La unuaj 200 linioj.
با مثلثِ اژدهایانِ سلیطه آشنا شین
اونا هیچ زندانیی رو نمیگیرن
چون اونا خوشون زندانی هستن
در ندامتگاهِ تسهیلاتیِ اورنج کانتی
اونا توی این سوراخِ جهنمی حکمرانی می کنن
و حالا زندانیانِ خانه دارِ آسیایی
از اورنج کانتی
سیستمِ زندانِ یقه سفیدی
ما یه گروهیم ما با همیم
اگرچه در حالِ حاظر
یکی از اعضامو خیلی ج...اس
داریم آماده میشیم یه کارایی در موردش بکنیم
اون اومد و خیلی زود سردسته شد
و ما حالمون از رئیس بازیاش بهم میخوره
و الان اون باید بره
در زندگیه متمدن ما رای گیری میکنیم برای از میدون به در کردن
ولی اینجا...اون قراره با قسمتِ اشتباهِ نودل کارش تموم شه
نپخته
گرفتین؟
بهشون محل نذارین
واق واقه شون از سگایی که تو کشورشون میخوردن هم بلند تره
و من یه خبری براشون دارم
هر کی بیاد سراغه من
قراره اون کلوچه ی بدشانس باشه
جِناس ساختم
حالا داستانِ خانواده ای
که آیندشون ناگهان کنسل شد
و مادری که چاره ای نداشت
جز اینکه خودشو جمع و جور کمه
این توسعه ی ناتمامِ لوسیله
چند سال قبل از اینکه رفتارِ لوسیل
با مثلثِ اژدهایانِ آتشین ارباب منشی بشه
لوسیل داشت از دستِ اس ای سی فرار میکرد
بخارِ کامل پسرا
وقتی تماسی دریافت کرد
سلام لوسیل
هنوز امیدوارم بیای به دورهمیه کوچیکمون
میخوای یه چیزه بامزه بشنوی؟
من دعوت نشدم
ولی حس میکنم اونجام چون خبرش همه جا پیچیده
اوه عزیزم اون تویی؟
من از روی بالکن دارم برات دست تکون میدم
ولی با اون قایق های پلیس که دارن دنبالت میکنن
فک کنم دارم دستِ خداحافظی برات تکون میدم
حتما داری اشتباه میکنی چون من نمیتونم تورو ببینم
و خیلی سخت میشه متوجهِ بودنه تو نشد مثله وقتی که
لیبراچی کلاه گیسه ترسناک میذاره
وای خدای من اون واقعا تویی
عملا دارم چروک های پنجه کلاغیت رو میشمرم
اوه خب شاید باید برگردم
و یه پرنده (باسنم) ی دیگه رو نشونت بدم
الو الو
چیزی که دربارهی پرنده گفتم رو شنیدی؟ الو
ولی واضح بود که لوسیل 2 نشنیده بود
و اون چیزی که ناخدا ها بهش میگن خشمِ دریا
دارم میام
اون برگشت تا پرنده رو به اون نشون بده
داریم میریم پسرا
ولی لوسیلِ 2 تنها چیزی نبود
که اونروز سبک سری کرد
هیچ کدوم از اینا تفاق نمی افتاد
اگه در دریا به راهش ادامه میداد
ولی کویین مسیرش رو به سمتِ ساحل تغییر داد
قبل از اینکه با اسکله برخورد کنه چیزی که به عنوانه
عبورِ کشتی به خطا رفت توصیف میشه
و اونجا بود که اونا خبره خوبی از بری گرفتن
اول از همه این ارزون نیست
هزینه های دادگاه خیلی براتون آب میخوره
خبره خوب چیه؟
تصحیح میکنم این خبره خوبی برای بری بود
همش خبره بده
گرچه اون یه پیشنهادِ خوب داشت
تو قراره برای مدتِ زیادی بری
مگر اینکه یه بهانه ی خوب پیدا کنی
مامان من افتادم توی اقیانوس چرا نیومدی نجاتم بدی؟
بفرما ایناهاش
- چی؟ - دادم
- باستر - چی؟
بهشون بگو داشتی غرق میشدی
و من کشتی رو هدایت کردم تا نجاتت بدم
بهشون بگو من چیکار کرم
- حقیقتو - باشه
اون کشتیه کویین مری رو دزدید تا از دستِ اس ای سی فرار کنه
اوه و چشمک هم زد
تصحیح میکنم اون خیره شده
- هی - داری چیکار میکنی؟
وایسین کجا دارین میرین؟
وایسین اون آرایش نداره
رژه لبش دسته منه
ولی باستر میدونستکه رژِ لب
تنها چیزی نیست که اون قراره نداشته باشه
پس بعد از اینکه آزاد شد تحتِ حبسِ خانگی تا موعدِ دادگاه
باستر مطمئن شد اون در جریانه اموری که از دست داده قرار بگیره
این همون صحنه ایه که وقتی
چهار سال پیش از کانکون برگشتم دیدم
و بعد از سره هم کردنِ نقشه اشون برای درست کردنِ دیوار
تصمیم گرفتن که جرجِ پدر باید از خونه بره
تا بتونن طلاقِ الکی شون رو واقعی جلوه بدن
بعد از دادگاه میتونی برگردی خونه
این یه جداییه آزمایشیه (در طولِ دادگاه)
جناس ساختم
حتی توی این برهه ی استرس زا
فکر میکنی میتونی تنهایی با باستر کنار بیای؟
اگه بخوام تنها باشم میرم روی بالکن
مچ بندت از محدوده خارج میشه
پس یه کاری میکنم اون بره روی بالکن
اون خیلی خوشحال میشه بدونه مفیده
خیلی زود اون عملا ازحال رفت
ولی یه امیدی بود
وقتی اونا بطورِهمزمان اصطلاحی رو زمزمه میکردن
هر دوشون یواشکی فهمیدن
این بهم ریختگی رو پاک کن
میتونه در ناسازگاری های آینده مفید باشه
سرتاپام چسب ریخته و من اینجوری بودم
این یه شلوغ کاریه خفنه
ولی هرچی به موعد دادگاه نزدیک تر میشد همه چیز سخت تر میشد
و برای لوسیل پشیمون نکردنِ شاهدش
این تست سوراخِ قلاب داره
دوباره میگم از شره اون چیز راحت شو خیلی ترسناکه
بعلاوه وقتی میخوای قسم یاد کنی چی؟
انجیل رو دو تکه میکنی
هیئت منصفه هم حتما خیلی خوشش میاد
تو داری خیلی تند رفتار میکنی
اونم با شاهده اصلیت, مگه نه؟
تو چی میخوای؟
شاید بتونی یه چیزایی برای قلابم بخری
یه ذره پول
میخوای اینجوری کنی مثلا؟
اره
و من پول میخوام تا قلابی بخرم که بتونه این کارو بکنه
ولی همچین قلابی موجود نبود
لوسیل راه های دیگه ای برای راضی کردنِ شاهدش پیدا کرد
هر دوش هم در ملاقاتِ خانوادگی معلوم شد
تو شاهده اصلی توی دادگاهِ مادرتی
وایسین فکر کردم من شاهده اصلیم
تو ستاره ی شاهد هایی - اوه -
چون من میخواستم جونِ تورو نجات بدم
اون از قایق افتاد
اون با عباراتِ خودم براتون تعریف میکنه-
همجنسگراها دزدیدن
پاشو پاشو پاشو
همجنسگراها قایقو دزدیدن
و رفتن که یه چرخی باهاش بزنن
مامان نمیخواست حقوقِ اونارو پایمال کنه پس بهشون اجازه داد
بعد فهمید پسرش از
از قایق افتاده تو آب پس برگشت
اوه و یه ماهی از روی قوزکم شنا کرد
این واقعا اتفاق افتاد
اینو نگم؟
بگو مارماهی بود - باشه -
قراره مارماهی باشه- بهتر شد-
و همرا با باستر تنش ها بیشتر شد
و همه چیز به آخرین حدِ خودش رسید
باستر میخوام بازدم کنم
نه لطفا
من هفت بار توی یه ساعتِ گذشتِ داشتم
تو اونی نیستی پنجساله به صورتش خیره شده
درسته الان دارم به صورتِ یه صدساله نگاه میکنم
چطور جرات میکنی؟
اجازه میدی؟
مراقب باش متهم
یادت باشه داری با کی حرف میزنی
خیلی بد میشه اگه اتفاقی براش بیافته
شاهدا کیلیدیه کوچولوی خوشگلت
ستاره ی شاهدا
و تو داری خودتو تهدید میکنی؟
شاید دارم میکنم
و وقتی که اعتمادشو به ستاره ی شاهدا از دست داد
لوسیل تصمیم گرفت چندتا یادگاری با خودش ببره
برای موقعی که همه چیز طبقِ روال پیش نره
و اونجا بود که کشف کرد
خانواده ای که اون باور داشت ازش حمایت می کنن
شروع به تقسیم کردنِ وسایلِ اون بینِ خودشون کرده بودن
برای موقعی که اون رو از دست میدن
مثلا این بچه خوبه بود
این نشونه ی خوبی برای فردا نیست
در واقع اونا وسایل رو ساله پیش ماله خود کرده بودن
وقتی اون برای لکه های پوستیش
ولی اون حق داشت نگرانِ
نتیجه ی دادگاهش باشه
آیا متهم شاهدی برای فراخواندن داره؟
هیچ شاهدی؟
لطفا بهم بگو داری روی یه استراتژی برامون کار میکنی
فقط خودمونیم؟
خب ما لوسیل آسترو رو داریم
اون تنها کسیه که اومده
فکر نمیکنم به نفعمون باشه
مزخرفه
اون الان دیگه صاحبه کمپانیه
اون به اندازه ی من چیزایی برای از دست دادن داره
و اون دوستِ عزیزیه
خودم انجامش میدم
این باید درست پیش بره
پس این لوسیل بود که بازپرسی ِ
ستاره ی جدید شاهد ها رو انجام داد لوسیل2
خیلی ممنون که اومدی شاهدم باشی
تو یکی از سهام دارهای عمده ای (گنده ای)
اوه
جناس ساختم
اوه چطور میتونستم اینکارو برای قدیمی ترین (پیرترین) دوستم انجام ندم
No comments yet. Be the first to leave one.