Οι πρώτες 200 γραμμές.
...آنچه گذشت
چرا سندي باکمن به قتل رسيد؟
کار شما بود؟
دستور از طرف شما صادر شده بود؟ - من به ژنرال -
لطف کردم و قبول کردم تا باهاتون صحبت کنم، آقاي برنسون
نه اينکه بازجويي بشم
کوئين، من توي فرودگاهم
الان فرهاد قاضي رو به رومه
انجام شد
خوبه
گفتي يه چيزي پيدا کردي - آره، چند تا چيز -
از کليدي که بهم دادي استفاده کردم
و وارد آپارتمان کري متيسون شدم
کلوزپاين؟
آپارتمانش مثل يه داروخونه ست
من ميگم که رئيس جديد پايگاه حداقل دو قطبي
و احتمالا بدتر از ايناش باشه
تو اين کار استعداد داري
محموله تحويل داده شد
فقط خدا ميدونه توش چيه
...بيمارستانه، مکس احتمالا يه جور دارو بوده
پس ميخواستي بدون خداحافظي بذاري و بري؟
داخل پاسپورت آيان يک موقعيت ياب قرار داره
تا لب مرز دنبالش ميکنيم
بله؟
سلام منم
...وقت زيادي براي فکر کردن داشتم و
فقط تو توي فکرم بودي
دوستت دارم
منم دوستت دارم
اين مردها زيردست هاي تائيد شده ي
حسام حقاني هستن
،اگه هدف بياد نابودش مي کنيم
خودشه
مسلحه؟
در حال آماده سازي
اين چيه؟
ساول
همين الان بالاي سرمون يه پهپاد منتظره تا من رو بکشه
من رو توي بد موقعيتي قرار دادي
شليک کن
!کري - داريم فرصتمون رو از دست ميديم -
اين ساول ـه - ريپر 1 شليک کن -
...اون رئيس سابق سياست شليک نکن
!شليک کن لعنتي
!اون بي پدر رو بکش
!زده به سرت؟
ساول اون پايينه
ساول
Drama مترجم : آرين
اوضاع شده مثل آليس در سرزمين عجايب
کجايي؟
در يه فاصله ي امن
صبرکن
يه راهي رو بلدم
امريکا در ابتدا
اسامه بن لادن را در پاکستان پيدا کرده و به قتل رساند
اونجا خودت رو به کشتن ميدي
نميتوني توي حياطت مار نگه داري
و انتظار داشته باشي که فقط همسايه هات رو نيش بزنن
مقامات پاکستاني دست به اعمالي زدند
که روابط ما را به شدت تيره کرده است
!خدايا
واقعا متاسفم
ديگه وقت خداحافظيه
...فقط يه چند لحظه صبرکن
سفارت ايالات متحده امريکا
جناب رئيس - خانم سفير -
به اسلام آباد خوش اومدين - خوشحالم اومدم -
اي کاش شرايط اينجا يه مقدار مساعدتر مي بود
هيات نمايندگان پاکستان کي ميرسن؟
يازده و نيم
بايد اعتراف کنم اميد زيادي به
کمک کردنشون در پيدا کردن ساول ندارم
به نظرم بد نميشه اگه با نکات اصلي مذاکره
آشنا بشين - ممنون -
و گمونم مايل باشين اول يه مروري رو با افراد خودتون داشته باشين؟
اينطوري عالي ميشه، بله
بفرمايين
جناب رئيس، ايشون جان ردموند هستند
معاون رئيس پايگاه
بله تلفني صحبت کرده بوديم - و پيتر که مي شناسيدش -
پيتر - قربان -
وقتي اينجا کارتون تموم شد يه ربع قبل جلسه هم يه سري به من بزنين
عاليه. پس فعلا
متيسون کجاست؟
داره استراحت ميکنه قربان
توضيح بده - توي اتاق عمليات کنترلش رو از دست داد -
به طرز قابل درکي ضعيف شده
کنترلش رو از دست داد؟ منظورت وقتي تصميم گرفته شد
که ساول و حقاني کشته نشن؟
درسته
تو خودت نظرت چي بود؟
کري رئيس بود
به نظر من که تصميم هم با خودش بود
و تو؟
اون موقع تحت فشار خيلي زيادي بود
حقاني اون موقع يکي از افرادش رو کشته بود
پس منظورت اينه که مغزش درست کار نميکرد ديگه؟
...منظورم اينه که - چي؟ -
اجازه داد احساساتش بهش غلبه کنن؟
...نه. اتفاقا برعکس قربان تصميم خيلي سختي گرفت
که تو هم با تصميمش مخالفت کردي؟
بله
.خدا رو شکر الان کجاست؟
گمونم توي آپارتمانش
.خب برو دنبالش وقت کمي داريم
به همه نياز داريم
پرستار رو تونستي گير بياري مکس؟
تونستم اسمش رو از روي سنجاق سينه ش بخونم
بايد بتونم اسمش رو توي داده هاي
خود بيمارستان هم پيدا کنم
از کجا مطمئنيم که داروها مال خود حقاني بودن؟
چون آيان بهم گفت
ولي نگفت دقيقا براي چي؟
نه نگفت
آره بايد ازش مي پرسيدم
يالا، بگو
چي؟
من باعث کشته شدنش شدم
تقصير همه مون بود
کري؟
کري، کوئينم. خونه اي؟
کري؟
کري؟
الو
.کري، کوئينم کجايي؟
پيش مکس و فرح
لاکهارت دنبالته. عصبانيه
لعنتي
بهش بگو تو راهم
چکار ميکني؟
.دنبال ساول ميگردم فکر کردي
چکار دارم ميکنم؟ - پيدا کردم -
ام کلثوم
چي؟
وقتي ديدمت برات تعريف ميکنم
تا يه ربع ديگه خودت رو برسون
همين که پيداش کردي باهام تماس بگير
...شيش، هشت، ده
شيش، هشت، ده، دوازده
يک حمله ي ناموفق
...به يه مهموني عروسي
...قتل سندي باکمن
و حالا هم اين
معلول بودن اينجا دقيقا مهمترين
مشکل ماست
با اينحال
آدم هاي داخل اين اتاق نماينده ي آخرين و بهترين اميد
زنده برگردوندن ساول برنسون هستن
چيزاي ديگه اهميتي ندارن
،با نهايت احترام قربان
اين دستور مبني بر مخفيانه نگه داشتن اسارت آقاي برنسون
به شدت تلاشمون براي پيدا کردنشون رو سخت تر ميکنه
سازمان ما... سازمان و تو
توي واشنگتن زير فشاره
نميخوام اوضاع رو بدتر از اين بکنم
داريم زير هر سنگي دنبال ...حسام حقاني ميگرديم
همه فقط بايد همين رو بدونن و بس
شرمنده دير کردم
کجا بودي؟
ميشه لطفا توي اتاقم صحبت کنيم؟
ميتونيم همينجا صحبت کنيم
يه سرنخ از حقاني دارم
جناب رئيس؟
صبرکن. چي هستش؟ - اون يه مشکل دارويي -
خيلي جدي داره. احتمال زياد به زودي ميره
جايي که يه دکتر متخصص بيماريش اونجا باشه
بيماريش چيه؟ - هنوز منتظرم -
تا جوابش رو بگيرم
و تا اون موقع؟ - تا اون موقع -
جان و بقيه ي افراد توي اين اتاق شبانه روزي کار ميکنن
بله؟ - خانم سفير -
ميگن که هيات نمايندگان پاکستاني رسيدن
خيلي خب متيسون. بزن بريم
وقتشه با اين آشغالا رو به رو بشيم
ميدوني که من برات به هيچوجه
ارزش اطلاعاتي ندارم
چيزي گفتي؟
من ارزشي برات ندارم
هرچيزي که ميدونم منسوخ و تاريخ مصرف گذشته ست
اتفاقا ثابت کردي که
ارزش زيادي داري
چطور؟
...اينجا، همين الان
سوار اين ماشينم و نور خورشيد رو روي صورتم حس ميکنم
آخرين باري که مي تونستم انقدر آزادانه توي روز روشن
بيام بيرون رو يادم نمياد
زن داري؟
بچه؟
زن دارم
بيشتر از سه ساله که زنم رو نديدم
براش خيلي خطرناکه
همينطورم براي دخترها و پسرهام
ميتوني تصور کني چه حسي داره؟
نه
اينکه ندوني اصلا ميتوني دوباره ببينيشون يا نه
نميتونم تصور کنم
خب حالا ميدونم که مي بينمشون
با تشکر از تو
No comments yet. Be the first to leave one.