Stag Night

Stag Night

Elŝuti Serbian Subtekston

Eldonaj informoj

Stag Night 2008 1080p BluRay x264
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

bluray
Publikigita je: 2025-11-02
Elŝutoj: 34
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Serbian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‏‫کمکم کنید!‬

‏‫کمک!‬

‏‫- کجا؟‬ ‏‫- لانگ آیلند.‬

‏‫چشم.‬

‏‫حالا می‌دونی که ممکنه به خاطر جواب دادن‬

‏‫به این تلفن از باشگاه پسرا بیرونم کنن.‬

‏‫کجایی؟‬

‏‫یه بار ایرلندی کنار تایمز اسکوئر.‬

‏‫و منظورت از اون‬

‏‫یه کلوپ استریپ حقیر پایین شهره؟‬

‏‫فکر کردی نمی‌دونم موقع جشن تجرد چی کارا می‌کنید؟‬

‏‫فقط تا وقتی که می‌دونی این ایده من نبود.‬

‏‫تونی یه آشنایی از اون بالا داره و...‬

‏‫تونی اونجاست؟‬

‏‫فکر کردم دعوتیش نکردی.‬

‏‫اون برادر منه.‬

‏‫اون دردسرسازه.‬

‏‫شرط می‌بندم حتی مجبورت کرده سیگار بکشی، مگه نه؟‬

‏‫نه، نه، نه.‬

‏‫ببین، بدترین کاری که می‌تونه بکنه...‬

‏‫- منو به یه درخت ببنده و بیضه‌هامو بتراشه؟‬ ‏‫- بیخیال.‬

‏‫اگه حتی به بیضه‌هات دست بزنه، بهش بگو باید جواب منو بده.‬

‏‫باشه.‬

‏‫ببین، چرا نمی‌ری یه کم بخوابی؟‬

‏‫من میرم تو و مطمئن می‌شم این بچه‌ها نگرانم نشن.‬

‏‫- خوش بگذرون، باشه؟‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫- ولی نه خیلی خوش بگذرون.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫و قول بده سالم برگردی خونه.‬

‏‫قول می‌دم.‬

‏‫- وای، وای، وای، بچه‌ها، بچه‌ها.‬ ‏‫- چی شده؟‬

‏‫مایک؟‬

‏‫- آروم باش.‬ ‏‫- چته؟‬

‏‫گور بابات!‬

‏‫هی عوضی، دنبال دردسر می‌گردی؟‬

‏‫- هی هی هی.‬ ‏‫- اینجا مشکلی نیست.‬

‏‫- چی کار می‌کنی؟ چی کار می‌کنی؟‬ ‏‫- هان؟‬

‏‫- آروم باش. آروم باش.‬ ‏‫- مسته.‬

‏‫- هی، ما همه اینجا دوستیم.‬ ‏‫- چته؟‬

‏‫هی هی هی، چماقو بذار زمین. چماقو بذار زمین.‬

‏‫- چته؟‬ ‏‫- تو داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫- تمومش کن، تمومش کن.‬ ‏‫- عوضیِ لعنتی.‬

‏‫فقط برگرد تو. ما اینجا مشکلی نداریم، باشه؟ مشکلی نیست.‬

‏‫- هی، بیا تونی، تونی.‬ ‏‫- هی تو!‬

‏‫- داری چیکار می‌کنی؟‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫خفه شو بابا.‬

‏‫عالی شد پس. هیچ وقت منو از یه جای گند بیرون نکرده بودن.‬

‏‫آه، لعنت بهش. دخترا هم که کسافت بودن.‬

‏‫اونا کیر رو می‌خورن. اون دختره میشل کجاست؟‬

‏‫همین الان با دوستش رفت.‬

‏‫آه، لعنت.‬

‏‫- خب، بعدش چی؟‬ ‏‫- خودت که می‌دونی!‬

‏‫دیر شده.‬ ‏‫باید برم خونه.‬

‏‫- اَه، بیا دیگه.‬ ‏‫- زر نزن، جو. خیلی ترسو شدی.‬

‏‫چی؟‬

‏‫بچه‌ها، یه کلوپ عالی بالا شهر رو بلدم.‬

‏‫تا سحر می‌تونیم خوش بگذرونیم.‬

‏‫دختر هم اونجا هست؟‬

‏‫نه، یه بار گی‌هاست، لعنتی.‬ ‏‫خوشت اومد؟‬

‏‫چرا بریم یه چیزی بخوریم، باشه؟‬

‏‫- الان می‌تونم یه پیتزای گنده‌ بخورم.‬ ‏‫- فدای غذا، مرد.‬

‏‫ما قول دادیم به کلر که نذاریم کشته بشی.‬

‏‫قول ندادیم که کتکت نزنیم.‬

‏‫باشه، بریم.‬ ‏‫حسابی خیس شدیم.‬ ‏‫بریم یه جایی.‬

‏‫باشه، بیاین، یه قطار تا دو دقیقه دیگه میاد.‬

‏‫- بریم.‬ ‏‫- هر کی دیرتر برسه، پول آبجو رو میده.‬

‏‫بیاین.‬ ‏‫هی! هی!‬

‏‫مایکی!‬

‏‫- فدای سرم.‬ ‏‫- باشه، دارم بلیط می‌گیرم، بچه‌ها.‬

‏‫هی، قطار اومد.‬ ‏‫بیاین، زود باشین.‬

‏‫مایکی، یه بلیط هم واسه من بگیر.‬

‏‫کیف پولمو جا گذاشتم.‬

‏‫پولشو پس میدم.‬

‏‫- زود باش.‬ ‏‫- بیا، مایکی.‬

‏‫بدو مایکی.‬ ‏‫می‌تونی از پسش بر بیای.‬

‏‫هی، رسیدی!‬

‏‫مرد، از وقتی ۱۲ سالم بود از این نرده‌ها نپریده بودم.‬

‏‫جون، از همون موقع شروع کردم به پریدن.‬

‏‫واسه همینه سابقه شرارتت اندازه چوب منه.‬

‏‫- پس خیلی هم بزرگ نیست، ها؟‬ ‏‫- نه بابا.‬

‏‫هی مایکی، از این بخور.‬

‏‫- چی، اینو دزدیدی؟‬ ‏‫- بیخیال.‬

‏‫قیمت این نوشیدنی‌ها... فکر کنم شش بار پولشو درآوردیم.‬

‏‫می‌دونید چیه بچه‌ها؟ داره دیر میشه.‬ ‏‫باید برم خونه.‬

‏‫- اَه، بس کن دیگه.‬ ‏‫- نه نه نه نه.‬

‏‫اگه من بیرون بمونم، تو هم باید بمونی.‬ ‏‫مَدی می‌تونه تقصیر من بندازه.‬

‏‫هی، اونجاست.‬

‏‫آره، امشب یه بار پیچوندت.‬

‏‫فکر کنم دیگه کافیه.‬

‏‫ببین مایکی، مشکل تو همین‌جاست‬

‏‫که مردا زن‌دار... اصلاً قیافه‌شون نمی‌گیره.‬

‏‫برو دنبالش.‬ ‏‫پول خرد لازم داری؟‬

‏‫- میشل. هی میشل.‬ ‏‫- بشین.‬

‏‫- سلام.‬ ‏‫- داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫گفتی منتظرم می‌مونی.‬

‏‫قرار نبود منتظرم بمونی؟‬

‏‫اوهان، درسته، باید دوستت رو می‌بردی خونه؟‬

‏‫این چطوری این کارو می‌کنه؟‬

‏‫من حتی وقتی مجرد بودم هم نمی‌تونستم تو بانکوک یه فاحشه رو جذب کنم.‬

‏‫- اون یه استعدادی داره.‬ ‏‫- پشمام نیست.‬

‏‫اینو ببین.‬ ‏‫اجازه هست؟‬

‏‫ممنونم. خانم‌ها!‬ ‏‫بزن بریم ریکو.‬

‏‫سلام عزیزم.‬ ‏‫چی داری می‌خونی؟‬

‏‫ببخشید.‬ ‏‫دست بردار.‬

‏‫هی، من اصلاً نمی‌دونم این رفقا امشب چه نقشه‌ای برام کشیدن،‬

‏‫پس لطف کن، یه نگاهی به این بنداز،‬

‏‫فقط واسه اینکه دستم باشه.‬

‏‫امشب اندازه‌شو تموم کردن.‬

‏‫خیلی هم قشنگه رفیق.‬

‏‫به تونی نشونش نده، باشه؟‬

‏‫هنوز بهش نگفتی که داماد نمی‌تونه باشه؟‬

‏‫نه، سخته رفیق.‬ ‏‫اون خودش فرض کرده بود.‬

‏‫– و هیچ وقت فرصت مناسبی برای گفتن نبود.‬ ‏‫– احتمالاً هیچ‌وقت هم نخواهد بود.‬

‏‫آره، کلر می‌خواد این کارو واسم انجام بده.‬

‏‫شرط می‌بندم که همین‌طوره.‬

‏‫هوم؟‬

‏‫دختر خوبیه رفیق.‬ ‏‫داری کار درست رو می‌کنی.‬

‏‫آره.‬

‏‫هی، همینطوره.‬

‏‫می‌دونم، می‌دونم. فقط... گاهی نگران می‌شم، می‌فهمی؟‬

‏‫نگران چی؟‬

‏‫نگرانم که این یه انتخاب نبود.‬

‏‫مثل تو. باشه؟ یادت میاد وقتی بورسیه‬

‏‫از یو‌سی‌ال‌ای و کلمبیا داشتی و یو‌سی‌ال‌ای رو انتخاب کردی؟‬

‏‫آره، ولی بعدش مددی رو دیدم.‬

‏‫درسته، درسته، ولی تو تصمیم گرفتی واسه اون نیویورک بمونی.‬

‏‫نکته‌ات چیه؟‬

‏‫اینکه زندگی با کلر همیشه راحت بوده--‬

‏‫تقریباً آسون.‬

‏‫منظورم اینه که اون اینجا بزرگ شده.‬ ‏‫ما شروع کردیم به قرار گذاشتن‬

‏‫و با هم زندگی کردیم و حالا داریم ازدواج می‌کنیم.‬

‏‫همینه که آدم انجام می‌ده.‬ ‏‫انگار ما تو یه مسیریم.‬

‏‫و این خوبه.‬ ‏‫فقط بعضی وقتا نگرانم که انتخابش نکردم.‬

‏‫اصلاً منطقی به نظر میاد؟ فکر کنم نه.‬

‏‫نه، ولی جاگر این کارو با آدم می‌کنه.‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫مهمونی توئه.‬ ‏‫اگه همه چیز منطقی بود، ما کارمون رو نمی‌کردیم.‬

‏‫بهت گفتم از من دور شید لعنتی.‬

‏‫– آخ.‬ ‏‫– چه غلطی کردی تونی؟‬

‏‫– اون منو سیلی زد.‬ ‏‫– به کی میگی یه فاحشه؟‬

‏‫هی هی هی!‬ ‏‫آروم باش تونی.‬

‏‫– ببخشید که بهت گفتم فاحشه، باشه؟‬ ‏‫– آره جون خودت.‬

‏‫– آخ!‬ ‏‫– اون داره... وای.‬

‏‫لعنتی. کوفت.‬

‏‫– مسیحا.‬ ‏‫– این چیزیه که گیرت میاد عوضیِ مادربه‌خطا.‬

‏‫– اون فاحشه دیوونه است.‬ ‏‫– بسه. بسه دیگه.‬

‏‫ای وای.‬ ‏‫لعنتی، رفیق.‬

‏‫هی، نه، وایسا.‬

‏‫باشه بچه‌ها، ول کنید این ادا اصول رو.‬ ‏‫بریم سوار قطار شیم.‬

‏‫برو خودت سوار قطار لعنتی شو.‬ ‏‫چشمام دارن می‌سوزن.‬

‏‫خدای من، چی...؟‬

‏‫هی هی هی!‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫- دخترا!‬ ‏‫- خاک به سرم.‬

‏‫گندش زدم!‬

‏‫ببینید دخترا، من فقط می خواستم بابت برادر دوستم معذرت خواهی کنم--‬

‏‫لطفاً از اینجا برید گمشید؟‬

‏‫اشکالی نداره. من فقط می خوام بابت برادر دوستم عذرخواهی کنم.‬

‏‫اون واقعاً می تونه یه عوضی واقعی باشه.‬

‏‫به درک، کارل. اون عوضی بهم زور گفت.‬

‏‫- شاید بهتره دیگه بهش نگی عوضی.‬ ‏‫- خفه شو جو.‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫ما چطور باید از اینجا بریم بیرون؟‬

‏‫جدی میگم، بچه ها، چیکار کنیم؟‬ ‏‫اینجا گیر افتادیم.‬

‏‫حتماً یه راه خروجی هست.‬

‏‫وگرنه چرا قطار ما رو اینجا پیاده می کرد؟‬

‏‫ببین، در واقع قطار ما رو پیاده نکرد.‬

‏‫- تو درها رو باز کردی.‬ ‏‫- نابغه.‬

‏‫خب حالا چیکار کنیم--‬ ‏‫منتظر بمونیم درها رو باز کنن؟‬

‏‫ممکنه خیلی طول بکشه.‬

‏‫کسی آنتن داره؟‬

‏‫- هیچی.‬ ‏‫- نه.‬

‏‫آآآخ!‬

‏‫وای، اشکالی نداره. من اینجام. مواظبتم.‬

‏‫این فوق‌العاده‌ست. باید بالا شهر بودیم و خوش می گذروندیم‬

‏‫اگه تقصیر اون عوضی نبود.‬

‏‫- ببخشید؟!‬ ‏‫- یواش یواش. وای وای، بفرما.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫ببینید، فکر کنم باید تا ایستگاه بعدی پیاده بریم.‬

‏‫- چی، از تو تونل؟‬ ‏‫- ایده بهتری داری؟‬

‏‫- اگه قطار بیاد چی؟‬ ‏‫- اینجا توقف نمی کنن، نابغه.‬

‏‫منظورم اینه اگه قطار بیاد وقتی تو تونلی، کله پوک.‬

‏‫ساعت ۴ صبحه.‬

‏‫تا یه ساعت دیگه قطار نداریم.‬

‏‫نمی دونم، رفیق.‬

‏‫باشه، من میرم تا ایستگاه بعدی‬

‏‫و یه تلفن پیدا می کنم و به اداره حمل و نقل میگم بیاد شماها رو آزاد کنه.‬

‏‫- خوبه؟‬ ‏‫- من باهات میام.‬

‏‫من پیش این عوضی نمی مونم.‬

‏‫بیا میشل.‬

‏‫- پس فقط منم که نمی رم؟‬ ‏‫- بریم همه با هم.‬

‏‫راستش، بچه ها، می دونید چیه؟‬

‏‫فکر کنم همینجا با میشل می مونم.‬

‏‫یکی رو بفرستید دنبال ما.‬

‏‫- مطمئنی رفیق؟‬ ‏‫- آره، ما حالمون خوبه.‬

‏‫بیا بریم.‬

‏‫- میشل.‬ ‏‫- هوم؟‬

‏‫دارم چیکار می کنم، لعنتی؟‬

‏‫چی؟ من نمی خوام از تو تونلا رد شم.‬

‏‫آره، ولی تو این یارو رو نمی شناسی.‬

‏‫ولی اونجا موش داره.‬

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left