The Physician II

The Physician II (Der Medicus II)

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

The Physician II 2025 720p BluRay x264 AAC-[YTS BZ]
The Physician II 2025 1080p BluRay x264 AAC-[YTS BZ]
Komentaĵo de S4Sub
من فقط با بلوری هماهنگ کردم

Etikedoj

bluray
anime
transcript
resynced
manually_transcribed
official_release
fan-made
professional_translation
machine_translated
amazon_prime_video_synced
netflix_synced
disney+_synced
hulu_synced
hbo_max_synced
apple_tv+_synced
youtube_synced
crunchyroll_synced
funimation_synced
english_cc
sdh
multi-language
forced_subtitles
full_subtitles
extended_edition
uncensored_version
hardcoded
softcoded
Publikigita je: 2026-06-14
Elŝutoj: 53
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫زنده می‌مونه.

‫حرفمو باور نمی‌کنی؟

‫از اون استعدادت بپرس.

‫بیا.

‫یالا دیگه.

‫یالا.

‫بوی مرگ حس نمی‌کنم.

‫لطفاً یه چیزی بده زنت بخوره.

‫گشنمه.

‫خوراک گوشت بره چطوره با، اِمم...

‫اصلاً هم ادویه نداشته باشه.

‫اگه می‌دونستم دستپخت انگلیسی‌ها این‌قدر عالیه،

‫عمراً با یه مرد انگلیسی ازدواج می‌کردم.

‫حالا هر چقدر هم که خوش‌تیپ باشه.

‫پس از همین الان زدی تو کار یواشکی برگشتن به صحرا؟

‫اوهوم.

‫تو انگلیس؟

‫تو انگلیس!

‫چطوره که هنوز می‌تونیم کشتیمون رو برگردونیم و...

‫بریم سمت کوردوبا، جایی که همیشه آفتابیه؟

‫نه، نه، دوباره شروع نکن.

‫بی‌خیال!

‫هیس!

‫یه بار دیگه بهم بگی زور بزن، گلوتو می‌بُرم.

‫چاقو رو واسه خاطر دخترم می‌دم دستت.

‫نگاه کن!

‫بند ناف!

‫گرفتمش.

‫اگه رفت تو چشماش، وقتی بند ناف دور گردن بچه‌ست، این از همه مهم‌تره!

‫خودم بلدم چطوری بچه به دنیا بیارم!

‫اون قانون رو بذار کنار!

‫یکی دیگه، پستال بکر.

‫یکی دیگه!

‫دو تا دیگه، پستال بکر!

‫سه

‫تا دیگه، پستال بکر!

‫دو

‫تا دیگه، پستال بکر!

‫بندش نکن رو اون 심 Soon!

‫چور.

‫تاریخ!

‫دو تا دیگه، پستال بکر!

‫حمله کرد!

‫خرناس می‌کشه ДоTS!

‫یکی دیگه، پستال بکر!

‫آره، دیدی.

‫باید گشنت باشه.

‫کسی رو فرستادی دور و بر خلیج رو بگرده؟

‫آره.

‫خودم هم گشتم.

‫تا اون سر ساحل.

‫هر دو طرف رو.

‫ببین، فکر کنم دیگه نتونیم اینجا رو ساحل بمونیم.

‫باید راه بیفتیم.

‫برو!

‫برو!

‫همینجا وایمیستم تا پیداش کنم.

‫اون مرده!

‫گوش کن!

‫تو همه‌مون رو آوردی اینجا.

‫به کشور خودت.

‫جایی که گفتی بهمون نیاز دارن.

‫خیلی هم نیاز دارن.

‫چون یه چیز خیلی باارزش داریم که بهشون یاد بدیم.

‫دیروز بیشترمون به خاطر رویای تو کشته شدیم.

‫حالا ناامیدمون نکن.

‫بهت نیاز داریم.

‫پسرت بهت نیاز داره.

‫نمی‌تونم.

‫واقعاً نمی‌تونم.

‫ما کمکت می‌کنیم، راب.

‫این مسخره‌بازیا چیه؟

‫دلقکای دربار سلطنتین؟

‫واسه دلقک‌بازی یکم زیادی جدی به نظر میان.

‫لابد قراره با کاراشون ملکه‌مون رو از خستگی دق بدن.

‫سلام.

‫ما طبیب‌هایی از اصفهانیم.

‫اومدیم تا تو صنف طبیب‌ها خودمون رو معرفی کنیم.

‫گفت کجان؟

‫اصفهان.

‫تا حالا اسمشو نشنیدم.

‫نزدیک نوریچه.

‫جدی؟

‫آره.

‫یه چندتا فامیل اونجا داریم.

‫اون ایپسویچه، نه اصفهان.

‫بستگی داره چجوری تلفظش کنی، نه؟

‫بستگی به لهجه‌ت داره.

‫اصفهان شهر بزرگیه.

‫حق با این آقاست.

‫همون ایپسویچ.

‫آره همون ایپسویچ.

‫عوارض اون الاغ خنده‌دارت دو برابر حساب می‌شه.

‫خیلی خب.

‫یهودیا و مسلمونا قبل از غروب آفتاب باید از شهر برن بیرون.

‫رفیق، برگشتن به خونه چه حسی داره، هان؟

‫زیاد فرقی نکرده.

‫هنوزم بوی آبگوشت و گند سگ می‌ده.

‫برگردین همون جهنمی که ازش اومدین!

‫یکی نمی‌گفت وقتی برسیم کلی تحویلمون می‌گیرن؟

‫هی، هی، هی، آدمای نامرد همینن دیگه.

‫هی!

‫هی!

‫هی!

‫کیسه پولم رو بده!

‫هی!

‫وایسا بچه!

‫وایسا بچه!

‫تو نژادپرستی!

‫لعنتی!

‫لعنتی!

‫بذار کمکت کنم پسر.

‫قلبمو بو می‌کشه!

‫تو رو خدا ولم نکن، آقا.

‫طوری نیست.

‫تو سفر مثل یه راسو صدمه می‌بینم.

‫دیگه دزدی نمی‌کنم.

‫منم میام.

‫باشه، باشه، آروم باش.

‫کاریت ندارم.

‫بده من... آخ!

‫ای وای!

‫شاید این آقای راسو بتونه کمک کنه صنف طبیب‌ها رو پیدا کنیم.

‫با یه پنی، می‌برمتون همون‌جا که دکترا شعبده‌بازی درمیارن.

‫همین الان کتفت رو جا انداخت، اونوقت پول هم می‌خوای.

‫یالا، بزن به چاک.

‫من که ازش نخواستم این کارو بکنه، کردم؟

‫بالاخره باید خرج زندگیمو دربیارم، نه؟

‫من تو موقعیتی نیستم که بخوام چیزی رو مجانی بدم.

‫ممم.

‫اون مرده با اون آهن داغ داره چیکار می‌کنه؟

‫آهان.

‫یه درمان معروف واسه بواسیر.

‫و این... خب... خوبشون می‌کنه؟

‫نه.

‫ولی باعث می‌شه حواسشون پرت یه درد دیگه بشه.

‫پس شماها همون دکترای بدقیافه‌این؟

‫اینطوری دستمو درست کردین؟

‫ما حکیمیم.

‫حکیم دیگه چیه؟

‫غیر از اینکه شبیه صدای صاف کردن گلوئه.

‫وقتی یه زن حامله نمی‌شه، اونا فکر می‌کنن رحِم

‫تو بدن می‌چرخه تا یه چیزی پیدا کنه که پرش کنه.

‫واسه همین از بوهای گند استفاده می‌کنن تا از سر دورش کنن،

‫و با بوهای خوب می‌کِشنش همون جای اصلیش.

‫قراره خرپول شیم!

‫انگار پول ریخته تو خیابون.

‫واسه این اومدیم اینجا؟

‫ببخشید.

‫دکتر!

‫دکتر!

‫چند بار بهت گفتم که فقط یه

‫جا واسه اون و آدمای مثل اون هست، که اونم اینجا نیست؟

‫بفرستینش تو غارها!

‫داروغه!

‫به عنوان طبیب شاه، حتماً می‌تونی یه کاری بکنی!

‫راه رو واسه نگهبانای شاه باز کنین!

‫راه رو واسه نگهبانای شاه باز کنین!

‫مردم چطوری باور می‌کنن اینا جادوگرن؟

‫جادوگر نیستن.

‫اینا سلت هستن.

‫جادوگرن!

‫قلب مسیحیا رو می‌خورن و اگه دستمون بهشون نرسه،

‫شاه و بقیه رو تو خواب می‌کُشن.

‫و این حقیقته، چون همه دارن همینو می‌گن.

‫اینا که قرار نیست لشکرکشی کنن.

‫فقط چون یکی یه حرفی می‌زنه که دلیل نمی‌شه راست باشه.

‫اینو به اسقف بگو.

‫با چشمای خودتون!

‫ببینین خدا چطور کافرا رو مجازات می‌کنه!

‫اینو باش!

‫یه زن رو بکشی، یکی دیگه می‌میره!

‫چیکار کردن که دارن تو آتیش می‌سوزن؟

‫فقط گیر افتادن، مگه نه؟

‫شاه داره روستاهای اونا رو از رو زمین پاک می‌کنه،

‫و چندتاشون رو آوردن شهر تا دل ما رو خنک کنن.

‫لرد گادوین زیاد خوشحال به نظر نمی‌رسه.

‫اون کیه؟

‫فرمانده ارتشه.

‫و پادوی ملکه.

‫اون کیه؟

‫اون کیه؟

‫اون کیه؟

‫اون

‫کیه؟

‫جلوشونو بگیرین!

‫اگه بازم بچه‌اش بیفته، به اعلی‌حضرت پیشنهاد می‌دم که

‫درجا اعدامت کنن، با توجه به اینکه طبیب ملکه‌ای.

‫ببخشید، اِمم...

‫اسمتون چی بود؟

‫راب.

‫راب کول.

‫و ایشون اسحاق گابایه.

‫راب کول.

‫یه اسم مسیحی.

‫اما لباس پوشیدنت مثل...

‫دقیقاً نمی‌دونم تیپت شبیه چیه.

‫یه کم یهودی، یه کم مسلمون.

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left