La unuaj 200 linioj.
چی؟
سه روز دیگه در آرامگاه سلطنتی اجدادی؟
مطمئنی؟
بله
وقتی کانگ جو و اون مرد جورچنی حرف میزدن شنیدم
واضح گفتن که قراره سه روز دیگه در آرامگاه سلطنتی اجدادی انجام بشه
یی هیو نون
سه روز دیگه در آرامگاه سلطنتی ...
آرامگاه سلطنتی:محل قبور تمامی اجداد خاندان سلطنتی
تو با من بیا, به دیدن شاه بریم
شاه
با شاهدخت خیتان برگشتی؟
بله سرروم
کیم وون سونگ: وزیر دارایی
فعلاً با هیأت سیاسی در سالن سون چونه
اصلا از اولش چرا به خیتان رفتین؟
نباید بهشون میگفتی که شاهدخت رو به عنوان همسر دوم قبول نمیکنم؟
سونگ جونگ: ششمین شاه گوریو
سرورم, موقعیت جوری نبود که بتونم بهشون جواب رد بدم
تهدید کردن که اگه پیشنهادشون رو قبول نکنیم ارتشی میفرستن و به ما حمله میکنن
نه بیشتر از تهدید بود
امپراطور آماده این کار بود
اون زنو قبول کنین سرورم
و اگه ازش خوشتون نیومد, ازش دوری کنین
به عنوان گروگانی در نظر بگیریدش که صلح رو در گوریو تضمین میکنه
مهمه سرورم
چیه؟
حق با من بود
بانو سونگ دوک داره, نقشه براندازی میکشه
دوباره اون حرفا؟
من نمیخوام به دام بندازمش
این مرد شنیده که قراره در آرامگاه سلطنتی اجدادی شورش بشه
در سالگرد مرگ کیونگ جونگ
تو... تو...
من یی هیو نون هستم سرورم
پس تویی که ملکه رو با این دروغ ظالمانه تحریک میکنی؟
دروغ نیست سرورم
من به طور واضح شنیدم که افراد بانو سونگ دوک گفتن که شورش سه روز دیگه در آرامگاه اتفاق می افته
باید حرفمو باور کنید سرورم
مگه قرار نیست شما, اون روز به آرامگاه برین؟
اونا دنبالت میگردن
همین الان به قصر برگرد
بانو سونگ دوک, هوانگ بو سو: ملکه چونچو آینده
سه روز دیگه می بینمت
مادر نمیشه تجدید نظر کنین؟
شاهزاده کریونگ, وانگ سونگ: شاه موکجونگ آینده
چرا میخواین خیانت کنین؟
من میترسم مادر
ضعیف نباش
بهت گفتم که این کار بخاطر کشوره
مادر ...
سه روز دیگه تو شاه این کشور میشی
و وقتی یک شاه تصمیم خودش رو میگیره هیچ اشک و رحمی نداره
من دارم زندگیمو به خاطر اینکه تورو به سلطنت برسونم به خطر میندازم و نمیتونم قبول کنم که باعث ضعف من بشی
فکر کن هدف تیراندازیه و روش تمرکز کن
تو دشمنی رو هدف قرار میدی که سد راه تو برای اصلاح کشور میشه
اگه اجازه بدی ترس به وجودت راه پیدا کنه میتونی به هدف بِزنی
میفهمی؟
سرورم از خیتان پیام مهمی براتون فرستادم
دریافتش نکردین؟
همون خبر مسخره مبنی بر توطئه بانو سونگ دوک و ملکه دواگر خیتان برای نابودی منه؟
این حقیقت داره عالی جناب
این اطلاعات از یکی از نزدیکترین افراد امپراطور به دست اومده
بانو سونگ دوک عملاً جاسوس دشمنه التماس میکنم که دستگیرش کنین
کافیه, بس کن
سرورم همه اینا راسته
خواهش میکنم به نصیحت صادقانه ما توجه کنین
گفتم کافیه
من به خواهرم بیشتر از امپراطور خیتان اعتماد دارم
به علاوه وزیر کیم قبلاً هم درباره یک خیانت دیگه گزارش غلط داد
که به مرگ خواهرم سول منتهی شد
فکر میکنین حرفاتونو باور میکنم و اجازه میدم که آخرین خویشاوندی رو که دارم بکشید؟
منو عصبانی نکنین
گزارش فوری سرورم
چیه؟
مشاهده شده گروهی از سربازان مسلح قصر میونگ بوک رو ترک کردن
و به سمت که گیونگ میرفتن
چی؟
سرورم این مسئله ایه که به توجه فوری شما نیاز داره
گزارشاتی به من رسیده که لرد یی کیومی و یی جی بک دارن
منظورت چیه؟
میشه توضیح بدی؟
سرورم
این دو مرد به همکارانشون نزدیک شدن و ادعا کردن که سلطنت
باید به شاهزاده کریونگ واگذار بشه تا احساسات منفی مردم کاهش پیدا کنه
و در مقابل افرادی که با اون ها موافق هستن و تلاش میکنن حمایتشون رو به دست بیارن
مشخصاً از بانو سونگ دوک نام بردن
نمیتونید ببینین عالی جناب؟
این یک توطئه ست
سرپرست سلطنتی
بله سرورم
شاهزاده کریونگ کجاست؟
همراه ژنرال کانگ جو به قصر سونگ دوک رفتن
قصر سونگ دوک
هنوزم حرفمو باور نمیکنید سرورم
اونا دارن توطئه میکنن تا شما رو سرنگون کنن
باید فوراً دستگیرشون کنید سرورم
به من دستور بدید سرورم
ساکت باشین
منم که تصمیم میگیرم, به خودتون جرأت ندین منو تحت فشار بذارید
سرورم
من خوبم... من خوبم
ایست
هویتتون رو احراز کنید
ما سربازان قصر میونگ بوک تحت فرمان بانو سونگ دوک هستیم
چون هیانگ بی
قصر میونگ بوک؟ بله
کاروان تجاری قصر میونگ بوک؟
بله
پس چرا این همه سلاح حمل میکنید؟
این سلاح ها جهت آماده سازی برای جنگ از شمال آورده شدن
درخواست ویژه بانو سونگ دوک بوده
شنیدم که بانو سونگ دوک در پیروزی ما در جنگ
بله قطعاً
سربازان قصر میونگ بوک امشب اینجا میرسن
و اگه همه چی طبق نقشه پیش بره سربازان بالهه و جورچن فردا به اینجا میرسن
اما همه اونها در اطراف آرامگاه قرار داده نمیشن
سربازان بالهه در بازار منتظر میمونن و دنبال مردمی میان که به سمت آرامگاه حرکت میکنن
و سربازان جورچن در کوهستان سونگ اک پنهان میشن
و سربازان قصر میونگ بوک تا روز شورش در معبد کیبوپ پنهان میشن
سا کامون
محافظان سلطنتی فرمانده کانگ نقش اساسی دارن
نه فقط محافظان سلطنتی, ارتش پادگان و محافظان داخلی هم برای محافظت از شاه در این سفر فراخونده میشن
کیم چی یانگ
برای اینکه بتونیم موفق بشیم باید اونها رو سرکوب و کشور رو تسخیر کنیم
و شما و شاهزاده در ارابه ای که از ارابه شاه خیلی دوز نیست خواهید بود
پس مواظب خطرات باشین
من آماده ام
من سلاحم رو در ارابه, آماده نگه میدارم
من در نزدیکترین موقعیت به شاه قرار میگیرم که حتی ممکنه بتونم خودم بدزدمش
به محض اینکه شاه رو گرفتیم باید فوراً به قصر برگردیم
و نامه واگذاری سلطنت را با مهر سلطنتی به دست بیاریم
وزرا شاه رو وادار میکنن که سلطنت رو به شاهزاده کریونگ واگذار کنه
و مردم هم بیرون قصر اسم شما رو فریاد میزنن
اما اگه شاه قبول نکنه که سلطنت رو واگذار کنه باید آماده خونریزی بشین
نگران نباش
اگه به اونجا بکشه کاری رو که لازمه انجام میدم
فهمیدی با چه نوع نیروی امنیتی طرف هستیم؟
ما با تعداد زیادی محافظا داخلی طرف هستیم
اما نمیدونیم که چه تعداد از پادگان ارتش اعزام میشن
یو بنگ
اما اونها در موقعیتی دور از شاه قرار میگیرن
پس چه کسی اطراف ارابه شاهه؟
کانگ جو
محافظان داخلی
کیم هون چه کی
چون ما مدت طولانی از پست های منطقه ای دور بودیم نتونستیم خودمونو در جایگاه نزدیکتری به شاه قرار بدیم
پس محافظان داخلی دورتر از همه قرار میگیرن
یانو سونگ و شاهزاده در ارابه ای درست پشت ارابه شاه قرار دارن
باید مطمئن شیم که در طول عملیات آسیبی بهشون وارد نمیشه
و ارتش پادگان از پشت مراقب افراد بانو سونگ دوک خواهد بود
ما فردا شب دوباره همدیگه رو میبینیم و برای آخرین بار نقشه رو مرور میکنیم
به ژنرال ته, چی باید بگیم قربان؟
فعلا ارم نیست چیزی بهش بگیم
وقتی که عملیات رو شروع کردیم متقاعدش میکنیم که به ما ملحق بشه
احتمالا اون هم با ما هم عقیده ست
عالی جناب شاه
سرورم, چی باعث شده به اینجا بیاین؟
فقط میخواستم ببینمت
بله
حالتون بهتره؟
بله خیلی بهترم
تو خوبی؟
حتما باخبر شدن از موضوع بیماریت خیلی شوکه ت کرده
بله حالم خوبه
مایه آرامشه
شنیدم که امروز به قصر سونگ دوک رفتی
چی؟ بله
چرا؟
مادر ازم خواست که به اونجا برم
درباره چی حرف زدین؟
چی؟
چرا نمیتونی سوالمو جواب بدی؟
چیزی هست که نمیتونی به من بگی؟
نه
خب؟
فقط گفت که نگران سلامتیه منه
همین؟
فکر میکنی باید به سلطنت برسی؟
چی؟
من... منظورتون چیه؟
دارم ازت میپرسم فکر میکنی با وضعیت فعلیت شایستگی رسیدن به سلطنتو داری؟
نمیدونم
از دستور شما اطاعت میکنم
سرورم
خسته به نظر میاین
کو هیون
دوست دارین به اتاق خوابتون برین؟
نه... ته دو سو رو احضار کنین
سرورم, چه کاری از دستم برمیاد؟
ته دو سو
ته دو سو
شنیدم که پدر تو آخرین شاهزاده بالهه بوده
بله سرورم
و پدر بزرگت موقع سقوط بالهه توسط خیتان دستگیر شده و در خاک غریب از دنیا رفته
چقدر سخته که آدم یک پادشاه برکنار شده باشه
قصدتون اینه که منو هم به همون سرنوشت دچار کنین؟
نمیفهمم سرورم
میدونم که افسران زیر دست تو و افراد کانگ جو
دارن سعی میکنن منو برکنار کنن
No comments yet. Be the first to leave one.