La unuaj 200 linioj.
یه سؤالی ازت دارم جاستین
اونی که فکر میکنی نیست. اون هنوز وقتش نشده
بهترین قسمت دبیرستان چیه؟
دوستهای خوبی که پیدا میکنی؟
پیدا کردن عشق؟
نه
...هر دوتامون میدونیم که بهترین قسمت دبیرستان
.تعطیلات تابستونه
بهترین گزینه برای بازیابی قوا
...و بعد از اون همه اتفاقی که تو سال دوم دبیرستان
برام رخ داد، بیصبرانه ...منتظر یه شروع تازه بودم
تا برگههای دفترهام رو پاره کنم و همهی این قضایا رو فراموش کنم
البته به جز اینکه خیلی دور نمیشدم
سر کار، همکارم داشت تابستونش رو
.با مادربزرگ و پدربزرگش میگذروند
جایگزین موقتی اون خوب بود ولی خیلی معمولی بود
.و نتونستم از گذشتهام فرار کنم
...نه
!و تو سر این موضوع با من بحث نکردی - !گوش کن، گوش کن -
...اینجوری که ما تجارت میکنیم
به یه تغییر نیاز داشتم
نیاز داشتم تا یه شخص جدید باشم
تا حالا شده این حس رو داشته باشی؟
دیگه نمیخواستم نامرئی باشم
میخواستم شروع تازهای داشته باشم
...میخواستم گذشته رو فراموش کنم
.و همهاش رو بیخیال بشم
میخواستم سختتر کار کنم
باهوشتر باشم
قویتر باشم
،چون نمیشه بقیهی افراد رو تغییر داد
ولی خودت میتونی تغییر کنی
نه، حالا میخواد با دادن نقش من به
.این تازهوارد ۳۶کیلویی
بفرما راحت باش. واقعاً فکر می کنی که این میتونه کون کندهی «ملانی اوپستد» رو
به حالت هرمی بلند کنه؟
!خیلی چاقه
!واقعاً، موفق باشی
مربیات خیلی ناکسه
تا موقعی که سر موقع بیای تمرین، خیلی هم خوبه
!اوه - خیلیخب -
گروه تشویقکنندههاست دیگه، گروه نجات که نیست
کسی دلش مشروب میخواد؟
وای، اینو
ودکاست؟
از کِی تا حالا تو مدرسه مشروب مینوشی؟
از کِی تا حالا تو به مشروب نه میگی؟
مممم
بیا زک
توتفرنگی توش نیست
وای نه الان امتحان دارم
ترسو نباش، جاستین
بفرما
آفرین بچهی خوب
مزهی گوه میده - مزهی ملایمی داره که -
خیلیخب
باید قبل از اینکه زنگ کلاس بخوره، برم تکالیفم .رو از رو دست بچهها کُپ بزنم
فعلاً، بیمصرفها
میبینمتون - میبینیمت -
آمادهای؟
هی جسیکا
جسیکا
نوار شب مهمونیات رو شنیدم - جدی میگی؟ هنوز متوجه نشدی؟ -
اون نوارها مزخرف هستند
فکر نکنم مزخرف باشند - فراموشش کن -
بهم بگو چرا - فراموش کن -
نه
خدای من! باشه، بیا اینجا
جان من، کلی؟
بیخیالش شو
داشت در مورد تو صحبت میکرد، درسته؟
چون اگه در مورد تو بوده، میخوام بهت کمک کنم، باشه؟
باید یه کاریش کنیم. به یکی بگیم
اون شب اونجوری که هانا تعریف کرده، نبوده
پس چجوری بوده؟
من با دوستپسرم خوابیدم
با جاستین - آره -
با جاستین
هانا گفت که تو کاملاً بیهوش بودی
گفت که یه اتفاقاتی رخ داده
اگه چیزی بود، یادم میومد
،هر دوتامون کاملاً مست بودیم
طبیعیه که بعدش از هوش بریم
جاستین این رو بهت گفته یا خودت یادت میاد؟
خودم یادمه
خوب شد؟
پس بکش پس
رفیق، جنسن، نمیتونی تنهاش بذاری، مگه نه؟
کاری به دوستدختر من نداشته باش
بریم - کی بود، جاستین؟ -
کار کی بود؟
چی کار کی بود؟ - گور باباش. بریم -
سرت تو لاک خودت باشه، گرفتی؟
بیخیال. میدونم - مشکلش چیه؟ -
آقای بیکر
...بسیار خب
چیکار میتونم براتون انجام بدم؟
شما گفتین که مدرسه از اینکه دختر من متمایل به خودکشی بوده، خبر نداشته
ولی شما یه شعر رو تو روزنامهی مدرسه منتشر کردین که
.دقیقاً داشته احساس اون روزای اون رو میگه
بسیار خب، صبر کن
این نشریهی رسمی مدرسه نیست
یکی از پروژههای هنری مستقل یکی از دانشآموزاست
تو محوطهی مدرسه توزیع شده
معلمها این شعر رو تو کلاس به بحث گذاشتن وقتی که
.باید به کسی اون رو نوشته بود، کمک میکردند
این شعر به صورت ناشناس چاپ شده
اصلاً کسی تلاش کرد که بفهمه کی نوشتتش؟
یا از کسی که شعر رو چاپ کرده بود، سوال شد؟
،آقای بیکر
این شعر به نظر ربطی به خودکشی نداره
جدی میگین؟
اون راجع به مشکلات و مخمصهای که توش بوده، صحبت میکنه
داره راجع به گمشدن صحبت میکنه
...آقای بیکر
خیلی از نوجوونها راجع به گمشدن حرف میزنن
پس خدا به فریادشون برسه اگه بیان پیش شما برای کمک
آقای بیکر
صبح بخیر به همگی
نتیجههای پرسشنامهی شخصیتی دیروز رو آوردم
پس بیاین ببینیم چی داریم
ببخشید خانم بردلی؟ - بله کلی -
در مورد قضیه دیروز که راجع به یادداشت هانا بود
...خب من
،نمیخواستم بگم که تقصیر شما بوده
و میخوام بخاطر بیادبیم معذرت بخوام
...خب این خیلی
چون انسانها باید مسئولیت کارهاشون ....رو برعهده بگیرن
.و هر جور که شده با عواقبش مواجهه بشن
خیلیخب. ممنون کلی
خب بریم سراغ بقیهی نتایج
سلام، کلاهایمنی
معذرت میخوام که دیر کردم به پاک کردن آدامسها برسم
امیدوارم برام از اون خوباش کنار گذاشته باشی
چرت بزنی، میبازی
چیه؟
به چی زل زدی؟
هیچی. معذرت میخوام
یه تیکه مخصوص با یه کم مو روش رو برات کنار گذاشتم
فکر میکردم از اون دست دخترای گُل و شکلاتی هستم
امشب میری مهمونی تو
خونهی جسیکا دیویس؟
از کِی تا حالا میری مهمونی تو؟
خب از موقع یکه جف بهم گفت که باید بیام
بهم اطمینان داد که این مهمونی نقطهی اوج دورهی دبیرستانم خواهد بود
چرا دیگه نمیشه مثل بچگیها آدامسمون رو قورت بدیم؟
من هیچ وقت آدامسم رو قورت ندادم - البته که ندادی -
منظورم با بقیه بود
میدونی این مهمونی میتونه نقطهی اوج دوران دبیرستانت باشه
شک دارم
نه، این قسمتی از شروع تازهی منه
دیگه خبری از مهمونی نیست، خبری از زیر کار در رفتن و تنبلی نیست
چه باحال. چون امسال سالیه که تصمیم گرفتم تنبلبازی در بیارم و از زیر کارها در برم
میخوای بدون کلاهایمنی دوچرخهسواری کنی؟
آره
میخوای تکالیف رو دیر تحویل بدی؟
...ام
شاید
نه، این کار رو نمیکنم
ولی شاید بعضی وقتا به تکالیفم بیاهمیتی کنم
مواظب باش
تو هم باید بیای
شاید باحال باشه که بریم بیرون وقتی
هر دوتامون بهمون آدامس نچسبیده باشه
وسوسهام نکن
با خودم یه قراری گذاشتم
خودم مواظبتم
حداکثر یه لیوان آبجو مینوشیم
تا نیمهشب هم برمیگریم خونه حتی اگه مجبور بشم تا خونه رو دوچرخه بیارمت
فکر نکنم
قسمتی از قلبم میگفت که نباید اون شب به مهمونی خونهی جسیکا برم
.ولی یه قسمت دیگه از قلبم یاری نمیداد ...ولی موندم که
...چی یا چه کسی
.ممکنه تو مهمونی از دست بدم
اونا قرار نیست بخاطر یه روز تأخیر در پرداخت قبض، برقمون رو قطع کنن
خوشم نمیاد باید یه راهحل دیگه برای پسانداز پیدا کنیم
...خب شاید بتونیم کاری کنیم که هانا
سلام مامان
سلام
تقریباً نشناختمت
یاد موقعی که کوچیک بودی،انداختیم با اون گیسهای آویزونت
خب من که میخوام غذای دیشب رو گرم کنم
من زیاد گرسنهام نیست
نه؟
راستش تو خونهی جسیکا امشب
یه مهمونی دبیرستانی برگزار میشه
ولی اگه نمیخواین برم، نمیرم
شب شنبهاست. برو یه کم خوش بگذرون
تکلیف دارم باید تا دوشنبه تمومش کنم
و میخواستم تلاش کنم تا از برنامهی درسیم جلو بیفتم
اوه، هانا برو یا نرو
نمیدونم. تصمیمش با خودته
فکر میکنم اگه تا دیرموقع فروشگاه رو باز بذاریم، به رقابتمون کمک میکنه
به هیچ عنوان کمک نمیکنه ما که یه شبعهی «واپلکس» نیستیم
...نمیتونم باز بمونیم
...من اینجام، منِ جدید که
داره به همون شکل قدیم زندگی میکنه
کلی
چه خبر؟
حالت چطوره امروز؟
No comments yet. Be the first to leave one.