La unuaj 200 linioj.
۳۱ اکتبر ۱۹۹۶
ساعت ۷ و ۱۳ دقیقه شب
شیرینی یا فریب، هالووینه
یه چیز خوشمزه به من بده
بریم خونه بعدی رو امتحان کنیم.
مامان، مامان، اون بچه رو ببین که تبر دستشه.
— با هر واریز مستقیم، ۵٪ جایزه — — اینجا بازی کن، برنده شو —
برد قطعیه، مطمئن بردی
سر بزنید به
لباس دلقک باحالیه.
شکلاتها اونجان. لطفاً بردارید.
شب مناسبی برای این کاره.
هالووینت مبارک.
تو هم همینطور.
بچهها.
بچههای لعنتی.
چی داری میبینی؟
ولش کن.
ولش کن!
شیرینی یا فریب؟
شبی بود که یک بچه ۱۰ ساله، در هالووین سال ۱۹۹۶،
رسانهها به او لقب "دلقک قاتل، کِین" رو دادن،
که پدر و مادرخواندهاش رو سر برید و بعد سه نفر دیگه رو کشت...
...در یک کشتار خونین شیرینی یا فریب.
فرد مجرم در حال حاضر پشت دیوارهای این...
...بیمارستان روانی مورتون داونز قرار داره.
اما چه چیزی باعث شد یه بچه...
...مرتکب چنین جنایت وحشتناکی بشه؟
من جان پارکر هستم، و این «چرا بچهها میکشند».
مسائلی مثل کارل کِین فراتر از درکه.
مغزت از هضمش از کار میفته.
من ۱۰ سال وقت گذاشتم تا فکر کنم میتونم بفهممش.
سیستم خودش یک فریب بود. هیچ شیرینیای در کار نبود.
اونا قراره...
۱۰ سال آینده رو، قول میدم اونقدر عذاب بکشه که...
...دیگه هیچوقت بیرون این دیوارها رو نبینه.
کارل کین یک هیولاست.
جنایتهاش ورای هر چیزیه که بتونیم درکش کنیم.
- ۲۰ سال بعد. - الو؟
الو؟ حالت خوبه؟
ما داریم در مورد موجی از ظواهر دلقکهای ترسناک...
...در سراسر بریتانیا صحبت میکنیم.
جنون از اواخر آگوست شروع شد،
و گزارشهای تهدید دلقکها از اون موقع دائماً رو به افزایشه.
دوباره، همه دلقکها گزارش شده که...
...همون سایه مژهها و علامت خراش رو داشتن...
...که نشونه ظاهری ترسناک اوناست.
سه مژه قرمز در یک طرف،
و یک لکه قرمز در طرف دیگه.
تعداد این دلقکها داره زیاد میشه،
وحشت مردم بیشتر شد.
من دو تا بچه راهنمایی دارم،
آرایش ابرو و اون زخمها
گزارشهای جدید دربارهی دلقکها
پلیس اصرار داره که این دلقکها
فشار زیادی برای دستگیری
حتی تو اینترنت هم امن نیستی.
و هشتگ #وحشت_دلقکی
دلقکها توی ساختمونهای دولتی دیده شدن،
حتی جلوی ایستگاه پلیس.
این جنون دلقکهای ترسناک دیگه
این یه جور فرقه دلقکبازیه،
و مطمئنم دولت داره چیزی رو
نادیده میگیره که میتونه قدرتش رو جمع کنه
فقط یک کلمه وجود داره
تا توصیف کنه که این کشور
اون کلمه «ترس» است.
۲۹ اکتبر ۲۰۱۶.
ساعت ۲۳:۴۷ شب.
باشه، من میرونم.
- رانندگی میکنی؟ - چرا که نه؟
تو مستی.
زیاد مست نیستم. تکیلا! بیا بریم.
نه، آلیس، ما باید بریم خونه.
یه ایده بهتر دارم.
چی؟
تکیلا!
مطمئنم دوباره مادرته.
- آره، و داره دیوونه میشه. - اون دیوانهست.
- جهنم، ولش کن. - آلیس!
باشه، من همینجا میمونم. تو برو خونه.
آلیس، من تنهات نمیذارم
من حالم خوب میشه.
به هر حال اون نگران توئه.
آلیس، شروع نکن این کارا رو.
شروع چی؟
هی! چی رو داری شروع میکنی؟
چی انقدر خندهداره، عوضی؟
من نبودم.
باشه. آره، خیلی ترسناک بود، بچه دلقک.
آلیس، بیا بریم سمت ماشین.
مطمئنم اون واقعی نیست.
- لعنتی! آلیس، زود باش! - لعنتی. واقعیه. واقعیه!
- به سمت ماشین! لعنتی! آلیس، زود باش! - واقعیه!
خدای من!
کجا رفت؟
- خب. ترسناک بود. - آره.
شنیدی؟
چی بود؟
- عوضی! زود برو! - عوضی!
داری چیکار میکنی؟
چی؟ همه این کارو میکنن.
- چرا اون این کارو کرد؟ - نمیدونم.
- چرا به تو اشاره کرد؟ - نمیدونم.
سریع.
عجیبه.
دلقک کثافت.
فقط یه روز دیگه تا هالووین مونده،
ولی بیرون انگار همین الانم هالووینه...
...با همه این دلقکهایی که دارن پرسه میزنن.
تا حالا باهاشون برخورد داشتی؟ میشناسیشون؟
تو هم یکیشونی؟ با ما تماس بگیر.
میخوام همه نقشههاتونو بشنوم.
باورم نمیشه پلیس رو خبر نکردی.
پلیس؟ جدی میگی؟
آره.
شیرمون تموم شده.
خب پس اونی که تمومه رو بنداز دور. اوه خدای من.
حرف اصلی اینه که بهت حمله شده.
اونا فقط ما رو ترسوندن. همین.
همین؟ باید همهشون رو میگرفتین.
اینطوری قضیه دلقکها تموم میشد.
فقط یه کم شیطنت بود.
داره از کنترل خارج میشه.
- یه اتلاف منابع. - اینم برای تو.
تقدیم به تو.
مادرت فکر میکنه نسل شما دیگه نامه نمیفرسته.
از طرف کی؟
باورم نمیشه این رو ندیدی!
- بیا ببین اینو! - ولم کن!
صبح بخیر، لیا.
ترس از دلقکها این کشور رو فرا گرفته،
و داره اینترنت رو با ویدیوهای متداول آلوده میکنه...
...در مورد ده تا از بهترین رویتها،
که به نمایش جدیدترین و ترسناکترین برخوردها اختصاص داره،
ویدیوی ما دیشب با بیش از ۳ میلیون بازدید
در صدر قرار گرفت.
آره، میتونم... آروم باش. صدات رو نمیشنوم.
- چرا اون داشت به تو نگاه میکرد؟ - نمیدونم.
و صدای ما هم وایرال شد.
باشه، دارم میام اونجا.
مامان باید بره سر کار، باشه؟
دوستتون دارم.
این دلقک با اون مژههای بلند و اون علامتهای بریده شده کیه؟
چی میخوان؟ این یه شوخی یا یه تهدیده؟
هیچکس نمیدونه.
اما هالووین امسال قطعاً مخصوص ترفندهاست،
و نه شیرینی.
گزارش دیشب.
- کجاست؟ - توی دفترته.
اجازه دادی اون اینجا توی دفتر من بمونه؟
دیگه نمیدونم کجا بذارمش.
از اتاق انتظار مهمون استفاده کن!
از طرف دولت آمریکا.
دولت آمریکا؟ واقعا؟
الن.
منم از دیدنت خوشحالم.
بهتره این موضوع مهم باشه، جان.
مهمه.
تو ضعیفی. خیلی ضعیفی!
نمیدونی چه اتفاقی قراره بیفته.
ما فراموش شدهایم، نادیده گرفته میشیم،
و مردم رنج خواهند برد.
تو رنج خواهی کشید!
هیچکس نمیتونه جلوی مسیر کِین رو بگیره.
فکر میکنی این حادثه دلقکها ربطی داره؟
تا وقتی منبع من این رو برام نفرستاده بود، نه، و اسم کِین اومد.
کارل کِین هیچ ارتباط خارجی نداره.
نه بازدیدکننده، نه امتیاز خارجی.
این به این معنی نیست که اون نتونه راهی برای ارتباط پیدا کنه.
من که شدیداً بهش شک دارم، جان.
اما تو یه داستانی داری. خب چی؟
ظاهر شدن اونها...
به نظر هماهنگ بودن، نه؟
همون گریم و ماسک رو داشتن.
یه شوخی رسانهای اجتماعیه.
شاید. یا دارن یه کاری رو آماده میکنن.
چی رو آماده میکنن؟
دیدی رفتار کِین تغییر کرده باشه؟
حرفی زده باشه که غیرعادی باشه؟
هرچیزی در مورد کارل کِین غیرعادیه.
الن،
باید برم ببینمش.
لطفاً؟
پشت اون خط قرمز بمون.
روش پا نذار، نزدیک نشو یا ازش رد نشو.
اگه سعی کرد چیزی بهت بده، قبول نکن.
و تو هم چیزی بهش نده، مهم نیست چقدر التماس کنه.
کِین میتونه خیلی متقاعدکننده باشه. میفهمی؟
فهمیدم.
و یه چیز دیگه. ممکنه به دردسر بیفتی.
چرا؟
تو داری باهاش مصاحبه میکنی.
الن، اون مال بیست سال پیشه.
اون حتماً یادت رو به خاطر داره.
کارل کِین.
من... جان پارکر.
خوش اومدی.
وقتی همه لباس مبدل پوشیدن انتظار مهمون نداشتم.
دکتر مارکس اصرار داره که شکنجههای کوچیک و غمانگیز خودش رو داشته باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.