The Dead Thing

The Dead Thing

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

The Dead Thing 2024 1080p WEBRip x264
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2025-10-20
Elŝutoj: 24
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 199 linioj.

‏‫الکس.‬

‏‫بهتون درباره‬ ‏‫قالب‌بندی جدید نگفتن؟‬

‏‫بهتون درباره‬ ‏‫قالب‌بندی جدید نگفتن؟‬

‏‫یه مشت‬ ‏‫آدم عوضی.‬

‏‫ببین، راحت‌تره‬ ‏‫که نشونت بدم.‬

‏‫پس هنوز از ما می‌خوان‬ ‏‫لایه اصلی رو بسازیم،‬

‏‫ولی به جای اینکه‬ ‏‫اونا رو شماره‌گذاری کنیم‬

‏‫۱، ۲، ۳ و ۴، اونا می‌خوان--‬

‏‫من یه میانبر کوچیک‬ ‏‫براش آماده کردم.‬

‏‫اینکه-- اوهوم، آره.‬

‏‫سؤالی ندارید؟‬

‏‫می‌خوای بریم؟‬

‏‫جانی و جونی چی؟‬

‏‫می‌تونی--می‌تونی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫آره، می‌شه؟‬

‏‫شاید باید بذارمش‬ ‏‫توی فیسبوک.‬

‏‫مامان، شوخی کردم.‬

‏‫مامان، چی؟‬

‏‫نه.‬

‏‫چی داری--مامان،‬ ‏‫نمی‌دونی، باشه؟‬

‏‫مامان، هیچی‬ ‏‫از اتفاقی نمی‌دونی.‬

‏‫مامانی.‬

‏‫تا حالا حس نکردی--‬

‏‫چی؟‬

‏‫بگو.‬

‏‫تا حالا حس نکردی‬ ‏‫که هیچ راه فراری نیست؟‬

‏‫فقط روز پشت‬ ‏‫روز می‌گذره.‬

‏‫احساس می‌کنی داری‬ ‏‫کار متفاوتی انجام می‌دی.‬

‏‫اما بعدش، می‌دونی، وقتی‬ ‏‫داری خوابت می‌بره، متوجه می‌شی،‬

‏‫اوه، باز همون روز بود،‬ ‏‫فقط با لباس‌های‬

‏‫متفاوت، شاید--‬

‏‫گاهی اوقات حتی‬ ‏‫همون لباساست.‬

‏‫منظورم اینه که توی‬ ‏‫یه همچین جایی، می‌تونی تصور کنی‬

‏‫توی یه جای مثل این بمیری؟‬

‏‫چطور ممکنه؟‬

‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫اتفاقاتی می‌افته--تیراندازی،‬ ‏‫آتش‌سوزی، فرار.‬

‏‫آخرین جایی که‬

‏‫دلم می‌خواد بمیرم، کف‬ ‏‫یه بار هیپستریه.‬

‏‫نمی‌دونم کدوم بدتره--‬

‏‫اینجا یا توی یه آپارتمان‬ ‏‫استیجاری‬

‏‫یا یه دفتر بی‌روح‬ ‏‫زیر نور فلورسنت.‬

‏‫به نظر میاد باید‬ ‏‫از لس‌آنجلس بری.‬

‏‫اوه.‬

‏‫متأسفم.‬

‏‫من--نمی‌دونم‬ ‏‫مشکلم چیه.‬

‏‫حتماً فکر می‌کنی خیلی بی ادبی‌ام.‬

‏‫– راستش نیازی نیست با هم حرف بزنیم، مگه نه؟‬

‏‫اون گربه‌ت توی عکسه؟‬

‏‫– اوه، نه، مال من نیست.‬

‏‫– اوه.‬

‏‫یه چیزی بین تو و اون گربه هست.‬

‏‫– آره؟‬

‏‫فقط توجه منو جلب کرد.‬

‏‫اممم، کار خوبیه.‬

‏‫درآمدش بد نیست، و من رئیس خاصی ندارم.‬

‏‫– ولی این کاریه که می‌خوای بکنی؟‬

‏‫– منظورم اینه که، نزدیکه بهش.‬

‏‫نه.‬

‏‫نه، این کاری نیست که می‌خوام بکنم.‬

‏‫– پس چی مانعت می‌شه؟‬

‏‫– نمی‌دونم.‬

‏‫فکر کنم دارم منتظر می‌مونم.‬

‏‫– آره، همین می‌تونه...‬

‏‫مم.‬

‏‫– جایی رفته بودی؟‬

‏‫– نمی‌ذارم بیدار بمونی، مگه نه؟‬

‏‫– مم، نه.‬

‏‫نه، من... من شب‌ها سر کار می‌رم.‬

‏‫تو چی؟‬

‏‫– مطمئن نیستم.‬

‏‫– خب، نباید تکلیفش رو روشن کنی؟‬

‏‫بگو ببینم، اسم اون جا چیه؟‬

‏‫– اسکاتیز، توی سانست.‬

‏‫– باشه، شیفت روز کار می‌کنی؟‬

‏‫شب؟‬

‏‫– مم، فکر کنم هر دو.‬

‏‫– فکر می‌کنی؟‬

‏‫– نمی‌خوام بخوابم.‬

‏‫خوابت میاد؟‬

‏‫– هیچ‌وقت.‬

‏‫می‌خوای یه چیزی بشنوی؟‬

‏‫– چیزی گم کردی؟‬

‏‫– آره.‬

‏‫آره، می‌تونم هندزفری‌هات رو ببینم؟‬

‏‫– آره.‬

‏‫مم-هه.‬

‏‫مم.‬

‏‫ببین داره چیکار می‌کنه.‬

‏‫من قبلاً دبیرستان‬ ‏‫همیشه این کارو می‌کردم.‬

‏‫- کیای دیگه‌ای هم اینجا زندگی می‌کنن؟‬

‏‫- اوه، دوست قدیمی من، کارا.‬

‏‫- چه بانمک.‬

‏‫- مامانش برای اون خریده.‬

‏‫من فقط تا وقتی یه فکری پیدا کنم‬ ‏‫اینجا مهمون می‌مونم.‬

‏‫- چند وقته اینجا هستی؟‬

‏‫- دو سال.‬

‏‫تموم شد.‬

‏‫- عاشقشم.‬

‏‫می‌تونم نگهش دارم؟‬

‏‫- فکر کنم، اگه بخوای.‬

‏‫- می‌تونم از تو هم یکی بسازم؟‬

‏‫- حتماً.‬

‏‫- باشه.‬

‏‫- کارتو راحت می‌کنم. - باشه.‬

‏‫- صورتمو تکون نمی‌دم. - باشه.‬

‏‫متأسفم.‬

‏‫حس سنگینی داره.‬

‏‫- شاید دهنتو ببندی؟‬

‏‫آره، همین بود که می‌خواستم.‬

‏‫- خوب شده، نه؟‬

‏‫آره.‬

‏‫- اون چیه؟‬

‏‫- اوه، یه اسکلته که‬ ‏‫داره دنده‌هاشو می‌زنه.‬

‏‫- چی؟‬

‏‫- می‌دونی، مثل--‬

‏‫مثل یه کارتون قدیمی.‬

‏‫انگار یه اسکلته که‬ ‏‫دنده‌هاشو می‌زنه.‬

‏‫- چی؟‬

‏‫مثل، بوم، بوم، بوم بوم؟‬

‏‫اینجوری؟‬

‏‫مم.‬

‏‫همم.‬

‏‫مم، باید برم سر کار.‬

‏‫پس...‬

‏‫- آره.‬

‏‫خب، خوشحال شدم آشنا شدم.‬

‏‫- من ازت خوشم میاد.‬

‏‫- می‌دونم.‬

‏‫این دیوونه‌ست، نه؟‬

‏‫باشه.‬

‏‫خداحافظ.‬

‏‫این مسخره‌ست.‬

‏‫درسته؟‬

‏‫منظورم اینه که، این گندش‬ ‏‫در اومده، مسخره‌ست.‬

‏‫که نمی‌تونن همینجوری‬ ‏‫حجم کار ما رو زیاد کنن‬

‏‫و انتظار دارن ما باز هم کار رو‬ ‏‫به موقع تموم کنیم.‬

‏‫مارک.‬

‏‫چی؟‬

‏‫فقط انجامش بده!‬

‏‫مم.‬

‏‫مم.‬

‏‫آره.‬

‏‫تو دیوونه‌ای.‬

‏‫سلام.‬

‏‫تو... تو بیرون رفته بودی یا...‬

‏‫پل گفت می‌خواد بیاد اینجا.‬

‏‫باشه، و تو ساعت ۲ صبح‬ ‏‫بهش اجازه می‌دی بیاد؟‬

‏‫خب، فکر کنم فقط‬ ‏‫می‌خواستم حرف بزنم.‬

‏‫کارا، بهش اهمیت نده.‬

‏‫همه چیز حاضره؟‬

‏‫همه چی رو پیدا کردی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫شارژر فیت‌بیتت رو احتیاج داشتی؟‬

‏‫من... من ندیدمش.‬

‏‫خب، می‌خواستی یا نه؟‬

‏‫آره، اگه می‌دونی‬ ‏‫کجاست.‬

‏‫باشه، چون فکر کنم‬ ‏‫می‌تونی بدون‬

‏‫شارژر کوفتی فیت‌بیتت زندگی کنی.‬

‏‫باشه، در واقع،‬ ‏‫می‌تونیم یه لحظه صحبت کنیم؟‬

‏‫ممنون.‬

‏‫باشه.‬

‏‫فقط می‌خوام‬ ‏‫حقیقت رو بهم بگی.‬

‏‫ببین، همه چی‬ ‏‫خیلی سریع اتفاق افتاد.‬

‏‫از من ناراحتی؟‬

‏‫چی؟‬

‏‫از من ناراحتی؟‬

‏‫من... فکر کردم شاید‬ ‏‫من کاری کرده باشم.‬

‏‫نه.‬

‏‫امم، چیزی اینجا هست؟‬

‏‫مثلاً...‬

‏‫اوه... امم، می‌دونی، من فقط...‬

‏‫من... سعی می‌کنم‬ ‏‫با کسایی که باهاشون کار می‌کنم‬

‏‫رابطه نداشته باشم.‬

‏‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

‏‫آره.‬

‏‫آره، آره، آره.‬

‏‫نه، این یه کار... باهوشانه‌ست.‬

‏‫این کار هوشمندانه‌ست. - آره.‬

‏‫آره.‬

‏‫آره. ببخشید، امم...‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫سلام.‬

‏‫امم، ببخشید، می دونی کی‬

‏‫مطمئن نیستم.‬

‏‫من تازه اینجا شروع به کار کردم.‬

‏‫اوه، باشه.‬

‏‫اممم، فکر می کنی‬

‏‫آره، حتما. باشه.‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫فقط، امم...‬

‏‫خب، خلاصه بهش گفتم، اصلاً‬

‏‫بعیده این کار جواب بده.‬

‏‫اونم گفت: من بلدم.‬

‏‫خلاصه اون رفت با ای‌تی‌وی از اون تپه بالا رفت،‬

‏‫واژگون شد آخرش.‬

‏‫دو ساعت و نیم طول کشید تا از شن درش بیاریم.‬

The Dead Thing subtitles in other languages

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left