Lost

Lost

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

lost S01E21 480
Komentaĵo de zoheirjengir
only unzip

Etikedoj

480
Publikigita je: 2015-09-15
Elŝutoj: 62
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

:سه گوشه مثلث يکي اينجا توي ساحل

... اون يکي

. بوسيله کيت در عمق دو کيلومتري جنگل قرار مي گيره

... و سومي رو

. من مي برم يه جاي بلند

کجائي ؟

کجائي ؟

کمک کنيد ، کمک کنيد ، کسي اونجا نيست ؟

الو ، صداي منو مي شنوي ؟

... ما از سانحه سقوط

! بون ، از اونجا بيا بيرون - ... پرواز شماره 815 اوشانيک نجات پيدا کرديم -

. جان ، بهم بگو دقيقاً چه اتفاقي افتاد

جان ؟

! لاک

... من سقوط کردم

. اون هواپيما

. لاک گفت تو از روي يه صخره سقوط کردي

. اين بخاطر اون دريچه بود

کدوم دريچه ؟

... جان گفت

. نبايد به کسي بگي

لاک چکار کرده ؟

شانن کجاست ؟ - . نمي دونم -

... اون خواهرشه ، تو نبايد - . من نمي دونم اون کجاست -

جک ؟

کجا داري مي ري ؟

. مي رم جان لاک رو پيدا کنم

کاري هست که من بتونم برات انجام بدم ؟

. سان گفت اون نذاشته جک پاهاشو قطع کنه

. اون نمي خواسته که آنتي بيوتيک مصرف کنه

. سان گفت اون مي دونسته چه بلائي سرش اومده

. چون اون شجاع بود

. اين يک اطلاعيه ويژه امنيتي است

... مديريت فرودگاه هيترو يادآور مي شود مسافران محترم

. خيلي خب ، سعيد

. 13ساعت موندن توي سلول انفرادي بايد کافي باشه

بزار به اين بپردازيم ، موافقي ؟

. من مليسا کول هستم از اطلاعات مرکزي

. ايشون آقاي رابرت هوويت هستند از اس آي اس

. ما اينجائيم تا ازت بخوايم با ما يه همکاري بکني

يه همکاري ؟

. هفته گذشته 300 پاوند مواد منفجره سي 4 دزديده شده

. از يه پايگاه نظامي خارج از ملبورن

مردائي که مسئول اينکار بودن ، عضو گروه تروريستي هستند که

. قصد داشتن که جلوي سقوط حکومت رو بگيرن

. سيصد پاوند سي 4

. من مي خوام اون برگرده

. شما از سي آي اي هستيد

. چند تا ميکروفون کار بزاريد

. ما اينکارو مي کنيم . ولي تو بايد براي ما به اونا نفوذ کني

. من يه عراقي هستم

. تروريست نيستم

. ما تو رو بخاطر اينکه تروريست هستي نگرفتيم ، سعيد

. تو رو به اين خاطر گرفتيم که يه نفر رو مي شناسي

. عصام تازيه

. هم اطاقي تو در دانشگاه کارا

. اون يکي از اعضاء گروهه

اين چه ربطي به من داره ؟

. تو بايد جون افراد رو نجات بدي - تکرار مي کنم ، اين چه ربطي به من داره ؟ -

. چون ما مي دونيم اون دختره کجاست

. هفت ساله که عراق رو ترک کردي

. سه ماه اينجا ، شش ماه اونجا

. هميشه در حال حرکت بودي

يه مرد فقط به دو دليل تونه اينکارو بکنه ، سعيد

... يا داره از چيزي فرار مي کنه

. و يا دنبال چيزي مي گرده

. نور عبد جزيم

. هيچکس اونو نور صدا نمي کنه

مي خواي بدوني اون کجاست ؟

. خب ، پس ما مي ريم به سيدني

کيت ، تو اينجا چکار مي کني ؟

. دنبال تو مي گشتم

... خب

. منو پيدا کردي

. تو داري دور خودت مي چرخي ، بايد برگردي

. بدون لاک ، نه

. تو اصلاً نخوابيدي

. تو خون خودت رو به بون دادي - . لاک دروغ گفته -

... خب - . اون دروغ گفته ، کيت -

. بون از هيچ صخره اي نيفتاده

. پاش له شده بود

! و بر اساس تشخيص پزشکي من اون دروغ ميگه

. همه ترسيدن و ناراحتن

. اونا نمي دونن چه اتفاقي داره مي افته

. تو بايد برگردي جک

خواهش مي کنم ؟

... شانن

... دلت مي خواد

مي خواي چيزي بگي ؟

. نه

. من بون رو خوب نشناختم

. و بخاطر همين متأسفم

... در اين شش روزي که ما اينجائيم

. يه زن به نام جوانا مرد

. اون غرق شد

. و بون اولين کسي بود که خودشو به آب زد

. من اونو نشناختم

. ولي شجاعتش رو بخاطر مي سپارم

. و مي دونم دلم براش تنگ مي شه

. اين تقصير من بود

... ما توي جنگل يه هواپيما پيدا کرديم

. يه هواپيما از نوع ساحلي

... اون لاي درختا گير کرده بود

... من بايد مي رفتم بالا

... ولي

... پاهام آسيب ديده بود ، بخاطر همين اون

. توي هواپيما يه بيسيم بود

... و اون فکر کرد مي تونه

... ببينيد

، وزن اون هواپيما رو جابجا کرد

... و باعث سقوط اون شد، و

. اين اتفاق افتاد چون اون مي خواست به ما کمک کنه

. اون يه قهرمان بود

تو کجا بودي ؟

تو کجا بودي ؟

تو حرومزاده کدوم گوري بوي ؟

چه بلائي سرش آوردي ؟

! جک

چه بلائي سرش آوردي ؟

کجا بودي ؟ اونو تنها گذاشتي که بميره ؟

. تو به من دروغ گفتي

کجا بودي ؟

. جک ، آروم باش . چيزي نيست

! کجا بودي ؟

! کجا بودي ؟

! جک

! جک

جک ... جک ، موضوع چيه ؟

حالت خوبه ؟ حالت خوبه ؟ - . نفس بکش ، نفس بکش -

. يه کم آب بياريد

. نفس بکش

. اون حالش خوبه

. خيلي خب . فقط نفس بکش ، جک

. اون دروغ مي گه

. خستگي داره ازپا درت مياره

. لاک به بون گفته چيزي نگه

چي رو نگه ؟

. يه چيزايي در مورد دريچه

. لاک يه چيزي رو پنهان مي کنه

. جک ، گوش کن - . اون مرد داره يه چيزي رو پنهان مي کنه -

. جک ، به من گوش کن

چيزي که احتياج داريم اينه که . تنها دکتر جزيره کمي بخوابه

. من حالم خوبه ، احتياجي به خواب ندارم - . جک -

. تو به کمي استراحت احتياج داري

. زودباش

! سعيد

! سعيد

خودتي ؟

. عصام

. پس تو منو فراموش نکردي

. به سختي

تو سيدني چکار مي کني ؟

. مسافرت مي کردم

تو چي ؟

. من اينجا زندگي مي کنم

. تقريباً يکساله

. من يه هيزم شکنم

. درختا رو قطع مي کنم

. بنظر جالب مياد . بايد کار خوبي باشه

با اين ليسانس فلسفه از سرم هم زياده ، هان ؟

. هر کاري که خرجتو بده ، خوبه

زهرا چطوره ؟

. اون مرده

. موقع خريد لباس بر اثر انفجار بمب کشته شد

. خيلي متأسفم

. گوش کن ، ما کلي کار با هم داريم

چرا نمياي پيش ما ؟

. خيلي دلم مي خواد

. لعنتي

. مهماتم تموم شد

. از اون ميله فلزي استفاده کن

. اين فقط به درد مزدورا مي خوره

. نه حشرات بزرگ

. واقعاً

هر سه تون اينجا زندگي مي کنيد ؟

. سيدني شهر گرونيه . اين بهترين جائيه که مي تونيم اجاره کنيم

تو چکار مي کني ، سعيد ؟

. در حال حاضر ، در مرخصي هستم

. اون توي تعطيلاته

. از سواحل اينجا حتماً خوشت مياد

. يه مثلي در مورد زنهاي استراليايي هست

من اين شانسو نداشتم که بتونم . مدت زيادي توي مزرعه بمونم

. آخرين ساحلي که من رفتم ، شرم الشيخ بود

با تو ، عصام . يادته ؟

. قبل از امتحان زبان انگليسي

، شنيدم ساحل هاي اينجا خيلي قشنگه

. مخصوصاً زن هاش

خب بگو ببينم ، تو دقيقاً چه نوع درختائي رو قطع مي کني ؟

تو کي هستي ؟

. من يه افسر ارتباطات بودم

. سعيد افسر گارد جمهوري بوده . اون خيلي چيزا بلده

شايد اين اتفاقي نبوده که تو و عصام . همديگه رو توي مسجد ملاقات کرديد

. شايد

. اين کار تقديره

. چيزي نيست

ببين ، من واقعاً حالم خوبه ، باشه ؟

. تو به استراحت احتياج داري ، کلير

. سان ، تو بهش بگو

. توي بيمارستان ، اونا تو رو مي خوابونن

. و پرستارا بچه ات رو نگه مي دارن

More Farsi Persian subtitles for Lost

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left