Arrested Development

Arrested Development

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 4

Eldonaj informoj

Arrested Development S04E03 HDTV farsi IMDB-DL com
Komentaĵo de king_sina
IMDB-DL.com ---- Works With HDTV

Etikedoj

HDTV
hdtv
HD
Publikigita je: 2013-09-13
Elŝutoj: 45
Aŭdhandikapuloj: Yes

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

،بالاي تپه

،در دل کوههاي شتر مرغِ هند

يه مکان مرموزي وجود داره که مدت طولاني ايه که

.. اونايي که دنبال جواب - اين واقعيه ؟ -

براي سوالهايي که شخصيتشون رو تعريف . ميکنه به دنبالش ميرن

يعني ، هيچکدوم از اينا واقعيه ؟

چجوري بدونم که واقعيه ؟

اين ليندسي بلوث فيونکه است

منو مقابل خودت ميبيني نه ؟

من برات واقعيم

و اين کيفي که در کنار منه به اندازه ي تو و من واقعيه

نه ، اونو که ميدونم واقعيه

منظورم اون يکي بود . اوني که مارک لويي وِيتانه

يادم نمياد که ويتان داشته باشه E دو تا

...اين تپه همچنين به خاطر

قيمت هاي خوبشون واسه کيف هاي مارک دار معروف بود ! اوه نه -

اين جا اينجوري مينويسن

نبايد اشتباه کني بهترين کيف تو اين کوهستانه

من عاشقه اين کيفم شصت دلار بابتش ميدم

بهترين کيف کوهستانه - ببخشيد -

به ايشون قولشو دادم - هفتاد دلار بابتش ميدم -

ليندسي بلوث به خاطر به هر دو دليل به هند اومده بود

! اوه ، 120 دلار - ! شما الان بهترين کيف کوهستان رو خريديد

تبريک ميگم - بهترين کيف کوهستان -

حالا داستان خانواده اي که

آينده اش ناگهان کنسل شد

و تنها دختري که چاره اي نداشت

جز اينکه زندگيش رو جمع و جور کنه

اين موانع سازندگيِ ليندسي ـه

عاشقشم - ..ليندسي در سفري -

روحاني بود تا از شر

همه ي چيزهاي مادي ـيش خلاص بشه و تا چيزي نــاز پيدا کنه

.تا وسايلشو توش بذاره - .خيلي خوشگله -

،ماهها پيش ليندسي تحملشو از دست داده بود

بعد اينکه فهميد توي خانواده اي

که نميتونست تحملشون کنه بدنيا نيومده

من فرزند خونده ام ؟ - ..و بعد از اينکه -

بطور مختصري کار چندشي با ...برادرش کرد

من فقط اينقدر به زناي .پيرتر علاقه ندارم

نگرانش نباشين - ! اي حرومزاده -

..در پارتي روي قايق

يکم نسبت به خانواده اش خشمگين بود

...پس پيشي دوست داره پنجول بکشه

ولي قبل اينکه بتونه خودشو از اسم بلوث

...جدا کنه - ..چون الان ميدونم که -

.ما باهم نسبتي نداريم ...به هر حال مايکل

اوه خداي من SEC

... اسم بلوث به ..

به آلودگيِ بندر نيوپورت ... در پنجم مي ميشه

. دارن محکومم ميکنن

فقط يه تصادف بود ! مسخره است

اگه بهشون ميگفتم که يه مشت ..همجنس گرا رو برديم

روي قايق که باهم ازدواج کنن . الان واسم رژه راه انداخته بودن

بيا بهشون بگيم که يه مشت . گي رو برده بوديم که باهم ازدواج کنن

آره ، فکر نکنم سابقه ات تو اين مورد

کمکي بهت بکنه مامان

... در واقع مشکل جلد مجله ي

...پنجره ي بندر" بود که"

امکان داشت بيشترين آسيب رو به رابطه اش با جامعه ي گي ها بزنه

باشه، ميگيم دزديده بودنش ! و رفته بودن قايق سواري جلد مجله : لوسيل با ازدواج کردن با يک گوريل) (به ازواج گي ها اعتراض ميکنه

البته توهم هيچ حقي نداري که ازم انتقاد کني

حداقل من تونستم ملکه ي خودمو راه ببرم

. به خودم نگرفتم

اين توباياس فيونکه است

که البته بايد به اين توهينو به خودش ميگرفت

اوه - تو حتي نميتوني -

يه چيز خوب به دخترت بگي ، نه ؟

دختر فرزند خونده

و چيزي که گفتي حقيقت نداره

ميشه خانواده ي بلوث بيان اينور لطفا ؟

و قرباني هاي خانواده ي بلوث بيان اين طرف ؟

و اينجا بود که ليندسي

اسمي رو پيدا کرد که بيشتر از بلوث . مناسبش بود

نه، ليندسي داري اشتباه ميري

،کني، چت، کورتيس، مايک . بيکس و گيتور اينجان

ما بايد تو قسمت بلوث باشيم ... با جوب و

...باستر و .. آه.. آه

. .آه... برادرت، آه

مايکل ؟ - . مايکل ، آره -

شرمنده داشتم به مايک اون "دريانورد خوشگل" فکر ميکردم

نه ، مايکل کجا هست حالا ؟ - مهم نيست -

اون برادرم نيست

اين خانواده ي من نيست

...نه ، من سالهاست که

بله ! بله رو گرفتم يه بله ي گنده گرفتم

من سالها تلاش کردم که ،تو اين خانواده جا باز کنم

.ولي اين من نيستم

. زندگي من سفسطه است

...اوه

« اين يه دختره که من ميبينم ؟»

نه اين فقط يه» « ! سفسطه است

.ما عاشق اين آهنگ بوديم مال کجا بود ؟

.مال هيج جا نبود

...ولي کاري کرد که اين رو هم بفهمه که

نميدونم اصن وقت خوبي براي ،گفتن اين هست يا نه

،ولي اين ازدواج ما . تا حالا جواب نداده

آره... هيچي وجود .نداره که مارو باهم نگه داره

من... منم معتقدم که جفتمون به يه چيز فکر ميکنيم

. آره، بايد تمومش کنيم - . بيا يه شانس ديگه بهش بديم -

با يه تير تو سر بکشيمش

بله

ليدنسي دنبال انگيزه بود

. قبل اينکه راهيِ راه جديدش بشه

و فقط تا موقع قسمت ..دعا " ي" نوشته ي Eay, Pray, Love کتاب) ( اليزابت گيلبرت

"کتاب "بخور، دعا کن، عشق بورز طول کشيد تا پيداش کنه

همم

خيلي زود ، داشت سفري رو شروع ميکرد .که خودشو دوباره بسازه

.اوه ، دوباره دارم همينکارو ميکنم

بايد اين چيزهاي مادي رو رها کنم

تا تجملات زندگيِ قبليش رو ترک کنه

و سعي کنه به کم قانع باشه

درست شد

غوطه ورييش در فرهنگ هندي

حتي قبل رسيدن به فرودگاه شروع شد

و ، اين دعاي روزانه

يک نفر رو به کائنات متصل ميکنه

!آره،یگانگی انسانها....این مرتیکه رو نگاه کن

!تو لاین خودت بمون کُپه گوه- !کُپه گوه-

،ميدوني .آدم يگانگي رو تو همه چيز حس ميکنه

و تو هند توالت هاي نورمال دارن درسته ؟

و بعد يک ساعت که

توي مجله ي اسکايمال سر ميکشيد ..و خيلي هم از خودش

-متشکر بود که فقط دوتا چيز خريد

يه دستشوييِ گربه ي خودتميز کن محض اينکه شايد گربه خريد

و يه جعبه ي کلاهِ بادشو --محض اينکه شايد يه روزي کلاه خريد

به يه مجله ي عالي توي مجله ي داخل پرواز برخورد

...و خودشو سرشار از

از آرامش دروني . و پذيرش ديد

. يعني ، فورا که نه

. اين زنه اين پشت چه غلطي ميکنه

آخه اون مسافر

به مدت 4 ساعت بود که پاشو به صندليِ ليندسي ميکوبيد

سفر ليندسي که با هدف رها کردن ماديات و مشکلاتش بود

در قسمت برداشتن چمدون هاي هواپيما به بدي شروع شد

وقتي که چمدون اشتباهي رو برداشت

و مفاهيم غربي که از ارزشهاي زندگي داشت

در راه هتل در اتوبوس به چالش کشيده شد

.او، ه=خداي من

الان... الان به چيزي زديم ؟

نبايد وايستيم ؟

.نه. گاو که نبود

.فقط يه توريست بود

..و اينطوري بود که مسير

..ساده زيستن ليندسي - ...وايستا. اينکه چمدون من نيست -

وقتي مثل اين دختره لباس بپوشم

چجوري قراره بفهمم که واقعا کي هستم ؟

بطور مختصري به سمت ... . خريد منحرف شد

که توي پاساژ کوهستان - . معروف هند بود خيلي بهم مياد -

.فکر کردم "کيت"ـه

اوه، نه، هر چيزي که سايزش کمتر کوچيک" باشه"

ديويد اسپِيد" در نظر گرفته ميشه"

.عاشق اين کُتم . براش 60 تا بهت ميدم

بهترين کت تو کوهستانه

- 65 ... هفتاد دلار ، تو تن زنم

يا پسر مريضم خيلي خوشگل ميشه...

. د دلار ! آره . صد دلار ، چشم

و به زودي به هتل برگشت

و براي سفر روحانيش

آماده بود

.آره ، سلام

تونستيد در ساعت 3 واسم "کاهِن" رو رزور کنيد ؟

اوه، بله دانش عميق رو ميخواستين

يا فقط تطهير نفسُ ؟

اونا رو کنار استخر انجام ميديم

استخر هم هست ؟ - گفتنش سخته -

...چون خيلي آدم توش هست

. ولي بله ، استخر هم داريم

خب، پس کنار استخر

و ، فکر ميکنيد بتونيد يکي رو پيدا کنيد

تا بوي گوسفندُ از اتاقم ببره ؟

البته ، بوي چه حيووني رو بجاش ترجيح ميديد ؟

کدومو ترجيح ميديد ؟

...ولي در قرار 3 بعد از ظهر با کاهن ـِش

. بدون عشق زندگي ميکني

...ليندسي از اون چيزي که اميد داشت - ...چجوري ياد بگيرم -

. درمان عميق تري دريافت کرد - که خوشحال باشم ؟ -

ميدوني، که عاشق بشم ؟

وقتي عشق نزديک قلبت قرار بگيره . خوشحال خواهي شد

. بايد صادقانه زندگي کني

. آره، نه ، من... من صادقانه زندگي ميکنم

...ولي ، آه

.ولي سرشار از اشتياقم

خيلي سرشار از (بوق)ـي

آره، آره

ولي در فرهنگ من "...سرشار از"

. بودن يه جور کنايه است

يعني همچين حرفي رو نبايد . به يه مشتري بزني

. ولي ، ميدونم چي ميگي

اين کيف هم به اندازه ي خودت تقلبيه

خب ، از کجا بفهمم ؟

. فقط املاء ـش رو ببين

خدا، نه

سرت رو از خاک بيار بيرون

عشق جاييه که ترکش کردي

منظورت... خونه است ؟

خدايا

تنها کسي که اونجا دارم توباياسه

هيچ فرزندي نداري ؟

ليندسي فکر کرد که يارو . داره باهاش لاس ميزنه

نه، چرا ميپرسي ؟

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left