La unuaj 199 linioj.
الکس.
بهتون درباره قالببندی جدید نگفتن؟
بهتون درباره قالببندی جدید نگفتن؟
یه مشت آدم عوضی.
ببین، راحتتره که نشونت بدم.
پس هنوز از ما میخوان لایه اصلی رو بسازیم،
ولی به جای اینکه اونا رو شمارهگذاری کنیم
۱، ۲، ۳ و ۴، اونا میخوان--
من یه میانبر کوچیک براش آماده کردم.
اینکه-- اوهوم، آره.
سؤالی ندارید؟
میخوای بریم؟
جانی و جونی چی؟
میتونی--میتونی؟
آره.
آره، میشه؟
شاید باید بذارمش توی فیسبوک.
مامان، شوخی کردم.
مامان، چی؟
نه.
چی داری--مامان، نمیدونی، باشه؟
مامان، هیچی از اتفاقی نمیدونی.
مامانی.
تا حالا حس نکردی--
چی؟
بگو.
تا حالا حس نکردی که هیچ راه فراری نیست؟
فقط روز پشت روز میگذره.
احساس میکنی داری کار متفاوتی انجام میدی.
اما بعدش، میدونی، وقتی داری خوابت میبره، متوجه میشی،
اوه، باز همون روز بود، فقط با لباسهای
متفاوت، شاید--
گاهی اوقات حتی همون لباساست.
منظورم اینه که توی یه همچین جایی، میتونی تصور کنی
توی یه جای مثل این بمیری؟
چطور ممکنه؟
نمیدونم.
اتفاقاتی میافته--تیراندازی، آتشسوزی، فرار.
آخرین جایی که
دلم میخواد بمیرم، کف یه بار هیپستریه.
نمیدونم کدوم بدتره--
اینجا یا توی یه آپارتمان استیجاری
یا یه دفتر بیروح زیر نور فلورسنت.
به نظر میاد باید از لسآنجلس بری.
اوه.
متأسفم.
من--نمیدونم مشکلم چیه.
حتماً فکر میکنی خیلی بی ادبیام.
– راستش نیازی نیست با هم حرف بزنیم، مگه نه؟
اون گربهت توی عکسه؟
– اوه، نه، مال من نیست.
– اوه.
یه چیزی بین تو و اون گربه هست.
– آره؟
فقط توجه منو جلب کرد.
اممم، کار خوبیه.
درآمدش بد نیست، و من رئیس خاصی ندارم.
– ولی این کاریه که میخوای بکنی؟
– منظورم اینه که، نزدیکه بهش.
نه.
نه، این کاری نیست که میخوام بکنم.
– پس چی مانعت میشه؟
– نمیدونم.
فکر کنم دارم منتظر میمونم.
– آره، همین میتونه...
مم.
– جایی رفته بودی؟
– نمیذارم بیدار بمونی، مگه نه؟
– مم، نه.
نه، من... من شبها سر کار میرم.
تو چی؟
– مطمئن نیستم.
– خب، نباید تکلیفش رو روشن کنی؟
بگو ببینم، اسم اون جا چیه؟
– اسکاتیز، توی سانست.
– باشه، شیفت روز کار میکنی؟
شب؟
– مم، فکر کنم هر دو.
– فکر میکنی؟
– نمیخوام بخوابم.
خوابت میاد؟
– هیچوقت.
میخوای یه چیزی بشنوی؟
– چیزی گم کردی؟
– آره.
آره، میتونم هندزفریهات رو ببینم؟
– آره.
مم-هه.
مم.
ببین داره چیکار میکنه.
من قبلاً دبیرستان همیشه این کارو میکردم.
- کیای دیگهای هم اینجا زندگی میکنن؟
- اوه، دوست قدیمی من، کارا.
- چه بانمک.
- مامانش برای اون خریده.
من فقط تا وقتی یه فکری پیدا کنم اینجا مهمون میمونم.
- چند وقته اینجا هستی؟
- دو سال.
تموم شد.
- عاشقشم.
میتونم نگهش دارم؟
- فکر کنم، اگه بخوای.
- میتونم از تو هم یکی بسازم؟
- حتماً.
- باشه.
- کارتو راحت میکنم. - باشه.
- صورتمو تکون نمیدم. - باشه.
متأسفم.
حس سنگینی داره.
- شاید دهنتو ببندی؟
آره، همین بود که میخواستم.
- خوب شده، نه؟
آره.
- اون چیه؟
- اوه، یه اسکلته که داره دندههاشو میزنه.
- چی؟
- میدونی، مثل--
مثل یه کارتون قدیمی.
انگار یه اسکلته که دندههاشو میزنه.
- چی؟
مثل، بوم، بوم، بوم بوم؟
اینجوری؟
مم.
همم.
مم، باید برم سر کار.
پس...
- آره.
خب، خوشحال شدم آشنا شدم.
- من ازت خوشم میاد.
- میدونم.
این دیوونهست، نه؟
باشه.
خداحافظ.
این مسخرهست.
درسته؟
منظورم اینه که، این گندش در اومده، مسخرهست.
که نمیتونن همینجوری حجم کار ما رو زیاد کنن
و انتظار دارن ما باز هم کار رو به موقع تموم کنیم.
مارک.
چی؟
فقط انجامش بده!
مم.
مم.
آره.
تو دیوونهای.
سلام.
تو... تو بیرون رفته بودی یا...
پل گفت میخواد بیاد اینجا.
باشه، و تو ساعت ۲ صبح بهش اجازه میدی بیاد؟
خب، فکر کنم فقط میخواستم حرف بزنم.
کارا، بهش اهمیت نده.
همه چیز حاضره؟
همه چی رو پیدا کردی؟
آره.
شارژر فیتبیتت رو احتیاج داشتی؟
من... من ندیدمش.
خب، میخواستی یا نه؟
آره، اگه میدونی کجاست.
باشه، چون فکر کنم میتونی بدون
شارژر کوفتی فیتبیتت زندگی کنی.
باشه، در واقع، میتونیم یه لحظه صحبت کنیم؟
ممنون.
باشه.
فقط میخوام حقیقت رو بهم بگی.
ببین، همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.
از من ناراحتی؟
چی؟
از من ناراحتی؟
من... فکر کردم شاید من کاری کرده باشم.
نه.
امم، چیزی اینجا هست؟
مثلاً...
اوه... امم، میدونی، من فقط...
من... سعی میکنم با کسایی که باهاشون کار میکنم
رابطه نداشته باشم.
میفهمی چی میگم؟
آره.
آره، آره، آره.
نه، این یه کار... باهوشانهست.
این کار هوشمندانهست. - آره.
آره.
آره. ببخشید، امم...
وای خدای من.
سلام.
امم، ببخشید، می دونی کی
مطمئن نیستم.
من تازه اینجا شروع به کار کردم.
اوه، باشه.
اممم، فکر می کنی
آره، حتما. باشه.
ممنونم.
ممنون.
فقط، امم...
خب، خلاصه بهش گفتم، اصلاً
بعیده این کار جواب بده.
اونم گفت: من بلدم.
خلاصه اون رفت با ایتیوی از اون تپه بالا رفت،
واژگون شد آخرش.
دو ساعت و نیم طول کشید تا از شن درش بیاریم.
No comments yet. Be the first to leave one.