Detour

Detour

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Detour 2013 edi
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

bluray
Publikigita je: 2025-10-20
Elŝutoj: 23
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‏‫ من این تجربه رو‬ ‏‫مثل یه تولد دوباره می‌بینم. ‬

‏‫ بیرون اومدم از دنیایی...‬ ‏‫از دنیایی که می‌دیدمش. ‬

‏‫ و نمی‌دونم. یه چیز قشنگی داره‬ ‏‫تو این قضیه، می‌فهمی؟ ‬

‏‫ ن... این مذهبی نیست. من... ‬

‏‫ نمیرم. ‬

‏‫ نمیرم...‬ ‏‫نه... نمیرم. ‬

‏‫ نمیرم. نمیرم. ‬

‏‫ نمیر! ‬

‏‫تاریکی‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫اشکالی نداره...‬ ‏‫اشکالی نداره...‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫این لعنتی.‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫دارن می‌خورنم.‬

‏‫درست میشه.‬

‏‫درست میشه.‬

‏‫درست میشه. درست میشه.‬ ‏‫درست میشه.‬

‏‫ای بابا.‬

‏‫همین الان.‬

‏‫ای بابا!‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫شاید داره...‬

‏‫شاید یه‬ ‏‫شوخی مسخره باشه، رفیق.‬

‏‫مگه میشه این اتفاق بیفته.‬

‏‫اشکالی نداره. شاید داره میفته، ولی...‬

‏‫اون طوری که من فکر می‌کنم‬ ‏‫داره اتفاق نمیفته. تنهایی...‬

‏‫اون طوری که من فکر می‌کنم‬ ‏‫داره اتفاق نمیفته.‬

‏‫خیلی داغون به نظر میای.‬

‏‫خب، باید در مورد این فکر کنم.‬ ‏‫صبح من رو گرفت،‬

‏‫یه نگاهی انداختم‬ ‏‫به تحقیقات بازار،‬

‏‫مشتری رو پیدا کردم‬ ‏‫واسه ناهار.‬

‏‫داشتم رانندگی می‌کردم،‬ ‏‫ماشینم رو دارم.‬

‏‫داشتم تلفنی حرف می‌زدم،‬

‏‫با تری صحبت می‌کردم.‬

‏‫بارون می‌اومد؟‬

‏‫یادم نمیاد.‬

‏‫عیسی مسیح.‬

‏‫اشکالی نداره، دارم ضبط می‌کنم.‬

‏‫خب، اِم...‬

‏‫با خودم شروع کردم حرف زدن،‬

‏‫که تو تقریباً هر وضعیتی‬ ‏‫یه نشونه بده.‬

‏‫واسه همین تصمیم گرفتم‬ ‏‫از گوشیم استفاده کنم.‬

‏‫سلام.‬

‏‫فکر کنم... فکر کنم‬ ‏‫یه فاجعه‌ای مثل این‬

‏‫باید یه جور‬ ‏‫واکنش عمومی به وجود بیاره.‬

‏‫فکر کنم باید این کارو بکنم.‬

‏‫که منو به این سؤال می‌رسونه،‬

‏‫شیاطین کجا هستن؟‬

‏‫پانزده دقیقه...‬

‏‫بیست دقیقه برای یک تماس.‬

‏‫نیم ساعت طول می‌کشه تا بفرستیم.‬

‏‫منظورم اینه که، حتی اینم نیست‬ ‏‫خیلی وقت می‌بره.‬

‏‫احتمالاً یه کم خاکه‬

‏‫ساعت یک و چهل و هشته بعد از ظهر،‬

‏‫و من حتی یک ساعت هم‬ ‏‫این پایین نبودم.‬

‏‫من خوبم. همه چی خوبه.‬ ‏‫من خوبم. تو خوبی. همه خوبن.‬

‏‫فقط باید صبر کنم...‬ ‏‫فقط باید صبر کنم.‬

‏‫هیچ کاری نیست جز صبر کردن.‬

‏‫می‌دونی، طبیعت یه دفعه‬

‏‫مثل یه بازدید غیرمنتظره،‬ ‏‫میاد و بعدش...‬

‏‫عالیه.‬

‏‫کاش می‌شد این گِل رو فروخت.‬

‏‫وای خدای من. باورم نمیشه‬ ‏‫که اینجا گیر افتادیم،‬

‏‫و تری رفته جلسه و احتمالاً خراب کرده.‬

‏‫باید از اینجا برم بیرون.‬

‏‫باشه، این خوب نیست.‬

‏‫آره.‬

‏‫یه کم به سمت چپ کج شدی، نه؟‬

‏‫بابا!‬

‏‫کجان؟!‬

‏‫بیست درصده...‬

‏‫بیست درصده،‬

‏‫یا بیست و یک درصد، یا...‬

‏‫یا... یا یه چیزی شبیه اون. و اون...‬

‏‫باقیش نیتروژنه با یه عالمه آشغال دیگه،‬

‏‫مثل... مثل هیدروژن،‬

‏‫و دی‌اکسید کربن.‬

‏‫واسه همینه که میگن‬ ‏‫قاتل خاموشه.‬

‏‫CO2 است که می‌کُشه. گیر افتادم لعنتی.‬

‏‫گیر افتادم. چرا نمی‌تونم‬ ‏‫مثل استیو مک‌کوئین باشم؟‬

‏‫استیو مک‌کوئین همین الان یه راه خروج از این پیدا کرده بود.‬

‏‫استیو مک‌کوئین الان بالا بود،‬

‏‫توی یه بار، داشت می‌خورد و سیگار می‌کشید و می‌خندید.‬

‏‫و من اینجا گیر افتادم چون خواستم برم کالیفرنیا.‬

‏‫لعنتی...‬

‏‫چرا من باید می‌رفتم کالیفرنیا،‬

‏‫که ظاهراً بهمن داره؟‬

‏‫بهمن. توی کالیفرنیا حتی آب هم نیست،‬

‏‫اما بهمن داره!‬

‏‫اوه، لعنت!‬

‏‫آب نداره. بیابون خفن و پر عظمتیه.‬

‏‫اما وقتی آب میاد، بد می‌کنه.‬

‏‫همه رو، چون همه گیر می‌افتن. خب، می‌دونی چیه؟‬

‏‫می‌دونی چیه؟‬

‏‫به جهنم.‬ ‏‫به جهنم کالیفرنیا.‬

‏‫به کشمشای لعنتیت تف.‬

‏‫منظورم کمپین اون احمقانه بود که...‬

‏‫باشه.‬

‏‫باید آروم شم.‬

‏‫باید آروم شم،‬ ‏‫باید آروم شم.‬

‏‫نفس به اندازه کافی دارم.‬

‏‫حالم خوب میشه.‬ ‏‫فقط باید آروم شم.‬

‏‫ - باشه، بیا اینجا.‬ ‏‫- چی؟ - بیا اینجا. ‬

‏‫ چی؟ چی؟ چی؟ ‬

‏‫ نگاه کن.‬ ‏‫اینجا رو فیلم بگیر. ‬

‏‫ - اینو. این وضعیت رو ببین.‬ ‏‫- اوه لعنتی. اون چیه؟ ‬

‏‫ آقای دل آکوستا. ‬

‏‫ همونطور که می‌بینید، باغ ما‬ ‏‫توسط... نابود شده. ‬

‏‫ یه گروه‬ ‏‫از کایوت‌های یاغی. ‬

‏‫ اونا ساعت‌ها قبل از تاریکی از کوه‌ها‬ ‏‫پایین میان، ‬

‏‫ و باغ ساده ما رو نابود می‌کنن.‬ ‏‫که اون برای درست کردنش سخت زحمت کشید. ‬

‏‫ ببخشید، متاسفم.‬ ‏‫می‌تونم فقط... یه سوال ازت بپرسم؟ ‬

‏‫ چرا خودت باهاش حرف نمی‌زنی؟ ‬

‏‫ - با کی حرف بزنم؟‬ ‏‫- با صاحب‌خونه‌مون، دل آکوستا. ‬

‏‫ من دارم با تو حرف می‌زنم.‬ ‏‫تو برای اون از من فیلم می‌گیری. ‬

‏‫ می‌دونم. ولی فقط...‬ ‏‫یه کم حالت تهاجمی داره. فکر نمی‌کنی؟ ‬

‏‫ من از حقوقم دفاع می‌کنم، جکسون.‬ ‏‫ما برای این خونه پول اجاره می‌دیم. ‬

‏‫ شاید برای‬ ‏‫مطالبات کوچیک ازش استفاده کنم. ولی بازم، می‌گم... ‬

‏‫ مهمه که مستند بشه.‬ ‏‫برای اینکه خیالم راحت باشه. ‬

‏‫ - فکر کردم خیالت رو راحت کردم.‬ ‏‫- وای خدای من. بده به من. ‬

‏‫ چی؟ بسه دیگه. ‬

‏‫ - حسش چطوره؟‬ ‏‫- آره، حس خیلی خوبی داره. ‬

‏‫ - اوه، حس خوبی داره.‬ ‏‫- آره. ‬

‏‫ - می‌خوای من امتحان کنم؟‬ ‏‫- آره. ‬

‏‫ پس دل آکوستا... خب،‬ ‏‫تو منو داری جابه‌جا می‌کنی. بسه دیگه! ‬

‏‫ - حسش اینه.‬ ‏‫- می‌تونی دوباره انجام بدی. ‬

‏‫ من فقط... میگم که باید‬ ‏‫شور و هیجان بیشتری ببینم. ‬

‏‫ من شور و هیجان بیشتری نیاز دارم؟ ‬

‏‫ - می‌خوای هیجان ببینی؟‬ ‏‫- آره. ‬

‏‫باید برم خرید‬ ‏‫برای اون چیزها...‬

‏‫بهتره باتریم رو ذخیره کنم.‬

‏‫ اِندیرآ اسپرینگز... ‬

‏‫ خیلی متاسفم. ‬

‏‫ - شعار چیه؟ جمله قصارش چیه؟‬ ‏‫- فقط بگیریدش. ‬

‏‫ میگم «فقط بگیریدش»، یا اونا می‌خوان‬ ‏‫فقط ببرنش؟ ‬

‏‫ - فقط درپوش رو بردار و شروع کن به برداشتن.‬ ‏‫- اوه، خیلی متاسفم. ‬

‏‫ - مشکل چیه؟‬ ‏‫- درپوششه. باز نمیشه. ‬

‏‫ گیر کرده؟ متاسفم.‬ ‏‫فقط نمی‌تونم بازش کنم. ببخشید. ‬

‏‫ تو داریش. فقط ادامه بده.‬ ‏‫بیا. ‬

‏‫ مشکل چیه؟ ‬

‏‫ جکسون، بیدار شو! ‬

‏‫گرفتگی، گرفتگی، گرفتگی،‬ ‏‫گرفتگی، گرفتگی...‬

‏‫دارن منو اذیت می‌کنن؟‬

‏‫اوه، خدای من.‬

‏‫پنج ساعت گذشت.‬

‏‫اوه، خدای من.‬

‏‫فکر کنم خسته شدم‬ ‏‫چون اکسیژنم تموم شده.‬

‏‫نه. خسته‌ای‬ ‏‫چون نخوابیدی.‬

‏‫تو فقط... دیشب نخوابیدی.‬ ‏‫داشتی روی اون آگهی کار می‌کردی.‬

‏‫دیر رسیدی، بعد...‬

‏‫زمان زیادی نگذشته.‬ ‏‫فقط... آروم باش.‬

‏‫آروم باش.‬

‏‫باشه، یه چیز خالی بده به من...‬

‏‫منم قصد داشتم خود ارضایی کنم.‬

‏‫این ایده کنسل شد‬

‏‫نه نه نه نه نه.‬

‏‫نه نه.‬

‏‫مقاومت کن مقاومت کن‬ ‏‫مقاومت کن‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫گوش کن ببین...‬

‏‫لذت ببر...‬

‏‫اوه، خدای من، خدای من، خدای من،‬ ‏‫خدای من. چرا این کارو کردی؟‬

‏‫چرا این کارو کردی؟‬

‏‫اوه، رفیق‬

‏‫اوه، چه گندی زدم.‬

‏‫اوه خدا. عالی بود.‬ ‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫می‌دونم بهترین آدم دنیا نیستم،‬

‏‫ولی بدترین آدم دنیا هم نیستم.‬

‏‫و من فقط... فقط می‌خوام اینو بگم.‬

‏‫اگه منو از این وضعیت بکشی بیرون، بعد من...‬

‏‫می‌دونم که این حرفمو قبلاً شنیدی.‬

‏‫ولی اگه منو از این وضعیت بکشی بیرون، میگم‬ ‏‫هر کاری می‌کنه.‬

‏‫هر کاری می‌کنم.‬

‏‫هر چی که باشه.‬

‏‫فقط من...‬

‏‫فقط می‌خوام لوری رو دوباره ببینم.‬

‏‫ من فقط اینو ضبط کردم چون نمی‌تونم باور کنم که این آهنگ‌ها از فرمت خارج میشن. ‬

‏‫ دارن آهنگاشونو روی صفحه‌ی وینیل ضبط می‌کنن‬ ‏‫این دیگه چیه؟ ‬

‏‫ این یه جور موج جدیده که من خبر ندارم؟ ‬

‏‫ نمی‌دونم. اون آهنگ رو دوست داری؟ ‬

‏‫ - در مورد چی داری حرف می‌زنی؟‬ ‏‫- هیرو نا. ‬

‏‫ - می‌خواستم بگم هیرو نا.‬ ‏‫- واقعاً؟ درست بود. ‬

‏‫ اسمش «موش‌های رت» هست. آره. ‬

‏‫ فکر کنم تحت تأثیر مواد مخدر بودن. ‬

‏‫ - دوستش داری؟‬ ‏‫- بد نیست. چرا؟ ‬

‏‫ چون فکر کردم اگه دوستش داری،‬ ‏‫به کسی بگی. ‬

‏‫ این همه سروصدا برای چی بود؟ ‬

‏‫ فقط با من بازی کردی که بتونی‬ ‏‫یه خواهش دیگه برای برادرت بکنی؟ ‬

‏‫ می‌دونم فکر می‌کنی اون یه بازنده‌ست.‬ ‏‫ولی خب... ‬

‏‫ تو آدم‌ها رو می‌شناسی. با چند نفر رابطه داری.‬ ‏‫می‌تونی ببریش پیش کسی. ‬

‏‫ خب، اول از همه، من هیچ‌وقت نگفتم‬ ‏‫که برادرت بازنده‌ست. ‬

‏‫ فقط فکر می‌کنم قابل اعتماد نیست،‬ ‏‫و دوم اینکه، ‬

‏‫ من تو رادیو کار نمی‌کنم.‬ ‏‫من تو بخش آگهی‌ها کار می‌کنم. ‬

‏‫ - قبلاً بهت گفتم اینو. چیکار کنم؟‬ ‏‫- آگهی‌هاتو تو رادیو پخش کن. ‬

‏‫ ببین وکیل، گیر دادن بهم‬ ‏‫سر یه نکته فنی. درسته. ‬

‏‫ شبیه توئه، می‌دونی؟‬ ‏‫فکر می‌کنه تو فوق‌العاده‌ای. ‬

‏‫ آخ، بیا دیگه.‬ ‏‫می‌دونم که این یه حرف بی‌اساسه. ‬

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left