La unuaj 200 linioj.
اين سريال برگرفته از اتفاقات واقعي است. هرچند ،برخی صحنهها، شخصيتها، اسامي، مشاغل، وقايع مکانها و حوادث، بنا بر اهداف نمايشي، ساختگی هستند
!آمادو کاریو فوئنتس
!ارباب آسمانها
چه شیک، مادر قحبه
سر به سرم نذار - لعنتی، دیوث -
برادرِ کوچیکـته؟ - آره، آلوارو -
بیا اینجا، پسر جون
تو رو هم بغل میکنم - جناب -
در چه حالی؟
۳۲۰میلیون یهجورایی خوبه
اینجا بوی وزارت خزانهداریِ کوفتیِ آمریکا رو نمیده؟
این نصفه مال توئه - جدی؟ -
یادت نره - خیلیخب. پس، خوب وقتی اومدیم -
سهشنبه هم یه روزی مثل بقیهی روزهاست، پاچو خودت میدونی چطوریه دیگه
مادر قحبه
بیا بریم خونه - بریم -
خیلیخب. پسرجون، مارگاريتا دوست داری؟ - البته که دارم -
خوبه، چون برات مارگاریتا دارم
درب و داغونت میکنه
به مکزیک خوش اومدی، مادرقحبه
بزن بریم
پولها رو بردار و هواپیما رو نابود کن
» زیرنویس از علی اکبر دوستدار و محمد « ✅ Ali99 & mr67 ✅
،اولاً، من و سناتور مارتین میخوایم بابت استقبالتون
از شما تشکر کنیم، جناب سفیر
ولی، باید بدونید توی واشنگتن چه خبره
مردم کنجکاون بدونن ما این رو میبریم یا نه
و بعنوان اعضایِ ارشد ،کمیتهی تخصیص بودجه
اون سؤالات به ما ارجاع داده میشن
حالا، همه به کاری که شما برای زمین زدن اسکوبار انجام دادین، مفتخرن
و خصوصاً ملاقات با شما باعث افتخاره، مأمور پنیا
،اما کوکائین همچنان به شمال سرازیر میشه و برای مردم آمریکا سؤاله که
کلمبیاییها مثل ما علاقه به مواجههی مستقیم با این تهدید رو دارن یا نه
همکارمون، سناتور هلمز، با زبان و لفظ شدید الـلحنی در مورد اونا اظهار نظر کردن
ولی ما میخواستیم بیایم اینجا و حقیقت رو از زبون خودتون بشنویم
مستقیما ببـینیم چی در خطره
ببینیم چطوری و... اینکه آیا میتونیم تمامِ حمایتهای لازم رو ازتون بکنیم، یا نه
،حالا که سناتورها اینجا هستن بیاید از هیچ مساعدتی دریغ نکنیم
مأموریتشون یه اولویته
اونها میپرسن... شما جواب میدید
متشکرم
پول حرف اول و آخر رو میزنه
قانونی یا غیرقانونی، چه آدمهای خوب چه بد همهمون دنبال پولیم
برای ادارهی مبارزه با مواد مخدر، جلسات تخصیص بودجه و پاچهخواری برای حفظ گردش وجوه مهمه
تا بودجه همیشه تأمین بشه
ولی اگه یه قاچاقچی باشی، پول درآوردن کاری نداره
نگه داشتنش سخته
اون اوایل، همون هواپیماهایی که مواد رو به ایالات متحده میبرد
دلارِ نقد رو هم از اونجا به کلمبیا میآورد
،بعد تبدیل به پزو میشد ،یا، اگه پابلو اسکوبار بودید
یهجایی میچپوندیدش توی یه سوراخ
یه قاچاقچیِ که یه عالمه پول توی زمینش دفن کرده بود مرد، وقتی بارون اومد
جریان رودخونه با اسکناسهایی که شسته شده بودن، مسدود شد
بزرگترین مشکلِ پولِ غیرقانونی، ردیـه که به جا میگذاره
یه وقتی، بانکهای امریکا، بدون هیچ سؤالی پولتون رو قبول میکردن
این مسئله وقتی رئیسجمهور نیکسون لایحهی ،محرمانهبودن اسرار بانکی رو امضا کرد، تغییر کرد
این قانون بانکهای امریکا رو ملزم به گزارشِ تراکنشهایِ شامل وجوه
بیشتر از ۱۰٬۰۰۰ دلار پولِ نقد میکرد
،و از اون قانون پولشویی متولد شد
عنوانِ اولین مرحلهی پولشویی، جاگذاریـه
و کالی اُستادِ اینکار بود
،کارگرهایی رو از محلات به ایالات متحده میاورد
جایی که باید حوالههای پولی میخریدن
،هر حواله کمتر از ۱۰٬۰۰۰ دلار تا گزارش نشن
هیچ وسيلهى شناسايىای لازم نبود
و حوالهها تا زمان واریز یا نقد شدن، میتونستن خالی بمونن
،همینکه یه تعداد حواله میخریدن بستهبندیشون میکردن و میفرستادنشون جنوب
به سرزمینی که آفتابی بود و نظارت سفت و سختی نداشت
سوییسِ کارائیب: پاناما
از اونجایی که توی پاناما انتقال وجه رو تحت نظارت در نیاورده بودن، اونجا
مکانی عالی برای مرحلهی دوم پولشویی بود: لایهگذاری
و اینجاست که متخصصها واردِعمل میشن
ارزشمندترین شخص پشتِپردهی هر کارتل مواد مخدر، پولشو هست
همونی که پولِ کثیف رو بر میداره و تمیزش میکنه. :اینطوری
حوالههای پولی به حسابهای بانکهای محلی واریز میشن
و بعد از طریق شرکتهای صوری و شرکتهای مختلط برمیگردن
و با اینکار سلسلهای غیرقابل ردیابی از ،سفارشهای خریدِ جعلی و گزارشهای تراکنش میسازه
که مبدأ مجرمانهی پول رو از بین میبره
،ولی مهم نیست چقدر خوب مخفیش کنید پول همیشه ردی از خودش به جا میگذاره
و بهترین راه ضربه زدن به کارتل کالی، پیدا کردنِ اون رد بود
کالی، خیلی قشنگه، درست میگم؟
کون لقت، کریس
،یارو ازم پرسید همکار دارم یا نه و میزِ تو روبروی میز منه
به گا دادی منو، رفیق
میخوای با پشت میز نشستن به واحد عملیاتهای ویژه برسی؟
آره، در واقع، همینطوره
مأمورین فایستیل، ون نس...؟
فایستل - به کالی خوش اومدید -
متشکرم - سروان کالدرون -
از اینجا بودن خوشحالیم
چی شما رو به کالی کِشونده؟
چند تا نشونی داریم که میخوایم دربارهشون تحقیق کنیم
دربارهی کارتلـه؟
نه لزوماً
!عجب غافلگیریای مأمورای ادارهی مبارزه با مواد مخدری که به ما اعتماد ندارن
اوضاع چطور برای دو تا مأمور قبلی پیش رفت؟
دوستِ من، توی کالی، تعداد پلیسهای فاسد از کلیساها بیشتره
بهم اعتماد نداری؟ متوجهم
ولی اگه میخوای توی کالی کاری رو کامل انجام بدی، به کمک پلیس احتـیاج داری
حالا من نه، یکی دیگه
قانونِ من نیست
میفهمم - خوبه -
نشانیها به عملیات اقتصادی کارتل مرتبط میشن
میخوایم حواسمون بهشون باشه ...ببـینیم سرنخها به هم وصل میشن یا نه
برای وصل کردنِ سرنخها راهِ دور و درازی طِی کردید
با چیزهایی که در دسترسمون هست، کار میکنیم
مگر اینکه بتونی بهم بگی کجا میتونم گیلبرتو و میگوئل رودریگز رو پیدا کنم
،اگه مالکِ نصف شهر نبودن حتی نمی تونستم مطمئن باشم وجود دارن
برادرهای رودریگز عین روحـن
حرفش درست بود
،در حالی که شرایطِ تسلیم داشت نهایی میشد
برداران برای جلوگیری از بازداشت شدن، مخفی شده بودن
،املاکِ شیکشونو تَرک کرده بودند ،مخفیانه به خونههای جدید منتقل شده بودن
جایی که میتونستن به ادارهی امپراطوریشون، بدونِ
ورود به شرکتهای قانونیشون، ادامه بدن
و تمام اینها در حالی بود که چپه به توسعهی عملیات نیویورکشون ادامه میداد
ولی گاهی وقتها، حتی بهترینها هم بدشانسی میارن
یک عیب فنی توی یک کامپیوتر در موناکو موجب شد مسئولان امر متوجه بشن که
یک شرکت مختلط چندین حساب در یک بانک داشته
،وقتی دقیقتر بررسی کردن
فهمیدن که اون شرکت با صدها حسابِ کاذب در سراسر اروپا ارتباط داره
...و همهشون به یک بانک ختم میشدن
درست همینجا توی بوگوتا
از شانس خوب ما، رئیسجمهور به ادارهی مبارزه با مواد مخدر بهترین اسلحهای رو داده بود که تا حالا داشتیم
لیست کلینتون
،اگه ما به یک شرکت سوظن همکاری با قاچاقچیها رو داشتیم
اسمشون میرفت توی لیست
و در اونصورت اونها از تجارت با شرکتهای ایالات متحده منع میشدن
و شرکتهای ایالات متحده هم از تجارت با اونها منع میشدن
از دو طرف به فنا میری
و میدونی بهترین بخشش چیـه؟
حتی نیاز نیست اثباتـش کنیم
فقط... اسمتون رو میذاریم توی لیست
دفتر کنترل سرمایههای خارجی ترتیب بقیشـو میده
چطور میتونم بهتون کمک کنم، مأمور پنیا؟
چون به تهدید اضافهکردن اسم شرکت به لیست کلینتون مسلح بودیم
تقریباً تونستیم هر اطلاعاتی که میخواستیم، بگیریم
و اینجوری بود که تونستیم یه اسمی برای پول شوی شماره 1 کالی پیدا کنیم
فرانکلین خورادو
چون قانوناً نباید پول امریکا جزو
،داراییهای شهروندان کلمبیا باشه
پس پولشو تبدیل به چیزی بیش از یه رابط با
سازمانهای مالیای که براشون پولشویی میکرد، شد
عملاً، اون پولشونه
خورادو پلی عالی بین نارکس و دنیایِ فعالیتهای کلان مالی بود
به ۵ زبون صحبت میکرد و با چندین پاسپورت مسافرت کرده بود
با یه دختر امریکایی که باهاش توی مدرسهى بازرگانى توی ایالات متحده آشنا شده بود، ازدواج کرد
،بُردش جنوب و اونو گرفتار کارِ خودش کرد
اون پاسپورت امریکایی توی هر بانک کارائیب حکم طلای ناب رو داشت
،خورادو باهوش بود ولی الان اسمشو میدونیم
اینها انتقال وجوه هستن
حسابها رو مردی به اسم فرانکلین خورادو کنترل میکنه
میشناسیش؟ - دربارهش شنیدم -
سرپرست بخش کشورهای بین آمریکا بوده
بانکِ برادران رودریگز - اوهوم -
بعداً بهش یه شغل مهمتر دادن
آدرس خورادو رو داری؟
میتونم برات جورش کنم
خب از آخرین باری که دیدمت، چه اتفاقی افتاد؟
علیهشون مبارزه میکنی، یا نه؟
کارمو انجام میدم - و رؤسات؟ -
از کارت خبر دارن؟
توضیحی ندارم
...تو این فکر بودم که
شاید بتونم همراهت بیام
وای، بیخیال، این ممکنه آخرین فرصتمون باشه تا مثل قبلاًها بریم سفر
اون مکان توی میلان رو یادته؟ - که سقفش سوراخ بود؟ -
.روز تولدت. و اون ريزوتوی افتضاح
اون بالکن
.برادرها الان منو تحت فشار گذاشتن، عزیزم دارن حسابهای بیشتری باز میکنن
خطرناکه - برام مهم نیست -
الان چقدر نشئهای؟
آهای، گور بابات
پاسپورتت رو بده من
دیگه نمیتونم توی این آپارتمان بمونم، فرانکلین
دیگه نمیتونم تنهایی یه فیلم دیگه با زیرنویس ببینم
نمیخوام به زنهای کارتل که دربارهی شوهرهاشون حرف میزنن، گوش بدم
با یه مدرک انگلیسی از دانشگاه هاروارد - لطفاً بهم نگو میتونم تدریس کنم -
پس میخواستی چی بگم؟
لعنت بهش
یه وقت دیگه انجامش میدیم
اتاق ناهارخوری اینجاست
اینجا هم یه اتاق هست
یکی دیگه هم اینجا
و اینجا هم، اتاق نشیمنـه
نورکمکُن هم اینجاست
و میتونی نور رو تنظیم کنی
خب... منظورمو میگیری که
نه. نمیفهمم - چیو نمیفهمی؟ -
بهنظرت این عادیه؟
خودت به جناب رودریگز گفتی که
مطمئنی نیستی میخوای به نورث ولی برگردی
و برای همینم برام یه کاخ خریده، با نورکمکُن
،لطفاً از طرف من از دون میگوئل تشکر کن
ولی باید دربارهی پیشنهاد سخاوتمندانهش فکر کنم
امشب ضیافت شامه
با دوستات؟
با سرمایهگذارها
و اونها از تأخیر ۶ ماهه خوششون نمیاد
و بهنظرم بهتره اسمی از برادرانِ رودریگز نیاریم
No comments yet. Be the first to leave one.