La unuaj 200 linioj.
:سه گوشه مثلث يکي اينجا توي ساحل
... اون يکي
. بوسيله کيت در عمق دو کيلومتري جنگل قرار مي گيره
... و سومي رو
. من مي برم يه جاي بلند
کجائي ؟
کجائي ؟
کمک کنيد ، کمک کنيد ، کسي اونجا نيست ؟
الو ، صداي منو مي شنوي ؟
... ما از سانحه سقوط
! بون ، از اونجا بيا بيرون - ... پرواز شماره 815 اوشانيک نجات پيدا کرديم -
. جان ، بهم بگو دقيقاً چه اتفاقي افتاد
جان ؟
! لاک
... من سقوط کردم
. اون هواپيما
. لاک گفت تو از روي يه صخره سقوط کردي
. اين بخاطر اون دريچه بود
کدوم دريچه ؟
... جان گفت
. نبايد به کسي بگي
لاک چکار کرده ؟
شانن کجاست ؟ - . نمي دونم -
... اون خواهرشه ، تو نبايد - . من نمي دونم اون کجاست -
جک ؟
کجا داري مي ري ؟
. مي رم جان لاک رو پيدا کنم
کاري هست که من بتونم برات انجام بدم ؟
. سان گفت اون نذاشته جک پاهاشو قطع کنه
. اون نمي خواسته که آنتي بيوتيک مصرف کنه
. سان گفت اون مي دونسته چه بلائي سرش اومده
. چون اون شجاع بود
. اين يک اطلاعيه ويژه امنيتي است
... مديريت فرودگاه هيترو يادآور مي شود مسافران محترم
. خيلي خب ، سعيد
. 13ساعت موندن توي سلول انفرادي بايد کافي باشه
بزار به اين بپردازيم ، موافقي ؟
. من مليسا کول هستم از اطلاعات مرکزي
. ايشون آقاي رابرت هوويت هستند از اس آي اس
. ما اينجائيم تا ازت بخوايم با ما يه همکاري بکني
يه همکاري ؟
. هفته گذشته 300 پاوند مواد منفجره سي 4 دزديده شده
. از يه پايگاه نظامي خارج از ملبورن
مردائي که مسئول اينکار بودن ، عضو گروه تروريستي هستند که
. قصد داشتن که جلوي سقوط حکومت رو بگيرن
. سيصد پاوند سي 4
. من مي خوام اون برگرده
. شما از سي آي اي هستيد
. چند تا ميکروفون کار بزاريد
. ما اينکارو مي کنيم . ولي تو بايد براي ما به اونا نفوذ کني
. من يه عراقي هستم
. تروريست نيستم
. ما تو رو بخاطر اينکه تروريست هستي نگرفتيم ، سعيد
. تو رو به اين خاطر گرفتيم که يه نفر رو مي شناسي
. عصام تازيه
. هم اطاقي تو در دانشگاه کارا
. اون يکي از اعضاء گروهه
اين چه ربطي به من داره ؟
. تو بايد جون افراد رو نجات بدي - تکرار مي کنم ، اين چه ربطي به من داره ؟ -
. چون ما مي دونيم اون دختره کجاست
. هفت ساله که عراق رو ترک کردي
. سه ماه اينجا ، شش ماه اونجا
. هميشه در حال حرکت بودي
يه مرد فقط به دو دليل تونه اينکارو بکنه ، سعيد
... يا داره از چيزي فرار مي کنه
. و يا دنبال چيزي مي گرده
. نور عبد جزيم
. هيچکس اونو نور صدا نمي کنه
مي خواي بدوني اون کجاست ؟
. خب ، پس ما مي ريم به سيدني
کيت ، تو اينجا چکار مي کني ؟
. دنبال تو مي گشتم
... خب
. منو پيدا کردي
. تو داري دور خودت مي چرخي ، بايد برگردي
. بدون لاک ، نه
. تو اصلاً نخوابيدي
. تو خون خودت رو به بون دادي - . لاک دروغ گفته -
... خب - . اون دروغ گفته ، کيت -
. بون از هيچ صخره اي نيفتاده
. پاش له شده بود
! و بر اساس تشخيص پزشکي من اون دروغ ميگه
. همه ترسيدن و ناراحتن
. اونا نمي دونن چه اتفاقي داره مي افته
. تو بايد برگردي جک
خواهش مي کنم ؟
... شانن
... دلت مي خواد
مي خواي چيزي بگي ؟
. نه
. من بون رو خوب نشناختم
. و بخاطر همين متأسفم
... در اين شش روزي که ما اينجائيم
. يه زن به نام جوانا مرد
. اون غرق شد
. و بون اولين کسي بود که خودشو به آب زد
. من اونو نشناختم
. ولي شجاعتش رو بخاطر مي سپارم
. و مي دونم دلم براش تنگ مي شه
. اين تقصير من بود
... ما توي جنگل يه هواپيما پيدا کرديم
. يه هواپيما از نوع ساحلي
... اون لاي درختا گير کرده بود
... من بايد مي رفتم بالا
... ولي
... پاهام آسيب ديده بود ، بخاطر همين اون
. توي هواپيما يه بيسيم بود
... و اون فکر کرد مي تونه
... ببينيد
، وزن اون هواپيما رو جابجا کرد
... و باعث سقوط اون شد، و
. اين اتفاق افتاد چون اون مي خواست به ما کمک کنه
. اون يه قهرمان بود
تو کجا بودي ؟
تو کجا بودي ؟
تو حرومزاده کدوم گوري بوي ؟
چه بلائي سرش آوردي ؟
! جک
چه بلائي سرش آوردي ؟
کجا بودي ؟ اونو تنها گذاشتي که بميره ؟
. تو به من دروغ گفتي
کجا بودي ؟
. جک ، آروم باش . چيزي نيست
! کجا بودي ؟
! کجا بودي ؟
! جک
! جک
جک ... جک ، موضوع چيه ؟
حالت خوبه ؟ حالت خوبه ؟ - . نفس بکش ، نفس بکش -
. يه کم آب بياريد
. نفس بکش
. اون حالش خوبه
. خيلي خب . فقط نفس بکش ، جک
. اون دروغ مي گه
. خستگي داره ازپا درت مياره
. لاک به بون گفته چيزي نگه
چي رو نگه ؟
. يه چيزايي در مورد دريچه
. لاک يه چيزي رو پنهان مي کنه
. جک ، گوش کن - . اون مرد داره يه چيزي رو پنهان مي کنه -
. جک ، به من گوش کن
چيزي که احتياج داريم اينه که . تنها دکتر جزيره کمي بخوابه
. من حالم خوبه ، احتياجي به خواب ندارم - . جک -
. تو به کمي استراحت احتياج داري
. زودباش
! سعيد
! سعيد
خودتي ؟
. عصام
. پس تو منو فراموش نکردي
. به سختي
تو سيدني چکار مي کني ؟
. مسافرت مي کردم
تو چي ؟
. من اينجا زندگي مي کنم
. تقريباً يکساله
. من يه هيزم شکنم
. درختا رو قطع مي کنم
. بنظر جالب مياد . بايد کار خوبي باشه
با اين ليسانس فلسفه از سرم هم زياده ، هان ؟
. هر کاري که خرجتو بده ، خوبه
زهرا چطوره ؟
. اون مرده
. موقع خريد لباس بر اثر انفجار بمب کشته شد
. خيلي متأسفم
. گوش کن ، ما کلي کار با هم داريم
چرا نمياي پيش ما ؟
. خيلي دلم مي خواد
. لعنتي
. مهماتم تموم شد
. از اون ميله فلزي استفاده کن
. اين فقط به درد مزدورا مي خوره
. نه حشرات بزرگ
. واقعاً
هر سه تون اينجا زندگي مي کنيد ؟
. سيدني شهر گرونيه . اين بهترين جائيه که مي تونيم اجاره کنيم
تو چکار مي کني ، سعيد ؟
. در حال حاضر ، در مرخصي هستم
. اون توي تعطيلاته
. از سواحل اينجا حتماً خوشت مياد
. يه مثلي در مورد زنهاي استراليايي هست
من اين شانسو نداشتم که بتونم . مدت زيادي توي مزرعه بمونم
. آخرين ساحلي که من رفتم ، شرم الشيخ بود
با تو ، عصام . يادته ؟
. قبل از امتحان زبان انگليسي
، شنيدم ساحل هاي اينجا خيلي قشنگه
. مخصوصاً زن هاش
خب بگو ببينم ، تو دقيقاً چه نوع درختائي رو قطع مي کني ؟
تو کي هستي ؟
. من يه افسر ارتباطات بودم
. سعيد افسر گارد جمهوري بوده . اون خيلي چيزا بلده
شايد اين اتفاقي نبوده که تو و عصام . همديگه رو توي مسجد ملاقات کرديد
. شايد
. اين کار تقديره
. چيزي نيست
ببين ، من واقعاً حالم خوبه ، باشه ؟
. تو به استراحت احتياج داري ، کلير
. سان ، تو بهش بگو
. توي بيمارستان ، اونا تو رو مي خوابونن
. و پرستارا بچه ات رو نگه مي دارن
No comments yet. Be the first to leave one.