Mosaic

Mosaic

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 1

Eldonaj informoj

Mosaic S01E04 WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E04 720p WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E04 1080p WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E04 480p WEB x264-RMTeam
Mosaic S01E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Mosaic S01E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentaĵo de Cannibal
█► حسین امیری و علیرضا ابراهیمی | LiLMeDiA.TV ◄█

Etikedoj

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
Publikigita je: 2018-01-30
Elŝutoj: 54
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫ایالت یوتا، در برابر اریک نیل

‫وکیل مدافع با یک تغییر ‫در دادخواست

‫مبنی بر کاهش زمان حبس، برای قتل ‫موافق کردند

‫چیزی که به نظر دست اُلیویا لیک می‌باشد

‫در 800 متریِ زمین وی پیدا شد

‫چرا الآن اینجایی؟

‫اشتباه میکردم که فکر کردم ممکنه ‫این وضعیت حقت نباشه

‫متاسفم!

‫- نه، نه، تو نمیتونی اینجا باشی ‫- نه

‫- لطفاً! ‫- همه‌ی سرنخ ها به سمت اریک‌ان

‫ولی به نظر من، این کار به ‫اریک نمیخوره

‫ازت میخوام که بری

‫من معتقدم که برادرم بی‌گناهه

‫کسِ دیگه‌ای رو ندارم که برم ‫پیشش، لطفاً

‫اثر انگشت‌ـت روی چکش‌ـه

‫و وقتی پلیس پیدات کرد، تو ترسیدی!

‫یه طرف چیزایی وجود داره که تو میخوای ‫باهاشون بازی کنی

‫و یه طرف هم چیزیه که واقعاً وجود داره

‫میخوای به کدوم بسنده کنی؟

کـاری از حـسـیـن امـیـری و عـلـیـرضـا ابـراهـیـمـی Hossein_124 & Cannibal

‫آقا، ببخشید، آقا

‫آقا! ازتون میخوام دستاتون رو جایی ‫بذارین که بتونم ببینم‌ـشون

‫بالاتر

‫- چه کوفتیه؟ ‫- مم، خوبه

‫خانم، شلوارش رو تا زانوش ‫بکش پایین

‫- آه! ‫- نِیت!

‫وو، چه غلطی میکنی مَرد؟

‫رفیق!

‫جول هارلیِ لعنتی

‫اینجا توی سامیت، یوتـا

‫بیا اینجا، مَرد

‫- بیا بغلم ‫- خوشحالم می‌بینمت

‫فکر نمیکردم دیگه اینجا ببینمت، مَرد

‫- خب ‫- و از هردوتون میخوام که...

‫از این مِلک برین بیرون

‫که عملاً یه صحنه‌ی جرمه

‫که اون باید بدونه

‫چون از قبل، حدود 3 بار بهش گفتم

‫پس، شما همدیگه رو میشناسین؟

‫آم، کم و بیش

‫عمدتاً کمتر

‫ولی، آره. اگه تو...

‫- اوه، سلام! ‫- سلام

‫همه‌چی مرتبه، همه‌چی مرتبه

‫فقط یه تجدید دیداره

‫جول هارلی رو که یادته

‫قبلاً اینجا زندگی میکرد

‫آشنا به‌نظر میرسه

‫- آلن پِیپ هستم، چطوری؟ ‫- خوبم

‫فکر کنم شما رفقا اون نوار زرد رنگِ ‫پایین جاده رو دیده باشین؟

‫درواقع، ما از یه راه دیگه اومدیم. ‫بابت این قضیه متاسفم

‫شما 4 سال پیش کارآگاه مسئولِ ‫این پرونده بودین

‫- شما رو میشناسم؟ ‫- نه، هرگز همدیگه رو ملاقات نکردیم

‫پس، رفقا، هردوتون

‫همین الآن باید از این ‫مِلک برین بیرون

‫آره، متنفرم از اینکه یه ‫کله‌شق باشم

‫ولی رسانه هایی داریم که مثل ‫کِرم از زمین میان بیرون

‫مردمِ بالای کوهستان ‫فقط سعی میکنن

‫از یکم خلوتی که دارن لذت ببرن

‫- اگه شما، اه... ‫- البته

‫آلن

‫گوش کنین، راجع به آلن نگران نباشین

‫فقط داره کارشو انجام میده

‫میدونه که نفع‌ـش کجاست

‫فکر نکنین که خواستم زرنگی کنم و اونو با خودم آوردم

‫جول، یه موضوع کم‌اهمیت‌تر

‫عمراً بتونی حدس بزنی که الان ‫از پیشِ کی دارم میام اینجا

‫- اوه، آره؟ ‫- متولد برج سنبله‌ست، از گفتگوهای طولانی متنفره

‫دوست داره تو اوقات فراغتش زیر ‫بارون قدم بزنه

‫- عاشق غذای ایتالیایی هم هست ‫- هاه

‫درواقع، فکر نکنم هیچکدوم از اینا ‫حقیقت داشته باشه

‫حتی نمیدونم که متولد برج سنبله‌ست

‫امکان نداره! ‫فرانک!

‫هی، فرانک!

‫آره!

‫خیلی‌خب

‫- سلام، رفیق! ‫- سلام، امکان نداره!

‫- امکان نداره ‫- ریشاشو نگاه کن

‫ببین کی رو موقعی که داشت دنبال ‫فاحشه میگشت پیدا کردم

‫چطورین رفقا؟ ‫میخواین بشینین؟

‫- معلومه که میخوایم. میشینیم ‫- آره، بشینین

‫تنها بودی؟

‫آره

‫- اوه، فرانک. ایشون پترا ئه ‫- اوه، چند روز پیش همدیگه رو دیدیم

‫کلّی درمورد اون‌شب ازم سوال پرسید

‫شبی که رفتیم سینما.. «هابیت2» رو دیدیم

‫آره، توی ایست‎‌ریج. فیلمش به اندازه‌ی ‫قسمت اولش خوب نبود

‫خدایی، کی اسم یه چیزو ‫«برهوتِ اسموگ» میذاره؟

‫اسماگ

‫- خب، لورا چطوره؟ ‫- خوبه

‫- آره، همه چی خیلی خوبه ‫- شما باهم ازدواج کردین

‫نِیت گفت تو فیس‌بوک دیدتش

‫آره، سعی کردیم مراسم کوچیکی بگیریم. ‫فقط خانواده‌ها باشن

‫هی، مشکلی نیست، می‌فهمم رفیق

‫اصلاً مشکلی نیست

‫هیچکس مشکلی باهاش نداره، نگران نباش

‫مشکلی نیست

‫خب، من... من غذا خوردنم تموم شد

‫خب، لعنتی

‫بذار بهتون بگم، بهترین چیز ‫مدیر بودن اینه که...

‫مزایاش عالی‌ان

‫مثلاً، باید خیلی دیر برم خونه

‫و خیلی زود بیام سرکار

‫چقدر اینجا میمونی؟ باید حتماً ‫باهم وقت بگذرونیم

‫فقط یه چند روز. آره حتماً باید باهم ‫یه وقتی بگذرونیم

‫میخوای الآن برنامه‌شو بریزیم؟ ‫بهت زنگ بزنم یا ...؟

‫اگه میخوای، الآن وقت می‌گذرونیم

‫میخوای الآن وقت بگذرونیم؟ یا نه

‫- اگه سرت شلوغه، میتونم... هرچی

‫هرچی تو بخوای مشکلی نیست. اگه سرت شلوغه، ‫مجبور نیستیم اصلاً وقت بگذرونیم

‫- درک میکنم ‫- نه، من... فقط یکم خسته‌ـم

‫ولی، میخوای بری؟

‫آره، میخوای برسونمت؟

‫آره، خیلی خوب میشه

‫- شماها مشکلی ندارین؟ ‫- نه، عالیه

‫- عالیه ‫- خوبه، آره!

‫- میرسونمت ‫- مثل قدیم‌ها

‫آره، اوه، آره

‫خب، پس بعداً می‌بینمتون

‫- آره، یه روزِ دیگه ‫- یه روزِ دیگه

‫یه روزِ دیگه. بذار... باید تسویه ‫حساب کنم

‫و یه خبر ناجور هم دارم

‫همم؟ البته توی ماشینم و نه توی جیبم...

‫- فرانک، فرانک، بیخیال... ‫- کیفِ پولمه

‫ممنون

‫- از اینجا برین ‫- فردا بهت پیام میدم

‫عالیه

‫- مَرد ‫- آره، میدونم

‫- از شهر رفتی ‫- میدونم مَرد. دیوونگی‌ـه یا چی؟

‫چقدر شده، 4 سال، 5 سال؟

‫فرانک زیرک‌ـه

‫خب، قضیه‌ی آلن چیه؟

‫آلن؟ باشه

‫چیزی که راجع به آلن باید بدونی ‫اینه که

‫به مدت 30 سال، برای کلِ شهر کار کرد

‫که جمعیتش 36 هزار نفر بود

‫یه ماشین شوی مالیبو رو روند ‫

‫توی سه سال اخیر

‫برای 12 خانواده کار کرد

‫و الآن داره دومین پورشه‌ـشو میرونه

‫که عاشق اینه باهاش ‫از کنارمون رد بشه

‫خوشحالم حالت خوبه، مَرد

‫شبیه اون آدمی شدی که وقتی برای اولین بار ‫به شهر اومدی، دیدم

‫خب، کارم حسابی درگیریِ فیزیکی داره

‫ولی بیشترش به‌خاطر باشگاهه، مگه نه؟

‫مگه نه؟ بیخیال

‫آره، رو خودم کار میکنم

‫ولی بیشترش، میدونی... حالا هرچی

‫حالا هرچی

‫گفتی کجا کار میکنی، یه چیزی ‫که به شکار ربط داره؟

‫آره، عموم یدونه از این... وسایل رو داره

‫کار خوبیه

‫آره

‫هوای پاک، خوبه

‫لورا هم برای یه دکتر کار میکنه، درسته؟

‫آره

‫تغییر بزرگی‌ـه

‫با این حرفت به کجا میخوای برسی؟

‫اوه، هیچی، هیچی، فقط... هیچی

‫طرف رو دیدی؟ آدمِ خوبیه؟

‫نمی‌دونم، منظورم اینه، ‫طرف میره به بولیوی

‫تا مُفتی، اختلال شکافتگیِ لب رو درمان کنه ‫[یکی از نواقص زایشی بدن است. در این حالت بخشی از لب نوزاد ‫باز می‌ماند و گوشت آن رشد کافی نداشته‌است]

‫آه

‫پس ممه میکاره و بوتاکس انجام میده

‫تا پول مرسدس‌ـش رو در بیاره، اینطوریه؟

‫آره تقریباً اینطوریه

‫نمی‌دونم ماشینش چیه

‫ولی به‌نظر میرسه یه مهمونیِ کریسمس ‫خیلی خفن داشت

‫تو یکی از پست هایی که لورا گذاشت دیدم ‫

‫شبیه یه مهمونیِ اداره‌ای بود

‫تورو توش ندیدم

‫آره، نمی‌دونم

‫فکر کنم یه کاری یا چیزی داشتم

‫یادم نمیاد

‫ببین مَرد، کارِ لورا، ‫درواقع خیلی عالیه

‫قضیه فیلم و سینما، خیلی...

‫میدونم

‫- نه، جدی... ‫- می‌فهمم

‫می‌فهمم

من هیچی بهشون نگفتم

‫ما سینما بودیم

‫خوبه

‫قضیه اینه، هیچوقت راجع بهش ‫به لورا چیزی نگفتم

‫فکر کنم میکُشتش ‫

‫اون گفت که باید به داستانمون ‫پایبند بمونیم

‫که این دوتا، دو اتفاق ‫جدا از هم هستن

‫اینکه ما درمورد دختره دروغ بگیم، ‫ربطی به ماجرای قتل نداره

‫و اینکه، ما حتی درمورد قتل تا بعد از

‫اینکه دروغ بگیم، خبر نداشتیم

‫این اتفاقی‌ـه که افتاد

‫پس، آره

‫- اسمش چی بود؟ ‫- کی؟

‫- زنی که باهاش خوابید ‫- نمی‌دونم

‫اون با یه زن خوابید، تو هم ‫صبح رفتی دنبالش

‫اونوقت هیچوقت اسمش رو بهت نگفت؟

‫چرا زن‌ها فکر میکنن، مردا درمورد همه‌ی کاراشون پرچونگی می‌کنن؟

‫زن‌ها خیلی بیشتر از مَردا ‫درمورد این چیزا پرچونگی می‌کنن

‫اونا درمورد همه‎‌چی بهم میگن ‫و هیچ حد و حدودی هم ندارن

‫آدرسش چی؟

‫فرانک، صبحِ روز سال نو

More Farsi Persian subtitles for Mosaic

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left