La unuaj 200 linioj.
مترجمان نسرین محمدرضا
.يالا "رف"، خطا بود
!خوب بود
.وقت استراحته
.وقت استراحت
.باشه
.بازيتون افتضاحه
نه بابا! واقعا؟
.بيا بريم
.خوب به نظر ميرسين.کارتون خوبه .ناراحت هيچي نباشين.اوضاعتون خوبه
مشکلي نيست.بازي خيلي گرم گرفته نه!؟
.ـ نبايد جلو راهش سبز ميشدي .ـ خوب بازي كردي
از كجا ميدوني؟
ميخواي بازي رو واگذار كني؟
آره. مگه چيه؟
!نه نه؟
رکورد امتيازهاي ليگ پسراي من در خطره .اينكار تو واسه اونا عادلانه نيست
اگه همين الانم دست از بازي بکشيم .اوج ترافيک ساعت 5 رو رد مي کنيم
.ـ خيلي چيزا ميشه از شكست يادگرفت .ـ اگه انقدر واست مسئله مهميه، خب بازي ميكنيم
.ـ بمن پاس بده ! ـاينطرف
!فشار بياريد .ـ بسيارخب، توپ رو پس بگيريد
خوب پيش نميره.درست نميگم؟
چه انتظاري داري؟ .به كفشاشون نگاه كن
اگه ما از اون كفشا داشتيم .چه كارا كه نميكرديم
!پاس بده
ما هممون دست خالي ايم .ما همه جلومون بازه
!بندازش
!اون بچه چاقه بازوهاي قوي اي داره
اينطرف .پاس بده
.ولش كن. احمق
!تلاش خوبي بود
.بازي خوبي بود .بياين ديگه ميخوام از اينجا برم بيرون
.بيخيال انقدرا هم بد نبود
.اولين بازي اين فصل بود.11تا ديگه مونده
!اين فقط يه بازيه
.بهتره رفقا خودتونو جمع و جور كنين .همه كارارو كه نميتونم خودم انجام بدم
بوي چيه؟ !جگر كباب شده؟
چي؟
"مثلا قرار بود رژيم بگيري "چاب
!نميدونم راجع به چي حرف ميزني
!چاب"! به اينا نگاه كن"
!بدش من .انقدر دور و بر كمد من فضولي نكن
ببين "چاب" مرد بزرگ .من از اونجا ميتونستم بوي جگرپخته رو حس كنم
!واقعا؟! باشه! از زير اينها حسش ميكردي؟
.ايول! آره!بازي توپي بود بچه ها
.ـ بهشون نشون داديم !"ـ ما باختيم "استايلز
."ـ داور عينک لازم داشت! کارت عالي بود "برد !ـ خود شيرين
!اسكات" ميدونستي 7 دلار بهم بدهكاري؟"
.ـ تو بمن بدهكاري .ـ ببين اين مهمه
.اگه من يه بشكه آبجو گير نيارم نميتونم به اون مهموني برم
حتي اگر پول بهت بدم از كجا ميخواي بخريش؟
.ـ بهم 5 دلار قرض بده .ـ بعدا
.ـ 2دلار .ـ بعدا
چاب" رژيمت چطور پيش ميره؟" !ليموناد" بزن قدش مرد"
!تو زمين بازي فوق العاده بودي
اين چه كوفتيه؟
ليموناد" چه خبر رفيق؟"
...گوش كن من دارم واسه فستيوال سياه پوست هاي مدرسمون پول جمع ميكنم و
!ميك" ميشه صحبت كنيم؟"
.بيا تو
بازي عالي اي بود ببينم روني بالي چيزي نميخوري؟
.نه مربي نميخوام
ببينيد همونطور كه هميشه ميگفتيد ..... كه اگر هركدوم از ما مشكلي داشت
حتي مشكل شخصي.... به شما بگه؟
.من واسه همين اينجام
.عاليه چون من يه مشكلي دارم
واقعا؟ چجور مشكلي؟ .همونطور كه ميبيني من اينجا خيلي سرم شلوغه
.بله...آخه يكم پيچيده ست
!آهان از اونجور مشكل ها
حالا چي هست؟ مواد؟ دختر؟
دوست داشتم كمك كنم .اما اين ماه واقعا گير يه عالمه كار افتادم
...شرکت مالياتي منو زير فشار گذاشته
شبيه يه انتقامجويي شخصي .عليه "بابي فينستاك"ـه
...نه مربي
چجوري بگم؟
.يه تغييراتي داره در من رخ ميده
آهان!نگرانش نباش .در هممون رخ ميده
.البته تو بعضيا يكم ديرتر رخ ميده ... شرمنده كه از اول متوجه نشدم
.آخه زياد دور و بر رختکن نبودم...
...نه
.فكرميكنم ديگه برام ممكن نيست كه تو تيم بازي كنم
.آهان
"ببين "اسكاتي .ميدونم چي داره بهت ميگذره
... چند سال پيش يه بچه مثل تو، اومد پيش من
.خيلي شبيه همين حرفاي تو رو ميزد
.ميخواست از تيم بره بيرون
مادرش بيوه بود .چلاغ بود و نميتونست راه بره و خودشو رو زمين ميکشيد
تو باسنش پيچ گذاشته بودن تا سرپا بمونه
واسه همين ميخواست بسكتبال رو ول كنه و بره دنبال كار
واسه اينكه فقير بودن
آدمهاي گرسنه اي بودن که .مشكلات واقعي داشتن
ميفهمي چي ميگم؟
پسره چي شد؟
نميدونم.رفت .جزو ذخيره ها بود. بهش نيازي نداشتم
.مربي من تو تيم اصلي ام
.تازشم تو خودت يه کار پيش بابات داري
!درواقع براي پول قرض کردن بايد بيام پيش تو
.عاليه.خيلي ممنون مربي
بيخيالش ."همونطور که قبلا گفتم "خونه ي من خونه ي توام هست
.ممنون
ـ "اسكات" داري ميري سر كار؟ .ـ آره
ـ ميشه باهات بيام؟ .ـ تو مهموني ميبينمت
!"باي..."تينا".."ترينا"..."تينا .ديشب يه خواب عجيب ديدم
.ـ خيلي عجيب ـ من تو خوابت بودم؟
"آره تو و "پاميلا !و يه دسته مرغ
هي "بوف" حال لعنتيت چطوره؟
.ـ بگو نه !ـ نه
!خوش گذشت
ـ مرغ؟ .ـ آره مرغ هاي گنده مثل مرغ هاي سرخ كردني
!يارو راست ميگفت. بازيمون افتضاحيه
اينجوري نيست .خبر تازه اي نيس
.من اصلا نفهميدم تو زمين چيکار کردم که 12 به 71 باختيم
.از اين وضعيت متنفرم .متنفرم از اينكه انقدر سطحم عادي و متوسطه
تازه فقط تو بسكتبال اينطوري نيستم .تو مدرسه هم همينم
.بخاطر اين شهره. بخاطر همه چيزه
.من از "بيكن تاون" خوشم مياد
.فقط ميخوام زندگيم عوض شه
.نمي خوام كه کارم به کار کردن تو مغازه ابزار فروشي بابام ختم شه
.بابات آدم فوق العاده ايه
.بهم نگاه كن
.صادقانه بگو
به نظرت من حالم خوبه؟ منظورم اينه كه هيچ مشكلي ندارم؟
!احتمالا بايد بعد از بسكتبال دوش بگيري
.ـ ميگيرم .ـ پس ديگه هيچ مشكلي نداري
پس چرا "پاميلا ولز" دو كلمه با من حرف نميزنه؟
.تو ميتوني با كسي كه خيلي بهتر از "پاميلا ولز"ه معاشرت كني
ـ مثلا كي؟ ـ نبايد سر كار باشي؟
ـ حرف بدي زدم؟ .ـ نه. تو مهموني ميبينمت
."سلام "آنجلا
سلام چطوري؟ امتياز بازيتون چند شد؟
!امتيازي که بدست آورديم خيلي خنده داره
ـ امتياز بازيتون چند شد؟ ... ـ هفتاد و يک به
.ـ نگو حساب از دستم درميره .ـ قالب کلوچه پزيمون داره تموم ميشه
ميدونستي اين آچارها تو هند ساخته ميشن؟
چطور ازم انتظار رقابت دارن؟
.من که فروشگاه هاي زنجيره اي امريکا نيستم
.امروز يكم خسته بنظر ميرسي
مربي بهت استروئيد نداده؟
.نه خوشبختانه.شايد بايد اينكارو ميكرد .ما 12 به 71 باختيم
...بيکن تاون" توي اين سه سال اخير"
.بازيي رو نبرده
"به خودت نگير "اسكات .همه ي اينا تو مراحل زندگي پيش مياد
.آره فكركنم همينطوره
سفارشي داشتيم؟
.يکي با صداي عجيب زنگ زد و بنظر ميرسيد خيلي عجله داشت
امروز؟
مطمئن نيستم چي سفارش داد .دفتر سفارش هارو ببين اونجا نوشتم
.واسه همينه که اون دفترو داريم
غير اينه؟
.خرابه
سوت سگه!؟
"سلام آقاي "ثورن حالتون چطوره آقا؟
.ممنون
.واو...عجب زور بازويي
.مرسي آقاي "ثورن". ممنونم
!برو به جهنم
"ميدانستم كه او آنجا بود"
"درحقيقت صدايش را نشنيدم"
"اما ميدانستم كه آنجاست"
"من فقط ميتوانستم يك شكاف باريك و سفيد نور را ببينم"
"كه به درون اتاق خوابم افتاده بود"
.با احساس بيشتري بگو عزيزم
بايد احساست کنيم...درکت کنيم !تحت تاثير قرار بگيريم
"از ميان تاريكي سنگين و پرتراكم"
"اما به يقين من اورا حس كردم"
"اون "نيک" بود"
اين ديگه چي بود!؟
.ببخشيد آقا من بودم
از من چي ميخواي؟
اين مردم از من چي ميخوان؟
.فقط سعي دارم نمايش رو تمرين کنم
.بله ببخشيد
.ببخشيد. وسايل هايي رو آوردم كه سفارش داده بودين
صبركن...تو از مغازه ابزار فروشي اومدي؟
.بله
پاميلا" ببخشيد" امشب ميري مهموني؟
چونكه اگه ميري .دوست داشتم برسونمت
...رنگ
رنگ من...يه قوطي رنگ كاكائويي يه قوطي ارغواني روشن.درسته؟
.درسته
ـ "كرك" نمايش من چطور بود؟ .ـ زيبا بود عزيزم خيلي احساسي بود
.ـ من هنوز تو اوجم!متشكرم .ـ خواهش ميكنم
گوش كن درمورد امشب...منظورم اينه كه جدي دارم ميگم .دوست دارم ببرمت
.من يه ون دارم
!اميدوارم نمايش اجرا كردنت بهتر از پرتاب قوسي ات باشه پسر
.من قبلا يه همراه پيدا كردم
!يا شايدم داشتي تو زمين بسکتبال نمايش بازي ميکردي
"اون فقط وسايلا رو تحويل داد "ميك
.پس بره بقيه وسايلاشو تحويل بده بيا
!من گفتم ارغواني روشن نه فيروزه اي
..."آقاي "لالي
.رئيس گفت كه من يه بشکه آبجو بردارم
ـ درست نميگم؟ اينطوريه؟// ـ رئيس بهت زنگ زد، درسته؟
نه نگفت لعنتي
.رئيس يه جشن بزرگ واسه ي يکي از پسرا ته جاده گرفته
.اون تازه آزادي مشروط گرفته و آزاد شده
.مايه تيله زياد دارم
.اينم يکم اضافي واسه ي تو
...بايد کارت شناسايي ات رو ببينم
.خوش تيپ
No comments yet. Be the first to leave one.