La unuaj 200 linioj.
تنظيم : m.st.f.
!آنا
!آنا
!يکي کمکم کنه
...بذار من !کمکم کن
!آنا
!خواهش ميکنم کمکم کن
روبر با من چه غلطي کردي؟
حالت چطوره کوچولو؟
.داريم نزديک ميشيم پسرم
.ماشين آماده ست قربان
.سلام
خوابيدي؟
.نه
.فقط نميتونم خودم رو با همه چيز وفق بدم
مطمئني اين عکسا برات مفهومي ندارن؟
.نه
منظورم اينه که غير از اون جمع کننده ها ،که هر دفعه سر و کله ي يکيشون پيدا ميشه
،عکسا و اون فيلم
.نميتونم بينشون رابطه اي پيدا کنم
.منم نميتونم
فقط اميدوارم اينا بتونن کمکمون کنن که .بفهميم مردي که تو اين اتاق بوده کي بوده
.ما اينجا تو يه منطقه اي هستيم که تو نقشه نيست جو
منظورم اينه که هيچ کس اين .آدم رو قبلاً نديده
.نميدونم اون واقعاً وجود داشته يا نه
.جنيفر اون درست اونجا وايساده بود .ما جفتمون اونو ديديم
و اگه اون وسيله ي اصلي يه آدمه
با عقل جور درمياد که بتونه .دختر من رو برگردونه
.من بايد پيداش کنم .الان فقط به اين اهميت ميدم
.درسته
ميخواي چيکار کني؟
.ميخوام يه نگاه ديگه به فيلم بندازم
.اون جمع کننده ها يه جورايي از واقعيت آزرده شدن
.ميخوام امتحانش کنم و بفهمم چي بوده
چيه؟
،کراتزفلد تو رو فرستاد دنبالِ اون عکسا مگه نه؟
.اون منو نفرستاد
.ما با هم کار ميکنيم
چي باعث شده فکر کني ميتوني به اون زياد اعتماد کني؟
.صبح بخير آقا
.از اين طرف
.خواهش ميکنم
.خوش اومدين
،آقاي کراتزفلد .دوستِ خوبِ من
.بالاخره رو در رو با هم آشنا شديم
.زود اومدين
هيچ وقت براي کار زود نيست هست آقاي سود؟
.نه نه .هيچ وقت هيچ وقت
شما همه جا با هم ميريد؟
.اوه آره. خيلي خوب نيست
.از سر اجباره .من زندگيِ خودم رو ترجيح ميدم
.من يه زماني عادي بودم
.کاملاً مشخصه
.بنشينيد خواهش ميکنم
.چاپِ اول. پيدا کردنش خيلي سخت بود
.من بودم بهش ميگفتم وضعِ عادلانه
.الان عدالت يه ذره کم شده
.دارم چک ميکنم که يه وسيله نباشه
.نه نه نه
هيچ وقت از اون وسيله ها توي .مغازه ي من نيستن، فقط علامت ها
.عکس هاس اون وسايل
،ويديو ها، آثار
.اصلاً وسيله براي فروش نداريم
.اون شغل خطرناکيه
.بيشتر بهم بگو
اين متلعق به جان کلارک يکي از جمع کننده ها بوده
...در سال 1938 بدنيا اومده و در سال
.1971فوت کرده
.در اولين جنگ فرقه ها
از کجا ميدوني اين مال کلارکه؟
.از پسر خواهرش خريده شده
يه سري از خرت و پرت تو چمدون داشت
.نميدونست اونا چي بودن
.البته من اول به شما زنگ زدم
.من ميدونم شما علاقه به آثارِ جمع کننده ها داريد
.از اينکه با اين اومديد پيش من ممنونم
منم البته هر چقدر قيمتش باشه و شما بگيد ميپردازم
هر قيمتي که فکر ميکنيد عادلانه ست
.و منم بايد به شما اعتماد کنم که اين يه دونه ست
ولي اگه از يه راهي بفهمم که اون قلابيه
که ميخواستيد از يه راهي سرم کلاه بذاريد
يا اينکه بشنوم از اين يه کپي تهيه کرديد و يه نفر ديگه هم از اين داره
.اونوقته که برميگردم و بهت يه صدمه کوچولو ميزنم
،آقاي کراتزفلد، دوستِ من
.به من ميگن سود
.من براي معامله کردن کلک نميزنم
.نه جعلي در کار هست نه دوگانگي اي
.من رو زندگيم شرط ميبندم
نه نه نه من هيچ ربطي به اون .ندارم
ميک، اونجا چه خبره؟
اون يه راهِ خروجه؟ .آره
.از اين طرف
الان بايد خيلي با دقت .قدم برداري
.بايد بهم بگي چه خبره
.من هر چي ميدونم به شما گفتم
.من از اولش با شما صادق بودم
پس اين چيه؟
اين رمزِ ورود به انبارِ جمع کننده هاست
.هر جايي که هست
.اين چيزيه که جفتمون دنبالشيم
توي اون انبار مطمئنم چشم شيشه اي هست
که اين قدرت رو داره که هر گوشتي رو .خراب يا تعمير بکنه
ميتونه بعنوانِ يه سلاح استفاده بشه
.و همچنين ميتونه سرطانِ خونِ پسر منو درمان کنه
واضح تر بگم بازرس؟
اون مرد چي؟
کدوم مرد؟
.مرد تو اون اتاقِ مسافرخونه اون کي بود؟
داري درباره ي فرضيه ي اون .فرد توي اتاق حرف ميزني
آداماي زيادي مثل تو از لحاظ روحي .اون جاده رو طي کردن
اون وسيله ها به کي تعلق داشتن؟
بايد يه کسي که ساکن اونجا بوده وجد داشته باشه، درسته؟
.من ميگم نه .هيچ آدمي نيست اونجا ساکن بوده باشه
.من ديدمش
.من عکسها رو بردم به محل واقعيِ مسافرخونه
من رفتم داخل اون مسافرخونه و همونطوري که سال 1961 بود ديدمش
.و يه مرد تو اتاق بود
.خداي من
تو واقعاً نميدونستي، ميدونستي؟
اون کاملاً چيزي رو توضيح .ميده که من واقعاً هيچ وقت نفهميدم
بيشتر وقت ها توي اون ...مدارکي که پيدا کردم
جمع کننده ها به يه جايي مثل انبار اشاره ميکردن
.ولي توي 2 تا مورد بهش ميگفتن مقبره
فکر ميکني اون مرده؟
.هيچ کسي اونو نديده .هيچ کسي نميدونه اون کيه
.بهم اعتماد کن، من بيخيالِ تحقيق شدم
ولي اگه جسدي باشه و جمع کننده ها اونو يه جايي پنهان کرده باشن
.احتمالاً اون انباره
.من اينو از همسر کانروي گرفتم
.اون آخرين بازمانده ي جمع کننده هاست
.تبديلش کردم
.باورنکردنيه
جمع کننده ها داشتن سعي ميکردن .روي اتاقِ شماره 9 آزمايشاتي انجام بدن
.ببين، اونا وسيله ها رو روي در ميخ ميکردن
.اين بزرگه
وداره عجيب تر ميشه
چـ...الان داره چه اتفاقي ميفته؟
.فکر کنم اين جاييه که دنيا تقريباً تموم ميشه
.فيلم اصلي دزديده شده بود
.يکي يه قدم از ما جلوتره
.ميرم يه سر و گوشي آب بدم ببينم لژيون چيکار ميکنه
وکيلت که برگشته پيتزبورگ .الان زنگ زد
.ميخواد بدونه چطوري اجازه داديم جو در بره
.نميدونم
.اختلالات توهمي هم که نداري
.تو پاکي
.نه، مارتين روبر با من يه کاري کرد
من فکر ميکنم به محض اينکه دکتر ها باهاتون کاري نداشتن
.بايد بريد خونه بازرس
.تا وقتي مارتين روبر رو پيدا نکنم نميرم
.احتمالاً از بي آبي ميميرم
.فقط قکر کردم به اين نکته اشاره کنم
!نه
!نه! نه
...نه، نه
!نه، نه
!نه! نه
من ترفيع گرفتم، از خود کشيش اعظم
.بنابراين تلفنت مستقيماً به من گزارش ميده
.تبريک ميگم پارچمن
.ممنونم
ميتونست ترفيع مال تو باشه
ولي تو به روبر اجازه دادي .دو تا از وسيله ها رو از زير دماغت کش بره
ميدوني تنبيهِ اون کار چيه؟
.من اون وسيله ها رو برميگردونم
.و مراقب روبر هستم
.خوبه
.از دست دادن تو شرم آوره
.کليد، ساعت و قيچي
ميخوايم برگردن به انبار .هرسه تاشون رو ميخوايم
بين من و تو البته فقط الان .کليد و ساعت رو داريم
.اين قيچيه
من فکر کنم يکي رو ميشناسم که .ميتونه به ما کمک کنه پيداشون کنيم
.موضوع اينه که شما غيبتون زد آقاي کراتزفلد
.آقاي سود دوربين حفاظتي و همه چيز داره
.آره، من توي سيستم امنيتيم يه مقدار ضعف داشتم
.اون الان داره سعي ميکنه اون دي.وي.دي رو بفروشه
خب، شماها دنبال چي ميگرديد؟
.قيچي
.زدين به هدف
.ميشه 10000 دلار .پول نقد
.5000دلار
.خيلي خب، 10 تا .12تا
فکر ميکنم براي يه روز .صبوريِ منو امتحان کردي
،زوريدا فوگورووا .واشنگتن
اون مواد ميفروشه .غذاي آفريقاي جنوبي هم داره
خطرناکه؟
خيلي کم ميرن دنبالِ قيچي
ولي الان اون قيچي رو سه ساله که داره
.پس حتماً بايد يه فکري براش کرده باشه
و دقيقاً اون قيچي چيکار ميکنه؟
.اشيا رو دوران ميده
پس يعني باهاش بشقاب ها رو ميگردونن؟
رفقا، اگه ميخوايد اطلاعات هم درباره شون .بدونيد، اونم قيمتِ خودشو داره
خب، خونه ي زورايدا طبقه ي چهارمه
و اگه هنوز اون قيچي رو داشته باشه
.احتمالاً فقط قادريم اونو ازش بخريم
.منطقه ي خيلي عالي ايه
ببينم دليلي داشت که از طريق اتاقِ مسافرخونه نيومديم اينجا؟
.اين فقط...اين به اين سادگي نيست .من تا حالا اينجا نيومدم
No comments yet. Be the first to leave one.