La unuaj 23 linioj.
Translated By Maede 1996
اينجا خيلي نزديک به من با هم دراز کشيديم
خيلي سخته که با اين احساسات مبارزه کنم وقتي حتي نفس کشيدن خيلي سخته
درگير اين لحظه شدم
درگير لبخندت شدم
من هيچوقت سفره ي دلم رو واسه کسي باز نکردم
خيلي سخته که عقب بکشم وقتي تو رو تو بغلم دارم
ما نبايد عجله کنيم
بيا آروم آروم پيش بريم
فقط يک بوسه روي لبهات تو نور مهتاب
فقط لمس يک آتيش که با شعله هاي روشن ميسوزه
نه من نميخوام اين رو خراب کنم
نميخوام زياد باهاش مقابله کنم
فقط يه ليوان شراب تو تاريکي به سلامتي اينکه تو بايد
اون کسي باشي که تمام زندگيم منتظرش بودم
پس عزيزم من حالم خوبه
فقط با يه بوسه ي شب بخير
ميدونم اگه يه کم به خودمون زمان بديم
اين فقط ما رو به عشقي که ميخوام پيداش کنيم نزديکتر ميکنه
اين هيچوقت حس واقعي بودن نداشت
نه هيچوقت حس خوبي نداشت
فقط يک بوسه روي لبهات تو نور مهتاب
فقط لمس يک آتيش که با شعله هاي روشن ميسوزه
No comments yet. Be the first to leave one.