The Regime

The Regime

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

The Regime S01E04 XviD-AFG
Komentaĵo de Hitman007

Etikedoj

XviD
web
x264
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
Publikigita je: 2024-03-25
Elŝutoj: 64
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫و در مورد گزارش‌های خبری خارجی که

‫ادعا می‌کنن عملیات ساخت و ساز در ‫سایت‌های پالایشگاه کبالت که در حال حاضر

‫توسط شرکای جدید چینی ما ‫ساخته میشن، متوقف شده

‫به گفتۀ شرکت بارتوس ‫اخبارتون موثق نیست،

‫و میگن کار روی پالاشگاه‌ها ‫داره به خوبی انجام میشه و

‫هیچکس نباید تعهد چین نسبت به ‫آینده‌مون رو زیر سؤال ببره

‫ساعت یکـه، بریم که با ‫صدراعظم‌مون همراه بشیم

‫عصر بخیر

‫در این مقطع که چالش‌ها و ‫فرصت‌های بزرگی پیش رو داریم

‫براتون آرزوی موفقیت دارم

‫علی‌رغم گزارش‌های ‫بی‌اعتبار رسانه‌های خارجی

‫اتحاد مجدد با فیبن موفقیت بی‌نظیری بود

‫هیچ جنگ پارتیزانی یا آشوبی در کار نیست

‫چیزی که هست، فقط تجدید عشق و محبتِ ماست

‫با این‌حال، هیولای آمریکایی و ‫کشورهای وابسته بهش

‫سعی دارن ما رو خفه کنن

‫ولی تحریم‌های مضحک همیشه شکست ‫می‌خورن، چون عشقِ ما تحریم شدنی نیست

‫خاموشش کنید!

‫دشمنان‌مون می‌دونن داریم پیشرفت می‌کنیم

‫خاموشش کنید!

‫اقتصادمون قویـه. ‫کارگران‌مون راضی هستن.

‫- خواهش می‌کنم! ‫- دشمنان‌مون می‌دونن،

‫پس مجبورن دروغ بگن و بگن...

‫چه مرگتـه؟

‫چرا نمی‌خوابی؟

‫- تو رو خدا خاموشش کنید! ‫- نمی‌تونیم، قصاب

‫رادیو کل روز روشن می‌مونه. دستوره

‫- خاموشش کنید! ‫- یا خدا، خفه خون بگیر!

‫هر کسی که جرأت کنه به من ‫یا کشورم توهین کنه

‫خشمم رو به چشم می‌بینه و ‫هیچ‌وقت بخشیده نمیشه

‫«ساعت یکـه، ‫بریم که با صدراعظم‌مون همراه بشیم.»

‫ساعت یکـه

‫وقتشـه با سخنرانی روزانه‌ی ‫صدراعظم ورنام همراه بشیم

‫دروغ خبیثانه‌ای دهن به دهن شده

‫که قرارداد تجارت آزادمون با چین ‫به صنعت شکر محلی‌مون آسیب زده

‫که مغازه‌ها بیخ تا بیخ ‫پر شدن از شکر بُنجل چینی

‫و رقابت برای تولیدکننده‌های ‫خانگی‌مون سخت شده

‫یه دروغ خبیثانه

‫این دروغ‌ها رو باور نکنید. ‫صنعت چغندر و شکر قویـه.

‫تولیدکنندگان شکرمون در ‫‌وست‌گیت راضی هستن

‫آشغالِ ‌وست‌گیت

‫هر به اصطلاح اعتراضی ‫در مزارع چغندر قند

‫چیزی جز نمایش مسخره‌ی آمریکایی نیستن

‫نذارید ذهن‌های کثیف شما رو گول بزنن

‫باید سعی کنید

‫ذهن هوشیاری داشته باشید

‫و واقعاً کی

‫بابت مشکلات مشاغل محلی‌مون و ‫گزارشات ناآرامی توی ‌وست‌گیت مقصره؟

‫بهتون میگم کی

‫کپلینگر، این چپ‌گرای رذل

‫اون هنوز پای ِکاره و با یک درصدی‌ها ‫همکاری می‌کنه

‫تا حاصل زحمات ما رو نابود کنه

‫برای مخالفان‌مون، پیغام ‫واضح و ساده‌ای دارم

‫تو خواب کردنِ من رو می‌بینی

‫ولی من خوابِ سکس با تو رو نمی‌بینم

‫تو خواب کردنِ من رو می‌بینی. ‫ولی من خوابِ سکس با تو رو نمی‌بینم.

‫خفه شو! خفه شو!

‫ولی من خوابِ سکس با تو رو نمی‌بینم...

‫بخواب! فقط بخواب!

‫یه هفته شده، روانی احمق!

‫تو خواب کردنِ من رو می‌بینی. ‫ولی من خوابِ سکس با تو رو نمی‌بینم.

‫تو خواب کردنِ من رو می‌بینی.

‫ولی من خوابِ سکس با تو رو نمی‌بینم.

‫ساعت یکـه، ‫بیاید به صدراعظم‌مون ملحق بشیم

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫« رژیم »

‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت ‫H1tmaN & SinCities

‫لعنتی

‫گرمه، گرمه. ‫تُف توش. گرمه!

‫سرده!

‫سرده. تُف توش. سرده!

‫این چه کوفتیه پوشیدی؟ ‫درش بیار!

‫و بسوزونش. البته اگه با این سرما، ‫بشه آتیشی روشن کرد

‫دیشب بهتر بود؟

‫اوه!

‫انگار توی کون شتر دراز بکشی

‫- حسش نمی‌کنی؟ ‫- آره، البته که حسش کردم

‫اتاق من هم وضعیتش همینـه

‫گرمه. گرمه. خیلی داغی، زیادی گرمی

‫لنی بیچاره. دوباره میرم

‫- گوش ِبخش خدماتی رو می‌کِشم. خب؟ ‫- آره

‫می‌دونی، من موقعی که خوابم نمی‌بره

‫یه دکتر رو تصور می‌کنم

‫که جمجمه‌ام رو شکافته و ‫داره مغزم رو در میاره

‫و همه‌ی افکار و دردها و خواسته‌هام ‫که نمی‌ذارن بخوابم، همگی از بین میرن

‫و در جا خوابم می‌بره

‫آره، فکر نکنم بتونم جراحی مغز ‫خودمو تصور کنم، ممنون

‫آره، البته. ‫صرفاً یه پیشنهاد بود.

‫وای خدا، هواش. ‫امروز بوی پشکل میده.

‫صبح بخیر، عزیزم

‫صبح بخیر، عزیزم

‫یه خوش‌بوکننده‌ی نعنایی بزن، چطوره؟

‫- پسر خوب ‫- خودشه. آره

‫کوره. اینجا مثل کوره‌ست

‫- وای خدا، اینجا که بدتره، نیکی! ‫- آره

‫شنیدم پسره دیگه توی ‫تخت‌خواب صدراعظم می‌خوابه

‫کمی نگران‌کننده‌ست

‫گمونم نگرانی‌های بزرگتری ‫داشته باشیم، ویکتور

‫مثلاً اینکه کل اقتصادمون ‫در آستانه‌ی فروپاشیـه

‫من هم به اندازه‌ی تو نگرانم

‫اپلای پسرم به دانشگاه پرینستون، ‫اکانتِ آیفونم،

‫ویلام توی میامی، ‫همگی دارن به گا میرن

‫انگار دارم مثل سگِ یه کولی زندگی می‌کنم

‫با این‌حال، یادمه سرِ ماجراجویی ‫کریدور فیبن خیلی خوشحال بودی

‫«تحریم‌ها؟ بیاید جلو ببینیم چی‌کاره‌اید» ‫گمونم با طعنه اینو گفتی

‫نه، نه، نه، من هنوزم ‫از سیاست‌های خانم حمایت می‌کنم

‫- می‌دونی که، فقط... ‫- فقط؟ فقط چی؟

‫می‌خوای تعطیلات رو بری جایی که ‫قوانینی در کار نباشه؟

‫کُت‌هاتون رو در بیارید. ‫الانه که شما رو ببینه.

‫عددش! عدد، عزیزم. یادته؟

‫34؟

‫34

‫صحیح، بریم براش

‫- وایسا. خاویار، خاویار. وایسا ‫- آره

‫بگو سیب

‫تموم

‫چطوره عنوانش رو بزنم: ‫«عشق به سادگی لبخند» چطوره؟

‫«تحریم‌های مسخره ما رو از پا در نمیاره»

‫آره، این هم خوبه. راستش بهتره

‫خب، خوشحالم که اعلام کنم

‫20 تا از 26تا کانون شعر تکمیل شده

‫کیف پولم خالی شده، ‫ولی بازم خبر فوق‌العاده‌ایـه

‫آخه چرا 26تا؟

‫یادت نیست؟ به تعداد نسخه‌های اصلی مجموعه ‫شعر «نغمه‌های معصومیت» از ویلیام بلیک

‫شوخیت گرفته؟

‫اینجا دما 4000 درجه‌ست لامصب

‫- شرمنده، خانم، از روی عادتـه ‫- من یه‌کم می‌خوام، لطفاً

‫وقت صبحونه‌اتـه

‫از اگنس معذرت‌خواهی کن

‫اخیراً خیلی شیطون شده

‫- راستی اگنس؟ ‫- بله خانم؟

‫دهنش بوی عن میده. ‫دقت کردی؟

‫نمی‌دونم، خانم

‫خب، بیا باهم حلش کنیم

‫در ضمن اگنس؟

‫حالش چطوره؟

‫هنوز امروز حالش رو نپرسیدم، خانم

‫ولی می‌خوابه؟ خوابش می‌بره؟

‫کمی، بله، خانم، آره. ‫گمونم سعیش رو می‌کنه.

‫خوبه

‫پس هنوز سر پاست

‫خوبه

‫و اگنس، بازم واسم کولر بیار!

‫حتماً، خانم

‫حتی اگه تظاهراتِ ‌وست‌گیت واقعی بودن

‫که نیستن

‫کارگرانِ چغندرمون بابت چی باید اعتراض کنن؟

‫چین دوستِ ماست

‫خوب می‌خوابی، قصاب؟

‫به همه‌ی مواردی که چین روی ‫آینده‌ی ما سرمایه‌گذاری می‌کنه فکر کنید

‫زیرساخت‌ها. جاده‌ها

‫پالایشگاه‌های کبالت جدید فوق‌العاده‌مون

‫همه‌ی این مشارکت‌ها به زودی نتیجه میده

‫هر کسی که جز این بگه، یا دست‌نشونده‌ی ‫سرویس اطلاعاتی آمریکاست

‫یا یکی از حامیانِ توهمی کپلینگره

‫که رویای سقوطِ من رو داره ‫

‫خب، سقوطی در کار نیست ‫

‫عشق ما زیادی قویـه ‫

‫هیچکس نمی‌تونه بینِ ما قرار بگیره

‫من یکی که ماجرای اسب رو نمیگم بهش

‫باید ماجرای اسب رو بهش بگیم

‫پس خودت بهش بگو. ‫جزو حیطه‌ی کاری خودتـه.

‫من وزیر ارتباطاتم، نه استاد سوارکاری

‫وای لعنتی. خیلی سرده

‫حاضرم واسه یه شال گردن خانواده‌ام رو هم بکُشم. ‫یه شال گردن. حاضرم گلوشون رو جر بدم.

‫خیلی‌خب

‫به حق چیزای ندیده

‫صبح بخیر

‫گوش کنید، قبل اینکه شروع کنیم، ‫میشه یه چیزی بگم؟

‫نیازی به چهره‌های ساکت و نگران‌تون ندارم

‫همه‌تون باید توی عادی بودن بهتر بشید

‫وقتی عادی نیستید، باعث میشه حس کنم

‫انگار دارید به من می‌گید که عادی نیستم، ‫که حال و هوای خوبی واسه این اتاق نیست

‫حال و هوای بازنده‌هاست و من دوستش ندارم

‫و باعث میشه به همه‌تون بی‌اعتماد بشم و ‫بخوام سر به تن‌تون نباشه

‫پس، توی عادی بودن بهتر بشید

‫خوبه، بیاید شروع کنیم

‫خانم، دشمنان خارجی، به جز مداخله‌ی نظامی ‫هر کاری که

‫از دست‌شون برمیاد می‌کنن تا ‫به خاطر کریدور فیبن ما رو مجازات کنن

‫مسدود کردنِ دارایی‌ها، ممنوعیت سفر، ‫تحریک جدایی‌طلبان...

‫من که اسمش رو می‌ذارم ‫تحریم‌های ریاکارانه

‫آره، ولی جز اینا چه اخبار جدیدی هست؟

‫شنیدم که با شروع توافق ما با چین، ‫بازارها به ثبات می‌رسن

‫قرار بود توافق مبادله‌ی آزاد با چین ‫واسمون منفعت داشته باشه

‫نه که اقتصادمون رو خشک کنه

‫خانم، توافق تجارت آزاد با چین ‫هنوز اونقدری که امیدوار بودیم موثر نبوده

‫همونطور که از تظاهراتِ ‌وست‌گیت خبر دارید،

‫وارداتِ اجناس بی‌کیفیت ‫به صنایع‌مون صدمه زده و...

‫مزخرفاتِ چغندر قند واسم مهم نیست

‫فقط از پالایشگاه‌های کبالت بگید

‫قرار بود چین پالایشگاه‌هامون رو ‫مُدرنیزه کنه و

‫به اقتصادمون شوک رو به جلو وارد کنه، ‫پس سودمون کوش؟

‫از کِی به سوددهی می‌رسن؟

‫به زودی، خانم، امیدواریم

‫اما پیمانکاران چینی ‫با مشکلات فنی مواجه شدن

‫خب، چقدر غافلگیر کننده

‫تا ابد که نمی‌تونم صبر کنم

‫در همین حین، خانم

‫با بسته شدنِ سه کارخونه‌ی چغندر قندِ دیگه

More Farsi Persian subtitles for The Regime

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left