La unuaj 200 linioj.
باید واسه تموم بچههای کلاس پاکت هدیه ببری؟
معلمم میگه هیچکس نباید احساس غریبی بکنه
نمیخواد به بچه خرخونها یادآوری بشه که خرخونن
اوه، چه قشنگ
مثل تبعیض جبرانی برای گاگولها میمونه
وقتش بود برامون جبران کنن
هی کارتر، بگو ببینم
توی کلوب رباتیکی، درسته؟
ولی چوب لباسی اونقدر برات پیشرفتهست که کار باهاش رو بلد نیستی؟
آره بچهها، میدونید که جای کت روی کاناپهست
اوه! تیپ کردی کجا بری؟
یه کاری دارم
چه کاری؟ - یه کاری -
.بهمون نمیگه بعداً میتونیم گوشیش رو چک کنیم
رمزش 1776 ئه
با یه زن قرار داره
بزن قدش، باباجون
روز ولنتاینه. دارم میرم پیش مامان بزرگتون
وای، پسر. باباجون؟
مامان بزرگ مُرده
نه بابا! بهم میگفتید خب
خیلی خوبه که امروز داری میری سر مزار مامان
ولی باید برم سرکار
و میخواستم بچهها رو بسپارم بهت
«گفتی «بچهها
،اینا بچههای من نیستن بچههای توئن
بچههای من بزرگ شدن و بهزور سرپان
این وظیفهی من نیست، عزیزم
.مامان، من میتونم مواظب جورجیا باشم پونزده سالمهها
درهرصورت وقتشه یاد بگیرم که مرد خونه باشم
دیدی چقدر بیکن میخوره؟
مطمئنی؟ کل روز رو نیستمها
و مثل دوران زندگیمون توی وگاس نیست
و الویس چاقه مواظبتون نیستها
اینجا محلهی خیلی امنیه
تنها افراد بیخانمان این محله همینجا توی اتاق پذیراییمن
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«تعویض دنده»
اوه، سلام. شرمنده دیر کردم
،میخواستم زودتر بیام ولی رایلی رو که میشناسی
همهش زر میزنه
ولی احتمالا سرت هم شلوغه
با پیتر قدیس، بوچه بازی میکنی، میدونی؟
بالاخره با گاندی شام میخوری
ببخشید
فکر کنم داری با شوهرم ریموند صحبت میکنی
.نه، ریموند اونوره دارم با زنم دایان صحبت میکنم
اوه، هوف
نمیدونم، دیدم یه مرد با گل جلوی مزارش ایستاده و برام سوال شد
که شاید ری همهچیز رو بهم نگفته
میدونی چقدر دیگه وقت لازم داری؟
.خب، اومدم به زن مرحومم سر بزنم روی تردمیل که نیستم
...ولی اگه عجله داری - اوه، خیلی ممنون -
دایان، شرط میبندم داستانهای خفنی باهاش داری
اوه، خداروشکر که جفتتون اینجایید
حالت خوبه؟ - رئیسم توی سالن رقص -
میخواد از رقص تموم کارکنان
فیلم بگیره و بذاره توی فضای مجازی
خب مشکلش چیه؟
اگه رقصیدن بلد بودم، تو وگاس پول خیلی بیشتری درمیآوردم
آره، کلاس چهارم که بود از
اجرای مدرسهای نمایش اکلاهما گذاشتنش کنار
تنها دختر سفیدپوستی که از اکلاهما انداختنش بیرون
خب، من همینجا قایم میشم
بعد همه یادشون میره که وجود دارم
روی طلبکارهام که جواب داده
خب، میدونی چه روش دیگهای جواب میده؟
پرداخت بدهیهات
رایلی، یه سری حرکات رقص یادت میدم
.موزیک لازم دارم استیچ
همینه. خیلیخب، بریم تو کارش
آمادهای؟ اولین حرکت؛ چک کردن روغن
و با لگن شروع میشه
،روغن رو چک کن روغن رو چک کن
روغن رو چک کن، روغن رو چک کن
خیلیخب، حرکت بعدی
اگه دنبال یه حرکت ملایمتر باشی
حرکت «لاستیک رو عوض کن» رو میزنی
و با لگن شروع میشه
میریم پایین، میریم پایین
.بعدش لاستیک رو عوض میکنیم لاستیک رو عوض کن
،لاستیک رو عوض کن لاستیک رو عوض کن
لاستیک رو عوض کن - بعد خدا پاهای من رو گرفت؟ -
هی، چی کار میکنی؟
باید آبنباتها رو بذاری توی پاکتها
میزی رو لایقِ کرهی بادومزمینی نمیدونم
و نباید اونا رو بخوری
تو رئیسِ من نیستی
.مامان مسئولیت رو داد به من تازه، ازت بزرگتر
...گندهتر و باهوشتر
ازت گندهترم
اوه، فهمیدم جریان چیه
سهم میخوای - چی؟ -
بیا
مگه نباید بری دوچرخهسواریای چیزی؟
اکالیپتوس؟
آره، همیشه برای ری آرامشبخش بود
من که همیشه بهش حساسیت داشتم
متاسفم، ببخشید
باید قبلش میپرسیدم
...خب، حداقل اگه بمیرم
نزدیکِ خونهم
میبینم که دایان قراره تا ابد روت باشه
زود بود؟
پیش اومده اولین چیزی که به ذهنت میاد رو نگی؟
هی، تو هم بهت نمیاد که
نظراتت رو پیش خودت نگه داری
خیلی چیزها رو پیش خودم نگه میدارم - خیلیخب -
.یه سری چیزها رو چندتا چیز رو
ملت احمقن، چه میشه گفت؟
آره، جدی احمقن
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
ممنون که گذاشتی یه خرده تنهایی باهاش وقت بگذرونم
عاشق روز ولنتاین بود
ری هم عاشق روز ولنتاین بود
،آره، برام شعر مینوشت بهم گل میداد
یعنی در اصل یه چیز دیگه میخواستها
ولی تابلو نمیکرد
آره
به اندازه کافی نمیام اینجا
خب، چند وقته فوت شده؟
الان بیش از یه سالی میشه
آه، پس هنوز درگیرشی
واسه من پنج سالی شده
و نگران نباش، نهایتاً راحتتر
میتونی به زندگی خودت برسی
باورش برام سخته
گروههای حمایتی رو امتحان کردی؟
دخترم فرستادتت؟
...خب، دربارهی
راستش دربارهی همهچیز نظر میده
خب، گروههای خیلی خوبی هستن
میتونم برات لینکشون رو بفرستم
من اهل گروههای حمایتی یا گروههایی که
آدمها توش باشن نیستم
خب، یه چیز دیگه که کمکم کرد به زندگیم برسم
رفتن توی اجتماع بود
سعی کردی با یه فرد جدید ارتباط بگیری؟
براش آماده نیستم - آره، صحیح -
شامل آدمها میشه
،خب، وقتی آماده بودی فروشگاه مواد غذایی اولسن
توی منطقه آرتس رو بلدی؟ - اوهوم -
آره؟ خب، بهترین جا برای آشنایی با مجردهای مسنه
قبلا رفتم اونجا. حالا فهمیدم چرا اون زنه میخواست خم بشم
و یه چیزی رو از قفسه پایینی بردارم
آره. باید امتحان کنم
...من زیاد میرم اونجا که
که میدونی، خرید کنم
اوه، ببخشید - خواهش -
...آه
به چی میخندی؟ - خندهداره -
دخترِ دخترم روی برادرش بالا آورده
اوه - ...داشتم -
.احتمالا اونقدرها هم خندهدار نیست احتمالا بهتره برم
...آم، گوش کن
این گروه کوچیک حمایتی بدک نبود
خب، میتونم اطلاعاتِ یه گروه درست حسابی رو برات فرستم
که اگه نظرت عوض شد، عضو بشی
بیا
بفرما
یهبار دهه 70 نظرم عوض شد
...اون موقع حال نکردم، پس
زنده میمونه؟
آبنبات خورده، ابولا که نگرفته
چطور این همه آبنبات رو خوردی؟
یه استعداده
و همینطور یه نفرین
اوه، بابا بزرگ - نگهش دار -
سطل زباله، سطل زباله
.بپا، بپا، بذار موهات رو جمع کنم خیلیخب
تکنیک مو گرفتنت حرف نداره
.بهش عادت کردم مادرت قبلا عاشق دورهمیِ آبجوخوری بود
خیلیخب - خیلیخب -
فکر کنم همهش رو بالا آوردم - آره -
میرم دراز بکشم - خیلیخب -
دهنت رو بشور، باشه؟ - اوهوم -
و دراز بکش
.خودت رو بپوشون، الان میام باشه؟
باید به مادرت بگیم که مریض شده
مطمئنی لازمه؟
آره
فهمیدم داری چی کار میکنی
سهم میخوای
خیلی بچهی عجیبی هستی
آحه مامان به من سپرده بود که مواظبش باشم
مامان خیلی عصبانی میشه
.به احتمال زیاد، آره این بخشی از بزرگ شدنه، بچه جون
باید مسئولیت کارهات رو بپذیری
مثل موقعی که توی پنج سالگیم از دستت افتادم
و به مامان بزرگ گفتی لیز خوردم؟
وای، اینکه یادت مونده
نشون میده محکم نیفتادی
این بدن واسه رقص درست نشده، باشه؟
خدا مشخصاً من رو واسه این خلق کرده که توی جشنهای قرون وسطایی
،لیوانهای پر از آبجو رو جابجا کنم نه که برقصم
رقصیدن مثل زندگی میمونه، باشه؟
دلت رو میزنی به دریا
در لحظه غرق میشی و جوری میرقصی
که انگار کسی تماشا نمیکنه
No comments yet. Be the first to leave one.