La unuaj 200 linioj.
جوب بلوت
که ازطرفِ پدرش به تازگی
برای کار با برادرِ کوچک ترش فرستاده شده بود
و ممنون برای
کارت تبریک هایی که
چهل ساله برای تولدم ازت نگرفتم
در واقع
این برادری بود
جوب یواشکی باهاش در رقابت بود
و احتمالا این حس رقابت جویی
اونها رو
به این مسابقه ی پر سروصدا کشوند
من با یکی آشنا شدم نمیتونم بهت اطلاعات بدم
-یه جورایی مشهوره -منم با یکی آشنا شدم
اونم مشهوره نمیتونم
هیچ اطلاعاتی بهت بدم
جولی بوونه؟- نه نیست-
ماله تو جولی بوونه؟- ماله تو جولی ؟-
وای خدا مایکل تو داری جولی بوون رو ملاقات میکنی؟
من جولی بوون رو ملاقات نمیکنم ولی اگه تو میکنی
همین الان باید بهم بگی
من میخوام ازت این کلمات رو بشنوم (من جولی بوون رو ملاقات نمیکنم)
من جولی بوون رو ملاقات نکردم
جمله سازیه بامزه ای بود
این یه مقداری طول کشید
ولی بالاخره اونها درباره ی کار صحبت کردن
اگه به خاطره فیلم نبود
خودم انجامش میدادم اونها عملا خودشون رو میفروشن
تا آدم ها رو بیارن تو فیلم
ولی خیلی زود لیمونادِ سنگین
فضای رقابتیه اونهارو سبک کرد
و مایکل اعتراف کرد
که برای پسرش مثلِ غریبه شده
من بهش زنگ میزنم برات
تو به من هدفِ جدیدی دادی
من نمیخوام امیدتو از دست بدی
میدونی وقتی بهت گفتم که که این خونه ها
خود به خود به فروش میرن باید میگفتم
میدونی که که اه
نه نمیرن
من درباره ی فروشِ این قبرستون حرف نمیزنم
منظورم نابودیه
تونی واندره من میخوام
کسب و کارش رو همون طور که ماله منو نابود کرد نابود کنم
جوب داشت درباره ی فرار از درِ پشتی
در حال اجراش حرف میزد که باعث شکست اون
در باز کردنِ درِ مخفی
و باز نشدنِ در
و تحقیرِ اون در مقابلِ
عروسش و و
اون و همه ی
اهالیه کلیسا شد
تونی واند هدفِ توعه؟
فکر کردم داری از من تشکر میکنی چون اون امشب توی کلابِ همجسگراها اجرا داره و من میخوام تو تظاهر کنی دوست پسره منی
تا کمک کنه برم تو
میخوام بگم نه ممنون و فکر نمیکنی
یکم ناجور باشه من داداشتم تو لحنت مثله
پسرمه
پسری که جوب همون روز باهاش حرف زده بود
توی ون
هی یادت بود
چطوره من وتو
با هم بریم به نمایشِ شعبده بازی؟
من عاشقِ نمایشِ شعبده بازیم
بابام شعبده بازه خب تو بابامی
پس باید بدونی
خب این یه کاره پدر پسری
تو کلابِ همجنسگرا هاست
خب در واقع شبِ همجنسگرا ها توی
توی کلابِ شعبده بازیه,,میدونی بامزه میشه
اگه تو تظاهر کنی دوست پسرمی تا بتونم
من میتونم تونی واندر رو گیر بندازم
نمیدونم فکر نمیکنم
کلِ این داستان ایده ی خوبی باشه تازه
دفعه ی قبل که با هم برنامه داشتیم تو اصلا نیومدی
میدونی چیه تو از دستِ من عصبانی هستی میفهمم
کاملا میفهمم و میدونی چیه
من از دستِ تو عصبانی ام -میدونی بابا
این رفتارت باعث شده همیشه تنها باشی
این مدلی که با مردم رفتار میکنی
خودت چی کلِ بچگیت هیچی خبری ازت نبود
و ممنون
برای کارت تبریکی که توی
چهل سالِ گذشته هیچ وقت ازت نگرفتم
شنیدنِ این
برای استیو که واقعا تولدش بود سخت بود
مگه تو قبلا سعی نکردی
حقه ی تونی واندر رو قفل کنی
اون برای انتقام نبود همینجوری انجامش دادم
و جواب هم نداد
تازه این ماله قبل از این بود
که بفهمم اون منو توی حقه ی شعبده بازیم گیر انداخته تو که هنوز نمیدونی اون بوده
که تورو توی حقه ی شعبده ات گیر انداخته هی معلومه که میدونم
من مدرک برای اثباتش دارم
من رفتم توی اون غار و
و اینو پیدا کردم
جفتمون میدونیم این مخففه چیه
جیزز(مسیح) نه اون موقع باید (ج) می بود
این (ت) هست تونی واندر
اون شبی که من توهمه بزرگم رو نمایش میدادم توی اون غار بوده
پس دیروز که رفته بودم
توی غار و اینو دیدم
و اون درٍ بسته رو دیدم فهمیدم که کارٍ اون بوده
باشه
میدونی چیزی که ما میدونیم اینه که این تو بودی
که اول اونو توی حقه ی شعبده اش گیر انداختی
نه
چون مالِ من کار نکرد
اون خیلی غیر منتظره موفق شد که اینبار
نمیفهمم چرا هیچ کدوم از
از اینارو نمیفهمی- تو شانسِ اینو داشتی-
که زندگیِ جدیدی رو برای خودت بسازی
دوباره ازش فرار نکن سعی نکن ازش خلاص شی
من این کارو نمیکنم مایکل ,,گوش کن اگه اصرار داری
جوری باهام حرف بزنی که انگار زنِ منی پس تعجب نکن
اگه دیگه هیچ وقت اثری از من نبینی و چیزی از من نشنوی
من بهت پیشنهادِ
یه شغلِ جدید میدم ,,فروش خونه های خوب و
دراووردنِ پولِ حسابی
و من درخواستِ
هیچ چیزی در ازاش نمیکنم
این چیه؟
درخواستِ یه چیزه کوچیک دارم
اینا مالِ یه فیلمن
و این حقِ تصویرِ توعه
و چیزای دیگه
این یعنی امضاش نمیکنی؟
نه فقط داشتم فکر میکردم توی دادگاه
بلا بلا بلا ببین اینو
من قراره توی فیلم باشم
نه قرار نیست
حالا داستانِ خانواده ای که
آیندشون ناگهان ملغی شد
و اون پسری که
چاره ای داشت جز اینکه خودشو جمع و جور کنه
این توسعه ی ناتمامه جوبِ
جوب
داشت به قولی که داده بود عمل میکرد
قولی که به مایکل داده بود
تا با پسرش حرف بزنه
امشب درباره ی پدرت و توعه
واقعا؟ اون ناراحته؟
بنظرت من دلقکم؟
فهمیدم
بنظرِ تو من یه جور دلقکم؟
فهمیدم عمو جوب بگو کجا بیام؟
امشب بیا به قصرِ گوتیک
باشه قصرِ گوتیک؟
نه قصرِ گوتیک معلومه دیگه قصرِ گوتیک
فکر کردم میگی قصرِ گوتیک
فکر کردی کیمیره به قصرِ گوتیک
این قصرِ گوتیکه
باشه
بنظرم خیلی خوشتیپ شدی میپذیرم
نه نه
تعریف تمجیدتو
نه پیرهنو
پس جورج مایکلِ خیلی نگران
رسید تا با عموش صحبت کنه
توی قصرِ گوتیگ که توی اون شب
واقعا
قصرِ گوتیک شده بود عمو جوب
به من نگو عمو ,,نه خوبه اینجا جواب میده
بابام ناراحته؟ چه خبره؟
بهم گفتی خیلی ناراحته
نمیدونم
میدونستی که بابات میخواد
اون ماتهتِ جذابتو
ببری اونجا تا ببینتت
منو این همه راه کشوندی اینجا
تا بهم بگی بابام میخواد منو ببینه
نه من یه چیزای نامربوطی میگم چون من اینجام تا
این یارو تونی رو توی حقه ی شعبده بازیه همجنسگرایانه اش گیر بندازم
و باید کاری کنم که باورپذیر باشم
قیافه ات رو اونجوری نکن
همجنسگرا هراس بنظر میای نه همجسگرا هراس بنظر نمیام
من راحت نیستم راحت نیستم
نگران نباش خیلی خوب قاطیه جمع شدی
حتی اگه بذارتش روی اینترنت
یا جایی فیک بلاک
پاکش میکنه تو در موردِ فیک بلاک میدونی؟
میدونی اون نرم افزارِ منه
نگرانم که بابام فکر کنه دارم نابودش میکنم چون که
دارم پیشرفت میکنم
پس باید بری بفهمی چون میدونم که بابات
خیلی خیلی خیلی ازت ناراحته
ناراحته؟ من ازت پرسیده بودم که
تقریبا اولین چیزیه که ازت پرسیدم
ناراحت؟
این دیگه چه مزه ای بود؟ علامتم بود
خیلی ببخشید نه اشکالی نداره
خودش برمیگرده ,,میرم
بابامو ببینم اره میری چون تو
پسره خوبی هستی
زبونم رو گاز گرفت
نه نگرفت منظورم اینه که اوه
نه نگرفت
من برادرزاده های زیادی برای این کار ندارم
برو بیرون دیگه نمی خوام
باهات بخوابم
No comments yet. Be the first to leave one.