The Walking Dead: Daryl Dixon

The Walking Dead: Daryl Dixon

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 3

Eldonaj informoj

The Walking Dead Daryl Dixon S03E05
Komentaĵo de Don Milo

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2025-10-05
Elŝutoj: 85
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 156 linioj.

‏‫اینجا از هم جدا میشن.‬

‏‫انگار سه نفر رفتن‬ ‏‫اون پایین.‬

‏‫دو نفر اون طرف.‬

‏‫ جاهای خالی. ‬

‏‫آره. بیا بریم.‬

‏‫اوه!‬

‏‫- روبرتو!‬ ‏‫- هی!‬

‏‫هی!‬

‏‫روبرتو!‬

‏‫روبرتو!‬ ‏‫هی!‬

‏‫روبرتو! آخ!‬

‏‫روبرتو! روبرتو!‬

‏‫داره نفس می‌کشه.‬

‏‫من پیداش کنم،‬

‏‫مـ... ما فرار می‌کنیم.‬

‏‫ولی بعد صدای دنبالمون میان.‬

‏‫آه! نه!‬

‏‫نه! نه!‬

‏‫و دوباره اونو بردن.‬

‏‫دوباره؟‬

‏‫اون هیچ‌وقت داوطلب نشد.‬

‏‫فِده تمام مدت دروغ گفته.‬

‏‫- و تقلب کرده.‬ ‏‫- تقلب؟‬

‏‫کلاغ‌ها.‬ ‏‫اون هیچ‌وقت انتخاب نشد.‬

‏‫اون... اون میگه به همه میگه‬

‏‫اگه لاس افرِندا رو متوقف نکنه.‬

‏‫باید اون رو برگردونیم.‬

‏‫دُنا مارگا حالش رو خوب می‌کنه.‬

‏‫نمی‌دونم برگشتن براش‬ ‏‫به اندازه کافی امن هست یا نه،‬

‏‫با چیزایی که می‌دونیم.‬

‏‫اونا داروی جدیدی دارن‬ ‏‫از ال آکاسار.‬

‏‫می‌تونه بهش کمک کنه.‬

‏‫ بله. ‬

‏‫بیا بریم.‬

‏‫ببین، شاید امن‌تره‬ ‏‫که ما ندونیم.‬

‏‫اگه ندونیم؟‬

‏‫میگیم که تو راه بهش حمله شده‬ ‏‫یا یه همچین چیزی،‬

‏‫و این حواس فِده رو پرت می‌کنه،‬ ‏‫و اون می‌تونه بهتر بشه.‬

‏‫منظورم اینه که،‬ ‏‫این مهمه، درسته؟‬

‏‫ممکنه جواب بده.‬

‏‫تنها چیزی که لازم داریم‬ ‏‫یه دروغگوی خوبه،‬

‏‫و ما یکی از اونا داریم.‬

‏‫در مورد خوستینا چیکار کنیم؟‬

‏‫فکر نکنم کاری از دستمون بربیاد.‬

‏‫الان نه.‬ ‏‫نمی‌تونیم کاری نکنیم.‬

‏‫انگار داریم از... سوءاستفاده می‌کنیم‬

‏‫ما سوءاستفاده نمی‌کنیم.‬ ‏‫مخصوصاً این دو نفر.‬

‏‫بعد از همه کارهایی‬ ‏‫که برامون کردن.‬

‏‫برام.‬

‏‫من خودم دنبالش می‌رم.‬

‏‫تو نمی‌تونی بری.‬

‏‫به من نگو چی کار می‌تونم و‬ ‏‫نمی‌تونم بکنم.‬

‏‫ما باید بریم.‬

‏‫اون کاروان بعدی کجا می‌ره؟‬

‏‫احتمالا بارسلونا.‬

‏‫اونا اول از اونجا رد می‌شن‬ ‏‫بعد به سمت جنوب می‌رن.‬

‏‫بارسلونا.‬ ‏‫بارسلونا چقدر دوره؟‬

‏‫چند روز راهه.‬

‏‫نقشه داری؟‬

‏‫آره، توی‬ ‏‫جای دستکش.‬

‏‫من باهات میام.‬

‏‫تو صد در صد نیستی.‬

‏‫من تنهایی سریع‌ترم.‬

‏‫دریل.‬ ‏‫به تو احتیاج دارن.‬

‏‫به هر دوشون.‬

‏‫چند روز دیگه برمی‌گردم.‬

‏‫باشه؟‬

‏‫هات‌داگ.‬

‏‫اون معجون بهش می‌گن کیمادا. ‬

‏‫یه نوشیدنی مخصوص برندی که‬ ‏‫ میگاس‌ها بلدن چطور درست کنن.‬

‏‫ میگاس؟ ‬ ‏‫درمانگرهای محلی.‬

‏‫دانش قدیمی که از‬ ‏‫مادر به دختر منتقل شده.‬

‏‫هوم. مثل...‬

‏‫مثل جادوگرها؟‬

‏‫نه.‬

‏‫خب، آره.‬

‏‫اگه حالش رو خوب نکنه، حداقل‬ ‏‫مستش می‌کنه.‬

‏‫مادرم هر کاری بتونه برای روبرتو می‌کنه.‬

‏‫اون همیشه همیشه بهار،‬ ‏‫اپی‌پاسوت، زرشک داره...‬

‏‫من اسمش رو‬ ‏‫به انگلیسی نمی‌دونم.‬

‏‫همه گیاهانی که اِل آلکازار‬ ‏‫برامون آورده.‬

‏‫اینجا الان سخته،‬ ‏‫توی ده.‬

‏‫لوس پریمیتووس‬ ‏‫یه غافلگیری بودن.‬

‏‫بهای سنگینی پرداختیم.‬

‏‫اما ازش می‌گذریم.‬

‏‫ازش می‌گذریم با مهمات و‬ ‏‫تدارکاتی که‬

‏‫اِل آلکازار بهمون می‌ده.‬

‏‫آره، ما بهای کار رو می‌دیم.‬

‏‫بشین.‬

‏‫می‌دونی، خانواده پسرعموم رائول‬ ‏‫قبلاً‬

‏‫اینجا توی این قسمت شهر زندگی می‌کردن.‬

‏‫دو تا خونه اون‌طرف‌تر.‬

‏‫ما همیشه بهش می‌گفتیم "تونتتی".‬

‏‫رائول، اون تقریباً هر شب‬ ‏‫برای دسر سر و کله‌اش پیدا می‌شد.‬

‏‫انگار که فقط یه‬ ‏‫تصادفه.‬

‏‫ماریا بهترین شیرینی‌پز‬ ‏‫سولاز بود.‬

‏‫ماریا؟‬

‏‫مادر روبرتو.‬

‏‫تونتتی مرد خوش‌شانسی بود.‬

‏‫اما خودش می‌دونه.‬ ‏‫اون این رو می‌دونه.‬

‏‫خب بهم بگو،‬ ‏‫اون بیرون چی شد؟‬

‏‫وقتی روبرتو رو پیدا کردین،‬ ‏‫چرا این شکلی شده بود؟‬

‏‫ما نمی‌تونیم دقیق بگیم.‬

‏‫انگار باندلروها‬ ‏‫گرفتنش.‬

‏‫از پشت بهش حمله کردن‬ ‏‫و فکر کردن مرده.‬

‏‫وقتی رسیدیم بهش،‬ ‏‫به زور هوشیار بود.‬

‏‫ماشین چی شد؟‬

‏‫رفته.‬

‏‫حتماً اونا بردنش.‬

‏‫فکر می‌کنی کار‬ ‏‫لوس پریمیتایوس بود؟‬

‏‫آره. ما اینطور فکر می‌کنیم.‬

‏‫من فکر نمی‌کنم.‬

‏‫اگه کار اونا بود، می‌کشتنش.‬

‏‫اِل آلکازار‬ ‏‫اثری ازش نبود؟‬

‏‫نه.‬

‏‫خب، فکر کنم‬ ‏‫همین بهتره.‬

‏‫برای همه.‬

‏‫فده.‬

‏‫ولی اون مراعات می‌کنه، درسته؟‬

‏‫وقتی حالش خوب شد‬ ‏‫باهاش حرف می‌زنم.‬

‏‫دوستت کجاست؟‬

‏‫آه، رفته وضعیت‬ ‏‫قایق رو چک کنه.‬

‏‫مم. باشه.‬

‏‫آه. اگه قراره شب‬ ‏‫بیاد تو دهکده،‬

‏‫باید بدونیم تا بتونه‬ ‏‫با امنیت وارد بشه، باشه؟‬

‏‫خیلی لطف کردی،‬

‏‫ولی فکر کنم‬ ‏‫قراره اونجا شب رو بمونه.‬

‏‫تو ساحل؟‬

‏‫آره.‬

‏‫اون خیلی... اهل طبیعته.‬

‏‫آره، معلومه.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫اِل آلکازار این کار رو با روبرتو کرد،‬ ‏‫مگه نه؟‬

‏‫پاز.‬ ‏‫اشکالی نداره.‬ ‏‫می‌تونیم به پاز اعتماد کنیم.‬

‏‫اون کاروان و داریل چی شدن؟‬

‏‫داریل دنبالشون رفت‬ ‏‫تا جاستینا رو بیاره.‬

‏‫آب.‬

‏‫آب.‬

‏‫آب.‬ ‏‫بیا اینجا.‬

‏‫آب، لطفاً.‬ ‏‫آب. آب، لطفاً.‬

‏‫آب، آب، آب.‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫هی، هی.‬

‏‫هی!‬

‏‫آب. آب.‬

‏‫آب. آب...‬

‏‫چوفو.‬

‏‫باید بری حالا.‬

‏‫برو!‬

‏‫عقب برید.‬

‏‫عقب‌نشینی کنید!‬

‏‫نه. نه، نه، نه، نه.‬

‏‫شب بخیر آقا.‬

‏‫ماتئو. ماتئو.‬

‏‫بریم.‬

‏‫این آبه؟‬ ‏‫می‌تونم کمی بردارم؟‬ ‏‫نه.‬

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left