La unuaj 150 linioj.
آنچه گذشت
کمکم کنید
اون یکی از غریبه هاست - اسمم هنری گیله -
اهل مینسوتا هستم
داری اشتباه بزرگی رو مرتکب میشی
اون بهت دروغ میگه
اون یکی از اوناست
حالش خوبه. اون حالش خوب میشه
از کجا پیداش کردی؟ - بیرون باغچه اش افتاده بود -
یه جوری میدوی انگار که شیطان تعقیبت میکنه
شاید همینطوره
برات خوبه، هیکلت رو روی فرم نگه میداره - تو چی میخوای لاک؟ -
من چی میخوام؟ - حدود یه هفته اینجا بودم -
حتی دو کلمه هم باهام حرف نزدی
و حالا کنار چادرم نشستی؟
یه مرد رو توی دریچه زندانی کردیم
احتمال میدیم یکی از اونا باشه، غریبه ها
چند نفر میدونید؟ - من و جک -
اون همین الان مراقبشه
چه مدته اونجاست؟ - سه روزه -
میخوام باهاش حرف بزنم
تو تجربه برخورد با اونا رو داری. تو یه پلیس بودی
تو بهترین کسی هستی که میتونه بفهمه اون راست میگه یا نه
جک میدونه این موضوع رو با من در میان گذاشتی؟
ما یه مشکل جدی داریم، آنا لوسیا
همه ما
من دارم برای حل این مشکل قدم بر میدارم
نیازی به اجازه ندارم
در حال حاضر توی اتاق دریچه یه مردی که من پیداش کردم نشسته
و میخوام بیارمش بیرون
من همیشه بهش فکر میکنم
شاید بهتر باشه یه فرصت دیگه بهم بدی
فقط حرف نزن برنارد، حرف نزن
عزیزم
حالت خوبه؟
فکر کنم یه کمی سرگیجه دارم
تو رنگت پریده - خب، یه کمی بهش آب بده -
حتما، مادام - به حرفهای شوهرم توجه نکن عزیزم -
اون قاطی کرده، برای اینکه روز تولدم رو فراموش کرده
من فراموش نکرده بودم فقط نمیدونستم چه روزی از هفته است، رز
روز شنبه، برنارد
عزیرم میتونی راه بری؟ - جدی میگم، حالم خوبه -
شاید بهتر باشه جین رو خبر کنیم - نه -
فکر کنم به خاطر اینه که زیادی زیر آفتاب بودم
تو زیادی پیش بچه کلیر بودی. شاید مریض شدی
حداقل خودت رو به جک نشون بده - من حالم خوبه -
از هر دوی شما ممنونم
به انگلیسی چی میشه؟
... من
من چای سرد میخوام، لطفا
خیلی خوبه - ممنونم -
صبح بخیر جک
نمیتونستی منتظر بمونی تا کارم تموم بشه؟
بخار تمام منافذ پوستم رو باز میکنه
بدون کرم ریش تراشی، اصلاح کردن سخته
فکر کردم زمان خوبیه تا در مورد مشکلمون یه کمی صحبت کنیم
مشکلمون؟ - مشکلمون با هنری -
الان سه روزه که زندانیش کردیم
فکر کنم نمیخواد با ما همکاری کنه
و چیکار میتونیم بکنیم تا همکاری کنه، جان؟
کاری نمیتونیم بکنیم باید یه نفر دیگه رو توی گروهمون بیاریم
مطمئنا کسی رو زیر نظر داری
نظرت در مورد آنا لوسیا چیه؟
چرا اون؟
تو پیشش رفته بودی که یه ارتش از افراد اینجا برای مبارزه بسازه
چرا نه؟
مگر اینکه نگران این باشی یه بلایی سرش بیاره
من باهاش صحبت میکنم - من اینکارو کردم -
همین الان پیش اونه
تو هم توی هواپیما بودی؟
توی قسمت انتهای هواپیما بودم
ما اون طرف جزیره سقوط کردیم
شما تمام این راه رو تا اینجا اومدید؟
باید سفر بهتون خوش گذشته باشه
لحظات خودشو داشت
نمیخوای داستانت رو بهم بگی هنری؟
چرا؟ به همه داستانم رو گفتم
به جک، لاک، اون مرد سیاه که جلوی من ریشش رو برید
اوه، آره، و رفیقم سعید
نمیدونی چقدر از داستانم خوشش اومد - چطوره به من هم بگی -
من ناشکری نمیکنم، ولی چرا میخوای بهم کمک کنی تا از اینجا برم بیرون؟
اونطرف جزیره یه مردی با ما بود
صد در صد مطمئن بودم توی هواپیمای ما نبود
بنابراین یه گودال کندم و اونو داخلش انداختم
و چه اتفاقی افتاد؟
اشتباه کردم، و حالا هم اون مرده
این برای تو خبر خوبیه، هنری من یه اشتباه رو دوباره تکرار نمیکنم
حالا چطوره داستانت رو بهم بگی؟
ساویر
سلام سان درخشنده. چیکار میتونم برات بکنم؟
کتابی که میخونی چطوره؟
خسته کننده. داستانش زیاد سکسی نیست
شنیدم تمام انبار دارو دست توئه
درست شنیدی - ممکنه یه نگاهی به اونا بندازم؟ -
... نه، نمیتونی. ولی اگر بهم بگی دنبال چی میگردی
فراموشش کن
باشه. صبر کن
من گول خوردم
بگو دنبال چی هستی، منم مجانی بهت میدم
نمیتونم خودم نگاه کنم؟
من داروخانه ندارم عزیزم
... من
یه تست حاملگی نیاز دارم
نمیتونم چیزی بشنوم - اون فقط نیم ساعته که رفته اونجا -
اون یارو امکان داره گردن آنا لوسیا رو ببره
از کجا میدونی که قضیه برعکس نباشه؟
پس تو و همسرت دور دنیا سفر میکردید
و با یه بالونی که عکس یه چهره خندان داره اینجا سقوط کردید
بعدش همسرت مرد و تو توسط یه زن فرانسوی اسیر شدی و از اینجا سر در آوردی
و حالا هم زندانی شدی
وقتی این جملات رو میگی، احمقانه به نظر میاد
چرا ریش نداری؟ - برای اینکه اونا رو تراشیدم -
برای اینکه منم حق زندگی دارم
خیلی خب. چرا نقشه مکان بالون رو برام نمیکشی؟
ما میریم اونجا و پیداش می کنیم و همه حرفت رو باور می کنن
همه ازم خواستن که نقشه اونجا رو بکشم
اگه اشتباه کنم، اونا منو دار میزنن
تو دور دنیا رو با بالون پرواز کردی
و فکر نمیکنی بتونی یه نقشه بکشی؟
مسافرت هوایی یه حس دیگه ای داره ... باید طبق جریان باد
میدونی یا نمیدونی کجاست؟
آره، میدونم کجاست
من برگشتم اونجا تا همسرم رو دفن کنم
چرا اینکارو کردی؟
برای اینکه اون بالون، نقش خونه ما رو داشت
شماها دنبال کسی میگردید که به خاطر
اتفاقاتی که افتاده تنبیهش کنید یه نفر که بتونید داغونش کنید
و حالا پیداش کردید
مهم نیست که من چیکار کردم. همین الان هم مرده ام
تو اون نقشه رو می کشی، هنری
و منم بالون رو پیدا میکنم
ولی اگر اینکارو نکنی
اوضاع بهم میریزه. مثل همونی که الان گفتی
سلام سان
ببین چی توی جنگل پیدا کردم
حتی ذوب نشده. مسخره است، نه؟
میخوای نصفش رو بهت بدم؟
نه. نه، ممنونم
من داشتم به سمت ساحل می رفتم
باشه. بعدا می بینمت رفیق
میخوام بیام بیرون
اون همون داستانی رو برام تعریف کرد که به شما گفته بود
حرفش رو باور کردی؟ - هنوز نمیدونم -
باید زمان بیشتری باهاش باشم
اون کامل در اختیار توئه - فردا -
میخوام یه زمانی بهش بدم تا فکر کنه
اگه تو هم موافق باشی
ما به هیچکس نگفتیم آنا
لازم نیست نگران باشی
برای میز غذاخوری باید یه کمی بزرگتر باشه
No comments yet. Be the first to leave one.