Οι πρώτες 200 γραμμές.
داستان برندا
برندا؟
.وقتشه
خوبی؟ .آره
.نباید قاضی رو منتظر بذاریم
...حالا چی میشه اگه از اینجا بزنیم بیرون؟
.مثل تلما و لوییز بشیم(فیلم ساخت ۱۹۹۱)
،میدونم که ترسیدی
ولی شوخیاتو برای صحنه نگه دار باشه؟
.فقط مردا بعد اسماشون یه چیزایی رو میگن
.هیچ زن جونیوری وجود نداره(تو آمریکا معمولا پدر ها اسم خودشون رو با پسوند جونیور روی پسر هاشون میذارن) .هیچ زن دومی وجود نداره
.مردا باید انجامش بدن .مجبور به انجامش هستیم
.سلام،من زیک تامپسونم اینم پسرم زیک تامپسون جونیوره
،خانم ها آقایون .دیگه تمومه
.شماها فوق العاده اید
.زیک تامپسون
.ممنونم
.صرفا جهت اطلاع اگه نمیدونید من جویس گولدن هستم صاحب این آشغالدونی
اون اینجا شروع به کار کرد
.و حالا تو همه جای کشور برنامه اجرا میکنه
.خیلی خب،یه نوشیدنی بزنید .چند دقیقه دیگه برمیگردیم
.نمیدونم چرا از خود زیک نمیپرسی
.شنیدم یه مهمونی تو خونه جدیدش داره
.آره. میتونی بهش سر بزنی
شما با من نمیاید؟
.عمرا
.آره،آه،منظورم این نبود که ما هم میایم
.بیخیال. برن، ما از وقتی زیک معروف شده خبری نگرفتیم
و دیدن تموم چیزایی که اون داره و من ندارم
.باعث میشه واقعا حالم گرفته بشه .آهاهاه
،فقط ۱۵ دقیقه .حداکثر
.من نه
.چخبر،پسرا - چخبر،فلچ؟ -
.بازم تو. اوه،سلام .دلم برات تنگ شده بود
...اوه! هیز
...حالا ببین،اگه من کون یکیو اینطوری میگرفتم
.با من بیا مهمونی بعدش هر چقدر خواستی این کونو بگیر
.باشه - .بدو.زود باش -
.میتونم تایید کنم کون خفنیه
.نه،دیگه شانستو از دست دادی
.من نیکویل بودم کل سفر دانشگاه،اون حتی سلامم نکرد
.حتی سلام نکرد
.درسته. درسته - .توهین آمیزه -
لطفا،چدویک؟
.لطفا، لطفا .آهاع. امکان نداره
لطفا،فقط ۱۵ دقیقه
.گفتم نه،جنده خانم
.عجب پیشرفتی
.آره،حالا باید برم خونه و خودمو بکشم
چی؟
.هنوز گرمه
.ازش متنفرم
.هی، هی، نگاه کن چیه؟
.کریس راک، اوناهاشش - کجاست؟ -
.ایناهاشش .اینم زیک
!زیک !زیک
زیک؟
اینجا چیکار میکنید؟
.بیاید اینجا
.باید دوستامو ببینی .اوه،خداجون
!آههه
.رفیق من - .هی -
.باید با اسکات آشنا بشید
.این اسکات منه
...اون مدیر من و .تقریبا مدیر نصف آدمای این اتاقه
.اسکات،اینا دوستای منن .با اینا پیشرفت کردم
.آره
اوه،شما نوشتن جوک و توپاک گوش دادن برای کل شبو یادتونه؟
.خوردن رامن - !ها ها -
.اونا روزای ما بودن مرد
.ولی برای ما هنوز همونن،داداش
...خب
هی،میشه یه لحظه یه عکس بگیری؟
.آره،عکس
.عکس خانوادگی .بیا اینجا
.خیلی احمقانه شد
.وای،وحشتناکه
میخوای پستش کنی؟
میشه منم تگ کنی؟
هی،آرون چیکارا میکنه؟
.اوه،میدونی دیگه،آرونه
.برندا میخواست درباره یه چیزی باهات حرف بزنه
فقط میخواستم یه چیزی ازت بپرسم اگه یه ثانیه وقت داشته باشی؟
.باید به سارا سلام کنیم
آه، شما رفقا میتونید یکم اینطرفا بگردید؟
.آره. آره - !باشه،نوشیدنی بخورید -
.کلی نوشیدنی هست و باید خورده بشن،پس لطفا
.متاسفم. یکی طلبت - .آره -
.لطفا، اون کوره و وقتی من نیستم مضطرب میشه
.باید به پلیسا زنگ بزنم - .به پلیسا زنگ نزن -
.تو راهم
.سگم دوباره داره مثل دیوونه ها پارس میکنه،باید برم
.برن
.باشه
.یه لحظه
.آه،ببخشید
.ببخشید
فکر کردید کجا دارید میرید؟
.باید بریم،داداش
برن،میخواستی باهام حرف بزنی؟
.آره،سرت شلوغه، بیخیالش
.نه،اسکات داره منو مثل یه بچه اسب اینور اونور میگردونه
.الان دیگه در اختیار توام
.میتونم با قطار برگردم - .راننده ام تورو میرسونه -
.باشه،خیلی خب - .راننده -
هی، اگه نشد من باشم .خوشحالم که تو تونستی
.خدا، عاشقتم - .میدونم -
.دوست دارم. میبینمت
آم،من،من میخواستم برنامه جدیدم
.که روش کار کردم رو نشونت بدم
...آم،یه لینک برای مدیر برنامه ات فرستادم ولی
داری فیلمو؟
.آره، ولی اینجا شلوغه
.بالا آرومه
!نمیشه مهمونی خودتو ول کنی
.هر کاری دلم بخواد میتونم انجام بدم
.بجنب
،من تو پرورشگاه بزرگ شدم .لاف نمیزنم
،آم... و به این دلیل
.همه میخوان بدونن که من میخوام بابامو ببینم یا نه
من... اصلا
ولی چیزی که میخوام اینه که شاید اون منو بخواد
،برای همین چیزی که میخوام بدونم اینه که اسمش چیه
،تو یه برنامه قرارگذاشتن پیداش کنم ،باهاش آشنا شم
،یه عکس لختی براش بفرستم
و بگم که میخوای بابایی(اصطلاح سکسی) من بشی؟
.و اونم اینطوریه که "آره"
و منم میگم خوبه چون هستی
... و بعدش... بعدش دیگه جوابشو نمیدم
میدونی چیه؟ .خیلی خوبه
.چون بچه به باباش میره
.لعنتی،این خیلی خوبه - .ممنون -
آره، برن کی اینو نوشتی؟
.سال هاست... یعنی، یه مدتی میشه
،داشتم بهش فکر میکردم شاید ...چی میشه اگه من
چی میشه اگه بتونم باهات به تور بیام؟
چی؟
واسه همین اومدی اینجا؟
اومدی تا خودتو بهم بچسبونی؟
.دهنتو ببند ...نه،من فقط
میدونی من
،میدونم برای من طول کشید تا بتونم رشد کنم
ولی شاید اگه،یعنی یجور فرصت داشتم
.ازش استفاده میکردم
.باشه
باشه، چی؟
.باشه. میتونی بیای
واقعا میگی؟
آره، میتونی بیای، و بعد چند شهر میتونی دیده بشی؟
اوه خدای من،واقعا؟
.آره، تو با استعدادی
.تو عالی هستی، تو خنده داری .ممنون
اوه... میتونم... .باید به چد بگم
ببخشید؟
.فکر کنم باید برگردیم به مهمونیت
.از حرف زدن خسته شدم
...میدونم،من، گوش کن .من واقعا نمیخوام
.نمیخوام
چرا؟ چرا که نه؟
میدونی چیه؟ .هی، هی، هی. نه
.انگار تا حالا انجامش ندادیم
.آخرین بارو یادته،خیلی خفن بود
!او - آره، آخرین بارو یادته؟ -
.آروم باش !آخ
...فقط فقط
.آروم باش
.فقط میخوام تموم بشه
...چی میشه اگه
توافق قبل از محاکمه رو قبول کنیم؟
.اونا اونو بهت پیشنهاد دادن تا بیخیال بشی
...میدونم سخته
.ولی همه اینا به خاطر این شروع شد که زیک تامپسون بهت تجاوز کرد
متهم
،چیزی که دارم میگم اینه که
توییتر سیاه خیلی بهتر میشد،اینطور نیست؟
!هی،ببین کی انقدر با کلاس شده که زنگامو جواب نمیده
.از ده نفر دیگه باید میشنیدم که با زیک تامپسون میخوای بری تور
...جویس،آه
...زیک... اون، آه
...اون،آم
.اون بدون مایل بودن من باهام سکس کرد
...داری میگی اون - .آره -
.ولی چطور؟ یعنی اونجا هزار تا آدم بود
...اوه خدای من
!جویس !اون بهم تجاوز کرد
.جویس
،شنیدم ...فقط دارم سعی میکنم
که چی؟ - !فکر کنم -
.من برای کمک بهت زنگ زدم و توهم
.اوه خدای من فراموشش کن .برندا،صبر کن
،تو و اون بی قراریت
میشه فقط گوش کنی؟
من باورت میکنم .و میخوام بهت کمک کنم
میخوای حقیقت رو بهت بگم یا یه مشت دروغ کلیشه ای؟
.حقیقت
.باشه،ببین
تو سالهاست داری سخت کار میکنی
.و بالاخره داری موفق میشی
.این یه فرصت بزرگه،برندا
چطور میتونم بعد این اتفاق باهاش کار کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.