La unuaj 200 linioj.
برداشت محصول بخش 5 تا ده دقیقه دیگر به اتمام میرسد
شنیدین چی گفت ده دقیقه
قبل از ساعت خاموشی تمام محصولات را انبار کنید
عجله کنین. معطل نکنین
!برگرد سر کار
دنیل، ای احمق مُرده
بهت گفتم که نزدیک قسمت عمیق نشی
کجا بودی تو؟
یه قرارداد جور کردم برامون - گم شو -
جفتمون قراره گم بشیم
چهار سال...و بعد
هشت هزار متر مربع زمین کنار ساحل نابِ اورنج کانتی
به عنوان پاداشمون
زن مکلف به انجام کار خانه شده"
"و مرد بایستی خدمات غذایی را انجام دهد
باید چهار سال اینکارو کنیم؟
از بچگی توی این زمینها گیر افتادیم
مگه نشنیدی راجع به زمین کنار ساحل چی گفتم؟
وقتی کارمون تموم بشه، تا آخر عمرمون
آسمون آبی و شن زرد داریم
آدریان چی پس؟
بیخیال. آدریان؟ چیز خاصی نیست
فقط یکم خوش میگذرونیم
میدونم. باهم یه سمت دیواریم
نمیشه شما دوتا نفهم خفه بشین؟
یه کاری نکنین گزارشتون کنم
سرت تو کون خودت باشه، توبین
یه کاری نکن اینو فرو کنم توی مجرای ادرارت، توبین
هیچکس ازت خوشش نمیاد اصلاً چرا حرف میزنی؟
زود باش دیگه
کیف و وسایلمون رو برمیداریم و میریم
منم میتونم نظری بدم یا نه؟
چی میخوای بگی، اسگل؟
که علاقهای به زندگی بهتر نداری؟
که نمیخوای خوشحال باشی؟
واقعاً میخوای بقیه عمرت
مثل "توبین" پیر و چروک و بیخاصیت بشی؟
شنیدم
میخواستیم بشنوی - میخواست بشنوی -
خیلی خب، بیا انجامش بدیم
ولی بقیه کار امروزمون رو
خودت تموم میکنی
انجام شد. حالا بردارشون، اسگل
گه توش. سرم
ساکت؟
چرا اینجاییم؟
خوبیم
مطمئنی؟
آره
یه یادداشت گذاشته
استرالناتهای فروشگاهِ" LIS004
این دنیای ویرانه را ترک کردهاند
تا به خانه جدید ما در سیاره دو حلقهای صعود کنند
من، زکری، منتظر یک پاد فرار برای جسم فانیم هستم
"لطفاً مرا جابهجا نکنید
میبینی؟ صعود کردند. مشکلی نداریم
خیلی خب، باقیموندهها رو میبرم بیرون
یالا زک
اون استخونهاش مثل اسپاگتی میمونن
شانس آوردی از "توپیکا" درت آوردم
استون" نزدیک بود دخلت رو بیاره. نه؟"
آخ! چرا زدی؟
نزدیک بود بکشمش. هدف خودم بود
کی؟ استون؟ مگه توهم زدی؟
وقتی دیدمت، ماشینت چپه شده بود
و خودت هم پُر خون بودی
در واقع، هنوزم خونریزی داری
حداقل مُرده. نه؟
استون؟ آره
شاید
حالا که فکر میکنم، نه
چه غلطی کردی، جان؟ - درگیر نجاتدادنت -
از اون شهربازی بودم خب
،همینکه الان اینجا وایسادیم
به نظرم نشون میده که تصمیم درستی گرفتم
تو حق نداشتی چنین تصمیمی بگیری
سخن از لاشیای که مسمومم کرد
و بهت گفتم که برنگردی دنبالم
خب، به حرفت گوش نکردم - چرا؟ -
چون حرف مسخرهای بود
خب، خودت مسخرهای
خب، تو هم همینطور
به نظرت قراره اتفاقی بیفته؟
چون قطعا قراره بیفته
...مدتی میشه که - چرا اینقدر حرف میزنی؟ -
!اه! اخ! حال بهمزنه
«تویسـتد مـتال»
:مترجم Ali EmJay
جیزل؟ !ای سلیطهی بزرگ
خیلی وقته ندیدمت
وای خدای من. عاشق گوشوارههاتم
من برای خودم هم یه گردنبند جدید گرفتم
احمق کارهاشو تموم نکرد
وای خدای من، گرسنمه
شماره یک میخوام بدون نون، با سیبزمینی
اتکینز" ، نه؟"
!سلام
قشنگ میبینم که سینی رو گرفتی
میشه لطفاً توجه کنین؟
عذر میخوام، دوستان
الان بهم اطلاع داده شد که یه تیرانداز فعال در این نزدیکی هست
بله، یکی دیگه
الان جامون کاملاً امنه ،ولی محض احتیاط
درها رو قفل میکنیم
حالا تا موقعی که بهمون اطلاع میدن ،کاملاً فضا امن هست
لطفاً از بینهایت سیبزمینی "شوتینگ استار" به حساب ما لذت ببرین
وای خدای من. معلومه که لذت میبرم
آره
چطورین، دوستان؟ - خوبم. ممنونم -
سیبزمینی بیشتر براتون بیارم؟
عالی میشه. خیلی ممنون
خب، این اوضاع رو پیچیده میکنه
سلام. بیداری
کجا میری؟
باید برم
واقعاً برمیگردی سراغ اون؟
تو درک نمیکنی
خداحافظ
توپهای تخمی
،دفعه بعد که استون رو ببینی
،اگه شانس بیاری
بهت گلوله تزریق میکنه
نه اگه من اول پدرش رو در بیارم
آره. نه که بعد از این کارت
میتونی ده کیلومتری افسر روانی بری
اون چی بود؟
!گندش بزنن
باید فوراً بریم داخل
اون طوفان "واتکین"ه
خب، خانم خفن، نقشه چیه؟
فقط یه احمق بهتماممعنا تو همچین شرایطی میره بیرون
اون ماشینت نیست اون بیرونه؟
!لعنتی
!گه توش
!اِولین
چقدر عجیب میدوه
!وای خدا
اوه زکری
برای همین نباید عضو فرقهای بشی
کیر توش
روی اون قسمت سوختهام افتادم
اینم از پاداشم واسه نجاتدادن جونت
اوه ممنون
برای همین بهت میگم کمتر آب بخوری
برو دیگه
منم دلم برات تنگ شده بود، خوشگله
حالت خوبه؟
هیچکس اصلا نمیاد اینجا
یالا، سه سال میگذره
بذار اون صدای آزاردهندهت رو بشنوم
خواهش میکنم
منم
میبینی؟ اونا نمیتونن همهچیز رو بگیرن
میبینی؟ تو هنوزم همون آتیشپاره آزاردهندهای که
توی جداکردن میوههای درخت کارش عالیه
و حتی توی ریدن به "توبین" هم کارش بهتره
هی، هی
،وقتی مدیرم نگاه نمیکنه
روی ناهارش میگوزم
آره
آره، ولی منظورم یه چُس کوچیک نیست
در حدی میگوزم که انگار بمب اتم انداختم
بیا. بیا
!ای خدا !از دست این احمقها
باید همه کار رو خودم انجام بدم
شما دوتا اینجا چه غلطی میکنین؟
تو اجازه نداری بیای اینجا
اوه، مالکت خوشحال نمیشه اصلاً
!بهش دست نزن
!پاتو از گلیمت درازتر نکن
...چطور جرئت میکنی با من
هنوز باهم کار داریم
همه اینا دروغه
!دروغ
چیزی نیست، دوستان
ریپر" هر لحظه میرسه"
امیدوارم
بهم قول دادین
من چهار سال براتون کار کردم
کو ساحلم؟
کو آزادیم؟
اون قرارداد کسشره
همه اینا کسشره
خب، چقدر استرسزا بود
بههرحال، ممنوعیت رفتوآمد برداشته شده
همهتون میتونین برین
و لطفاً یه برگر بلک هول
برای توی راه بردارین
تو یکی صبر کن به حسابت میرسم
دستمال رو بده بهم
نه، کمکت رو نمیخوام
به کمکم نیاز داری - جدی؟ -
بهت نشون میدم
تو قبلاً اینکارو کردی. مگه نه؟
اصلاً طوفان "واتکین" چیه؟
،وقتی برق قطع شد
یه تاسیسات هستهای توی بندر واتکین منفجر شد
و اتمسفر رو مسموم کرد
،هرچی بیشتر به سمت شرق بری بدتر میشه
پس باید مدتی منتظر بمونیم تا بره
No comments yet. Be the first to leave one.