Lost

Lost

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

lost S01E04 480
Komentaĵo de zoheirjengir
only unzip

Etikedoj

480
Publikigita je: 2015-09-15
Elŝutoj: 68
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

. هي والت تو بايد سگت رو ساکت نگه داري

من نمي دونم اون چشه ؟

. زود باش وينسنت ، ساکت شو

. هي ؛ متأسفم ، متأسفم

اين چيه ؟

. يه کسي اونجاست

. همه اونايي که اونجا هستن مردن

! ساوير

. درست پشت سرت هستم ؛ کله خر

. جک

. من ميرم کمي آتيش رو سرش بريزم

! فرار کن

اوه ، خداي من ، اين ديگه چيه ؟

. زود باش

. اونا رفتن

اون لعنتي چي بود ؟

. گراز وحشي

. اون گرازها دنبال غذا مي گشتن

. ما بايد فکري به حال جسدها بکنيم

. دفنشون مي کنيم . يه گروهشون اونجاست

. بيش از 20 نفر

. کندن قبر بدون بيل کار سختيه

. دفنشون نمي کنيم

. بايد اونا رو بسوزونيم

. اونا انسان هستن

. مي دونم اونا انسان هستن ، کيت

. باقيمونده ها رو بسوزونيم

. اونا شايستگي بهتري داشتن

بهتر از چي ؟ از اينکه خوراک حيوانات وحشي بشن ؟

، چون اين اتفاقيه که داره مي افته

. و جسدهايي که ما مي سوزونيم مدت زيادي نخواهند سوخت

، ببين ؛ من مي دونم که اين خيلي نا خوشاينده . ولي بدنه هواپيما زير آفتابه

. موضوع اين نيست که اونا شايسته هستن يا نه

. اونا رفتن و ما مونديم

، اين که ميگي ممکنه درست باشه

... ولي براي ما که تصميم بگيريم اونا رو چه جوري دفن کنيم

. اين درست نيست ...

، بدون توجه به خواسته هاشون

. و عقايدشون

ما وقت نداريم اونا رو . براساس اعتقاداتشون دسته بندي کنيم

، واقعاً ؟ آخرين چيزي که شنيدم اين بود که . ما يقيناً زائيده زمان هستيم

. ببين ، ما هيچکدوم از اين موضوع خوشحال نيستيم

. ولي ما هزاران مايل دورتر از مسير سقوط کرديم

. اونا دارن يه جاي اشتباه دارن دنبال ما مي گردن

. الان چهار روزه

. کسي نيومده

. فردا صبح همه بايد شروع کنن به جمع کردن هيزم

. علفهاي خشک

. ما بدنه هواپيما رو تبديل به يه کوره مي کنيم

فردا براي روشن کردن آتيش . تا غروب آفتاب صبر مي کنيم

، اگه اون اينقدر علاقمنده که جسدها رو بسوزونه چرا بايد تا غروب خورشيد صبر کنيم؟

. اميدواره کسي بتونه آتيش رو ببينه

. بنظر مي رسه من تنها کسي نيستم که ديشب نتونسته بخوابه

، بجاي جمع کردن هيزم من مي تونم . استفاده بهتري از وقتم بکنم

تو با جک موافق نيستي

چي درست مي کني ؟

. بزودي راجع بهش حرف مي زنيم

. حتي اگه کار هم بکنه باز مطمئن نيستم

تو داري سعي ميکني که يه ارتباط برقرار کني ، اينطور نيست؟

... اون چيزي که ما از دستگاه راديو شنيديم

، اگه پيغامي که زن فرانسوي مي فرستاد ... توو زمان 16سال داره پخش ميشه

. بنابراين توي اين جزيره بايد يه منبع توليد نيرو باشه

. يه چيز مهم

و تو مي توني پيداش کني ؟

. فرض کنيم آره

. من چند تا آنتن درست مي کنم

. و اونا رو چند جاي مختلف جزيره نصب مي کنم

. اونوقت ممکنه بتونم سيگنالي بفرستم يا بگيرم

. و بفهمم که امواج از کجا فرستاده ميشه

خب ، من چه کمکي مي تونم بکنم ؟

بنظر مي رسه تو هم مثل من . خيلي دوست داري از اين جزيره بري

. توپ رو بگير

. بگيرش وينسنت

. پسر خوب

. کارت خوب بود ، وينسنت

هي ، هي ، کجا داري مي ري مرد ؟

. هيچ جا

. من فقط مي خواستم ببينم آقاي لاک چکار داره ميکنه

هي ، چرا به پدرت توي جمع کردن هيزم کمک نمي کني ؟

، بهر حال من مطمئنم آقاي لاک دوست نداره . يه بچه تمام روز دور و ورش بچرخه

. لااقل با من حرف مي زنه

. زود باش وينسنت

تو مشکلت چيه ؟

. بدش به من - اگه بگم نه ؟ -

. اينجا کساي ديگه هم هستن . زياده خواهي نکن

. خب ، اگه يکي از ما نخواد که بيشتر از سهمش بخوره

. اوه ، تو مثل يه گاو وحشي هستي و اينو خودت مي دوني - . بچه ها ؛ تمومش کنيد -

شما سرگرمي ديگه اي نداريد جز اينکه به هم بپيچيد ؟

. هي ، اون کلوچه گوشت و هلو مال منه

. بچه ها ؛ تمومش کنيد - . بسه ديگه کافيه -

چه اتفاقي افتاده ؟

. اون آخرين باقيمونده بادوم زميني ها رو واسه خودش برداشته

. مال خودمه ؛ اينا رو اونجا پيدا کردم

بقيه خوراکي ها چي ؟

. ديگه بقيه اي نمونده رفيق

. ما همه اونا رو ....... خورديم

چي ؟

. خيلي خب ؛ همتون آروم باشيد

. ما مي تونيم غذا پيدا کنيم

اينجا چيزاي زيادي هست که ما مي تونيم . بعنوان غذا استفاده کنيم

خب ما دقيقا چطوري مي تونيم اونا رو پيدا کنيم ؟

. شکار مي کنيم

چطور تونستي يه چاقو بياري توي هواپيما ؟

. اونو چک کردن

... تو هدف گيري خيلي خوبي داري ... يا

... خيلي بد ..... آقاي

. لاک

. اسم اون لاکه

باشه ،آقاي لاک ؛ ما چي مي تونيم شکار کنيم ؟

. ما ميدونيم تو جزيره گراز وحشي هست

. همونجور که اونا رو ديديم

. يکي از اونا که ديشب اومده بود توي کمپ . يه بچه خوک بود

. هر کدوم 100 يا 150 پاوند وزن داره

... معنيش اينه که مادرش بايد يه چيزي در حدود

دويست و پنجاه پاوند و دندونهاي خنجري . و عصباني و وحشي باشه

که هيچ چيز رو بيشتر از اين دوست نداره . که شکم هر چيزي رو که نزديکشه سفره کنه

يه گراز معمولاً ميل به حمله داره . و از پشت سر حمله مي کنه

و من فکر مي کنم براي بتونيم به اندازه کافي . اونو گيج کنيم به سه نفر احتياج داريم

براي اينکه من بتونم يه بچه خوک گير بندازم . محکم ببندمش و گلوشو ببرم

و تو اون چاقو رو بهش پس دادي ؟

... خب ، اگه تو پيشنهاد بهتري داري

بهتر از اينکه سه نفر از شما . توي اون جنگل اسرارآميز سرگردون بشن

. براي شکار يه چيز خيلي گنده با هيچ چيز بجز يه چاقوي کوچولو

. نه ؛ اين بهترين پيشنهاديه که تا بحال شنيدم

اين مرد کيه ؟

آره ؟

سرهنگ لاک ، خط تلفن شما امنه ؟

. مطمئنه ؛ جي ال 12 ؛ ادامه بده

. منطقه هدف پيدا شد

. رزمايش ساعت 13 شروع شده . تکرار مي کنم ، رزمايش شروع شده

. مفهوم شد ، طبق معمول در قرارگاه ساعت 13 همديگه رو مي بينيم

لاک ، بهت گفتم تا ظهر امروز . به اون تي پي اس ها احتياج دارم

. نه 12:30 و نه 12:15 ، درست تا ظهر

. اينو اولين باره که ميشنوم آقاي رندي

. و در ساعات کاري تلفن شخصي نداريم ، سرهنگ

خب ؟

حالا مي خواي گراز شکار کني ... ها ؟

کي ميگه اين اولين باره که من گراز شکار مي کنم ؟

. يه چيزي رو بهم بگو

چطور ميشه هر موقع يه چيزي توي تاريکي حرکت ميکنه ، تو سر وکله ات پيدا ميشه ؟

تو مي دوني چي اونجاست ؟

. نه واقعاً

. تو هم نمي دوني

نظرت راجع به دوست جديدمون چيه ؟

. بنظر مي رسه مي دونه داره چکار ميکنه

... مي توني بهم بگي خيالاتي ، ولي هر کس که يه کيف پر از چاقو

... اگه اشتباه نكنم

. بايد بگم تو نگران من هستي ، جک ...

... اگه من اشتباه نكنم

اونوقت ميگم تو نمي توني . براي مدت طولاني يه جا بموني ، کيت

خب ، مي خواي بهم بگي واقعاً براي چي مي خواي بري ؟

سعيد اينو به من داد . خب ، با اين مي تونه . درخواست کمکي رو که شنيديم رد گيري کنه

. فرستنده اش رو پيدا کنه

. اين ربطي به گرازها نداره

. و من يه گياه خوارم

ولي چرا من نمي تونم بيام ؟

. براي اينکه من مي گم

. سلام

. سلام . ببخشيد

... ببين ، .... من

... دارم مي رم

. براي شکار ...

... و .... من

... ممنون ميشم اگه شما

... اگه شما بتونيد

. مواظب پسر من باشيد

. والت

. و من هم مايکل هستم

بهر حال ، مي تونيد مواظبش باشيد ؟

تا موقعي که من برگردم ؟

متأسفم ، من نمي فهمم شما چي مي گيد ولي شما موافقيد . درسته ؟

. من احتياجي به پرستار ندارم

. زود باش مرد ، وينسنت به کمکت احتياج داره

. هي ، خوشحال باش

. اين يه فرصته تا من دوستت آقاي لاک رو بهتر بشناسم

... آره ، به هر حال

. منو ببخش

! دکتر

. من جک هستم

کلير ، درسته ؟ . آره

بچه چطوره ؟ - . خوبه . آره . ممنونم -

. من فکر کردم شايد بهتر باشه يه نگاهي به اين بندازيد

. يه نفر اونجا پيداشون کرده

. اونا داشتن وسايلشون رو جمع مي کردن

. اونا دارن واسه عروسي استيو و کريستين آماده ميشن

اونا توي هواپيما . دو رديف عقب تر از من نشسته بودن

. خوب يادمه چون خيلي خوشحال بنظر ميومدن

. من نمي فهمم کلير ، من با اينا بايد چکار کنم

... خب ، خيلي از اونا خوشحال مي شن اگه ما بتونيم

يه مراسمي شبيه يادبود يا يه چيزي شبيه اون . براشون برگزار کنيم

. تو بايد بتوني اين کار رو اداره بکني

. نه ، فکر نمي کنم - . خب ؛ ميدوني ؟ فقط چند کلمه -

. يا حتي فقط خوندن اسامي اونا . از روي پاسپورت يا گواهينامه هاشون

. ببين ، من اينطور فکر نمي کنم

. باشه

. شايد خودم اينکار رو بکنم

. آره ، صدات خوبه . هر چي که همه بخوان

. اون زن هنوز اونجا نشسته

. همسرش توي هواپيما بوده - . عاليه -

تو اصلاً به من گوش مي دي ؟

More Farsi Persian subtitles for Lost

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left