Kifn

Kifn (کفن)

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

Kifn 2024 1080p AMZN WEB DL DDP2 0 H 264 translated 2025 11 01T04
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2025-11-01
Elŝutoj: 113
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‏‫- سلام. - سلام.‬

‏‫خوش آمدید.‬

‏‫نعیم عزیزم...‬

‏‫نعیم!‬

‏‫نعیم!‬

‏‫نعیم!‬

‏‫نعیم عزیزم، نعیم،‬ ‏‫خواهش می‌کنم ترکم نکن، خواهش می‌کنم!‬

‏‫نعیم عزیزم!‬

‏‫من به خاطر تو فداکاری می‌کنم نعیم!‬

‏‫خدا حفظت کنه.‬

‏‫بیا، بیا.‬

‏‫بیا دنبالم.‬

‏‫داماد.‬

‏‫بیا.‬

‏‫برو.‬

‏‫کفن‬

‏‫حیف شد که سه چهار روزه به مغازه نرفتی گوران.‬

‏‫نگران نباش عزیزم، من بهش گفتم.‬

‏‫مگه میشه اینقدر بی‌احساس باشه؟‬ ‏‫می‌بینی که مشغول مرتب کردن خونه‌ایم!‬

‏‫می‌دونم ولی چیزی نمونده، فقط...‬

‏‫یه مرتب‌سازی کوچیک که هر روز می‌تونم انجام بدم.‬

‏‫الان دیگه دیره، فردا میرم.‬

‏‫نمی‌دونم وسایل مامانم کجاست.‬

‏‫پس اینم آشپزخونه منه...‬

‏‫یه میز ناهارخوری و صندلی‌های خوشگل این وسط می‌ذاریم.‬

‏‫چند تا چیز جدید خریدم‬ ‏‫و چند تا چیز قدیمی هم آوردم.‬

‏‫و اینم راهروی منه، چرخ خیاطی رو دقیقاً همینجا می‌ذارم.‬

‏‫وقتی تموم شد ازش عکس می‌گیرم.‬

‏‫واقعاً دوست دارم این چیزا رو نگه دارم.‬

‏‫بعدی چیه؟ این‬ ‏‫منم وقتی بچه بودم، خیلی کوچیک بودم.‬

‏‫و اینم اتاق نشیمن،‬

‏‫و اینم هیوا، ببینیم چیکار می‌کنه،‬

‏‫بیا، نگام کن.‬

‏‫اونو کنار بگذار، الان وقتش نیست.‬

‏‫قسم می‌خورم خیلی خوشگلی، بیا جلو.‬

‏‫چرا تو تاریکی کار می‌کنی، چراغ‌ها رو روشن کن.‬

‏‫الان روشنه. بیا، نگام کن.‬

‏‫وایسا!‬

‏‫بایست، خیلی تکون خوردی،‬ ‏‫بیا برعکس نور، آره، الان وایسا.‬

‏‫خوشگله؟‬

‏‫بده به من.‬

‏‫بده به من، بذار ببینم.‬

‏‫اینم زیرزمین.‬

‏‫بیا، بذار یه نگاهی بندازم.‬

‏‫بده به من.‬

‏‫- نه، خواهش می‌کنم، می‌شکنه، می‌شکنه.‬ ‏‫- بهت نمی‌دمش.‬

‏‫- بده به من! - پرت می‌کنمش.‬

‏‫خواهش می‌کنم بده به من.‬

‏‫بهت بدم نمی دم.‬

‏‫چطور می تونی انقدر بی رحم باشی؟‬ ‏‫کل کودکی من اونجاست، لطفا بهم بده.‬

‏‫خب، منو ببوس!‬

‏‫- حالا بده به من. - بگیرش.‬

‏‫باشه.‬

‏‫چرا خونه قبلی رو ترک کردیم؟‬ ‏‫فعلاً از اون چیزا فاصله بگیر.‬

‏‫- باشه عزیزم؟ - باشه.‬

‏‫چرا خوابت نبرده؟‬

‏‫نمی تونم بخوابم.‬

‏‫صندوق مامانم رو پیدا نکردی؟‬

‏‫فکر کنم تو اتاق نشیمنه.‬

‏‫فردا، هرچی لازم داری بریز تو صندوق.‬

‏‫و هرچی که نمی خوای رو بنداز دور.‬

‏‫برو بخواب حالا.‬

‏‫فضایل حضرت محمد برای مادرم‬

‏‫امروز فضایل رو برای روح خانم (نعیمه) می خونیم.‬

‏‫آرامش خودمون رو حفظ کنیم، خدا رحمتتون کنه...‬

‏‫و ما رو موقع خوندن فضایل پیامبر.‬

‏‫...چون فرشته ها در آسمون هفتم صدای ما رو می شنوند.‬

‏‫چرا چیزی نمی خوری؟‬

‏‫اشتها ندارم.‬

‏‫چیزی شده؟‬

‏‫اگه الان حرفی بزنم، عصبانی می شی!‬

‏‫عصبانی نمی شم عزیزم، حرفتو بزن.‬

‏‫درباره مامانم خواب دیدم.‬

‏‫چیزی نیست عزیزم، شاید دلت براش تنگ شده.‬

‏‫جمعه می ریم سر خاکش، باشه؟‬

‏‫بیا، صبحونه ات رو بخور.‬

‏‫دیرم شده. باید برم سر کار. حیف شد.‬

‏‫چند روزه که به فروشگاه نرفتم.‬

‏‫به هیچی فکر نکن.‬

‏‫چیزی لازم داری؟‬

‏‫فقط یه کم سبزیجات با خودت بیار.‬

‏‫باشه.‬

‏‫از اول می دونستم می ترسی.‬

‏‫خب، چرا در نمی زنی؟‬

‏‫در باز بود، منم اومدم تو.‬

‏‫جدی، (هیووا) کجاست؟‬

‏‫- تازه رفته بود به فروشگاه. - واقعاً؟‬

‏‫اومدم که با هم بریم فروشگاه.‬

‏‫می دونی، این خونه از اون یکی بهتره،‬ ‏‫حتی بیرونش هم آروم تره.‬

‏‫راستش، نمی دونم.‬

‏‫- می تونم یه چیزی بگم؟ - بله.‬

‏‫دارم می ترکم، دستشویی کجاست؟‬

‏‫دنبال من بیا، راهنماییت می کنم.‬

‏‫اونجاست، کنار پله ها.‬

‏‫واقعاً، چرا شما دو نفر به همچین خونه بزرگی نیاز دارین؟‬

‏‫خیلی بزرگه.‬

‏‫(گوران)، دفعه بعد که می خوای بیای،‬ ‏‫لطفاً از قبل خبر بده.‬

‏‫چرا؟ چی شده؟‬

‏‫هیوا می‌پرسه چرا وقتی خانه نبودی آمدی.‬

‏‫تحمل این جور حرفا رو ندارم،‬ ‏‫دفعه بعد قبل اومدن زنگ بزن.‬

‏‫چرا سلام نمیدی یا هیچی نمیگی؟‬

‏‫من سلام بدم؟‬

‏‫وای خدا، چته؟ چرا قیافه‌ات اینجوری گرفته‌ست؟‬

‏‫راستشو بخوای هیوا، به من حسودی می‌کنی؟‬

‏‫چرا؟‬

‏‫خب، یعنی چی که وقتی رفتم خونه‌تون،‬

‏‫باری بهم گفت اینجا نیام،‬ ‏‫چون هیوا خوشش نمیاد؟‬

‏‫چرا؟ رفتی خونه ما؟‬

‏‫جدی میگی؟‬

‏‫اینو در نظر بگیر،‬

‏‫باری مثل خواهر منه و تو هم الان خانواده منی، یه کم منطقی باش،‬

‏‫لازم نیست بری خونه من، مخصوصاً وقتی من خونه نیستم.‬

‏‫پولمو بده برادرم.‬

‏‫ای وای!‬

‏‫به جون خودم خسته شدم انقدر اومدم اینجا...‬

‏‫و هیچی برام نمونده، همین الان بده به من.‬

‏‫- به این میگی برق؟‬ ‏‫- نه، آبه، بده به من، بیا.‬

‏‫- بفرما، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸‬ ‏‫- ما که لامپ هم روشن نمی‌کنیم!‬

‏‫- بفرما برادر. - بده به من.‬

‏‫- ۱۸؟ - چرا؟‬

‏‫سه تا کم داره!‬

‏‫فقط هزار تومن با برق اصلی فرق داره.‬

‏‫همین الان هر آمپر هفت هزار تومنه، انگار...‬

‏‫...انگار داری صد دلار بهم میدی!‬

‏‫چرا اینجوری نگام می‌کنی؟‬

‏‫حیف این همه پول دادن‬ ‏‫واسه یه برق داغونه!‬

‏‫الله اکبر.‬

‏‫سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.‬

‏‫وعلیکم السلام آقا.‬

‏‫- علیکم السلام برادر عزیزم هیوا. - چطوری، خوبی؟‬

‏‫- خوش آمدی. - خیلی ممنونم.‬

‏‫اوضاع چطوره؟‬

‏‫خوبم، الحمدلله، شما چطور؟‬

‏‫خوبم، الحمدلله.‬

‏‫- الحمدلله. - خانمت چطوره؟‬

‏‫- الحمدلله، خوبه، سلام میرسونه. - ایشون خواهر عزیزیه. -‬

‏‫مشغول چیه؟‬

‏‫همیشه تو خونه‌ست، منم تو مغازه درگیرم.‬

‏‫خدا به هردوتون برکت بده و کاراتون رو راه بندازه.‬

‏‫امروز چرا ناهار مهمون من نیستی؟‬

‏‫ممنونم، واقعاً باید برم خونه.‬

‏‫شما دو نفر چی میگفتید؟‬

‏‫شما دو نفر چی میگفتید؟‬

‏‫باری، باری.‬

‏‫چی شده؟‬

‏‫چته عزیزم؟‬

‏‫هیچی.‬

‏‫چرا وسایل مامانت رو آوردی بیرون؟‬

‏‫به خدا قسم، روانی می‌شی.‬

‏‫چرا انقدر خوشگلی، ماشاءالله.‬

‏‫اون عروس منه، به زودی عروسیش می‌دیم.‬

‏‫براش خونه و ماشین می‌گیریم، میدیمش به یه جوون خوش‌تیپ.‬

‏‫میدیمش به «گوران»، به «گوران».‬

‏‫– سلام. – سلام.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

‏‫«هیوا»، ببین...‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫من اینو دیشب فیلم گرفتم.‬

‏‫وایسا!‬

‏‫– تو فیلم گرفتی؟ – وایسا!‬

‏‫یه نگاه بنداز...‬

‏‫مگه دیوونه‌ای؟ من چیزی نمی‌بینم.‬

‏‫به خدا قسم وقتی فیلم می‌گرفتم، آدم توش بود.‬

‏‫فقط مبله، از چه آدمایی حرف می‌زنی؟‬

‏‫اون دوربین کثیفت رو بردار، مال دهه هفتاده!‬

‏‫باشه!‬

‏‫ولش کن، کار نمی‌کنه!‬

‏‫آره، «گوران».‬

‏‫باشه، نگران نباش. نه نه، من دیگه میرم.‬

‏‫باشه، خداحافظ.‬

‏‫«گوران» داره دیر می‌کنه، واسه همین باید برم...‬

‏‫...زودتر برم مغازه، چیزی لازم داری؟‬

‏‫خونه مامانم.‬

‏‫«نعیم».‬

‏‫این غذا مزه نداره.‬

‏‫قسم می‌خورم بهش نمک زدم!‬

‏‫دختر جون، بگو یادت رفته بود و تموم. نمک کجاست خودم بریزم.‬

‏‫اونجاست، بریز.‬

‏‫دختر خوشگلم، عزیزم بیدار شد.‬

‏‫سلام عزیزم.‬

‏‫خوبی؟‬

‏‫تازه‌بیدار شدی؟‬

‏‫زودی عروس می‌شی، با این وضع چطور خونه‌داری و بچه‌داری می‌کنی؟‬

‏‫فدات بشم.‬

‏‫اونو بردار.‬

‏‫دوربین رو بردار «گوران».‬

‏‫دخترم رو اذیت نکن.‬

‏‫گریه نکن عزیزم.‬

‏‫فدات بشم.‬

‏‫دختر خوشگلم بیدار شد.‬

‏‫سلام عزیزم.‬

‏‫خوبی؟‬

‏‫همین الان بیدار شدی؟‬

‏‫به زودی ازدواج می‌کنی،‬ ‏‫چطور می‌خواهی خانواده و بچه‌ها را اداره کنی؟‬

Kifn subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left