Οι πρώτες 200 γραμμές.
دفعه بعدي که با مشکلي مواجه شدي به قاضي ويليامز زنگ بزن
...اگه من از مسابقه انتخابات شوراي شهر استعفا بدم
اونوقت تو يه دوست جديد خواهي داشت
داري رو داستانت کار ميکني اين عاليه
مزخرفه چه غلطي دارم ميکنم من آخه؟
حالش چطوره؟
خب، ميتونم بگم که سيستم جريان خونش کي راه مي افته ولي
اون حالش خوب نيست
اين آشپزخونه جديدته
آره، نه کارمند داره، نه ظرف نقره، فقط منم و اين شعله اجاق سوز
چرا اين پلاستيک لعنتي آبي دوباره بالاي سقف خونمه؟
تو به اين وسيله به دادگاه احضار شدي
شما همتون ديوونه اين که واسه اين مرد کار ميکنين
حالا ببينين چي گفتم، وقتي که زمان پول دادن برسه واستون بازي درمياره
وقتي که اونجا مستقر شدم شما به ايستگاه تلويزيوني زنگ بزنين
اون اينجا رو ترک نميکنه تا زماني که اين آپارتمانها دوباره بازگشايي بشن
نه، هوم باو
اين اسم پسر عمومه
چي ميشه اگه ديامو گفته باشه که جروم چريه؟
ما ميريم و اين جسد رو ميبينيم
من اين اخبار بد رو زمان کارنوال به خونوادم نميدم
*خراميدن در روز يکشنبه*
*يکشنبه تن پروري*
*اصلا نيازي نيست که نگران کار کردن روز دوشنبه باشي*
* يا اينکه سخت کار کني*
*همه چي رو پشت سر خواهيم گذاشت*
*احتياجي به نگراني نيست*
*الان نوبت منه*
*... من ميخوام از مشکلاتم فرار کنم، آره*
*... يکشنبه تن پروري، کار خودمو انجام ميدم
من يه شمع واسه ديويد روشن ميکنم
خيلي خب، مامان
*تو ميبايست شخص مهمي بوده باشي*
* براي خط دوم که در تلاطمه*
*منطقه تجارتي، خيابون باربون*
*شبکه و اورسالين*
*تو ميتوني از هر گوشه اي به جمعيت بپيوندي*
*و همينطوري که ميگذره ازش لذت ببري*
*خط دوم روز دوشنبه برگذار ميشه*
*و پسر ، جمعيت خيلي به سرعت راه ميرن*
*اوه، ميرن به سمت سرزمين افتخار*
*اون رفته که مرد مقدس رو ببينه*
*... اون بالا مالاهاي سرزمين افتخار*
آره، غم و اندوه برميخيزد
*خط دوم همه به صف*
*اونا همه جا مشغول رقصيدن هستن*
*وقتي که موعظه کننده از بدنش جدا ميشه*
*و گروه شروع به نواختن ساز ميکنن*
شما دوتا باهم خيلي عالي کار ميکنين
اوه، ممنون
من اين آهنگ رو قبلا تو راديو جاز نيواورلئان شنيده بودم
آره، اثر چاک کاربو هست اين آهنگ شما اهل اينجا هستين؟
ليک ويو
خونمو از دست دادم
سه تا از همسايه هاي من تو خونه من غرق شدن
اوه، حالا با خانواده همسرم تو سنت لوئيز زندگي ميکنم
ولي من واسه ماردي گراس برگشتم خونه رفيق، هان؟
خونه واسه ماردي گراس
ماردي گراست مبارک عزيزم
*توي ترمه ميچرخم*
*مردمو نگاه ميکنم که تلو تلو خوران راه ميرن*
*ماوراي قدمهاي من*
*کنار ايوون من*
*جلوي در خونه من*
*زنگ کليسا به صدا درمياد*
*گروه کر آواز ميخونن*
*وقتي که کشيش ها فرياد ميزنن*
*و خواهراي روحاني گريه ميکنن* *با يک آواي خجسته*
*امممم، همممم* *آره*
*اون پائين توي ترمه*
*فقط من و معشوقم هستيم*
*ما همه باهم ديوونه ميشيم*
*درحاليکه شلوغ ميکنيم و خوش ميگذرونيم*
*زنگ ترومپت به صدا درمياد*
*درام و باس تاب تاب ميخورن*
*وقتي که ترومبون نعره ميکشه*
* و بوق بزرگ ناله ميکنه*
* اينجا يه ساکسيفون هم هست*
*اون پائين توي ترمه*
*اون من و معشوقم هستيم*
*همه باهم ديوونه ميشيم*
*درحاليکه شلوغ ميکنيم و خوش ميگذرونيم*
*اون پائين توي ترمه*
*اون من و معشوقم هستيم*
... دو روز گذشته و يه تلفن لعنتي هم نزدي
دو روز
تو اون پليسه رو زدي، درسته؟
تو روش ايستادي
خيال داشتي چيکار کنه، بيخيالش بشه؟
ممنونم که اومدي اينجا
با وکليه صحبت کردي؟
تا فردا بعدالظهر توقيفي واسه شام مياي خونه
خيلي کارا دارم که تا سه شنبه بايد انجام بدم
تو هنوز ميخواي لباس بپوشي واسه جشن؟
اهميتي نداره
دفعه اول دوبار ازت شنيدم
...يه کاري برام بکن برو اون پايين به بار پوکس
و بهشون بگو به دوختن ادامه بدن
داداش، اگه از سمت اتوبان جفرسون ميرفتي به سمت مجله
که بري داخل شهر، همونطور که بهت گفته بودم ارزون تر هم درميومد
داري منو ميکشي رفيق هر کيلومتر 28 دلار
مشکلي باهاش ندارم پسر
فقط ساعت دو بيا اينجا که منو ببري جيگر
منو ببري خونه
و تو از دفعه قبلي که رسوندمت 6 دلار به من بدهکاري
ها ها- تو فکر ميکني من فراموش کردم؟-
آره
نه پسر، نه نه دارمت جيگر
دارمت- خيلي خب-
ساعت دو- خيلي خب-
دو- باشه بابا-
ميدوني ، پدرم ... هيچوقت خيابون والنس رو ترک نکرده
من شنيدم سيريل تو آوستين بود
و آرون هم تو نشويل- اوه، ايناهاش-
هي، پسر، چه خبره؟- ايوان-
هي، پسر، پدرت برگشته؟
نه تا وقتي که هوا بهتر بشه پسر
اون آسم داره، خودت ميدوني- آو، پسر، اميدوارم برگرده-
منظورم اينه که نيواورلئان بدون نويل چه معنايي داره؟
دوتا نويل اينجا داريم- هه هي، راست ميگي ها-
پسر، تو روز ماردي گراس کار ميکني؟- اوه، نه نه-
من تو روز ماردي گراس کار نميکنم
اوه، نه، نه، نه، تحت هيچ شرايطي خصوصا اين يکي
مردم ميان اينجا واسه اين- آره، راست ميگي-
شک نکن پسر، بيا بزنيمش داداش- آره داداش-
فانکي هاي احمق برميگردن به نولا
*اونا مثل يه دلقک عمل ميکنن تو عمارت پارلمان واشينگتون*
*فرستادن بمب به بغداد کار هميشگيشونه*
*يک نبرد تک نفره هيچ بهايي نداره*
*بعضي از آمريکن آيدول ها ميخونن ما خوشگليم*
*در ضمن* *شش ماه از فاجعه طوفان کاترينا گذشته*
*من هنوز چک گروه امدادم رو در دست دارم*
*يه کانتينر بهم دادن، از برق خبري نيست*
* و به نظر نميرسه بتونم کليدامو پيدا کنم*
*درضمن*
*تو بايد اوقات خوشي رو داشته باشي*
*در ضمن*
*بايد اون کون خوشگلتو بلرزوني جيگر*
*در ضمن*
*واسه اينکه ممکنه دفعه بعدي در کار نباشه*
*... در ضمن*
چيه عزيزم
کي بابا دوباره برميگرده داخل؟
وقتي کار نوشتن رو تموم کنه
به نظر ميرسه خيلي مشروب ميخوره
ماردي گراس هميشه هيجان زدش ميکنه
واسه ديروز ممنونم خيلي عالي بود
من واقعا به يه روز مرخصي نياز داشتم
آره، امروز کاملا يه روز خيلي عاديه واسه من
ميدونم
... مشکل نيواورلئاني ها اينه
خيلي از مردم مثل تو زندگي ميکنن
يه کانتينر واسه مردم کافي نيست
ديگه داريم خارج از کار حرف ميزنيم، بايد برم
اوه، واسه فردا کمک نياز نداري؟
من قبلا به ژاک گفتم- آو-
ميدونم خيلي دلت ميخواد، ولي درخواست از تو براي .... کار کردن تو روز ماردي گراس
مثل اينه که از پاول پراودهوم تقاضا کني
که از نمک و روغن و فلفل فرانسوي استفاده نکن
من نگران روح ابدي تو هستم
من يقين ندارم
ولي شايد کار کردن تو روز ماردي گراس گناه کبيره باشه
فقط صبحه
فکر کنم قابل بخشش باشه خيلي خب، درود بر تو
برو جلو فرزندم و ديگه بيشتر از اين گناه نکن
ماردي گراس خوبي داشته باشي- آره، توهم-
هي، شايد بهم برسيم
خفه شو- باشه-
هر لحظه ميرسن مامان
بايد خورشت باميه رو بزارم درست بشه ولي منتظرم تا اونا اول برسن
قبلا مايعش رو آماده کردم الان دارم اينا رو خرد ميکنم
اصلا نيازي نيست تمام مدت صبح رو کنار اون ميز بايستي
فقط بزار يه کمي کمکت کنم
اونا اومدن
!سلام- !مامان-
!سلام، عزيزم- سلام مادربزرگ-
سلام مادرزن
چطوري؟- امم-
تو خوبي؟-
خوبم
رانندگي چطور بود؟- خب، ترافيکي در کار نبود-
جدي؟ بيا يه چيزي بهت بدم بخوري- خيلي خب-
صبح به خير- سلام غريبه-
يا شايد بعد الظهره؟- فقط يه کمي اشتباه کردي-
اومدي نهار بخوري؟- من خوبم-
روي چي داري کار ميکني؟
اوه، مرحله بعدي ... يه کالبد شکافي درست و حسابي
فکر کردم فعلا دست نگه داشتين
اوه، آره، تا بعد از تعطيلات
خانواده الان نميتونن روش تمرکز کنن
داستان چطور پيش ميره؟
يه نوري در انتهاي تونل ميبينم- اوه، اين عاليه-
تا زماني که انگشت نما نشده، نور پيشرونده توبيخ نميشه
پدر- راست ميگن دل به دل راه داره-
سلام شيرين عسلم- سلام-
مطمئني نميخواي نهار بخوري؟
ميخواستم برم يه قدمي بزنم يه کم سرم هوا بخوره
يه قهوه بگيرم
منم ميتونم بيام؟
خواهش ميکنم- البته، آره-
No comments yet. Be the first to leave one.