La unuaj 200 linioj.
سلام، مامان
میدونم از آخرینباری که اومدم اینجا مدت زیادی میگذره
امیدوار بودم که قبل از دیدن دوبارهت به زندگیم یه سروسامونی داده باشم
بهگمونم خیال باطل بوده
گفتم بهتره حالا که هنوز فرصتش رو دارم بیام دیدنت
شاید یه مدت نتونم بیام اینجا
توی اپلبیز دردسر درست کردم
پای پلیس اومد وسط
احتمال اینکه زندانیم کنن هم خیلی زیاده
یه چیزی دارن به اسم دوربینِ کیفیت بالا
واضح نشون میده که داشتم سعی میکردم ...مدیره رو غرق کنم توی
...صرفا
نیازی نیست جزئیاتش رو بدونی
این چند سال گذشته رو دوام آوردم
منتظر بودم که بالاخره یه چیزی هم به میل من پیش بره
و کافی بود یه عوضی بهم بگه بیعرضه تا از کوره در برم
یادته میاومدی تورنمنتهام؟
همه تشویقم میکردن
انگار که کل دنیا پشت سرم بود
...سربلند کردنت بهترین حس زندگیم بود
هیچوقت نمیخواستم تموم بشه
بعد از دبیرستان، پشت سر هم شکست خوردم
،نه حامیای داشتم نه کسی که کنارم باشه
هیچ افتخاری کسب نکردم
صرفا به بگا رفتهم
،یه مدت طول کشید تا بفهمم ولی الان درک میکنم
اون یاروی توی اپلبیز راست میگفت
من یه بیعرضهم
هرچی زودتر با این حقیقت کنار بیام، بهتره
چون توی زندگی، شانس دوباره نصیب آدم نمیشه
ببخشید که نا امیدت کردم
سلام. سحرخیز شدی
آره، خوابم نمیبرد
هوم. پس به تو رفته
نوبت توئه
هی - اوه، آره -
میرم یه دوش بگیرم
خیلیخب
سلام
سلام، عزیزم
بابایی یه مبارزه بزرگ در پیش داره
یه شانس دوباره
این دفعه نباید هدرش بدم
«کبرا کای»
.تمرکزت رو از دست نده، جانی تعادلت رو حفظ کن
لعنتی. گه توش
با شدت بیشتری حمله کن
شرمنده، رفیق
گند زدم. چه مرگم شده؟
یالا، شدیدتر
تمرکز کن، جانی
باید تعادلت رو حفظ کنی، رفیق
هی، هی، بیا یه استراحتی بکنیم
نه، میتونم ادامه بدم
.حق با دنیل سانه باید انرژیت رو حفظ کنی
هنوز شروعم نکردم
خیلیخب، این یارو قد بلنده
باید روی لگدهای پرشیم کار کنم
،خیلیخب، اگر مساوی شد وارد حالت حمله میشم
بعدش یه گردباد پرنده بهش میزنم
بدک نبود
میتونه ناکاوتش کنه، ولی بعدش در موقعیت آسیبپذیری قرار میگیری
شاید بهتر باشه بکشی عقب و بذاری اون بیاد سمتت
به جای اینکه بخوای با یه لگد پر زرق و برق مسابقه رو ببری
هه، این رو تویی میگی که با یه لگد پر زرق و برق، شکستم دادی
،لگد جرثقیلی نتیجهبخش بود چون خودت بهش تن دادی
،اگه به سمت ولف حملهور شی انگار به سنگ جت حملهور شدی
عه؟ منم سنگ جتم
میتها رو بردار و بیا بیرون
باید کمکش کنیم تعادل رو پیدا کنه
آره، نگران بودم همچین حرفی بزنی
حرومزاده. یالا
.لاروسو، محکم بگیرشون نمیخوام نقش بر زمین شی
دیشب به اندازه کافی خوابیدی؟ - آره، ردیفم. بگیرشون بالا -
چه غلطی میکنی، داداش؟ میتها رو بگیر بالا
میخوای کمکم کنی یا نه، لاروسو؟ - هی -
خواستی سنسیت باشم دیگه؟
یه سنسی میفهمه که شاگردش کِی توی شرایط خوبی نیست
یه دوست هم میفهمه
توی تمام مبارزههام میدونستم که قراره پیروز بشم
،حتی در صورت شکست هم برام مهم نبود چون میدونستم میتونستم برنده بشم
...ولی ولف جوونتر
و قوونتره
و هیچکس محکمتر از اون نزدتم
از سال 84 همیشه یه شروع دوباره میخواستم
و حالا که رقم خورده، حس میکنم یه پاپوش بزرگه
تا واسه همیشه برچسب بیعرضه روم بزنن
تو بیعرضه نیستی
آره، آره
راکی رو یادته؟
آره، ببین، میدونم که خیلی با راکی سه و چهار و آقای تی و دراگو حال میکنی
،باحالنها، ولی واسه من راکی یک بهترینه
بدون شک
یادته کی برنده شد؟
راکی کل فیلم، سخت تمرین میکنه و آخرش چی میشه؟
...اینقدر به بُرد نزدیک میشه
و شکست میخوره
احساس بدی بهش دست میده؟
نه
کم نیاورد
واسه خودش و بقیه حس پیروزی رو داشت
تونست زنی که عاشقشه رو بغل کنه
،چون وقتی مبارزه تموم میشه این تنها چیزیه که اهمیت داره
واسه تو هم صدق میکنه
هر اتفاقی بیفته
کسایی رو داری که براشون عزیزی، رفیق
از جمله خودِ من
این ازت یه برنده میسازه
توی این سنسیبازیها ماهریها - خوبه -
چون استراحت تمومه
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
یوهو
.جانی بدجوری خسته شده روی کاناپه خوابش برده و خر و پف میکنه
بهگمونم تمرینات خوب پیش رفته
ولف از نظر جسمانی، همیشه برتری داره
برتری ما، اعتماد به نفس جانیه
با وجود این، شانس پیروزی داریم
ممنون که برامون آشپزی کردی، مامان
خب میگی، نمیخوای خبر مهمت رو به بقیه بگی؟
آم، آره
خب، استفنورد قبول شدم
چی؟ - آره -
یا خدا! این فوق العادهست - آفرین بهت، میگل -
پیروزیت رو دیدن و باهات تماس گرفتن؟
نه، نه، مادامی که داشتم مبارزه میکردم، قبولم کردن
بهگمونم مادامی که روی تشک بودم جوابشون رو فرستاده بودن
به خاطر سختکوشی و شخصیتش میخواستنش
نه فقط بهخاطر مهارتهای خفن کاراتهش
ممنون - تبریک میگم -
به آرزوی همیشگیت رسیدی
تو هم داری به آرزوت میرسی
بهگمونم برای جفتمون یه پایان دبیرستانی قشنگه
اوه، داشت یادم میرفت
هدیهی فارغ التحصیلیِ سامانتا رو آوردم
چی؟ - نه، مامان بزرگ، راضی به زحمت نبودم -
چرت نگو
،وقتی دبیرستان رو تموم کنی کادو گیرت میاد. روالش همینه
نمیدونم
ای وای
مامان بزرگ، خیلی قشنگه
لوسیل، مطمئنی؟
بایستی خیلی گرون بوده باشه
یه سنت هم بابتش پول ندادم
آقای میاگی بهم داده بودش
آره، درسته
مال مادرش بوده
وقتی مجبور شد اوکیناوا رو ترک کنه
پدرش بهش دادش که اگر یه موقع پول لازم شد، بفروشتش
آقای میاگی نفروختش
ارزش مادیش خیلی زیاد بوده
پس وقتی ازدواج کرد
دادش به زنش
و دوران جنگ
توی منزنار توی اردوگاه بازداشت
به رحمت خدا رفت
و یه نگهبان دزدیدش
فاجعه بود - وایسا، پس آقای میاگی چی کار کرد؟ -
پلیس در جستجوی مجرمی مرتبط با یک سرقت خشونتآمیز است
جیم واتکینز از لودی بعد از یک ضرب و شتم شدید به بیمارستان منتقل
و یک گردنبند گرانبها از او دزدیده شد
کاری که لازم بود رو کرد
نگهبان رو پیدا کرد و پسش گرفت
نمیدونستم داستانش رو برات تعریف کرده
نگهبان به آقای میاگی حمله کرد
اونم مجبور شد بزنه حرومزاده رو ناکاوت کنه
فکر کنم داستان همیشه جوانب بیشتری داره
قبل از فوتش
ازم خواست وقتی زمانش رسید
بدمش به سامانتا
الان بهنظرم مناسبه
آه
بذار ببینم مامان بزرگت میتونه از انگشتهاش استفاده کنه یا نه
آره، قشنگه
!خیلی خوشگله نگاهش کن
اوم، دوستت دارم
خانمها و آقایون
به مسابقهی نهایی و سرنوشتساز
برای تعیین قهرمان بزرگ
سکای تایکای امسال، خوش اومدید
بفرما
وای خدا، خیلی خفنه - دندونشکن -
خیلی ممنون
خیلی ممنون - خواهش میکنم -
اولین امضام رو دادم
منم همینطور
یه حسی بهم میگه آخرین امضاتون نیست
سلام. من جولیا هستم از آیکان برندینگ
ما نمایندگی گروهی از ورزشکاران رو برای ایجاد فرصت برندینگ و بازاریابی به عهده داریم
خیلی دوست داریم بخشی از تیممون باشید
این پیشنهاد کاریه؟
پیشنهادی برای کار حرفهایه
یه حرفهی خیلی باحال
،ما تو رو به مسابقات میبریم جایی که رقابت میکنی
،در انظار عمومی حاضر میشی عکس میگیریم و میذاریم توی فضای مجازی
از اینجور کارها
این صرفا حقوق پایهاته
...توری، این
تحول آفرینه
.لازم نیست الان جواب بدین به وکیلتون نشونش بدید
جفتتون
No comments yet. Be the first to leave one.