La unuaj 200 linioj.
Soul با افتخار تقدیم میکند
بجنبین! همه حواستون اینجا باشه لطفاً!
بجنبین جمع شین لطفاً. عجله کنین!
آره زمان داره مثل برق میره بجنبین
اول از همه ممنون که اومدین
و برای گشتن دنبال این بچه کمک میکنین ممنون ازتون
مادر بچه یه جنب و جوشی تو این قسمت جنگل دیده
اگه اون عوضی رو گیر بیارم میکشمش
برائولیو نوهتو پیدا میکنیم باشه؟
ببینیم
جادهها از دیشب بسته شدن
هرکی اون بچه رو برده
باید هنوز تو جنگل باشه
به خودمون نظم میدیم و اگه سرنخی دیدین
لطفاً بهمون خبر بدین. باشه؟
بجنبین بچههای هلال احمر
بیاین جلو. بهتون بیسیم میدم و اونم برای هرکدومتون یه منطقه جستجو مشخص میکنه
اینجا رو ببینین
شما که منطقه رو خوب میشناسین درسته؟
سلام
فکر کنم دیشب نزدیک دریاچه دیدمت درسته؟
من کلارام
منم ماریام
خوشبختم
فکر کنم درموردم بهت چیزی نگفتن درسته؟
کی؟
خانواده کارلوس. مادرش
اسمی ازت نبرد
تفنگا رو بذارین تو ماشین
- نمیخوایم اتفاق بدی بیفته - اگه یارو رو دیدیم چی؟
اگه دیدینش از بیسیم استفاده کنین
برای همین به هرکدومتون یکی دادیم باشه؟ حالا راه بیفتین لطفاً
خیلی اذیتش کردن
کلارا باید راه بیفتیم
خوشبختم ماریا
- اون کی بود؟ - اون ماریایه
دوستدختر کارلوس بود. خب دوستدختر، رفیق...
هرچی خودت اسمشو میذاری
- بریم؟ - هر وقت تو بگی
مامانم بهم سپرده چشم ازت برندارم، بریم
برام سخته اینجوری باشم
- اینجوری؟ - ساکت
این یه ایراد تو شخصیتمه سکوت خیلی کلافهم میکنه
ترجیح میدم حرف بزنیم
و درمورد چی میخوای حرف بزنی؟
مثلاً درمورد اینکه از اینجا بودنم خوشحال نیستی
این برای شروع خوبه
فقط درک نمیکنم واقعاً
ولی حتما اینجا بودنت خوشحالت میکنه درسته؟
مادرت منو دعوت کرده
درسته
و من میخوام بدونم کارلوس چجور آدمی بوده
اینو درک نمیکنم
بریم
"فاخته بلوری"
مامان!
چی شده؟
"سال 2004"
- دارین چیکار میکنین؟ - هیچی. فقط داریم بازی میکنیم
من اینجام عزیزم آروم باش
بدو پاشو، ببینم. بذار ببینم
مگه بهتون نگفتم با توپ بازی نکنین؟
خودش ازم خواست!
میتونی پاشی؟ بیا عزیزم یک، دو، و...
سه، آفرین
بریم. خیلی درد داری؟
عزیز دلم
ممنون
فهمیدین علت آتیشسوزی چی بوده؟
هنوز نه
لوییزا و شوهرش زیاد میومدن اینجا درسته؟
هر از گاهی
فکر کنم این اواخر کمتر میومدن شنیدم رابطهشون خوب نبود
- من میرم انبار تونی - باشه
تونی
- بله - یه سوال داشتم
تو همه چیزو اینجا میبینی باید یه چیزی دیده باشی
دوست ندارم تو زندگی مردم دخالت کنم
به اندازه کافی تو زندگی خودم دارم
منم دوست ندارم خودت که میدونی ولی این مهمه
باید یه چیزی درمورد این دو تا فهمیده باشی
وقتی اومدن اون ته نشستن
همینقدر میدونم
و چیز عجیبی ندیدی؟
- برام دردسر میشه - نمیشه
باشه
داشتن جر و بحث میکردن، زیاد. اونم داشت میخورد
و یه شب...
اینو کسی بهم نگفت خودم دیدم
داشتم مغازه رو میبستم داشتن میرفتن سمت ماشینشون و...
شوهرش...
- خب پیش میاد دیگه - منظورت از "پیش میاد" چیه؟
میدونی مامانم وقتی دوستپسرم ایسیدرو رو بهش معرفی کردم چی گفت؟
گفت مهمترین چیز اینه که منو نمیزنه
و من خوششانس بودم ولی بقیه نبودن
- میگل سلام تونی - سلام
میگل مارتا داره بهت زنگ میزنه
باشه داره زنگ میزنه
لعنتی
- برمیگردم - همه چی خوبه؟
- اینو مینویسم به حسابت - آره
- فعلا - چیزی برات بیارم؟
- یه قهوه تونی لطفا - حتماً
"سال 2023"
حالت خوبه؟
آره
مطمئنی؟
"ضربان فعلی: 103"
آره نگران نباش
هر وقت حالت بد شد میتونیم برگردیم
- مشکلی نیست - میدونم
باشه
میدونستی کارلوس اعضاشو اهدا کرده؟
نه
نمیدونستم راستش فکر نمیکردم همچین کاری کنه
یه چیزی پیدا کردن!
- چیه؟ چی پیدا کردن؟ - آروم باش برائولیو
- این مال اونه این کلاه نوهمه - هنوز نمیدونیم
- کسی بهش دست زد؟ - نه
باشه. سرگروهبان دوران اینجاست، کلاهو پیدا کردیم
- یه بلایی سرش آوردن - تکرار میکنم کلاهو پیدا کردیم. آروم باش
- کشتنش رافا! - برائولیو هنوز مطمئن نیستیم
باید دیشب دنبالش میگشتم!
- از اینجا بریم - بریم!
بابا؟
بابا چی شده؟
"سال 2004"
سلام چی گفتن؟
قوزک پاش شکسته چند تا امآرآی ازش گرفتن
کارلوس عجب آتل باحالیه درسته؟
- درد میکنه عزیزم؟ - یکم
انگشتای پاتو از گچ بیرون گذاشتن
چیه؟ چی شده؟ خوان؟
پاشو اشتباه رو توپ گذاشت من دروازهبان بودم
تو که برادر بزرگتری باید مواظبش باشی
- تقصیر من نیست که قوزکش شکسته - لطفاً الان خفه شو
اینجوری با مامانت حرف نزن تو آدم نمیشی
- شما پدر و مادر کارلوس فرر هستین؟ - بله ما پدر و مادرشیم
- اینجا بمونین - منتظر ما باشین باشه؟
- سلام صبح بخیر - سلام
پسرتون کارلوس تصادفای زیادی مثل این داشته
خب بچهس دیگه
زیاد میایم اورژانس این درسته
شاید سوالم عجیب باشه ولی وقتی نوزاد بود چیز غیرعادیای ندیدین؟
خب... نمیدونم. خیلی گریه میکرد
- به دکتر اطفال نشونش دادین؟ - آره به چند تا دکتر
بعضیاشون گفتن مشکل شیر خوردنشه بعضیا هم گفتن دلدرد داره
نمیدونم، چرا؟ چی شده؟
عکسهای رادیولوژی آسیبهای بیشتری نشون میدن بیشتر از چیزی که فکر میکردیم
شکستگیهای ریزی تو شونههاش و دندههاش داره...
اون شکستگیها جوش خوردن
ولی شکل و مکانشون
نشون میده که شاید موقع تولد اتفاق افتاده باشن
- چطوری؟ - نمیفهمم دکتر
تکرار شکستگی استخوان تو کارلوس چیز رایجی نیست
الان نمیتونم با قطعیت بگم مشکلش چیه
ولی باید به یه متخصص نشونش بدین
میتونم چند نفرو بهتون معرفی کنم
- آره لطفاً - اینم عکسهای رادیولوژیشه
- ممنونم - روز خوش
- میتونم بیام تو سرگروهبان؟ - آره. بیا تو فرر
شنیدم پسرت مریضه، حالش چطوره؟
دارن ازش آزمایش میگیرن. هنوز نمیدونیم
باشه اگه مرخصی خواستی مشکلی نیست باشه؟
چند روزی بدون تو کارا رو راه میندازیم
ممنونم. گزارش آتیشسوزی رو تموم میکنم
- هنوز تمومش نکردی؟ - نه قربان
بیا بشین
امروز صبح با لورا مارکز بودم
- میشناسیش؟ - آره
تو مقر اصلیه
پروندههای خانواده و خشونت علیه زنان دستشه
درسته
لوییزا علیه گابریل به خاطر آزار جسمی شکایت کرده بود
ولی شکایتشو پس گرفت درسته؟
این یه داستان قدیمی و تکراریه فرر
یه زن و شوهر دعواشون میشه زنه اعصاب شوهرشو خرد میکنه بعد پشیمون میشه
تو این مورد آخرش به مرگ زنه ختم شد
گزارش پزشکی قانونی تازه رسیده
خوندیش؟
چون قاضی هم امضاش کرده
- نه قربان - برات خلاصهش میکنم
لوییزا ایریباری عزادار بوده و تو مصرف قرص خواب زیادهروی کرده
آتیشسوزی چی؟
انگار تو تخت سیگار میکشیده و خوابش برده
روتختی آتیش گرفته بعدم به پردهها سرایت کرده
من شاهدایی دارم که گابریل و لوییزا رو تو خیابون دیدن
رفتارشون طبیعی نبوده...
مهم نیست. یه اتفاق بوده
لطفاً همین الان این پرونده رو ببند
اون به من دروغ گفت و جلوی من نقش قربانی رو بازی کرد
مشکلات خانوادگی تو خونه حل میشه
حرفی نمیمونه
چیز دیگهای هست؟
نه سرگروهبان
خوبه
اگه تو مدرسه نبینمت میام دنبالت
مواظب خودت باش عزیزم
صبح بخیر
- سلام میگل میتونم کمکت کنم؟ - لطفاً منو "قربان" خطاب کن
No comments yet. Be the first to leave one.