La unuaj 200 linioj.
. سلام
من منتظر يه نامه هستم . که واسه يه تازه وارد نگهداشتين
حتماً . اسم شما چيه ؟ - . جوان هارت -
. جوان هارت
. پلاتين
پلاتين ؟
. همونطور که توي نسخه پلاتين هست
. همونطور که يه ميليون نسخه فروش رفت
... حالا ، آلبومهاي درايو شفت بايد همه رو ميخکوب کنه
. وقتي همه بفهمن که من در يک فاجعه غم انگيز هواپيما مردم
... ولي اگه برگردم
... زنده
. واقعاً ديوانه کننده مي شه
پس تو فکر مي کني اون کلک کار مي کنه ؟
! البته که کار مي کنه ، يه نگاه بهش بنداز
. اون يه کلک نيست ، يه قايق حسابيه
. و وقتي اونا رو پيدا کنن ، هلي کوپترا ميان
. و ما واسه هميشه معروف مي شيم
موضوع چيه ؟
تو نمي خواي معروف بشي ؟
فکر مي کني اونجا چه خبره ؟
حتماً ، تو قطعاً مي توني يه چند هفته اي . تا قبل از حرکت صبر کني
. من واقعاً خيال مي کردم شماها نمي خواين بميرين
پس ، ما کي مي تونيم حرکت کنيم ؟
... سه
. شايد هم چهار ماه ديگه
بي خيال ، حتي يه هواشناس تلويزيون هم . نمي دونه چه اتفاقي قراره بيفته
چرا ما بايد به حرفاي آرزت گوش بديم ؟
. چون من يه دکترم و تو يه عمله اي
. لعنتي تو يه معلم علوم دبيرستاني
. هي ، ساوير ؛ بزار اون مرد حرفشو بزنه
. الان هر روز بعد از ظهر هوا بارونيه
معنيش اينه که ما الان در اوج . فصل بارانهاي موسمي هستيم
. باران موسمي چيز بديه
. الان ، جهت وزش باد درست به سمت شماله
. خطوط کشتيراني سمت شمال هستن
. پس شمال دقيقاً همون جائيه که شما بايد باشيد
معني اينا چيه ؟
، يعني وقتي فصل بارانهاي موسمي شروع بشه
. جهت باد به سمت جنوب تغيير مي کنه
. قايق شما هم با باد حرکت مي کنه
کسي مي تونه بگه تنها خشکي که در جنوب ما قرار داره کجاست ؟
. آنتارکتيکا
. درسته ، جک . آنتارکتيکا
پس ما کي بايد حرکت کنيم ؟
! ديروز
پس ظاهراً تو حرفاي اونو باور کردي ؟
. آرزت ؟ نمي دونم ، ولي هيچ ريسکي نمي کنم
فکر مي کني براي فردا آماده اي ؟
. اون مرد گفت حتي يه روز هم نبايد تلف کرد
... وسايلتونو بستين ؟ غذا برداشتين ؟ آب زلال
. ببين ، کيت . دلخور نشو ، اما من بايد به کارام برسم
چرا يه دفعه اينقدر مهم شد ؟
. چون منم با شما ميام
ببين ، قايق پره . ما چهار نفر مي خواستيم . و الان چهار نفر هستيم
ساوير هم هست ؟ - . ساوير هم هست -
، ما به جنساي اون احتياج داريم . اونم يه جا واسه خودش خريد
. توي قايق اولي ، همون که سوخت
... مي دوني ، من نمي خوام احساسي عمل کنم . من بهش گفتم
. اون حتي نمي دونه چطوري بايد قايق روني کنه
تو مي دوني ؟
. من دوتا تابستون خدمه يه قايق تندرو بودم . از پس کاراي يه قايق بادباني بر ميام
. آره ، شايد ... ولي معامله معامله اس . متأسفم
تو والت هم با خودت مياري ؟
. من مي گم اين کار خطرناکه
. من تصميم مي گيرم چه چيزي واسه پسرم بهتره
و الان ، چيزي که واسه اون بهتره اينه که . اونو از اين جزيره لعنتي ببرم
. ظرفيت تکميله
. من بايد يه سفارش به خانم دايانا جانسن تحويل بدم
. درسته . همين الان از آي سي يو آوردنش . اطاق 208
. باشه
. اون گوشه سمت راسته
. ممنونم - . خواهش مي کنم -
. هي ؛ تام
... خداي من
! کيتي
تو اينجا چکار مي کني ؟
. دايان از سرطان مرد
. فکر کردم بهتره بيام يه سري بهش بزنم
. شنيدم ؛ متأسفم
. آره ؛ منم همينطور
خب ، دليل خاصي داره که پشت ماشين من قايم شدي ؟
. من به کمکت احتياج دارم
تو هم داري مي ري ؟
. جين ، خواهش مي کنم با من حرف بزن
. آره ؛ منم دارم مي رم
چقدر ديگه مونده ؟
. تقريباً رسيديم
مي خواي بهم بگي کجا داريم مي ريم ، سعيد ؟
. بهتره که خودت اينو بفهمي
. نه ، فکر نمي کنم اينطوري بهتر باشه
بهم بگو براي چي منو آوردي اينجا . وگر نه از هيمنجا برمي گردم
. اون تو رو آورد اينجا چون من ازش خواستم
. من ازش خواستم که چيزي بهت نگه
. ازت مي خوام که کمي واقع بين باشي
. در مورد چي واقع بين باشم
. خداي من
اين ديگه چيه ؟ - . دقيقاً -
. فکر مي کنم حالا وقتشه که راجع بهش حرف بزنيم
... هي ، رئيس
. يه سؤال احمقانه اينجا هست
ما مي خوايم توي اقيانوس قايقراني کنيم ، درسته ؟
فکري داري ؟
. سولو داره يه بسته پر از ماهي نمک زده مي بنده
آره ؟
ما نمي تونيم ماهي بگيريم ؟
تو چيزي راجع به سفر دريايي مي دوني ؟
قايقراني ؟ هدايت ؟ روندن يه کلک ؟
تو مي دوني ؟
. موضوع اين نيست که من مي دونم يا نه . من ساختمش
. شايد اشتباه کردم که تو رو بعنوان يکي از مسافرا انتخاب کردم
تو مي خواي امتياز منو ازم بگيري ، ميکي ؟
و کدوم لعنتي قراره جاي منو بگيره ؟
تو پيش خودت چي خيال کردي ؟
ببخشيد ؟
. اينجوري مثل آدماي متعجب نگام نکن
. مايکل الان بهم گفت که خيال داشتي جاي منو توي قايق بگيري
. من فقط چندتا سؤال ازش پرسيدم . اون احتمالاً دچار سوء تفاهم شده
. من مي دونم تو چکار داري مي کني
آره ؟ - . آره -
درست همونطور که مي دونم بد جوري . دنبال کيف هاليبرتون هستي
. هموني که مال اون مارشال امريکائيه ، که تو پرواز همراه ما بود
. تو زندوني اون بودي - . دستمو ول کن -
تنها راه فرار کردن ، رفتن با اون قايقه ، اينطور نيست ؟
، يه کشتي ما رو پيدا مي کنه
. و بر مي گرده که بقيه شما رو نجات بده
. مي تونه يه ستاره بزرگ خوشگل بعد از اسمت باشه
. ناراحت نباش ، عزيزم
. راز تو پيش من جاش امنه
، ولي يه چيزي رو بايد بدوني
. تو نمي توني جاي منو توي اون قايق بگيري
! هي ، ساوير
. من جاي تو رو مي خوام
. من جاتو مي گيرم
. هي ، اون آبو بده به من ، مرد
. بگيرش پدر
. ممنونم
خب ؛ تو و ساوير سر چي بحث مي کردين ؟
. من چيزي بهش گفتم که اون نمي خواست بشنوه
چرا اون اينقدر دلش مي خواد توي قايق باشه ؟
. چون مي دونه که اين قايق جواب مي ده
... وقتي ما نجات پيدا کرديم
واسه نجات بقيه بر مي گرديم . درسته ؟
. آره ، حتماً ؛ البته
... ولي چيزي که هست
... اين جزيره
. پيدا کردنش ممکنه کمي مشکل باشه
نمي تونيم پرواز کنيم و دنبالش بگرديم ؟
. قطعاً
. ولي هيچ تضميني وجود نداره ... بخاطر همينه که تو و
پدر ؟
... بخاطر همينه که
پدر ؟
پدر ؟
! برو دنبال جک
! کمک
. پدرم . اون به کمک احتياج داره
موضوع چيه ؟ - . وضع شکمش خيلي بده -
. با اين برگرد پيش مايکل . من جک رو ميارم
. باشه ، بزن بريم . از اينطرف
! جک
! جک
چند وقته اينو پيدا کردين ؟
. سه هفته ؛ کمابيش
. سه هفته
، سه هفته اس که دارين براي بيرون آوردن اين حفاري مي کنين
اونوقت هيچوقت راجع بهش حرفي نزدي ؟
... با تموم احترامي که برات قائلم ، جک ولي از کي تا حالا من بايد به تو گزارش بدم ؟
. با تموم احترامي که برات قائلم ، جان ؛ ولي تو هم دروغ گفتي
، چه مدتي اون کيف پر از اسلحه پيش تو بود
قبل از اينکه تصميم بگيري بقيه رو در جريان بزاري ؟
. تو اونچه که صلاحديد خودت بود انجام دادي . منم همين کارو کردم
خب چطوري بازش کنيم ؟ - چي ؟ -
مي خواي اينو بازش کني ؟
. آره
. ما بايد دفنش کنيم
من تو رو آوردم اينجا تا به اين بگي . دست از اين ديوونگي برداره
. هرچيزي مي تونه توي اون باشه
. خوشبينانه ترين شکلش اينه که توي اون پر از آذوقه اس
. در بدترين شکلش هم مي تونيم بعنوان پناهگاه ازش استفاده کنيم
. راستش ، جک ؛ من مي تونم چيز بدتري رو هم تصور کنم
تو به همه چيز در مورد اين دريچه توجه کردي ؟
. هيچ دستگيره اي نداره
دليلي از اين واضح تر هم مي تونه باشه ؟
. ممکنه معنيش اين باشه که هرگز از بيرون باز نشده
! جک
! جک
. بله ، از اينطرف
. موضوع مايکله . يه مشکلي پيش اومده
تو امروز چي خوردي ؟
. آه ... ميوه ... ماهي
باندازه کافي آب خوردي ؟
. دو يا سه بطري
اون آبا رو از کجا آوردي ؟
. از توي غار ، مثل بقيه
... بسيارخب ، گوش کن مايکل
فقط آروم باش ، باشه ؟
. توي سايه بمون و سعي کن خيلي حرکت نکني
. ما بايد فردا قايق رو راه بندازيم
. مي دونم ، مي دونم . لازمه کمي دراز بکشي
No comments yet. Be the first to leave one.