت و منم اینطوری شدم

قراره بری جهنم اونوقت حتی تموم هم نشده بوده؟

"برات دعا میکنم

اولین باری که تلاش کردم بکارتم رو از دست بدم خطا رفت

واسه شما هم اتفاق افتاده؟

از نظر فیزیکی منظورم نیست، خر که نیستم

"نمیدونم اون باید کجای این بره اینطوری نبود

...اتفاقی که افتاد این بود

من صبر میکردم تا ازدواج یا تا وقتی که مسیح برگرده

چون میگفتم" بابام از اون خوشش میاد، نه؟

صبر کردم، صبر کردم، صبر کردم

و بالاخره سعی کردم با دوست پسر دانشگاهم سکس کنم و اونم گفت

"نه، ممنون"

که خیلی غیر منتظره بود

...هیچکسی

هیچ کس به من نگفت که انتظار رد جنسی به عنوان یک زن داشته باشم، کسی تو رو آماده نمیکنه

دختر که باشی از همون موقع که شروع به راه رفتن میکنی همه میگن

Taylor Tomlinson: Quarter-Life Crisis subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left