The Surfer

The Surfer

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

The Surfer 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
Ένα Σχόλιο από HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Ετικέτες

webdl
professional_translation
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-06-06
Λήψεις: 106
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« مــوج‌ســوار »

‫نمیشه جلوی موج رو گرفت

‫انرژی خالصه

‫توسط طوفانی در وسط دریا ایجاد شده

‫و تا روزها، هفته‌ها، ماه‌ها ‫و گاهی حتی سال‌ها

‫شکل می‌گیره و می‌خروشه

‫تمامش جمع میشه ‫و به آستانه‌ی تحملش می‌رسه

‫و منجر به برخوردی کوتاه، ناگهانی ‫و شدید به ساحل میشه

‫و تو یا سوارش میشی...

‫یا... تو رو با خودش می‌بره

‫می‌دونی، این بهترین تشبیه زندگی ‫به موج‌سواری بود که به ذهنم می‌رسید

‫امیدوار بودم با اشتیاق بیشتری گوش بدی

‫هنوزم موج‌سواری دیگه، مگه نه؟

‫الان باید مدرسه باشم، بابا

‫خانم هولیهن بابت دیر اومدنم ‫پدرمو درمیاره. و همچنین مامان

‫آره خب، خانم هولیهن ‫و مامانت باهاش کنار میان

‫گاهی اوقات مردها نیاز دارن ‫یکم استراحت کنن

‫خیلی‌خب، باید جواب بدم ‫تو آماده شو

‫یه سورپرایز بزرگ برات دارم

‫کانلن، ممنون که زنگ زدی

‫خیلی‌خب. الان اومدم خلیج "لونا" ‫و پسرم هم همراهمه

‫و امیدوار بودم بتونم خونه رو نشونش بدم ‫میشه دروازه رو باز کنی؟

‫رفیق، تا الان سه بار رفتی داخل

‫خب، قراره من بخرمش دیگه

‫شایدم نتونستی ‫یه خریدار دیگه هم پیدا کرده

‫نه، خودت بهم گفتی ‫اون یکی خریدار کشیده کنار

‫یه خانواده می‌خوان بخرنش ‫دارن با پرواز میان یه نگاهی بهش بندازن

‫و همین الانشم 1.6 میلیون ‫بابتش پیشنهاد دادن

‫و نقد پرداخت می‌کنن

‫من قراره وام بگیرم

‫پول نقد تضمینیه

‫پس اگر می‌خوای ‫یه پیشنهاد قابل قبول بدی

‫باید 1.7 میلیون پیشنهاد بدی

‫ولی می‌تونی صد هزار دلار دیگه جور کنی؟

‫آره، آره. آره

‫میشه تا آخر هفته‌ی آینده ‫بهم مهلت بدی؟

‫نه

‫بیخیال پسر، یکم باهام راه بیا دیگه

‫اول تو راهت رو برو ‫اگر بتونی تا 48 ساعت آینده

‫پول رو جور کنی، به پیشنهادت فکر می‌کنم

‫خب، هنوزم قراره شب کریسمس ‫بیای پیش من، آره؟

‫- آره ‫- عالیه

‫روز کریسمس میری... خونه‌ی مامانت؟

‫نه. قراره... قراره بریم مهمونی کباب‌پزون

‫گم‌شو

‫بابا، حالت خوبه؟

‫هی، بابا

‫بابا

‫چی؟ آره ‫ولی باید بریم توی آب

‫بهترین جا برای نشون دادن ‫سورپرایز بزرگم اونجاست

‫- هی! ‫- برو گم‌شو!

‫اینجا مخصوص ساکنین محلیه!

‫ببین، دریا خلوته

‫به نوبت بقیه احترام می‌ذاریم. جلو نمی‌زنیم

‫پسرم موج‌سوار محشریه، حالا خودت می‌بینی

‫اگر ساکن اینجا نیستی ‫نمی‌تونی اینجا موج‌سواری کنی

‫من اینجا بزرگ شدم

‫اگر ساکن اینجا نیستی ‫نمی‌تونی اینجا موج‌سواری کنی!

‫- هی، بابا... ‫- چیزی نیست

‫داری پسرمو می‌ترسونی

‫از جلوی صورتم بکش کنار

‫اگر ساکن اینجا نیستی ‫نمی‌تونی اینجا موج‌سواری کنی

‫آروم باشین

‫نیازی به این همه هیاهو نیست

‫حالت خوبه پسرجون؟

‫آفرین پسر خوب

‫- ببین، میشه باهات صحبت کنم؟ ‫- دارم پسرمو می‌برم موج‌سواری

‫آره، متوجهم

‫یه لحظه بیا باهات کار دارم

‫تو اینجا بمون، رفیق ‫دارم میرم یه صحبتی با بابات بکنم

‫نمی‌تونی اینجا موج‌سواری کنی

‫اینجا ساحل عمومیه

‫آره، ولی نه

‫گوش کن چی میگم، داداش

‫کسایی که الان توی آب هستن از اول هفته‌ی ‫ کریسمس داشتن عشق و حال می‌کردن

‫و دیشب برف خیلی سنگینی اومده ‫(خیلی کوکائین کشیدن)

‫خودت که می‌دونی چجوریاست

‫ببین، دارم سعی می‌کنم بهت لطف کنم

‫اگر با پسرت بری وسط اون موج‌ها

‫نمی‌دونم ممکنه چی پیش بیاد

‫اون آقای پاچه‌گیر رو می‌بینی؟

‫از اوناست که وقتی دندون‌های پسرتو ‫خرد می‌کنن مجبورت می‌کنه تماشا کنی

‫ببین... می‌دونم زشت شدن ‫جلوی پسرت دردناکه

‫ولی باید بدونی کی باید بیخیال بشی

‫وگرنه ممکنه خیلی ناجورتر بشه

‫ساحل‌های خانوادگی زیادی هست ‫که توش از بعدازظهرتون لذت ببرین

‫پس برو. اینجا رو فراموش کن

‫می‌خواستم امروز روی اون موج‌ها

‫باهات موج‌سواری کنم، چون...

‫وقتی توی آب اینجا ‫ روی تخته‌هامون نشستیم

‫بهترین دید رو به خونه‌های ‫"کلیف تاپ درایو" داریم

‫و می‌خواستم غافلگیرت کنم ‫ولی قراره یکیشون رو بخرم

‫و یه خونه‌ی معمولی نیست

‫قبلاً خونه‌ی بابابزرگت بوده

‫می‌تونیم همین الان بریم اونجا ‫و یه نگاهی بهش بندازیم

‫دلت می‌خواد بریم؟

‫بیخیال، نذار اونا...

‫اینجا جای خاصی برای ماست

‫قراره اینجا رو برای خودمون بخرم

‫وقتی هم‌سن تو بودم ‫اینجا شگفت‌انگیز بود

‫بابام صبح اول وقت بیدارم می‌کرد

‫و می‌دیدم قبل از اینکه بره شهر سر کار ‫داره قهوه درست می‌کنه

‫و تخته‌م رو برمی‌داشتم و می‌زدم به دریا

‫یه مسیر فرعی هست که ‫از خونه مستقیم می‌رسه به ساحل

‫برای "دندان کوسه" تمرین می‌کردم

‫یه مسابقه‌ی موج‌سواری محلیه

‫اگر هنوزم برگزار میشه ‫توام می‌تونی توش شرکت کنی

‫و می‌خوام همچین چیزی رو تجربه کنی ‫می‌خوام تمام اینا رو برات فراهم کنم

‫یالا، بیا بریم یه نگاهی بهش بندازیم

‫فقط می‌خوام برم خونه

‫الو؟ سلام، شرمنده رفیق ‫اینجا خیلی سروصدا زیاده

‫- خب، مشکل چیه؟ ‫- یه خریدار دیگه هم پیدا کرده

‫- قیمتش صد هزار دلار رفت بالا ‫- گندش بزنن

‫متاسفم. می‌دونم ‫خیلی دلت می‌خواست بخریش

‫هنوزم می‌خوام ‫ببین، می‌خوام یکم پول بیشتر جمع کنم

‫شاید بتونم 30 هزار دلار بیشتر جور کنم

‫پس میشه دوباره بری سراغ بانک ‫و 70 هزار دلار بقیه‌شو جور کنی؟

‫اینطوری بقیه‌شو هم جور می‌کنم ‫و خونه گیر من میاد

‫ببین، همین الانشم ‫بیش از حد داری وام می‌گیری

‫- ولی امکانش هست؟ ‫- خب، آره

‫ولی مسئله اینه که ‫و دارم اینو به عنوان

‫یه دوست بهت میگم، نه دلالت، خب؟

‫این چیزی رو درست نمی‌کنه

‫اگر یه نگاهی به ‫اون سمت خلیج بندازی، رفیق...

‫می‌تونی یه خونه‌ی خیلی خوب...

‫نه، نه، نه. باید اینجا باشه

‫تمام عمرم جون کندم که برگردم اینجا

‫ممکنه دیگه هیچوقت ‫خونه رو نذارن برای فروش

‫الان وقتشه. میشه حداقل سعی کنی؟

‫باشه، باشه، تمام تلاشمو می‌کنم

‫خیلی‌خب. بهت باور دارم، مایک

‫اگر کسی بتونه ‫ از پس این‌کار بربیاد، تویی

‫پس بیا تمومش کنیم بره ‫بیا معامله رو جوش بدیم

‫بعدش روی ایوون خونه ‫با یه شام خرچنگ و یه بطری شامپاین

‫جشن می‌گیریم

‫صبر کن تا ببینی ‫چه غروب‌هایی داره، مایک

‫خانم بچه‌ها هم باهامون میان

‫باشه

‫شایدم بهتر باشه خودم و خودت بریم ‫و یه آبجویی بزنیم به بدن

‫باشه، هرچی باشه فقط اینجا گیرم بیاد ‫بهش نیاز دارم، مایک

‫به محض اینکه تونستی بهم زنگ بزن

‫- چیه؟ ‫- کدوم گوری هستی؟

‫مجبور شدم یه روز مرخصی بگیرم

‫حتماً شوخیت گرفته. مریض شدی؟

‫- نه ‫- خب، بنسن می‌خواد فوراً ببینتت

‫نگران حساب "آرکام"ـه

‫دارن دلشوره می‌گیرن

‫و گفتن دیروز توی جلسه

‫کفش و جوراب پات نبوده

‫- قضیه چی بوده؟ ‫- فعلاً وقت این حرفا رو ندارم

‫دارم یه خونه معامله می‌کنم

‫فردا برمی‌گردم و درستش می‌کنم، باشه؟

‫به‌نفعته این‌کارو بکنی ‫فردا اول وقت بیا دفتر بنسن

‫عالیه. خداحافظ

‫چرا گفتی بیام اینجا؟ ‫این همه مدت کجا بودی؟

‫بهت که گفتم، اینجا بودم

‫سه روز تموم ندیدیمت

‫چرا نمی‌فهمی؟ ‫مدام داره ازم می‌پرسه "بابا کجاست"؟

‫هی، هی، هی

‫نه، نکن

‫هی

‫- توام پسر خلیجی هستی؟ ‫- چی هستم؟

‫همراه اون بی‌شرفایی که دم ساحلن؟ ‫از ساکنین محلی اینجایی؟

‫اینو نمی‌خوام

‫آمریکایی هستی

‫آره، خب، شاید آدم درستی باشی

‫پس حداقل ببین ‫دارم چی نشونت میدم

‫نه، سگت رو ندیدم

‫هوی، بیاین اینجا!

‫باز شروع شد

‫مراقب باش، پسرجون

‫میشه چهار دلار، داداش

‫- برو گم‌شو! ‫- اینجا چیکار می‌کنی، مرتیکه؟

‫دارم میرم، دارم میرم. کاری نکردم

‫یه نگاه به خودت بنداز ‫اینجا جای تو نیست مرتیکه

‫- این مال منه. بدش به من ‫- نه. برو گم‌شو

‫- گورتو گم کن ‫- بخواب بابا

‫بلند نشو که جات همون‌جاست، مرتیکه

‫عوضی بی‌عرضه

‫هی، ایکبیری ‫اینجا مخصوص ساکنین محلیه

‫اگر ساکن اینجا نیستی ‫نمی‌تونی اینجا موج‌سواری کنی

‫من موج‌سواری نمی‌کنم

‫یا نکنه منظره‌ی اینجا هم ‫مخصوص ساکنین محلیه؟

‫بعداً نگی بهت هشدار ندادیما، آشغال عوضی

‫سلام

‫چی تو سرت می‌گذشت

‫که نذاشتی بره مدرسه؟

‫می‌خواستم غافلگیرش کنم

‫یه روز بیشتر نیست ‫و نزدیک تعطیلات هم هستیم، پس...

‫کجایی؟

‫حتی بهم نمیگه کجا بردیش

‫اومدم خلیج لونا

‫بالاخره خونه‌ی خانوادگیم رو ‫ گذاشتن برای فروش، هلن

‫باورت میشه؟

‫عاشق اینجا میشی

‫این‌کارو با خودت نکن

‫برای گرفتن اینجا جون کندم، هلن

‫خودم خوب می‌دونم

‫بهت که گفتم بالاخره پسش می‌گیرم

More Farsi Persian subtitles for The Surfer

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left