Οι πρώτες 200 γραμμές.
...آنچه گذشت
سندي يه مامور مخفي داشت که براش اطلاعات
تروريست هاي فراري رو فراهم ميکرد - خب که چي؟ -
يعني داشت اطلاعات محرمانه رو با
کسي که هيچکي نميشناسش معامله ميکرد - بيخيال -
در ازاي چندتا حمله ي موفق پهبادها
صحبتت با لاکهارت سر چي بود؟
برميگردم اسلام آباد
بعنوان سرپرست پايگاه
صبح بخير - خانم سفير -
آيان، اعضاي خانواده ت توي اون مهموني عروسي
که توسط امريکايي ها بمباران شد به قتل رسيدن
امريکايي ها قاتلن، خيلي خب؟
ولي کاري که ما سر اون مرده آورديم هم کم از خودشون نمياورد
...پسره اي که ويديوي عروسي رو گرفته بود
يکي از برادرزاده هاي حسام حقاني ـه
ميخوام يه لطفي برام بکني. اين رو يه مدت بذار يه جاي امن
چي توشه؟ - ...فقط -
يه سري وسايل شخصي هستن که نميخوام دست کسي بيوفته
چکار دارين مي کنين؟
بايد خفه خون بگيري
ميخوام استعفا بدم
چيزي شده؟
خيلي چيزا شده
...لعنتي
نقشه اش رو از اول تا آخر از قبل چيده بودن
يه نفر بين مردم بود که توي گوشش ميکروفون داشت
و تمام برنامه رو هماهنگ ميکرد
خداي من، کوئين
اين همه چيز رو تغيير ميده
يعني اينکه الان واقعا بهت نياز دارم
هنوز نميدوني به کي ميتوني اعتماد کني
براي همين بايد يه پايگاه ثانوي راه بندازي
که آدماي خودت، مستقل از سفارت توش کار بکنن
رد پسره رو پيدا کرديم؟
آره. برگشته تو دانشگاه
تو دردسر افتادي آيان - تو کي هستي؟ -
اسم من کري مکفرسون ـه
فرح ساساني براي من کار ميکنه
من سرپرستش توي شعبه ي لندنم - تو متوجه نيستي -
من نميتونم باهات حرف بزنم - از چي مي ترسي؟ -
کي داره تهديدت ميکنه؟
چون من ميتونم ازت محافظت کنم آيان
حتي اگه بخواي
ميتونم از پاکستان بيارمت بيرون
چطوري؟
Arian Drama & Kianoosh_93 مترجمين
اوضاع شده مثل آليس در سرزمين عجايب
کجايي؟
در يه فاصله ي امن
يه راهي رو بلدم
،امريکا
اسامه بن لادن را در پاکستان پيدا کرده و به قتل رساند
اونجا خودت رو به کشتن ميدي
نميتوني توي حياطت مار نگه داري
و انتظار داشته باشي که فقط همسايه هات رو نيش بزنن
مقامات پاکستاني دست به اعمالي زدند
که روابط ما را به شدت تيره کرده است
!خدايا
واقعا متاسفم
بايد خداحافظي کنم
...فقط چند لحظه صبرکن
خفاش شدي - خداي من -
من رو ترسوندي
خواب نداري؟
بلد نيستي در بزني؟
دنبال چي ميگردي؟
فقط ميخوام با چهره ي
مامورهاي اطلاعاتي پاکستاني آشنا بشم
اون رو توي داده هاي اينجا پيدا نمي کني
کي رو؟
فرهاد قاضي
چرا؟
مامور رسمي اطلاعات پاکستان نيست
يکي از لات هاي گردن کلفته که
به سلاح هاي درست حسابي تجهيزش ميکنن
فرهاد قاضي؟
هيچوقت يه صورت خوشگل رو
فراموش نمي کنم
بعدا نگي برات هيچ کاري نکردم
آيان
بابات اينجاست؟
نه، اوضاع خوبه
کيفي که بهت داده بودم دستته؟
کيران؟
کيران، کيف رو داري يا نه؟
بابا پيداش کرد
...کيران، ميشه
کيف رو لازم دارم. خواهش ميکنم
کجاست؟
کيران، بگو ديگه
بابام نابودش کرد
هرچي توش بود رو نابود کرد
چرا بهش اجازه دادي خب؟
سعي کردم جلوش رو بگيرم
.التماسش رو کردم معذرت ميخوام
کيران، الان من چه خاکي به سرم بريزم
اين داروها مال کيه، آيان؟
اين چه وضعشه؟
تنهايي با اين دلال مواد تو خونه چکار ميکني؟
من دلال مواد نيستم
دانشجوي پزشکي هم نيستي
به دانشگاه هم گزارش دادم که دارو مي دزدي
چرا همچين کاري کردي؟
من رو اخراج ميکنن
برو گمشو
چي؟ - !گمشو -
بابا، چکار ميکني؟
!برو گمشو! گورت رو گم کن
!من هيچکاري نکردم
برو گمشو ديگه
!زندگيم رو نابود کردي
ديگه برنگردي
!اشتباه ميکني! خودت ميفهمي
ساول
کري
جايي هست بتونيم صحبت کنيم؟
کيف ها رو ببر توي ماشين
چند دقيقه ديگه ميام. بيا بريم
خب؟
هنوزم بين مقامات اطلاعاتي اينجا
آشنا داري ديگه درسته؟
آره
تو اين مدت که اينجا بودي باهاشون ارتباط برقرار نکردي؟
نه. ولي هروقت خواستم ميتونم بهشون زنگ بزنم
بيشتر از يه زنگ زدن لازمه
ميخوام حضوري با يکي ملاقات کني
...کري، هواپيمام به زودي بلند ميشه و
ساول
قتل سندي به دست يه سري آدم عصباني انجام نشد
از قبل برنامه ريزي شده بود
چي؟
سازمان اطلاعات پاکستان کُشتش
برنامه ريزي شده
ببين
اين عکس از يه فيلم گرفته شده توي همون روزه
...اسم يارو فرهاد قاضي ـه از اون آدماي وحشيه
که يد طولا توي انجام ترورها براي سازمان اطلاعاتشون داره
ديگه کي اين رو ميدونه؟
فقط خودم، خودت و کوئين
بايد اين رو به بقيه هم بگي
.لانگلي بايد مطلع بشه کاخ سفيد هم همينطور
پس يعني فقط يه اعتراض نامه رسمي ارائه بديم؟
آره - پاکستان هم رسما دخالتشون رو انکار ميکنه -
ما چندتا از ديپلمات هاشون رو ،از کشور اخراج ميکنيم
،اونا چند تا از ديپلمات هامون رو اخراج ميکنن
و آخرش هم کسي مسئول شناخته نميشه
مسئول بودن توي کار ما نيست، کري
،سندي يکي از ما بود که يکي از اونا به قتل رسوندش
اين خودش خيليه
يه خبرايي هست
هميشه يه خبرايي هست
نه اينطوري
کوئين يه هفته قبل باهام تماس گرفت. نگران بود
راجع به چي؟
تو
من؟
اونه که کنترلش رو از دست داد
شايد عکس العمل درست همين بود
شايد بهتر باشه نظرش رو پيش خودش نگه داره
بهم کمک ميکني يا نه؟
سلام کوئين
سلام فرح
زود اومدي
"به خاطر هواپيمايي "تيلويندز
کري هنوز نرسيده
باشه
همين الان قهوه دم کردم
ميخواي يکم؟ - آره -
اين اتاق خاليه؟
آره
خب، به روزم بکن
کري اين يارويي که ميکروفون تو گوشش داشت رو شناسايي کرد؟
آره
،الان پيش "ساول"ـه دارن عمليات رو برنامه ريزي ميکنن
پس ساول سر به سر مقامات اطلاعاتيشون ميذاره
و بعدش ماهم صبرميکنيم تا ببينيم کي پيغام رو به سرباز جان به کفشون ميبره
آره. اسمش فرهاد قاضيه
حالش چطوره؟
کري؟ خوبه
حقيقتش حرف نداره
خيلي سريع تونستين اين پايگاه رو سرهم کنين
همش کار کريه
حقيقتش نميدونم کي وقت ميکنه بخوابه
اومده اينجا
کي؟
دانشجوي پزشکي
آيان
من فقط با کري مک فرسون صحبت ميکنم
کارتش رو بهم داد
کري الان اينجا نيست
ولي تو راهه
چقدر طول ميکشه؟
نهايتش ده دقيقه
خواهش ميکنم. خيلي دلش ميخواد تو رو ببينه
يالا آيان. ميتوني توي دفترم منتظر بشي
اگه نميخواي لازم نيست با کس ديگه اي صحبت کني
خيلي خب - از اين طرف -
راحت باش
برات يه ليوان آب ميارم
No comments yet. Be the first to leave one.