Kisaragi Station

Kisaragi Station (きさらぎ駅)

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Kisaragi Station 2022 WEBRip ×264
Komentaĵo de Don Milo
💀 قویتربن و خفن‌ترین آرشیو فیلم های ترسناک در ایران | t.me/ScaryVerse1 | لینک دانلود فیلم💀

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2025-09-23
Elŝutoj: 27
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫"در 8 ژانویه 2004 یک نفر ناپدید شد"

‫"زنی که نام آنلاینش هاسومی بود"

‫"بر اساس گفتگوی ناشناس در انجمن 2 چنل"

‫"این اثر از محتوای واقعی منتشر شده اقتباس شده است"

‫ایستگاه کیساراگی

‫"ایستگاه کیساراگی ایستگاه جن زده ی امروزی"

‫"در حال بسته شدنه. همه مسافرا لطفا توجه کنین"

‫"ایستگاه شین هاماماتسو"

‫هایاما

‫- به قسمت بعدی فکر کن ‫- باشه

‫- بعدا میبینمت ‫- خداحافظ

‫برای مصاحبه اومدین؟ ‫لطفا بیاین تو

‫ببخشید

‫"ناپدید شدن هیبایاما" ‫"ناپدید شدن دختر در ماه می"

‫"شاهد پرونده سوشی-چو" ‫"آیا اطلاعات مرموز روی پرونده تاثیر میگذارد؟"

‫"ناپدید شدن ناگهانی در گذرگاه سانکی"

‫ببخشید منتظر موندین

‫از آشناییتون خوشبختم من هارونا تسوتسومی هستم

‫منم سومیکو هایاما هستم

‫تو پیام گفتم ‫لازم نیست چیزی بیارین...

‫خیلی ممنونم که امروز با این همه مشغله برای مصاحبه وقت گذاشتین

‫رین الان از اتاق برو بیرون

‫باشه

‫لطفا بشینین

‫ممنونم

‫ایشون دخترتونه؟

‫نه خواهرزاده امه

‫یه دبیرستان خصوصی این نزدیکی ها هست

‫وقتی مدرسه بود با مراقبت ازش ‫به برادرم کمک کردم

‫چه رابطه خوبی با هم دارین

‫خانم تسوتسومی شما دانشجو هستین درسته؟

‫بله رشته ام مردم شناسیه

‫پایان نامه ام در مورد "ناپدید شدن های مرموزه"

‫چون همیشه حس میکنم یه جورایی آشناست

‫به خاطر همینه که میخواین منو ببینین؟

‫میخوام محتوای جدیدی بنویسم که کسی ندیده

‫آدمای زیادی مثل شما هستن

‫ولی خیلی ها جدی نیستن

‫و اصلا حرفم رو باور نمیکنن

‫ولی من...

‫مشکلی نیست ما خیلی با هم ‫پیام رد و بدل کردیم

‫خانم تسوتسومی شما کسی هستین ‫که میتونم بهش اعتماد کنم

‫خانم هایاما

‫امیدوارم بهم بگین

‫در مورد 8 ژانویه 2004

‫شما به یه دنیای دیگه رفتین

‫"اون روز خیلی دیر از سر کار اومدم بیرون"

‫"با آخرین قطار به خونه رفتم"

‫"23 آگوست 2004 ساعت 11:40 شب"

‫"از برادرم خواستم بیاد دنبالم ‫تو ایستگاه ساگینومیا"

‫"راه آهن انشو نباید ‫هیچ تونلی داشته باشه"

‫"ولی قطار یهو وارد ‫یه تونل شد"

‫"آنتن نیست"

‫"بعدش..."

‫"نمیدونم چی شد"

‫"متوجه شدم..."

‫"...قطار داره به یه جایی میره"

‫"یه مردی که شبیه کارمندا بود تو قطار بود"

‫"به همراه سه تا پسر و دختر جوون"

‫"و یه دختر دبیرستانی هر پنج نفر خواب بودن"

‫"پرده های اتاق اپراتور کشیده شده بود برای همین داخل معلوم نبود"

‫هی بیدار شو تو دانش آموز دبیرستان سی بیچ هستی درسته؟

‫هی! بیدار شو!

‫ببخشید

‫هان؟

‫اینجا کجاست؟

‫خوابم برده بود

‫اینجا کجاست؟

‫دایسوکه اینجا کجاست؟ زود باش چک کن!

‫آنتن نیست؟

‫"همه با گیجی از وضعیت ‫بیدار شدن"

‫"بعد قطار به یه ایستگاه رسید"

‫رسیدیم

‫چیکار میکنی؟

‫اینجا کجاست؟

‫آه در داره باز میشه

‫"ایستگاه کیساراگی"

‫ایستگاه کیساراگی...

‫اون موقع از قطار پیاده شدی؟

‫همه فقط فکر کردن یه ایستگاه نشسته است

‫ولی...

‫هیچوقت این اسم رو نشنیده بودم

‫"آنتن نیست" ‫هنوز کار نمیکنه...

‫اینجا کجاست؟

‫کیساراگی کجاست؟ هیچوقت نشنیدم

‫باید بیدارم میکردی

‫ببخشید

‫صبر کن نمیتونیم برگردیم؟

‫هی قطاری نیست؟

‫دارم ازت میپرسم

‫من نمیدونم

‫به درد نخور

‫خب میدونی دستشویی کجاست؟

‫نمیدونم...

‫این عجیب نیست؟

‫حالتون چطوره؟

‫خب قرار بود تو ساگینومیا پیاده بشم

‫قطاری هست که بتونم باهاش برگردم؟

‫ببخشید منم نمیدونم

‫چی شده؟

‫اون دیوار...

‫هان؟ دیوار؟

‫به نظر چیز خاصی نمیاد...

‫ببخشید حتما خیالاتی شدم

‫از یونیفرمت معلومه از ‫دبیرستان سی بیچ هستی درسته؟

‫منو میشناسی؟

‫نمیدونم

‫من معلم اون مدرسه ام

‫هان؟ واقعا؟

‫فقط یه ساله اونجا بودم

‫بعضی از دانش آموزا منو نمیشناسن

‫ببخشید

‫اسم من سومیکو هایاما است

‫من معلم راهنمای کلاس 1 هستم. از آشناییتون خوشبختم

‫منم آسوکا میازاکی از کلاس 3 هستم

‫هی

‫اگه قطار اومد بیدارم کنین

‫ببخشید

‫هی!

‫همین الان بهم دستور دادی؟

‫داری بهم دستور میدی؟

‫بهت دستور نمیدم

‫منظورت چیه؟

‫شاید یه قطار بیاد

‫بهتره تو ایستگاه منتظر باشیم...

‫بریم. تشنمه

‫حالتون خوبه؟

‫ببخشید

‫بعدا منم با اون دانش آموز میازاکی از ایستگاه رفتم

‫دنبال وسیله نقلیه دیگه ای گشتیم

‫ولی نزدیک ایستگاه فقط خونه هست

‫ولی اون خونه ها...

‫انگار هیچکس تو هیچکدومشون زندگی نمیکنه

‫ببخشید کسی اونجاست؟

‫ببخشید!

‫معلم اینجا هیچکس نیست

‫به نظرت عجیب نیست؟ اصلا هیچکس نیست

‫بیا دوباره بگردیم

‫یالا میکی!

‫برو کنار

‫شوتا منتظرم باش...!

‫معلم حالتون خوبه؟

‫من خوبم

‫نمیدونم چشه. باید برگردیم

‫اون چیه؟ چیه لعنتی!

‫دایسوکه...

‫واقعا سر و صداش زیاده

‫ببخشید... چشه...

‫نمیدونم ولی دایسوکه...

‫میخوام برم خونه.. میخوام برم خونه

‫بریم

‫هی... کجا میرین؟

‫پیاده تا ایستگاه بعدی

‫احمق نباش فقط اینجا منتظر باش...

‫چطور میتونم تو همچین جایی بمونم!

‫هی تو... لطفا توضیح بده

‫دوستت کجاست؟

‫اون چیه؟

‫اون صدای دایسوکه است

‫کارم اینجا تمومه!

‫بریم

‫خیلی احمقانه است

‫بهتره زیاد اینجا نمونیم

‫ما هم داریم میریم

‫حرفای اون آدما رو باور میکنی؟

‫این اطراف هیچکس نیست

‫معلومه که خونه های زیادی هست

‫به نظرت عجیب نیست؟

‫بریم

‫صبر کن... واقعا دارین میرین؟

‫واقعا میخواین برین؟

‫"بعدش ساعت ها پیاده روی کردیم"

‫صبر کن!

‫چیکار میکنی؟

‫لطفا بهم بگو چی شده؟

‫اگه بهت بگم باورم نمیکنی

‫بگو!

‫نمیتونیم بفهمیمش

‫دنبال یه فروشگاه بودیم

‫ولی دایسوکه یهو بهمون گفت سریع برگردیم

‫اون هیچوقت بهم دستور نمیده

‫خیلی عصبانی شدم هولش دادم

‫و اونجا ولش کردم

‫بعد دایسوکه یهو داد زد کمک خیلی ترسیدم

‫امکان نداره اون تبدیل به همچین چیزی شد

‫تبدیل به چی شد؟

‫پوشیده از چیزی شبیه رگ های خونی بود

‫نمیدونم فقط میخواستیم فرار کنیم

‫دایسوکه است... شوتا چیکار کنم؟

‫- من از کجا بدونم! ‫- تو بگیرش!

‫چرا باید تلفن تو رو جواب بدم؟

‫"در حال تماس دایسوکه"

‫هی؟ آقای دایسوکه حالتون خوبه؟ دایسوکه؟

‫دایسوکه...

‫چه خبره؟

‫صدایی شبیه یه جشنواره شنیدم

‫فقط برای اینکه بهت بگم

‫گوش کن اون صدا

‫طبل تایکو؟

‫کسی اینجا زندگی میکنه؟

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left