La unuaj 200 linioj.
🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال
📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور
زنده میمونه.
حرفمو باور نمیکنی؟
از اون استعدادت بپرس.
بیا.
یالا دیگه.
یالا.
بوی مرگ حس نمیکنم.
لطفاً یه چیزی بده زنت بخوره.
گشنمه.
خوراک گوشت بره چطوره با، اِمم...
اصلاً هم ادویه نداشته باشه.
اگه میدونستم دستپخت انگلیسیها اینقدر عالیه،
عمراً با یه مرد انگلیسی ازدواج میکردم.
حالا هر چقدر هم که خوشتیپ باشه.
پس از همین الان زدی تو کار یواشکی برگشتن به صحرا؟
اوهوم.
تو انگلیس؟
تو انگلیس!
چطوره که هنوز میتونیم کشتیمون رو برگردونیم و...
بریم سمت کوردوبا، جایی که همیشه آفتابیه؟
نه، نه، دوباره شروع نکن.
بیخیال!
هیس!
یه بار دیگه بهم بگی زور بزن، گلوتو میبُرم.
چاقو رو واسه خاطر دخترم میدم دستت.
نگاه کن!
بند ناف!
گرفتمش.
اگه رفت تو چشماش، وقتی بند ناف دور گردن بچهست، این از همه مهمتره!
خودم بلدم چطوری بچه به دنیا بیارم!
اون قانون رو بذار کنار!
یکی دیگه، پستال بکر.
یکی دیگه!
دو تا دیگه، پستال بکر!
سه
تا دیگه، پستال بکر!
دو
تا دیگه، پستال بکر!
بندش نکن رو اون 심 Soon!
چور.
تاریخ!
دو تا دیگه، پستال بکر!
حمله کرد!
خرناس میکشه ДоTS!
یکی دیگه، پستال بکر!
آره، دیدی.
باید گشنت باشه.
کسی رو فرستادی دور و بر خلیج رو بگرده؟
آره.
خودم هم گشتم.
تا اون سر ساحل.
هر دو طرف رو.
ببین، فکر کنم دیگه نتونیم اینجا رو ساحل بمونیم.
باید راه بیفتیم.
برو!
برو!
همینجا وایمیستم تا پیداش کنم.
اون مرده!
گوش کن!
تو همهمون رو آوردی اینجا.
به کشور خودت.
جایی که گفتی بهمون نیاز دارن.
خیلی هم نیاز دارن.
چون یه چیز خیلی باارزش داریم که بهشون یاد بدیم.
دیروز بیشترمون به خاطر رویای تو کشته شدیم.
حالا ناامیدمون نکن.
بهت نیاز داریم.
پسرت بهت نیاز داره.
نمیتونم.
واقعاً نمیتونم.
ما کمکت میکنیم، راب.
این مسخرهبازیا چیه؟
دلقکای دربار سلطنتین؟
واسه دلقکبازی یکم زیادی جدی به نظر میان.
لابد قراره با کاراشون ملکهمون رو از خستگی دق بدن.
سلام.
ما طبیبهایی از اصفهانیم.
اومدیم تا تو صنف طبیبها خودمون رو معرفی کنیم.
گفت کجان؟
اصفهان.
تا حالا اسمشو نشنیدم.
نزدیک نوریچه.
جدی؟
آره.
یه چندتا فامیل اونجا داریم.
اون ایپسویچه، نه اصفهان.
بستگی داره چجوری تلفظش کنی، نه؟
بستگی به لهجهت داره.
اصفهان شهر بزرگیه.
حق با این آقاست.
همون ایپسویچ.
آره همون ایپسویچ.
عوارض اون الاغ خندهدارت دو برابر حساب میشه.
خیلی خب.
یهودیا و مسلمونا قبل از غروب آفتاب باید از شهر برن بیرون.
رفیق، برگشتن به خونه چه حسی داره، هان؟
زیاد فرقی نکرده.
هنوزم بوی آبگوشت و گند سگ میده.
برگردین همون جهنمی که ازش اومدین!
یکی نمیگفت وقتی برسیم کلی تحویلمون میگیرن؟
هی، هی، هی، آدمای نامرد همینن دیگه.
هی!
هی!
هی!
کیسه پولم رو بده!
هی!
وایسا بچه!
وایسا بچه!
تو نژادپرستی!
لعنتی!
لعنتی!
بذار کمکت کنم پسر.
قلبمو بو میکشه!
تو رو خدا ولم نکن، آقا.
طوری نیست.
تو سفر مثل یه راسو صدمه میبینم.
دیگه دزدی نمیکنم.
منم میام.
باشه، باشه، آروم باش.
کاریت ندارم.
بده من... آخ!
ای وای!
شاید این آقای راسو بتونه کمک کنه صنف طبیبها رو پیدا کنیم.
با یه پنی، میبرمتون همونجا که دکترا شعبدهبازی درمیارن.
همین الان کتفت رو جا انداخت، اونوقت پول هم میخوای.
یالا، بزن به چاک.
من که ازش نخواستم این کارو بکنه، کردم؟
بالاخره باید خرج زندگیمو دربیارم، نه؟
من تو موقعیتی نیستم که بخوام چیزی رو مجانی بدم.
ممم.
اون مرده با اون آهن داغ داره چیکار میکنه؟
آهان.
یه درمان معروف واسه بواسیر.
و این... خب... خوبشون میکنه؟
نه.
ولی باعث میشه حواسشون پرت یه درد دیگه بشه.
پس شماها همون دکترای بدقیافهاین؟
اینطوری دستمو درست کردین؟
ما حکیمیم.
حکیم دیگه چیه؟
غیر از اینکه شبیه صدای صاف کردن گلوئه.
وقتی یه زن حامله نمیشه، اونا فکر میکنن رحِم
تو بدن میچرخه تا یه چیزی پیدا کنه که پرش کنه.
واسه همین از بوهای گند استفاده میکنن تا از سر دورش کنن،
و با بوهای خوب میکِشنش همون جای اصلیش.
قراره خرپول شیم!
انگار پول ریخته تو خیابون.
واسه این اومدیم اینجا؟
ببخشید.
دکتر!
دکتر!
چند بار بهت گفتم که فقط یه
جا واسه اون و آدمای مثل اون هست، که اونم اینجا نیست؟
بفرستینش تو غارها!
داروغه!
به عنوان طبیب شاه، حتماً میتونی یه کاری بکنی!
راه رو واسه نگهبانای شاه باز کنین!
راه رو واسه نگهبانای شاه باز کنین!
مردم چطوری باور میکنن اینا جادوگرن؟
جادوگر نیستن.
اینا سلت هستن.
جادوگرن!
قلب مسیحیا رو میخورن و اگه دستمون بهشون نرسه،
شاه و بقیه رو تو خواب میکُشن.
و این حقیقته، چون همه دارن همینو میگن.
اینا که قرار نیست لشکرکشی کنن.
فقط چون یکی یه حرفی میزنه که دلیل نمیشه راست باشه.
اینو به اسقف بگو.
با چشمای خودتون!
ببینین خدا چطور کافرا رو مجازات میکنه!
اینو باش!
یه زن رو بکشی، یکی دیگه میمیره!
چیکار کردن که دارن تو آتیش میسوزن؟
فقط گیر افتادن، مگه نه؟
شاه داره روستاهای اونا رو از رو زمین پاک میکنه،
و چندتاشون رو آوردن شهر تا دل ما رو خنک کنن.
لرد گادوین زیاد خوشحال به نظر نمیرسه.
اون کیه؟
فرمانده ارتشه.
و پادوی ملکه.
اون کیه؟
اون کیه؟
اون کیه؟
اون
کیه؟
جلوشونو بگیرین!
اگه بازم بچهاش بیفته، به اعلیحضرت پیشنهاد میدم که
درجا اعدامت کنن، با توجه به اینکه طبیب ملکهای.
ببخشید، اِمم...
اسمتون چی بود؟
راب.
راب کول.
و ایشون اسحاق گابایه.
راب کول.
یه اسم مسیحی.
اما لباس پوشیدنت مثل...
دقیقاً نمیدونم تیپت شبیه چیه.
یه کم یهودی، یه کم مسلمون.
No comments yet. Be the first to leave one.