Lost

Lost

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

lost S01E22 480
Komentaĵo de zoheirjengir
only unzip

Etikedoj

480
Publikigita je: 2015-09-15
Elŝutoj: 57
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

. سلام

من منتظر يه نامه هستم . که واسه يه تازه وارد نگهداشتين

حتماً . اسم شما چيه ؟ - . جوان هارت -

. جوان هارت

. پلاتين

پلاتين ؟

. همونطور که توي نسخه پلاتين هست

. همونطور که يه ميليون نسخه فروش رفت

... حالا ، آلبومهاي درايو شفت بايد همه رو ميخکوب کنه

. وقتي همه بفهمن که من در يک فاجعه غم انگيز هواپيما مردم

... ولي اگه برگردم

... زنده

. واقعاً ديوانه کننده مي شه

پس تو فکر مي کني اون کلک کار مي کنه ؟

! البته که کار مي کنه ، يه نگاه بهش بنداز

. اون يه کلک نيست ، يه قايق حسابيه

. و وقتي اونا رو پيدا کنن ، هلي کوپترا ميان

. و ما واسه هميشه معروف مي شيم

موضوع چيه ؟

تو نمي خواي معروف بشي ؟

فکر مي کني اونجا چه خبره ؟

حتماً ، تو قطعاً مي توني يه چند هفته اي . تا قبل از حرکت صبر کني

. من واقعاً خيال مي کردم شماها نمي خواين بميرين

پس ، ما کي مي تونيم حرکت کنيم ؟

... سه

. شايد هم چهار ماه ديگه

بي خيال ، حتي يه هواشناس تلويزيون هم . نمي دونه چه اتفاقي قراره بيفته

چرا ما بايد به حرفاي آرزت گوش بديم ؟

. چون من يه دکترم و تو يه عمله اي

. لعنتي تو يه معلم علوم دبيرستاني

. هي ، ساوير ؛ بزار اون مرد حرفشو بزنه

. الان هر روز بعد از ظهر هوا بارونيه

معنيش اينه که ما الان در اوج . فصل بارانهاي موسمي هستيم

. باران موسمي چيز بديه

. الان ، جهت وزش باد درست به سمت شماله

. خطوط کشتيراني سمت شمال هستن

. پس شمال دقيقاً همون جائيه که شما بايد باشيد

معني اينا چيه ؟

، يعني وقتي فصل بارانهاي موسمي شروع بشه

. جهت باد به سمت جنوب تغيير مي کنه

. قايق شما هم با باد حرکت مي کنه

کسي مي تونه بگه تنها خشکي که در جنوب ما قرار داره کجاست ؟

. آنتارکتيکا

. درسته ، جک . آنتارکتيکا

پس ما کي بايد حرکت کنيم ؟

! ديروز

پس ظاهراً تو حرفاي اونو باور کردي ؟

. آرزت ؟ نمي دونم ، ولي هيچ ريسکي نمي کنم

فکر مي کني براي فردا آماده اي ؟

. اون مرد گفت حتي يه روز هم نبايد تلف کرد

... وسايلتونو بستين ؟ غذا برداشتين ؟ آب زلال

. ببين ، کيت . دلخور نشو ، اما من بايد به کارام برسم

چرا يه دفعه اينقدر مهم شد ؟

. چون منم با شما ميام

ببين ، قايق پره . ما چهار نفر مي خواستيم . و الان چهار نفر هستيم

ساوير هم هست ؟ - . ساوير هم هست -

، ما به جنساي اون احتياج داريم . اونم يه جا واسه خودش خريد

. توي قايق اولي ، همون که سوخت

... مي دوني ، من نمي خوام احساسي عمل کنم . من بهش گفتم

. اون حتي نمي دونه چطوري بايد قايق روني کنه

تو مي دوني ؟

. من دوتا تابستون خدمه يه قايق تندرو بودم . از پس کاراي يه قايق بادباني بر ميام

. آره ، شايد ... ولي معامله معامله اس . متأسفم

تو والت هم با خودت مياري ؟

. من مي گم اين کار خطرناکه

. من تصميم مي گيرم چه چيزي واسه پسرم بهتره

و الان ، چيزي که واسه اون بهتره اينه که . اونو از اين جزيره لعنتي ببرم

. ظرفيت تکميله

. من بايد يه سفارش به خانم دايانا جانسن تحويل بدم

. درسته . همين الان از آي سي يو آوردنش . اطاق 208

. باشه

. اون گوشه سمت راسته

. ممنونم - . خواهش مي کنم -

. هي ؛ تام

... خداي من

! کيتي

تو اينجا چکار مي کني ؟

. دايان از سرطان مرد

. فکر کردم بهتره بيام يه سري بهش بزنم

. شنيدم ؛ متأسفم

. آره ؛ منم همينطور

خب ، دليل خاصي داره که پشت ماشين من قايم شدي ؟

. من به کمکت احتياج دارم

تو هم داري مي ري ؟

. جين ، خواهش مي کنم با من حرف بزن

. آره ؛ منم دارم مي رم

چقدر ديگه مونده ؟

. تقريباً رسيديم

مي خواي بهم بگي کجا داريم مي ريم ، سعيد ؟

. بهتره که خودت اينو بفهمي

. نه ، فکر نمي کنم اينطوري بهتر باشه

بهم بگو براي چي منو آوردي اينجا . وگر نه از هيمنجا برمي گردم

. اون تو رو آورد اينجا چون من ازش خواستم

. من ازش خواستم که چيزي بهت نگه

. ازت مي خوام که کمي واقع بين باشي

. در مورد چي واقع بين باشم

. خداي من

اين ديگه چيه ؟ - . دقيقاً -

. فکر مي کنم حالا وقتشه که راجع بهش حرف بزنيم

... هي ، رئيس

. يه سؤال احمقانه اينجا هست

ما مي خوايم توي اقيانوس قايقراني کنيم ، درسته ؟

فکري داري ؟

. سولو داره يه بسته پر از ماهي نمک زده مي بنده

آره ؟

ما نمي تونيم ماهي بگيريم ؟

تو چيزي راجع به سفر دريايي مي دوني ؟

قايقراني ؟ هدايت ؟ روندن يه کلک ؟

تو مي دوني ؟

. موضوع اين نيست که من مي دونم يا نه . من ساختمش

. شايد اشتباه کردم که تو رو بعنوان يکي از مسافرا انتخاب کردم

تو مي خواي امتياز منو ازم بگيري ، ميکي ؟

و کدوم لعنتي قراره جاي منو بگيره ؟

تو پيش خودت چي خيال کردي ؟

ببخشيد ؟

. اينجوري مثل آدماي متعجب نگام نکن

. مايکل الان بهم گفت که خيال داشتي جاي منو توي قايق بگيري

. من فقط چندتا سؤال ازش پرسيدم . اون احتمالاً دچار سوء تفاهم شده

. من مي دونم تو چکار داري مي کني

آره ؟ - . آره -

درست همونطور که مي دونم بد جوري . دنبال کيف هاليبرتون هستي

. هموني که مال اون مارشال امريکائيه ، که تو پرواز همراه ما بود

. تو زندوني اون بودي - . دستمو ول کن -

تنها راه فرار کردن ، رفتن با اون قايقه ، اينطور نيست ؟

، يه کشتي ما رو پيدا مي کنه

. و بر مي گرده که بقيه شما رو نجات بده

. مي تونه يه ستاره بزرگ خوشگل بعد از اسمت باشه

. ناراحت نباش ، عزيزم

. راز تو پيش من جاش امنه

، ولي يه چيزي رو بايد بدوني

. تو نمي توني جاي منو توي اون قايق بگيري

! هي ، ساوير

. من جاي تو رو مي خوام

. من جاتو مي گيرم

. هي ، اون آبو بده به من ، مرد

. بگيرش پدر

. ممنونم

خب ؛ تو و ساوير سر چي بحث مي کردين ؟

. من چيزي بهش گفتم که اون نمي خواست بشنوه

چرا اون اينقدر دلش مي خواد توي قايق باشه ؟

. چون مي دونه که اين قايق جواب مي ده

... وقتي ما نجات پيدا کرديم

واسه نجات بقيه بر مي گرديم . درسته ؟

. آره ، حتماً ؛ البته

... ولي چيزي که هست

... اين جزيره

. پيدا کردنش ممکنه کمي مشکل باشه

نمي تونيم پرواز کنيم و دنبالش بگرديم ؟

. قطعاً

. ولي هيچ تضميني وجود نداره ... بخاطر همينه که تو و

پدر ؟

... بخاطر همينه که

پدر ؟

پدر ؟

! برو دنبال جک

! کمک

. پدرم . اون به کمک احتياج داره

موضوع چيه ؟ - . وضع شکمش خيلي بده -

. با اين برگرد پيش مايکل . من جک رو ميارم

. باشه ، بزن بريم . از اينطرف

! جک

! جک

چند وقته اينو پيدا کردين ؟

. سه هفته ؛ کمابيش

. سه هفته

، سه هفته اس که دارين براي بيرون آوردن اين حفاري مي کنين

اونوقت هيچوقت راجع بهش حرفي نزدي ؟

... با تموم احترامي که برات قائلم ، جک ولي از کي تا حالا من بايد به تو گزارش بدم ؟

. با تموم احترامي که برات قائلم ، جان ؛ ولي تو هم دروغ گفتي

، چه مدتي اون کيف پر از اسلحه پيش تو بود

قبل از اينکه تصميم بگيري بقيه رو در جريان بزاري ؟

. تو اونچه که صلاحديد خودت بود انجام دادي . منم همين کارو کردم

خب چطوري بازش کنيم ؟ - چي ؟ -

مي خواي اينو بازش کني ؟

. آره

. ما بايد دفنش کنيم

من تو رو آوردم اينجا تا به اين بگي . دست از اين ديوونگي برداره

. هرچيزي مي تونه توي اون باشه

. خوشبينانه ترين شکلش اينه که توي اون پر از آذوقه اس

. در بدترين شکلش هم مي تونيم بعنوان پناهگاه ازش استفاده کنيم

. راستش ، جک ؛ من مي تونم چيز بدتري رو هم تصور کنم

تو به همه چيز در مورد اين دريچه توجه کردي ؟

. هيچ دستگيره اي نداره

دليلي از اين واضح تر هم مي تونه باشه ؟

. ممکنه معنيش اين باشه که هرگز از بيرون باز نشده

! جک

! جک

. بله ، از اينطرف

. موضوع مايکله . يه مشکلي پيش اومده

تو امروز چي خوردي ؟

. آه ... ميوه ... ماهي

باندازه کافي آب خوردي ؟

. دو يا سه بطري

اون آبا رو از کجا آوردي ؟

. از توي غار ، مثل بقيه

... بسيارخب ، گوش کن مايکل

فقط آروم باش ، باشه ؟

. توي سايه بمون و سعي کن خيلي حرکت نکني

. ما بايد فردا قايق رو راه بندازيم

. مي دونم ، مي دونم . لازمه کمي دراز بکشي

More Farsi Persian subtitles for Lost

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left