Eldonaj informoj

The Iron Empress E01-E40 720p WEB-DL AAC H264-OD
Komentaĵo de BluSky
فقط با نسخه وب هماهنگ کردم. زیرنویس توسط حراج سریال ترجمه شده ‫ تنظیم, ویرایش, تبدیل: حمید سروری کیا ‫[email protected] مترجم: حراج سریال

Etikedoj

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (40)
Choose the file for your episode
E01
The Iron Empress E01 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 54 KB
E02
The Iron Empress E02 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 60 KB
E03
The Iron Empress E03 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 70 KB
E04
The Iron Empress E04 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 63 KB
E05
The Iron Empress E05 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 66 KB
E06
The Iron Empress E06 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 66 KB
E07
The Iron Empress E07 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 65 KB
E08
The Iron Empress E08 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 66 KB
E09
The Iron Empress E09 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 58 KB
E10
The Iron Empress E10 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 57 KB
E11
The Iron Empress E11 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 65 KB
E12
The Iron Empress E12 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 57 KB
E13
The Iron Empress E13 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 72 KB
E14
The Iron Empress E14 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 59 KB
E15
The Iron Empress E15 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 61 KB
E16
The Iron Empress E16 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 67 KB
E17
The Iron Empress E17 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 69 KB
E18
The Iron Empress E18 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 65 KB
E19
The Iron Empress E19 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 70 KB
E20
The Iron Empress E20 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 65 KB
E21
The Iron Empress E21 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 61 KB
E22
The Iron Empress E22 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 64 KB
E23
The Iron Empress E23 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 45 KB
E24
The Iron Empress E24 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 56 KB
E25
The Iron Empress E25 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 73 KB
E26
The Iron Empress E26 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 53 KB
E27
The Iron Empress E27 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 52 KB
E28
The Iron Empress E28 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 61 KB
E29
The Iron Empress E29 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 53 KB
E30
The Iron Empress E30 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 51 KB
E31
The Iron Empress E31 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 55 KB
E32
The Iron Empress E32 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 59 KB
E33
The Iron Empress E33 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 57 KB
E34
The Iron Empress E34 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 54 KB
E35
The Iron Empress E35 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 69 KB
E36
The Iron Empress E36 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 77 KB
E37
The Iron Empress E37 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 77 KB
E38
The Iron Empress E38 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 65 KB
E39
The Iron Empress E39 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 75 KB
E40
The Iron Empress E40 720p WEB-DL AAC H264-OD.srt 64 KB
Elŝuti Farsi Persian Subtekston
Translate with Pro
Show all subtitles
Publikigita je: 2020-07-16
Elŝutoj: 65
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫در سال ۹٩۳‏ بعد از میلاد ‫دوازدهمین سال سلطنت سونگ جونگ

‫ارتش عظیم خیتان با رهبری سو سون نیونگ

‫از رودخانه یالو عبور و به گوریو تجاوز کرد

‫خیتانها ده سال پیش بالهه را ویران کرده بودند و از آن موقع ‫با سلسله سونگ در سرزمینهای مرکزی درگیر شدند

‫در این حین گوریو خیتانها را دشمن خود پنداشت ‫و با سلسله ی سونگ پیمان دوستی بستن

‫خیتان که جنگی سخت با سونگ در پیش داشت

‫به گوریو تجاوز کرد تا تهدیدها ‫زا دز نطفه خفه کند

‫پادگان نظامی گوریو

‫پادشاه گوریو, سونگ جونگ وقتی که ‫از تجاوز خیتان مطلع شد

‫وزیر پارک یانگ یو را به عنوان فرمانده ارشد سپاه مدافع

‫وزیر کشور سو هی بعنوان فرمانده ارتش مرکزی

‫و وزیر فرهنگ چه ریانگ را به عنوان فرمانده ‫ارتش رده پایین منصوب کرد

‫و آنها را به شمال فرستاد

‫پادشاه برای اینکه به سربازان و مردمانش روحیه و اعتماد به نفس ‫مضاعف بدهد, شخصا به سمت منطقه حفاظتی شمال حرکت کرد

‫ارتش تهاجمی گوریو به فرماندهی یون سوآن

‫در بونگ سانگون واقع در شمال شرقی کیجو ‫رو در روی ارتش خیتان قرار گرفت

‫ایست

‫راه فراری وجود ندارد, ژنرال راه فراری وجود نداره

‫سو سون نیونگ

‫نترسید و موقعیتتون رو حفظ کنید

‫پراکنده نشید

‫حمله

‫حمله

‫ولی ارتش تهاجمی گوریو به فرماندهی یون سوان

‫در بونگ سانگون در مقابل ارتش خیتان

‫شکست سنگینی خورد

‫با اسیر شدن ژنرال یون سوآن

‫ارتش گوریو شکست سنگینی خورد

‫شاه سونگ جونگ به سو گیونگ بازگشت

‫و قائم مقام وزارت امور خارجه یی مونگ جون ‫را فرستاد تا با خیتانها پیمان صلح ببندد

‫وقتی که یی مونگجون از ملاقات با شیائو سونینگ بازگشت

‫دربار قلعه سو گیونگ دچار هرج و مرج شده بود

‫اونها حتی خرس هم به میدان نبرد روانه کردند ‫هر کدومشون از اون یکی وحشی تره

‫منظورتون اینه که از سو گیونگ بریم ‫و اونو دودستی به دشمن تقدیم کنیم؟

‫مگه راه دیگه ای هم هست؟

‫این واقعا غیرمنطقیه

‫اعلی حضرت تجو, وقتی که تاجگذاری میکردند، بهمون دستور دادند که از ‫سو گیونگ بیشتر از هر چیز دیگری محافظت کنیم و اونو دوست داشته باشیم

‫شما میخواهید که از دستور ایشون سرپیچی کنید؟

‫اگه اینکارو بکنیم, اعلی حضرت تجو از خشم، زار زار اشک خواهند ریخت

‫سمت راست, چه سوم ‫سمت چپ, کیم وون سونگ

‫منو ببینید, وزیر یی، مگه بهتون نگفتم که ‫از لفظ "اعلی حضرت" استفاده نکنید

‫دارید اشتباه میکنید

‫ما الان توی این مخمصه هستین

‫چون پادشاه پال گوانهه رو منسوخ کردند

‫یی جی بک

‫و تحت سلطه هنر چینی قرار گرفتند ‫در حالی که نباید همچین کاری میکردند

‫چرا الان دارید در این مورد حرف میزنید؟

‫اعلی حضرت تمام فکر و ذکرشون الان

‫درگیر برطرف کردن مسائل دربار هستش و به همین خاطر هستش که ‫وضع مملکت اینطوری شده, یی کیومول سمت راست چه ریانگ سمت چپ

‫از همون اول مرتبا بهتون توصیه میکردیم ‫که مسائل دفاعی رو در نظر بگیرید

‫فکر نمیکنید که وضعیت فعلی به خاطر ‫حضور شما در دربار باشه؟

‫اوه اوه حرف دهنتو بفهم ‫میخوای از عالی جناب انتقاد کنی؟

‫میبینم که آقایون دارن از موضوع جنگ برای ‫مهم کردن یکدیگر به خیانت استفاده میکنند

‫چی گفتی؟

‫حرف دهنتو بفهم

‫تو حرف دهنتو بفهم

‫چی؟

‫چطور ولگردی مثل تو جرات میکنه ‫با من اینطوری رفتار کنه

‫ولگرد؟ قربان شما محضر پادشاه هستید

‫فرمانده ارتش خیتان یا همان ژنرال ‫شیائو سونینگ که ۸۰۰ هزار سرباز داشت

‫از شاه سونگ جونگ در خواست کرد که سرزمینهای ‫شمالی قلمروی گوگوریو را به وی تقدیم نماید

‫ار درباریان گوریو به دلیل ترس ‫از ارتش ۸۰۰ هزار نفری خیتان

‫از شاه سونگ جونگ در خواست کردند که ‫تسلیم شود و سرزمینهای شمالی را واگذار کند

‫اردوگاه خیتان

‫نگهبان ها ‫نگهبان ها

‫کجا هستند؟

‫اون حرومزاده ها ...

‫دشمن ‫دشمن اینجاست! دشمن اینجاست!

‫فرمانده, سر و صدا از قرارگاه مرکزی میاد

‫اینهایی که دزدکی وارد شدن مثل موش هستند

‫همشون رو بکشید

‫چاره ی دیگه ای نداریم, عقب نشینی

‫کل اردوگاه آتیش گرفته ‫باید اول آتیش رو خاموش کنیم

‫فرمانده

‫بریم

‫مگه نفهمیدی؟

‫نه, تو اشتباه میکنی

‫وزرا, گوش کنید

‫من تصمیمم رو گرفتم

‫به که گیونگ برمیگردم

‫فورا قصر رو تخلیه کنید و مردم رو از شهر بیرون کنید

‫پیکی زو به شمال بفرستید و همه سربازانمون رو برگردونید

‫غلات ذخیره شده در قمر رو بین مردم تقسیم کنید

‫و‏ هر چی که باقی موند رو هم به رودخانه په, بریزید

‫چون ممکنه که دشمن به قولش وفا نکنه و باز به ما حمله کنه

‫همه زمینهای کشاورزی و شهرها رو تخلیه کنید ‫تا دشمن نتونه ازشون استفاده کنه

‫رودخانه, ته دونگ

‫برای پرت کردنش زور بیشتری بزنید

‫صبر کنید

‫به حرفاش توجه نکنید و عجله کنید

‫سریعتر پرتشون کنید

‫گفتم سریعتر

‫مگه بهتون نگفتم بس کنید؟ ‫چیکار میکنید؟

‫تو دیگه کی هستی؟ ‫از اینجا گمشو

‫ایشون ملکه هونا هستند ‫سمت چپ ملکه هون ‫سمت راست کانگ جو

‫احترام بذارید

‫منو ببخشید, سرورم ‫شما رو نشناختم

‫دارید چیکار میکنید

‫پادشاه دستور داده اند که غلات رو به رودخانه بریزیم

‫چی گفتی؟

‫سرورم ...

‫بهشون بگید من اینجام

‫الان وقت مناسبی نیست

‫اعلی حضرت فعلا حالشون خوبه ...

‫سرورم ...

‫چرا بدون اجازه وارد شدی؟

‫مستَقیم میرم سر اصل مطلب ‫لطفا فرمانتون رو پس بگیرید اعلی حضرت

‫مگه بهت دستور نداده بودم که توی هوانگجو بمونی؟

‫این زره دیگه چیه که یک زن بر تن کرده؟ ‫ملکه هونا ... بعدها ملکه چون چو

‫اگه وزرا تو رو با این وضع ببینند ‫شرمنده نمیشی؟

‫لطفا مقامت رو در نظر بگیر

‫قربان شما باید شرمسار باشید, نه من

‫سربازان در شمال برای جلوگیری از تجاوز ‫دشمن دارن جونشون رو فدا میکنند

‫و تنها چیزی که اول به ذهنتون میرسه اینه که ‫اینجارو دودستی تقدیمشون کنید و فرار کنید؟

‫پادشاه شدی که همچین کاری بکنی؟

‫بس کن دیگه

‫از بحث با تو خسته شدم

‫من هم نیومده ام که باهاتون بحث کنم

‫فرمانتون رو پس بگیرید

‫اگه از جنگیدن میترسید ‫عیبی نداره فرار کنید

‫ولی به سربازها دستور بدید که بجنگند

‫مثل اینکه هر چی میگم] حرفامو درک نمیکنی ‫من پادشاه این کشورم

‫دیگه به خودت اجازه نده که به من دستور بدی

‫اگه پادشاهی رو که زمین های مردم رو به وحشیها میده ‫نداشته باشیم برامون بهتر خواهد بود

‫چی گفتی؟

‫انگار شم به بزدل بودن عادت کردید

‫چه انتظاری باید از پادشاهی داشته باشم که کشوری رو که ‫پادشاهان قبل از اون با خون, عرق و اشک ساخته اند رو

‫داوطلبانه زیر دست دشمن کنه؟

‫چرا کشور رو دودستی به اون ‫وحشیها تقدیم نمیکند؟

‫خفه شو

‫کسی که مراسمات آیین بودایی رو منسوخ کرد کسی که ‫خانواده اش رو نابود کرد و باعث مرگ خواهرش شد

‫چرا در مقابل دشمن از خودتون ‫ضعف نشون میدید؟

‫حرف دهنتو بفهم

‫خفه خون بگیر

‫قربان شما حرف دهنتون رو بفهمید ‫من همسر شاه سابق هستم

‫هر چی که باشی اول خواهر من هستی

‫مردم باید چقدر دیگه زجر بکشند ‫تا تو راضی بشی؟

‫اگه خیلی دوست داری بجنگی ... ‫برای خودت دشمن درست کن و بجنگ

‫نمیتونم به خودم اجازه بدم که باعث ‫ریخته شدن خون مردمم در کشورم بشم

‫هر کدوم از افراد کشورم برای من از این ‫زمینها مهمتر هستند

‫مردم رو بهانه این کارتون نکنید

‫اگه زمین مردم رو به دشمن تقدیم کنید ‫چیزی هم براشون میمونه؟

‫مردم فریاد خواهند زد که

‫شما یک شاه نیستید, بلکه چاپلوس خیتانها هستید

‫فکر میکنی دیگه بهت چقدر اجازه میدم که با این ‫مزخرفاتت منو تحقیر و تمسخر کنی؟

‫کسی بیرون هست؟

‫ببریدش بیرون ‫ببریدش بیرون و زندانیش کنید

‫ولم کنید

‫قربان, میتونید منو بکشید ‫ولی این سرزمین رو به دشمن ندید

‫قربان

‫التماستون میکنم

‫لطفا تصمیمتون رو عوض کنید

‫به عنوان یه خواهر التماستون میکنم

‫برادر, این سرزمین فقط مال شما نیست

‫ببریدش بیرون

‫برادر ... برادر, وصیت شاه تجو یادتون نیست

‫اینجا قلب این سرزمینه ‫برادر

‫برادر

‫چی میگی؟

‫بانو واقعا زندانی شده اند؟

‫مطمئنم برادر, خودم از یکی از نگهبانهای قصر شنیدم

‫چطور ممکنه

‫به جای اینکه ازشون به خاطر جنگیدن با دشمن ‫تقدیر کنند, ایشون رو به زندان انداخته اند؟

‫همه سوار اسبهاشون بشن ‫به سوگیونگ میریم

‫منظورت چیه؟

‫گفتی چیکار کنیم؟

‫فکر میکنی میخوام چیکار کنم؟ ‫باید ملکه رو نجات بدیم

‫مسخره بازی در نیار ‫میخوای با ارتش پادشاه بجنگی

‫میخوای اجازه بدیم که ملکه توی زندان بمونه؟

‫نمیتونم

‫نذار احساساتت بر تو غلبه کنند ‫و عاقلانه رفتار کن

‫بردن سربازان مسلح به پایتخت اون هم بدون ‫اجازه جرم بزرگیه

‫برام مهم نیست که جرم بزرگی باشه یا نباشه

‫اگه میترسی نیا, ولی از سر راهم برو کنار

‫نمیتونی

‫مطلقا نمیتونی بری ‫اگه میخوای بری, اول منو بکش

‫واقعا؟ ‫فکر میکنی اینکارو نمیکنم؟

‫برادر

‫برادر, اینکارو نکن

‫از سر راهم گمشو برو کنار

‫ملکه حبس شده

‫هر کسی حتی اگه پادشاه هم بخواد ‫به ایشون آسیب برسونه

‫توسط من کشته خواهد شد

‫از سر راهم برو کنار

‫حق با مباشر کیمه

‫یه خورده بیشتر به موقعیت فعلی فکر کن

‫فرمانده سو به قَصر رفته

‫چی شده؟

‫گفتم چی شده

‫خوشبختانه

‫ایشون فرمان دور ریختن غلات ‫رو پس گرفتند

‫ها جی رون چی شد؟

‫اون هم فرمان مبنی بر دادن سرزمین های شمالی رو پس گرفته؟ ‫ها جی رون:"فرمانده ای که پیشنهاد داد سرزمینهای شمال ‫سوگونگ به خاطر برقراری صلح, به دشمن داده شود"

‫راستش... تصمیم گرفته شده که پیک ‫دیگری به سوی دشمن فرستاده بشه

‫میخواهیم از ژنرال خیتان بخواهیم که ‫ارتشش رو برگردونه

‫این خنده داره, فکر میکنید درخواستتون رو قبول میکنه؟

‫اگه اینکارو نکنند ‫اونوقت بهشون حمله میکنیم

‫یعنی... میخواهید از دستور ‫پادشاه سرپیچی کنید

‫بله, اینطوری بهتر خواهد بود

‫من هم به شما ملحق خواهم شد

The Iron Empress (Empress Chun Choo / Cheon Chu Taehu / 천추태후) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Iron Empress (Empress Chun Choo / Cheon Chu Taehu / 천추태후)

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left