Magic Hour

Magic Hour

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Magic Hour 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264 Fa
Komentaĵo de Srt_hub

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2026-06-24
Elŝutoj: 13
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫« تقدیم به جانفدایان راه آزادی »

‫خب، شروع کن.

‫- این فیلمه؟ ‫- معلومه که فیلمه.

‫باید امروز و این لحظه رو ‫موندگار کنیم.

‫- واقعاً؟ ‫- آره!

‫عزیزم، اینا همون فیلمایی‌ان که...

‫وقتی پیر و مو سفید شدیم ‫قراره بشینیم تماشاشون کنیم.

‫داری منو می‌کشی. ‫جدی جدی دارم می‌میرم.

‫ببخشید، نکنه قصد داشتی ‫مثلاً اون فیلمایی رو ببینی که...

‫توی عروسیمون داشتیم با آهنگ ‫«بریک هاوس» می‌رقصیدیم؟

‫- نه. ‫- منظورت اون فیلما بود؟

‫- عمراً اونا رو نگاه کنم. ‫- نه، اونا رو باید آتیش بزنیم.

‫- آره، همین کارو می‌کنیم. ‫- اینا همون لحظه‌هایی‌ان که مهمه، خب؟

‫امروز. امروز قراره همون روزی باشه ‫که تو و...

‫زنِ فوق‌العاده بخشنده، ‫مهربون و دلباخته‌ات...

‫- آره، زنِ جذاب، سکسی ‫و البته خیلی پیگیرت.

‫- ممنون. ‫- ولی من فقط...

‫- مرسی. ممنون.

‫این همون موقعیه که انجامش دادیم.

‫این همون روزیه که اون چرخ‌وفلک رو ‫آدمِ خودت کردی.

‫- خیلی بلنده.

‫- بهم بگو وقتی از اون پیاده بشی ‫چه حسِ خوبی داره

‫و با خودت میگی: «لعنتی، ‫انجامش دادم و نمردم،

‫چون معلوم شد که اون ‫یه وسیله‌بازیِ بچگونه‌ست

‫و من یه مردِ بالغم.»

‫اوه، خیلی جذاب میشه، عزیزم.

‫- واقعاً؟ ‫- آره.

‫- کلی چیزای دیگه هست ‫که جذابه

‫و می‌تونیم ببینیم ‫اگه همه‌شون رو با هم

‫و فقط همون بخش‌ها رو انجام بدیم.

‫- نه. ‫- خوب میشه.

‫- نه، این مهمه. ‫می‌خوایم انجامش بدیم،

‫و هر چی که بعدش بیاد ‫مثلاً جایزه‌ته.

‫- رشوه‌ست؟ ‫- آره. جواب می‌ده؟

‫آماده‌ای؟

‫بزن بریم.

‫- اوه! ‫- اوه! چارلی.

‫چارلی، کجا رفتی؟

‫خیله‌خب. ‫گمش کردم. رفته.

‫- اینجام، اینجام. ‫یادم رفت ماشینو کجا پارک کردیم.

‫خب...

‫می‌خوایم انجامش بدیم؟

‫- آه، آره، بیا انجامش بدیم. ‫- آره، می‌خوایم انجامش بدیم.

‫بهت ایمان دارم. ‫بهت خوش می‌گذره؟

‫- اوه، نه. خاموشش کن. ‫خاموشش کن، خاموشش کن.

‫واو. واو، واو. واو. ‫چرا اومدیم این بالا؟

‫چرا این بالا نشستیم؟ ‫چرا داری تکونش می‌دی؟

‫- نه. ‫- انقدر این وامونده رو تکون نده.

‫- نه، داری عالی پیش می‌ری.

‫- بهت افتخار می‌کنم. ‫- مرسی.

‫- وای، خدا. ‫- عاشقتم.

‫- منم عاشقتم. ‫کی می‌ریم پایین؟

‫دارم سکته می‌کنم.

‫- نه. ببین، گوش کن. هیچ اتفاق بدی ‫قرار نیست برات بیفته.

‫هیچ اتفاق بدی ‫قرار نیست برات بیفته.

‫- آره؟ از کجا می‌دونی؟ ‫فکر کنم.

‫- خب، چون همه‌ی اون گندکاری‌ها ‫قبلاً اتفاق افتاده.

‫دیگه همه‌چی رو به راهه، عزیزم.

‫- نمی‌دونم واقعاً لازمه ‫تو آسمونا باشیم یا نه.

‫- مگه نه؟ ‫فقط باید خودت رو وفق بدی، رها کنی.

‫- اوه، چقدر از دیدنت خوشحالم.

‫- هی، مارش. ‫- سلام، سلام.

‫- اومدی به بهترین جای ممکن

‫تا از شر اون همه مزخرفاتی که داری می‌کشی خلاص بشی.

‫اینجا کویره، عزیزم.

‫می‌دونی، می‌گن اینجا یه... یه جادوی شفابخشِ دیوانه‌وار داره.

‫قدیما فکر می‌کردم این حرفا رو فقط

‫به توریست‌ها می‌گن، اما می‌دونی چیه؟

‫هرچی بیشتر اینجا می‌مونم، بیشتر به این جادو جنبل‌ها ایمان میارم. مگه نه؟

‫می‌گن زیرِ زمین آب‌هایی جریان داره

‫که یه جور گردابِ عجیب و غریب با روح آدم درست می‌کنه.

‫اما... اوه، راستی نور رو بگم. صبر کن تا نورش رو ببینی.

‫اون... اون لحظه‌ایه که هوا هنوز تاریک نشده و دیگه روز هم نیست،

‫اما... اما... اما شب هم نیست.

‫یه جور... یه جور حدِ وسطِ زیباست.

‫- واقعاً قشنگه.

‫- صبر ندارم ‫تا ببینیش.

‫- واقعاً قشنگه.

‫بابت این ازت ممنونم.

‫- آره، دمت گرم مرد. ‫- هیس، هیس. گوش کن چی می‌گم.

‫تو خانواده‌ای هستی که خودم انتخاب کردم

‫و هر کاری برات می‌کنم، ‫پرنده‌ی من.

‫خب، اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن، باشه؟

‫خونه‌ی ریکی تا اینجا ۱۰ دقیقه راهه

‫و من می‌تونم ۶ دقیقه‌ای خودم رو برسونم.

‫- این کار رو نکن. ‫- رانندگیِ من رو که دیدی.

‫- می‌دونم. ‫- خیلی خب. برات میوه گذاشتم.

‫- اوه، ممنونم. ‫- شب بخیر، مارش.

‫- هی. ‫- هی.

‫رسیدیم.

‫- آره، رسیدیم.

‫هستیم.

‫- آره. جدی، ‫کجاییم؟

‫اون بیرون واقعاً ‫هیچی نیست.

‫هوم.

‫وسط بیابون.

‫- آره.

‫- این خوبه. آره؟ ‫این خوبه.

‫- نه.

‫نه. نه، اصلاً هم خوب نیست.

‫نه، هیچ چیز لعنتی‌ای ‫در مورد این خوب نیست، چارلی.

‫یه لحظه هم فکر لعنتیش ‫از سرم بیرون نمی‌ره، باشه؟

‫- باشه. ‫- فقط انگار...

‫تنها چیزی که ‫توی ذهنمه اینه که... اینه که...

‫- آره. اه، می‌فهمم.

‫کاملاً منطقیه، مگه نه؟

‫ولی ما نمی‌تونیم... می‌دونی که، ‫درباره‌ش حرف زدیم.

‫کاری از دستمون ‫در موردش برنمی‌آد.

‫ولی الان اینجاییم، ‫پس باید تمرکزمون رو بذاریم روی...

‫- چطور این‌قدر آرومی لعنتی؟

‫چطور جوری رفتار می‌کنی ‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؟

‫چون واسه من، این تنها چیزیه که می‌بینم،

‫ولی تو بازم ‫این‌قدر آرومی لعنتی.

‫- من فقط...

‫تصمیم گرفتیم که باهاش کنار بیایم. مگه نه؟

‫و... و الان اینجاییم و داریم همین کار رو می‌کنیم. ‫و این خوبه.

‫این خودش یه قدمه، نه؟

‫- آره، داریم تلاشمون رو می‌کنیم.

‫- داریم تلاش می‌کنیم. ‫- داریم تلاش می‌کنیم.

‫- عالیه.

‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

‫- چی کار... نمی‌دونم ‫می‌خوام چی کار کنم، چارلی.

‫بلد نیستم چطوری این کار رو بکنم. ‫خب؟ چرا همه‌اش گردن منه؟

‫چرا یه جوری نگام می‌کنی

‫که انگار قراره یه ایده‌ی توپی

‫واسه انجام دادنِ هر کاری که داریم ‫می‌کنیم، داشته باشم؟

‫- ایده‌ی خودت بود ‫که بیایم اینجا.

‫واسه همین فکر کردم شاید یه نقشه‌ی دیگه... ‫ولی نداری.

‫عیبی نداره. می‌دونم ‫بعدش باید چی کار کنیم. بیا. بیا.

‫اینو ببین. بیا.

‫- چی؟ ‫- انرژی. داریم پاکسازی می‌کنیم.

‫داریم... می‌خوایم اون قضیه‌ی ‫کریستال رو راه بندازیم.

‫روال کار همینه، مگه نه؟

‫مطمئنم که کریستال ‫همین‌طوری جواب می‌ده.

‫- یعنی اینطوری... ‫- آره.

‫- فکر می‌کنی شماها کریستالین؟ ‫- آره.

‫می‌مالیمش ‫و بعد نگهش می‌داریم

‫و بعدش هم مثلاً می‌گیم: «وو-وو-وو»

‫مگه همینو نگفت؟

‫وقتی «مارشال» ‫داشت آماده می‌شد که «وو-وو» کنه؟

‫- همون «وو-وو».

‫- خب، پس کل «وو-وو»ها رو گرفتیم،

‫و ما فقط... ما اینجاییم.

‫- اِ...

‫اوه.

‫- چی گیرت اومد؟ ‫- آه.

‫- اوه!

‫- اون آشغالِ لعنتی کجاست؟ ‫کجاست؟

‫- همون‌جا. ‫- خیلی خنده‌داره.

‫- ای بابا. خیلی خب.

‫نخواستی کارت ‫یا چیز دیگه‌ای رو بخونی.

‫- نه، نه. ‫نمی‌خوام کارت رو بخونم.

‫چون می‌دونم ‫توی اون کارت چی نوشته.

‫- باشه.

‫اون قضیه گل‌هایی که عاشق هم شدن رو شنیدی؟

‫یه عشقِ غنچه‌کرده بود.

‫- بدک نبود. ‫- اصلاً خنده‌دار نبود.

‫- خیلی هم خوب بود. ‫- اصلاً هم خنده‌دار نبود.

‫نه، راستش نگرفتم چی شد. ‫می‌شه بهم بگی...

‫- واسه اینه که ‫اونا گل هستن.

‫وقتی جوونن، ‫بهشون می‌گن غنچه.

‫- آهان. ‫- و بعدش...

‫قبل از اینکه شکوفه بدن. آره.

‫خوشحالم که اینجا پیشتم.

‫- خب، وقت تمومه. دارم می‌آم تو.

‫- باشه.

‫- حاضری؟ ‫- حس خوبیه. حاضرم.

‫آماده. اووه. آره.

‫- دوستت دارم. ‫- منم دوستت دارم. باشه.

‫- باشه. ‫- اوه، آره.

‫۱، ۲، ۳.

‫اوم. اوم.

‫- آره.

‫حالت خوبه؟

‫- آره. آره.

‫نه، ولی آره. ‫این... هی، این...

‫ما فقط، اوم...

‫- دفعه بعد می‌بریمشون. ‫- آره، حتماً.

‫- آره. ‫- آره، حتماً.

‫می‌ریم... درست می‌ریم سراغش.

‫- آره. ‫- نمی‌تونم...

‫می‌دونی که ‫کار مورد علاقمه.

‫خوبی؟

‫آره؟ چون...‌ ‫اوه، هی، هی، هی، هی.

‫خب، می‌دونم هیچ‌کس ‫دوست نداره خواب بقیه رو بشنوه،

‫ولی این یه خواب جنسیِ ‫معمولی نبود.

‫چون مثلاً ‫توی هشتاد سالگی‌مون بودیم.

‫و خیلی داغ بود ‫و هنوزم بدنمون نرم بود.

‫و عالی بود تا وقتی که ‫صورتم رو توی آینه دیدم.

‫مگه نه؟ و تو هنوز پیر بودی،

‫ولی من برگشته بودم به سنِ الانم.

‫و اینجاست که ‫قضیه عجیب می‌شه.

‫بعد من... من نگاه... بهت نگاه می‌کنم ‫و هنوز خودتی،

‫ولی در عین حال...‌ ‫انگار خودت نبودی.

‫یه جورایی شبیه ‫همسایه‌مون «شری» هم بودی.

‫می‌دونی، شبیه «شری» هم بود. ‫به هر حال...

‫- فکر می‌کنی الان ‫بهترین موقع‌ست

‫که در مورد خواب‌های جنسی‌ت ‫حرف بزنی، چارلی؟

‫- آره. ببخشید.

‫هی عزیزم. ‫ببخشید که انقدر عوضی بودم.

Magic Hour subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left