Lost

Lost

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

lost S01E19 480
Komentaĵo de zoheirjengir
only unzip

Etikedoj

480
Publikigita je: 2015-09-15
Elŝutoj: 62
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

شما درمورد وضعيتتون چيزي به ما نگفته بودين

وضعيت من هيچ مشكلي نداره

. من چهار سال با اين رؤيا زندگي کردم

ما با هزينه خودمون توي يه پرواز . به مقصد سيدني يه جا بهت مي ديم

. نه ، من نمي خوام به سيدني برگردم

. شما نمي دونيد با چه کسي سروکار داريد

! هرگز به من نگو چه کاري رو نمي تونم بکنم ، هرگز

. اين سرنوشته . اين سرنوشت منه

! اين ... من بايد اينکارو بکنم . لعنتي

چطور مي خواي يه دريچه رو باز کني که نه دستگيره داره ، نه قفل ؟

. و نه يه راه مشخصي واسه باز کردن

اون چيه ؟

. يه بازيه

، در واقع اين بازي محبوب منه . من و برادرم با اين بازي مي کرديم

. بهش مي گن تله موش

چطوري بازي مي کني ؟

خب ، تو با همه قطعاتي که روي اين صفحه هست . بازي رو شروع مي کني

. و بعد ، يکي يکي ، يه تله مي سازي

، کفش ، سطل ، لگن - تيکه به تيکه همه با هم جمع مي شه

... و بعد تو منتظر مي شي تا حريف

. اينجا روي چرخ کهنه پنير فرود بياد

، بعدش اگه تو قطعات رو درست چيده باشي . تله رو کار مي اندازي

. ادامه بده ، کوچولو

مي تونم کمکتون کنم ، خانوم ؟

... بله

مي تونين بهم بگين وسايل فوتبال کدوم طرفه ؟

آره ، سالن 8 براي نوع معمولي . و سالن 15 براي نوع تخصصي

. اوه ، بله . متشکرم ، ممنونم

اگه نظر منو بخواي ، هيچ راهي . واسه باز کردن اين دريچه وجود نداره

. بون ؛ تو بايد کمي ايمان داشته باشي

، کاري که ما بايد بکنيم اينه که شيشه رو بشکنيم . اونوقت مي تونيم بريم داخل

. منجنيق حدود 250 کيلو نيرو وارد مي کنه

. چرا به اين مي گن منجنيق ؟ اين شبيه يه فلاخنه

. بهش مي گن منجنيق ؛ بون ، چون يه منجنيقه

. من که نمي فهمم چي مي گي ، مرد

يه دقيقه تو هيچي نمي دوني ، و يه دقيقه بعد . يه دفعه مهندس مي شي

. فکر نمي کنم بتونم منجنيق رو هجي کنم

. آخرش يه قاف داره

. من جدي ميگم ، لاک

، الان دو هفته اس که ما هر روز به اينجا ميايم

. و تو هيچوقت راجع به خودت چيزي نگفتي

. هر کسي يه داستاني داره

. داستان من حوصله ات رو سر مي بره

. سه ، دو ، يک

. اين بايد کار مي کرد

. اين بايد کار مي کرد

! جان

. پاهات ، مرد

حالت خوبه ؟

. آره

. من خوبم

، اون منجنيق

چرا کار نکرد ؟

. اون کار نکرد چون به اندازه کافي قوي نبود

. من فکر نمي کنم اين شيشه بشکنه ، مرد

. هر چيزي ، اگه به اندازه کافي بهش نيرو وارد کني ، مي شکنه

، پس ما بايد يکي ديگه از اون اختراعت بسازيم

. و اميدوار باشيم که ايندفعه کار کنه

. درسته

اگه کار نکنه چي ؟

. بعد جزيره بهمون مي گه که چکار بايد بکنيم

اون چيه ؟

، بايد دوباره درخت بياريم و اين آشغالا رو جمع کنيم

پاهات خوبه ؟

. آره خوبه

! سلام ، جان

حالت خوبه ، آقا ؟

چرا منو تعقيب مي کني ؟ - . متأسفم -

تو کي هستي ؟ - . من مادرتم -

، ببين خانم ، من نمي دونم چرا فکر مي کني من پسرتم

... يا چطوري منو پيدا کردي ، ولي

تو فرزند خونده هستي ، درسته ؟

. نه

... نه ، من تو يه پرورشگاه بزرگ شدم

، خب ... درواقع توي چندين پرورشگاه

. ببين ، من قصد توهين ندارم

تو از من چي مي خواي ؟

. مي خوام بهت بگم که تو بخصوصي . خيلي بخصوص

. تو بخشي از اون طرح بودي

اينو که مي فهمي ، مگه نه ؟

... آشنايي ما و پيدا کردن تو

. يه نشونه اس براي اتفاقاتي که داره مي افته

. اتفاقات بزرگ

... پدرم

اون هنوز زنده اس ؟

هنوز زنده اس ؟

اوه ، جان ، تو متوجه نيستي ؟

. تو هيچ پدري نداري

. تو به شکل معصومانه اي بوجود اومدي

کدوم يکي ؟

. اون يکي

تو مطمئني ؟ چون اين يکي رو من استفاده کردم . و هيچ اتفاقي نيفتاد

ببخشيد ، گفتي هيچ کمکي نمي کنه ؟

چي کمکي نمي کنه ؟

. هيچي

. به هر حال ممنونم

. باغچه قشنگيه

راجع به چي حرف مي زدين ؟

. اون سرش درد مي کنه

نکنه اين بابا يه کاميون آسپيرين جايي قايم کرده ؟

. اون مي گه آسپرين کمکي نکرده

مي تونم يه چيزي ازت بپرسم ؟

... فرض کن هر روز يه سردرد بد داشته باشي

. حالت خوبه ؟ - . آره ، من خوبم -

خب ، پس ما داريم راجع به کي حرف مي زنيم ، کيت ؟

. ساوير

. من فکر مي کنم اون واقعاً بايد يه مشکلي داشته باشه

خودش چي فکر مي کنه ؟

. اون مي گه حالش خوبه - . پس حالش خوبه -

. خب ، ممکنه که اون داره نقش بازي مي کنه . امکان داره يه چيزي اين وسط باشه

ببين کيت ، من هيچي رو به اندازه اين دوست ندارم ... که يه نفر رو معاينه کنم

. و مطمئن بشم که اون سالمه

... ولي ما هردو مي دونيم که تنها چيزي که از اين دردسر نصيب من ميشه

. يه بد و بيراه يه طرفه اس

. و اگه خيلي خوش شانس باشم ، يه لقب جديد گيرم مياد

. من ديگه نيستم

. دير کردي

براي چي دير کردم ؟

. براي کار

. فکر مي کنم کار من تموم شده ، جان

ببخشيد ؛ چي ؟

. اين يه چيز بي مصرفه

. تو نمي توني اونو باز کني . خودت ميگي مي توني ، ولي نمي توني

! به من نگو چه کاري رو نمي تونم بکنم

. هنوز متوجه نشدي ؟ اين يه بن بسته . تو اينو نمي فهمي

. اين غير ممکنه . ما اينو اتفاقي پيدا نکرديم

. ما بايد بتونيم - . اوه ، ما بايد بتونيم -

ما بايد اينو پيدا مي کرديم ، درسته ؟

ما بايد اينو باز کنيم ، درسته ؟

! پس يه چيزي رو به من بگو ، جان

، اگه ما بايد اينو باز کنيم پس چرا تا حالا نتونستيم بازش کنيم ؟

. جزيره يه نشونه واسه ما مي فرسته

" . جزيره يه نشونه واسه ما مي فرسته "

، اون چيزي که الان داره اتفاق مي افته اينه که ، ايمان ما داره امتحان مي شه ، تعهد ما

. ولي ما اينو باز مي کنيم . جزيره به ما نشون مي ده که چطوري

جزيره چه جور نشونه اي واسه ما مي فرسته جان ، هان ؟

تو هم اونو ديدي ؟

. بون

. ترزا از پله ها رفت بالا

. ترزا از پله ها افتاد پائين

. ترزا از پله ها رفت بالا

. ترزا از پله ها افتاد پائين

. ترزا از پله ها رفت بالا

. ترزا از پله ها افتاد پائين

. ترزا از پله ها رفت بالا

! پاهامو ازم پس نگير

. بون ، بيدار شو

ساعت چنده ؟ - . صبح شده ، زود باش -

. باشه ، باشه ، بلند شدم ، بلند شدم

چه اتفاقي افتاده ؟

. زودباش ، راه بيفت

. اميلي آنابت لاک 10000 بار کمابيش تکرار شده

. پس اون مادر منه

ما مقداري مو از توي ماشينش برداشتيم . و با دي ان اي تو مطابقت کرديم

. و 99 درصد يقين داريم

، اون چند بار در مراکز بازپروري بستري شده

براي چي ؟

. بخاطر جنايت و خشونت نبوده

. اين يه جور جنون بوده

. ظاهراً اگه داروهاشو درست مصرف کنه ، حالش خوبه

پدرم چي ؟

. موضوع همينجاست

. مادرت تو رو ترک کرد ، تقصيري هم نداشت

... ولي پدرت

. احتمالاً حتي از وجود تو خبر نداره

، من براي فهميدن اين چيزا تحقيقات کافي کردم

معمولاً نبايد اينقدر پيش مي رفتم ... چون احساس مي کنم که

. اين تحقيقات احتمالاً پايان خوشي نداره

... خب

تو اينو مي خواي يا نه ؟

. مي خوامش

اسم شما ؟ - . لاک . جان لاک -

. من پسر آقاي کوپر هستم

. آقاي کوپر پسري نداره

. بهش بگو من چيزي نمي خوام

. مادرم خانم اميلي لاکه . خواهش مي کنم

. يه لحظه صبر کنيد

. بله ، آقاي کوپر . آقاي جان لاک اينجا هستن . ايشون مي گن پسرتون هستن

. بله ، قربان

. خب ، شما مي تونيد بريد تو ، آقا

، خب

. اين کاملاً غير منتظره اس

. از اينو منو پذيرفتين ممنونم ، قربان . من جان هستم

يه چيزي بهم ميگه واسه اين موضوع . بايد يه نوشيدني بخورم

تو چيزي مي خوري ؟ - . بله ، خوبه ، عاليه -

اسکاچ خوبه ؟ - . بله ، خوبه . ممنونم -

خب ، کي کيو پيدا کرده ؟ - ببخشيد ، آقا ؟ -

. اميلي ، مادرت

اون تو رو پيدا کرد ، يا تو اونو پيدا کردي ؟

. اون منو پيدا کرد

چطور بنظر ميومد ؟

. خيلي خوب ؛ فکر مي کنم

اون همه چيزو راجع به من بهت گفت ؟

... اون بهم گفت که من پدر ندارم

. و اينکه من بطرز معصومانه اي بوجود اومدم

واقعاً ؟

خب ، فکر مي کنم اون از من يه خدا ساخته ، درسته ؟

من حتي تا يه سال بعد از تولد تو . از وجودت اطلاعي نداشتم

اون بهم گفت که بهيچ وجه قصد نداره . که بچه رو - که تو باشي - نگهداره

. بعد از اون يه دفعه ناپديد شد

More Farsi Persian subtitles for Lost

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left