裂战

裂战

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Cruel War 2024 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Komentaĵo de Samurai_EP

Etikedoj

webdl
machine_translated
Publikigita je: 2026-06-22
Elŝutoj: 7
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫ ‬

‫جزیره نقره‌ای‬

‫از زمان تبدیل شدن به مستعمره غربی در قرن بیستم‬

‫به تدریج به یکی از منابع اصلی مواد مخدر در جهان تبدیل شد.‬

‫عصر طلایی‬

‫به بزرگترین تولید داروی جهان دست یافت.‬

‫با ورود به قرن بیست و یکم،‬

‫جهان در حال انجام عملیات کنترل مواد مخدر در جزیره سیلور است.‬

‫نتایج اولیه‬

‫تولید ۸۰ درصد کاهش یافته است.‬

‫اما به دلیل فقدان یک اقتصاد جایگزین با کیفیت.‬

‫بنابراین، تولید دارو با سرعت بسیار زیادی افزایش یافت.‬

‫در سال‌های اخیر‬

‫کشورهای جهان همکاری می‌کنند‬

‫از طریق روش‌های مختلف‬

‫سعی کنید علت اصلی را برطرف کنید.‬

‫فقر مردم جزیره نگان فین‬

‫و مسئله درآمد حاصل از کشت‌های جایگزین.‬

‫ ‬

‫ستاد، دفتر مرکزی،‬

‫من عضو تیم اسکورت B هستم.‬

‫ما مورد حمله گروه‌های مسلح قرار گرفتیم .‬

‫تیم A کاملاً از بین رفته است.‬

‫درخواست کمک اضطراری.‬

‫من با نزدیکترین بخش پشتیبانی تماس می‌گیرم.‬

‫آیا کالای اسکورت هنوز وجود دارد؟‬

‫هنوز هم.‬

‫شیائو آی، شیائو آی، نیروهای کمکی به زودی می‌رسند!‬

‫لطفا جایی برای انتظار کمک پیدا کنید.‬

‫شهر را ترک کنید، اما نگذارید غیرنظامیان آسیب ببینند.‬

‫باشه.‬

‫برو، برو، برو.‬

‫عقب نشینی کردن.‬

‫اسلحه رو بذار زمین.‬

‫ستاد امنیت بین‌المللی (ISC)‬

‫من لام توئونگ هستم،‬

‫کالای اسکورت به دست آمده است.‬

‫ ‬

‫[ماموریت فوری، لطفاً فوراً به خیابان هوآنگ سون، پلاک ۷۸ مراجعه کنید]‬

‫حرکت نکن.‬

‫تولدت مبارک، تونگ.‬

‫تولدت مبارک تونگ!‬

‫یه آرزو کن.‬

‫متشکرم!‬

‫شنیدم که اسطوره ISC ما قصد استعفا دارد.‬

‫من چند سالی خارج از کشور بودم، وقتشه که به خونه برگردم.‬

‫برمی‌گردد تا با پدر نظامی‌اش کشتی بگیرد؟‬

‫حداقل دیگه مجبور نیستم با عواقبش کنار بیام.‬

‫اگر دفعه قبل او نبود‬

‫آنگاه تمام سال‌های سخت‌کوشی و فداکاری آن گروه از دانشمندان به هدر می‌رفت .‬

‫آیا واقعاً اینقدر مهم است؟‬

‫آن را دست کم نگیرید.‬

‫آنجا پایگاه خارجی شرکت Tinh Da Hoa Cu چین است.‬

‫آنها با موفقیت بذرهای فوق العاده لاستیکی را تکثیر کرده اند.‬

‫این یک دستاورد علمی پیشرو در جهان است.‬

‫اخیراً، از طریق ویرایش ژن...‬

‫آنها دوباره دانه‌ها را ارتقا دادند.‬

‫ما به زودی به جزیره نگان فین می‌رویم تا کاشت آنها را امتحان کنیم.‬

‫او باید این سفر را به پایان برساند.‬

‫ببخشید، من بازنشسته شدم.‬

‫گوش کن، لین شیانگ،‬

‫این دسته از دانه‌ها بسیار خاص هستند.‬

‫رویدادهای اخیر توجه چهار کشور را به خود جلب کرده است.‬

‫اگرچه هنوز به طور کامل بررسی نشده است.‬

‫اما ما گمان می‌کنیم که می‌تواند به توسعه سلاح‌های بیولوژیکی و شیمیایی مربوط باشد.‬

‫این موضوع به امنیت منطقه‌ای مربوط می‌شود.‬

‫جک‬

‫رئیس، از دفتر رئیس جمهور تماس گرفته شده است.‬

‫اطلاعات به آدرس ایمیل شما ارسال شد.‬

‫ببین، یه سورپرایزی هست!‬

‫خودت تصمیم می‌گیری.‬

‫ ‬

‫پروفسور نهان،‬

‫هنوز انقدر سرت شلوغه؟‬

‫ما داریم میریم، اما من واقعاً سرم خیلی شلوغه.‬

‫مدیر شو رسیده است.‬

‫بریم، اول یه نگاهی بهش بندازیم.‬

‫رئیس شو.‬

‫پروفسور نهان.‬

‫30 درصد از داروهای فروخته شده در سراسر جهان.‬

‫همه آنها از جزیره نقره ای آمده اند.‬

‫این بار، اگر گرانول‌های لاستیک فوق‌العاده...‬

‫با موفقیت در آنجا پرورش داده شد و تکثیر یافت.‬

‫سپس مساحت زمین مورد استفاده برای کشت تریاک به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.‬

‫این یعنی خیلییی ...‬

‫برای توسعه پایدار جهان‬

‫و اقدامات پیشگیرانه از مصرف مواد مخدر در کشور.‬

‫مدیر شو، من به شن نونگ ۲۱ ایمان دارم.‬

‫پروفسور نهان،‬

‫او یک متخصص برجسته زیست‌شناسی مولکولی در کشور است.‬

‫نمیتونم جلوی احتیاطمو بگیرم.‬

‫این بار ما به طور خاص از یک شرکت امنیتی بین‌المللی دعوت کرده‌ایم.‬

‫برای محافظت از او.‬

‫سرپرستشان آمده است.‬

‫آن دو با هم سلام و احوالپرسی کردند.‬

‫از آخرین دیدارمان مدت زیادی گذشته است.‬

‫از آخرین دیدارمان مدت زیادی گذشته است.‬

‫این بار، آنها توسط کاپیتان لام اسکورت شدند.‬

‫این کاشت آزمایشی باید با احتیاط فراوان انجام شود.‬

‫رئیس دپارتمان، می‌دانم که این پروژه برای همه شما بسیار مهم است.‬

‫اما پروفسور نهان،‬

‫آیا چیزی در مورد جزیره نگان فین می‌دانید؟‬

‫البته،‬

‫من آب و هوا و خاک آنجا را به خوبی می‌شناسم.‬

‫او در مورد وضعیت کلی صحبت می‌کند.‬

‫آن مکان و آرمان‌های من‬

‫ده‌ها هزار مایل دورتر.‬

‫سیاست یک آشفتگی است.‬

‫- مردم نمی‌توانند... - کاپیتان لام،‬

‫فکر کنم داریم در مورد دو چیز متفاوت صحبت می‌کنیم.‬

‫منظورم این است که از دیدگاه علمی،‬

‫اگرچه شن نونگ ۲۱ و خشخاش هر دو گیاه هستند،‬

‫اما نتایج کاملاً متفاوتی به بار آورد.‬

‫پس حتماً باید بری؟‬

‫اینجا هیچکس بیشتر از من درباره شن نونگ ۲۱ نمی‌داند.‬

‫علاوه بر این، به نظر من ارزشش را دارد.‬

‫ ‬

‫برادر، لطفا جانم را نجات بده.‬

‫آقای دیو، آقای دیو، لطفا من را ببخشید.‬

‫برادر دیو، برادر دیو، من دارم می‌میرم.‬

‫آقای دیو.‬

‫آقای دیو.‬

‫آقای دیو.‬

‫آقای دیو، لطفا من را ببخشید.‬

‫معاون مدیر بخش،‬

‫این چند روز گذشته حالتون چطوره؟‬

‫آقای لی،‬

‫زمین شهر تان موک در اصل برای او در نظر گرفته شده بود.‬

‫به عنوان یک رهبر، شما رهبری هستید که آن را رد می‌کند.‬

‫آنها مدام می‌گفتند که دارند به چینی‌ها اجازه می‌دهند نوعی آزمایش انجام دهند.‬

‫آن افراد توطئه کردند تا به آقای لی خیانت کنند.‬

‫نه، نه، نه.‬

‫نه، آقای لی، من به شما خیانت نمی‌کنم.‬

‫نه، آقای لی.‬

‫من، لو ون دیو، همیشه همه چیز را منصفانه انجام می‌دهم.‬

‫اما شرط اول این است که شما باید به من احترام بگذارید.‬

‫دوست من باش.‬

‫من فقط یه سرباز دون پایه‌ام.‬

‫رهبر هم همین را گفت.‬

‫چه کار دیگری می‌توانم انجام دهم؟‬

‫آقای لی، من فقط یه سرباز دون‌رتبه‌ام.‬

‫بنابراین نگه داشتن او اینجا هیچ فایده‌ای نداشت.‬

‫بیا اینجا.‬

‫آقای لی، بله، راهی وجود دارد، آقای لی.‬

‫راهی وجود دارد.‬

‫یه راهی هست، آقای لی.‬

‫اون همچنین می‌دونه که عموی من توی پارلمان ارتباطاتی داره، درسته؟‬

‫آن مسئله زمین‬

‫من قطعاً آن را برای شما مدیریت خواهم کرد.‬

‫من قطعاً آن را برای شما مدیریت خواهم کرد.‬

‫او می‌تواند هر چه دلش می‌خواهد بکارد.‬

‫آقای لی، از شما التماس می‌کنم که مرا ببخشید.‬

‫ای کویون، معاون مدیر اداره را به سلامت به خانه برگردان.‬

‫کاش،‬

‫بیا با هم به شهر برویم تا دخترخوانده‌ام را ببینیم.‬

‫ ‬

‫هی، نقاشی رو بس کن!‬

‫اول یه چیزی بخوریم.‬

‫قراره غذا بخوری؟‬

‫پدرخوانده من، تو حتی خوش‌تیپ‌تر هم شدی.‬

‫او به مدرسه رفت و تحصیل در سطح بالاتری را آغاز کرد.‬

‫اون قطعاً فرق داره.‬

‫پدرخوانده، لطفاً بنشینید.‬

‫باشه.‬

‫ببینیم پدرخوانده برای فرزندش چه آورده است.‬

‫اگر قرار است بیایی، پس فقط بیا.‬

‫و با این حال آنها چیزهای زیادی با خود آورده بودند.‬

‫من فقط همین یک دخترخوانده را دارم.‬

‫اگر او مرا دوست نداشته باشد، من خواهم داشت.‬

‫بفرمایید، بفرمایید، این خوراک مرغ کاری مورد علاقه من است.‬

‫اخیراً چطور بوده‌اید؟‬

‫آیا این ربطی به کار دارد؟‬

‫آگاهی از وضعیت فرد نیازمند به حفاظت.‬

‫این هم بخشی از شغل اوست.‬

‫شغل من ایجاب نمی‌کند که شخصاً به آنجا بروم.‬

‫این کاشت آزمایشی برای من بسیار معنادار است.‬

‫من باید شخصاً به آنجا بروم تا مستقیماً اطلاعات را دریافت کنم.‬

‫اگر می‌خواهی مانع رفتنم شوی،‬

‫او راه‌های زیادی دارد.‬

‫به چه حقی جلوی من را می‌گیری؟‬

‫ما طلاق گرفته‌ایم.‬

‫تولدت مبارک.‬

‫دفعه قبل از من خواست که این کار را برایش انجام دهم.‬

‫اگر اطلاعات را به صورت خارجی توزیع کنید، انجام تجارت بسیار آسان‌تر می‌شود.‬

‫ ‬

‫ ‬

‫این روزها اوضاع فروشگاه لباس شما چطور است؟‬

‫ما هر روز ورق بازی می‌کنیم.‬

‫اون دختر فروشنده، دارم فکر می‌کنم...‬

‫بهتر است فقط او را بیرون بیندازند.‬

‫اونوقت حیف میشه.‬

‫فکر می‌کنم او واقعاً او را دوست دارد.‬

‫حرف مفت نزن.‬

‫من باهات حرف مفت نمی‌زنم، باشه؟‬

‫کای من خیلی وقته که رفته.‬

‫او به خودش فکر نمی‌کند.‬

‫پس باید به A Anh هم فکر کنید.‬

‫می‌خواهم صبر کنم تا آ آن بزرگ شود.‬

‫وقتی زمانش برسد، این را خواهیم فهمید.‬

‫ ‬

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left