La unuaj 200 linioj.
آخ!
اوه!
چی شد؟
یه پرنده بیشعور عین بمب اومد سمتم
لقمههام از دستم افتاد!
- چه وحشی - کجا رفت؟
تو رو خدا بگو ازش فیلم گرفتی
فقط با چشمام گرفتم. شرمنده
یالا بچهها این همه دوربین با خودمونه این سفر
- از همه چی فیلم بگیرین - میدونم
خیلی ازم انتظار داری
میرم یه خوراکی دیگه بردارم
رفت بازم لقمه گوشت بیاره
خیله خب. ضبط میشه
خب داستان اینجا چیه؟
خیلی هیجانزدهام پسر. رفتم تو گوگل
رسماً 72 تا مقاله در موردش هست. و بهترین قسمتش؟
یه داستانی داره که به هر سههامون ربط پیدا میکنه
اوکی. باشه
و اینکه تو اینقدر هیجانزدهای
یه جورایی منم به هیجان میاره - خیلی پایهام
چرا روی میز علامت نازیهاست؟
یالا بر و بچ
بزنیم به جاده اینقدر لفتش ندین
بریم
- چی گرفتی؟ - واسه تو هیچی
اوکی
- برای من چی؟ - همه خوراکیها رو برای تو گرفتم
اینجاها خیلی دهاتی به نظر میرسه. پشمام
- چطوری؟ - اونو نگاه
قشنگه
اینا همش زمین کشاورزیه. نگاه کن
اینجا دیگه ته دهات کوره
رسیدیم به دهات کور. هوووهووو! هووو!
- اوه خدایا - چی؟
- یه چیزی درست نیست - داری چیکار میکنی؟
جی یه گندی زدم
- اوه خدا چه غلطی کردی؟ - میتونی درستش کنی؟
این باید بهتر باشه
- اوکی - خیله خب
باید یاد بگیریم چطوری از این دورببنا استفاده کنیم
اگه قراره این چند شب آینده فیلمبرداری کنیم
من بلدم با دوربین کوفتی کار کنم
- اوکی - من بلد نیستم. قولی نمیدم
میتونم نگهش دارم
خب میدونی
من تو عمرم یه فیلم ترسناک تخیلی ساختم
لازم نیست یکی دیگه هم بسازم
یه بار دیگه بگو "ترسناک"
تَرسناک
- ترسناک! - ترسناک!
ترسناک! ترسناک!
ترسنا... نا... نا... نا...
اون چیه؟
پسر فکر کنم اون کلاغه دنبالته
اوه! خفه شو!
- این پرندهها - اون تو رو میخواد
میخواد بره تو وجودت
خندهدار نیست - یه جورایی هست
بچهها من دستشویی دارم - اَه
چی؟ تازه وایساده بودیم
اینجا پمپ بنزین نیست. من نمیدونم...
میخوای چیکار کنم؟
مهم نیست. من مستراح شخصی خودمو دارم
اوه خدای...
تا وقتی جی و سلینا دارن میرن دستشویی
میخوام در مورد سورپرایز کوچیکی که براشون دارم بهتون بگم
که براشون دارم
خب من تو اعماق انجمنهای آنلاین بودم...
...حدود 60 سال پیش گم شده
و فکر کنم همهاش میتونه به یه چیزی ربط داشته باشه
و ما واقعا میتونیم چیزی رو پیدا کنیم
که هیچکس تا حالا پیدا نکرده
پس اونا هنوز نمیدونن
این مرتیکه رو نگاه کن
چقدر خوبه که آدم پسر باشه!
همینطوره که میگی
اوه خدای من
اوه خدای من
من...
آخ
چه غلطی میکنی؟
ام...
راستش داشتم سنگ کاغذ قیچی بازی میکردم
داری میرینی؟
آره. بوش میاد؟
بهت گفتم اینو نیاری
ببین چقدر به درد بخور بوده
میدونی چیه کریس؟ وقتی خودت لازم بشه برینی
خیلی خوشحال میشی که این اینجاست
و جی مجبور نیست دستت رو بگیره تا سر پا بمونی
سنگ کاغذ قیچی. سنگ کاغذ قیچی
اوه لعنتی! پسر این عن توئه؟!
- اوه خدای من! نه نه - تو کیسه است
- کجا میخوای بذاریش؟ - عقب ماشین
نه نمیذاریش...
اوه! اوه خدای من!
اوه خدای من!
باشه باشه
من یه چیزی میبینم که سبزه
یه درخت
- آره! درختاست - اَه پسر
درختاست
من یه چیزی میبینم که نارنجیه
- اوه - اووه
- اوه. ام چی؟ - موهای تو!
نه ولی حدس خوبی بود
چراغ خطر این ون
- اوه - کی اینو کرایه کرده؟
این ایده تو بود؟ میدونی چیه؟
ما تو یه ون مخصوص ویلچریم
ولی ببین چقدر جا برای فعالیت داریم
من عاشق بازی پلاک ماشینم
ولی معلومه که اینجا...
- هیچکس نیست - ما کدوم گوری هستیم؟
این احتمالا زاویه افتضاحیه
احتمالا
میدونی خوبی ون ویلچر چیه؟
- چی؟ - میتونم رسما بیام اینجا بالا
وایسم چون قدم 150 سانته
وای نستا! باید کمربند ایمنی ببندی!
سلینا. نه! سلینا!!
میدونی چیه؟ دارم یه کاری میکنم
صبر کن. تو داری ضبط نمیکنی سلینا
اوه. چی؟
داری ضبط نمیکنی
اوه لعنتی. زدمش
بچهها دارم یه کم نگران میشم
که حتی یه نفرم ندیدیم
آره خب فکر کنم این نشونه خوبیه
یعنی این ویدیو حتی ترسناکتر هم میشه
ما کدوم گوری داریم میریم؟
جیپیاس رو چک کردم
آره داریم اشتباه میریم
- چی؟ - داریم از یه راه فرعی کوچیک میریم
- چی؟ - چی؟ کجا؟
خب پرس و جو کردم و ظاهرا یه جورایی
یه خونه متروکه/جنزده هست...
کریس ما قرار بود ساعت 7:30 تو قبرستون باشیم
میدونم ولی اون یه قبرستونه. میتونه صبر کنه
باشه؟ من میخوام یه کار باحال انجام بدم
میخوام کاری رو بکنم که تا حالا انجام ندادیم
ما برای این برنامهریزی کرده بودیم
فقط حدود 10 دقیقه راهه
- پسر بزن کنار. وایسا - چه مرگته مرد؟
فکر نمیکردم واقعا عصبانی بشین
مثلا... - من ساعتها وقت گذاشتم
من حدود هشت ساعت برای این تحقیق کردم
و فایلها رو تو گزارش جمع کردم
میفهمم ببخشید. میفهمم میفهمم
ولی ما داریم پایهایترین کارا رو انجام میدیم
هی میریم جاهای مختلف
هر دفعه همون آشه و همون کاسه
کاری که مردم همیشه انجام دادن
و من فقط میخواستم شما رو سورپرایز کنم
و به جایی ببرم که هیچکس تا حالا نرفته
یا حداقل من خبر ندارم - خوب بود اگه در جریان بودیم
که مثلا یه ایدهای داشته باشیم و تحقیق کنیم
و آماده باشیم - ممنون
یعنی بداهه. مثلا میتونیم همینطوری بریم و یه کاری بکنیم
لازم نیست همیشه اینقدر... اینقدر تمرین شده باشیم
خیلی کسلکننده است
من میخوام یه کار هیجانانگیز بکنم
و فکر کردم این هیجانانگیز میشه
ببخشید که شما رو در جریان نذاشتم ولی خب...
شماها نصف وقتا بدجور ضد حال میزنین
ندونستن حقایق باعث میشه حس کنم یه احمقم
وقتی با دوربین حرف میزنی و چرت و پرت میگی
این باحال نیست
اوکی. حق با توئه حق با توئه
این نمایش کریسه پسر. همیشه نمایش کریسه
اوکی اوکی
ممنون. بالاخره یکی اینو گفت
خیله خب
ببخشید که شما رو در جریان نذاشتم
ولی هنوزم فکر کنم ارزشش رو داره بریم و یه نگاهی بندازیم
خیلی دور نیست. میتونیم فقط یه چکی بکنیم
من به فکر بهترین چیز برای کل گروهم
فقط به خودم فکر نمیکنم
هرچقدرم که شما بخواین اینطور فکر کنین
واقعا فکر میکنم این میتونه خیلی خیلی خفن باشه
هیچکس تا حالا اونجا نرفته؟
- تا جایی که من میدونم نه - هیچی تو یوتیوب نیست؟
نه اونقدرش رو تحقیق کردم
خب این باحاله ولی پسر فقط با ما حرف بزن
مرد. مثلا ما داریم وقت میذاریم...
- پسر پسر پسر... - باشه باشه
فقط کاتش کن. داره بد پیش میره
باشه باشه. آره
من فقط... شما بهترین دوستای منین
فقط میخوام با شما موفق بشم
و یه چیز واقعا خفن بسازم
و دیگه نمیخوام کارای پیش پا افتاده بکنم
همهمون همینو میخوایم. همهمون همینو میخوایم
منم همینو میخوام
خیله خب داریم روز رو از دست میدیم پس...
آره بیاین راه بیفتیم
نمیخوام ساعت 10:30 تو یه جاده خاکی گیر کنیم
آره. باشه
خیله خب پس من میخوام به اینا ثابت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.