Novocaine

Novocaine

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Novocaine 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ένα Σχόλιο από Samurai_EP
A commentary by Farahnak █⫸ امیر فرحناک ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Ετικέτες

webdl
full_subtitles
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-09-02
Λήψεις: 71
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‫« تماشای این فیلم به دلیل صحنه‌های شدید خشونت و ‫خون‌ریزی برای کودکان و افراد حساس توصیه نمی‌شود »

‫دوستان، اگه یک چیز برای من ‫درس عبرت شده باشه، اون اینـه:

‫نباید اجازه بدید معلولیت سد راه‌تون بشه

‫باید مثل مدال افتخار اون رو به سینه بزنید

‫باید برید بیرون و بگید:

‫«دنیا، این منم. همینی‌ام که هستم، ‫با تمام شکوه و جلالم و

‫اومدم که برنده شم»

‫« اتحادیه اعتباری تراست سن دیگو »

‫« نـووکـائـیـن »

‫« چسب زخم »

‫« نیتن کِین » ‫« معاون مدیر »

‫اینجا توی ‫«اتحادیه‌ی اعتباری تراست سن دیگو»

‫چیزی به اسم مشتری یا ارباب‌رجوع نداریم

‫بلکه اعضا داریم

‫اعضای خانواده

‫و این خودش...

‫مهیجـه

‫- آره، چه‌جورم! ‫- آره، دقیقاً

‫و چه چیزی...

‫مهیج‌تر از روز پاداش کریسمس؟

‫شلوغ‌ترین روز کاریِ سال

‫روزی که اعضای سخت‌کوش اتحادیه

‫با لذت بردن از تعطیلات ‫مزد زحمات‌شون رو می‌گیرن

‫چرا که فردا قراره اعتمادشون رو با...

‫اتحادیه‌ی اعتباری تراست سن دیگو جلب کنیم

‫- حرف‌هام تموم شد ‫- خیلی‌خب، حلـه

‫خوب بود، مقتدرانه بود

‫آره، کارت حرف نداشت. ‫سخنرانی خوبی بود.

‫خیلی‌خب، برگردید سر کارتون

‫خیلی‌خب

‫مغازه چی میشه؟ با شرایط کنار میای؟

‫ناچار شدم عذر ترنس رو بخوام

‫ولی همچنان هر روز باز می‌کنم

‫الان که دیگه بتی بین‌مون نیست،

‫نمی‌دونم دیگه چه کاری ازم ساخته‌ست

‫اِرل، من...

‫واقعاً متأسفم، ‫ولی اگه نتونی اقساط رو پرداخت کنی،

‫مجبوریم سلب مالکیت کنیم

‫متوجه‌ام

‫خیلی‌خب

‫تنها کاری که ازم بر میاد

‫اینـه که تا بعد از تعطیلات ‫کاری با این اوراق نداشته باشم

‫این اونقدری برات زمان می‌خره که ‫کارهای بیمه‌ی تأمین اجتماعی و

‫بازنشستگی بتی رو برای ‫مراحل انحصار وراثت انجام بدی

‫قول نمیدم بتونی مغازه رو نگه داری، ولی...

‫اینجوری می‌تونی سقف بالا سرت رو حفظ کنی

‫ازت ممنونم

‫بذار تا بیرون بدرقه‌ات کنم

‫بازم تسلیت میگم، ارل

‫تصورش هم برام سختـه

‫یکی بعد از ۵۰ سال ‫شریک زندگی خودش رو از دست بده

‫مهم نیست چند سال بگذره

‫اگه روز آشنایی‌مون هم از دست می‌دادمش ‫همین‌قدر غصه می‌خوردم

‫اون به زندگیم رنگ تازه‌ای بخشید

‫می‌دونی که چی میگم؟

‫آره

‫کاملاً

‫هی، نِیت؟

‫- سلام! چه‌خبر؟ ‫- خدای من، ببخشید

‫- نه، طوریم نیست ‫- خدای من

‫- خودم ردیفش می‌کنم ‫- گندش بزنن، شرمنده

‫نه، نیازی به زحمت نیست

‫من خیلی توی پاک کردن لکه‌ها واردم

‫واقعاً لازم به زحمت نیست. ‫مشکلی نیست، خودم درستش می‌کنم.

‫باور کن. همه چی... نگران هیچی نباش

‫من...

‫من...

‫دیگه باید... باید برم

‫ببخشید

‫از این بهتر نمی‌تونستی دلش رو ببری، احمق‌خان

‫- بله، بفرما تو ‫- سلام

‫شری! هی، سلام

‫سلام

‫باید جل و پلاسم رو جمع کنم برم، نه؟

‫می‌دونم فقط چهار ماهـه که اینجام

‫ولی حس می‌کنم می‌تونم ‫واسه شرکت خیلی مثمر ثمر باشم

‫- نه، نه، اخراج نیستی، خیالت راحت ‫- مطمئنی؟

‫- آره ‫- حس می‌کنم لاأقل یه پیراهن بهت بدهکارم

‫این پیراهن رو میگی؟ ‫نه. نه، نه، نه. این...

‫بدترین پیراهن منـه

‫باشه. می‌تونم به جاش ناهار مهمونت کنم؟

‫آره

‫یعنی نه، راستش

‫- شرمنده، امروز ناهارم رو آوردم، ‫نیازی به این کار نیست - مطمئنی؟

‫باشه. حتماً. اصراری نیست

‫- باشه ‫- ولی اگه پشیمون شدی بهم بگو

‫خداحافظ

‫« گواهی‌نامه‌ی ارل جیمز » ‫« گواهی‌نامه‌ی بتی جیمز »

‫هی...

‫می‌دونی چیـه اصلاً؟

‫- باهات میام ‫- باشه

‫- عالی شد. ساعت ۱۰ خوبـه؟ ‫- آره! خوبـه

‫بی‌صبرانه منتظرم

‫کل اتحادیه شنیدن

‫خوش برگشتی، عزیزم

‫می‌بینم این دفعه یکی از دوستات هم آوردی

‫آره، ایشون نیتـه

‫سلام، نیت. چی میل داری؟

‫فقط یه شیک، بی‌زحمت. ‫وانیل باشه.

‫غذا سفارش نمیدی؟ ‫ساندویچ‌های خوشمزه‌ای دارن

‫ساندویچ‌هاشون خوبـه؟

‫نه، میل ندارم

‫باشه. پس واسه من...

‫تو رو خدا بگو که پای گیلاست تموم نشده

‫شانس باهات یاره

‫- یه بُرش مونده ‫- ایول

‫خب...

‫داستانت چیـه؟

‫- داستانم؟ ‫- آره

‫می‌دونی، همیشه...

‫توی دفترتی و

‫بعد از کار هیچوقت با بچه‌ها بیرون نمیای

‫واقعاً نمی‌دونم. من...

‫گمونم خیلی آدم اجتماعی‌ای نیستم

‫- باشه ‫- آره

‫- دوست‌دختر داری؟ ‫- نه. نه، ندارم. فعلاً...

‫فعلاً ندارم

‫- توی نرم‌افزارهای دوست‌یابی هستی؟ ‫- نه! بلا به دور

‫چرا؟ واقعاً؟ اگه بیای رو هوا می‌زننت

‫می‌تونم همین الان ‫یه عکس پروفایل برات بگیرم

‫اون گوزن‌های شمالیِ روی کراواتت ‫دل همه رو می‌بره

‫باشه، خیلی‌خب

‫خیلی ممنون

‫نوش جون‌تون. ‫چیزی خواستید یه ندا بدید.

‫ممنون

‫- خدای من، مزه‌ی بهشت میده ‫- چه خوب

‫- امتحان می‌کنی؟ ‫- نه. نه، نمی‌خورم

‫- یه قاشق بخور ‫- مرسی، ولی میل ندارم، من...

‫- جدی میگم، شری. مرسی ‫- یه کوچولو

‫- خیلی خوشمزه‌ست ‫- نمی‌تونم، نمی‌تونم، نمی‌تونم

‫ببخشید. نمی‌تونم پای بخورم

‫منظورت چیـه که نمی‌تونی؟

‫خب...

‫من یه اختلال ژنتیکی دارم

‫اوه

‫باشه

‫بگو دیگه بقیه‌شو

‫آره، می‌گفتم...

‫بهش میگن «سیپا»

‫عدم حساسیت مادرزادی به درد ‫همراه با ناتوانی در تعریق

‫سیستم عصبیم رو درگیر می‌کنه

‫و این...

‫باعث میشه که ‫اساساً هیچ دردی رو حس نکنم

‫یا هیچ گرما یا سرمایی رو

‫واسه همینـه که نمی‌تونم پای یا

‫هیچ غذای جامدی بخورم، چون...

‫ناخواسته ممکنـه که

‫زبونم رو گاز بگیرم

‫الان می‌فهمم وقتی امروز ‫روی دستت قهوه ریخت چی شد

‫آره، هیچ دردی رو احساس نکردم

‫- پشمام ‫- آره

‫تو یه ابرقهرمانی

‫آره، چرا که نه. آره

‫این قدرت رو دارم که ‫روی میخ پا بذارم و

‫عین خیالم نباشه، تا وقتی که کفشم...

‫پُر خون بشه

‫راست میگی. به اینجاش فکر نکرده بودم

‫در ضمن، این یه داستان واقعیـه. ‫رفته بودیم آکواریوم که مامانم از هوش رفت.

‫- خدای من ‫- آره

‫والدینم...

‫اساساً کل بچگیم رو بیمارستان بودن و

‫وقتی که فهمیدن ‫میانگین طول عمر کسی که

‫شرایط من رو داره، ۲۵ سالـه،

‫یه جورایی نذاشتن بیرون برم

‫متأسفم

‫نه، می‌دونی، من...

‫هنوز سُر و مُر و گنده‌ام

‫خب، متوجه‌ی شرایط هستم

‫ولی این یعنی واقعاً نمی‌تونی...

‫یه قاشق پای بخوری؟

‫نه، نمی‌تونم. خب...

‫بهت که گفتم، ‫ممکنه زبونم رو گاز بگیرم

‫زبونت رو گاز نمی‌گیری، نیت

‫این بهترین پای گیلاس ساحل غربیـه، خب؟

‫به خدا راست میگم

‫اگه اتفاقی بدی افتاد، مراقبتم

‫باشه

‫قبولـه؟

‫- بریم که یه قاشق بخورم ‫- آره

‫دهنت رو باز کن

‫خب

‫یادت نره که آروم بجویش. آفرین

‫بذار همه چیز خودش به خوبی پیش بره

‫خدای من، چقدر خوشمزه‌ست

‫خیلی خوشمزه‌ست. خدای من!

‫- خدای من! این... ‫- بهت که گفتم!

‫چی میگی!

‫- پای این مزه‌ایـه؟ مطمئنی؟ ‫- آره

‫پای حرف نداره

‫تبریک میگم

‫واو!

‫امشب برنامه‌ات چیـه؟

‫من رو به یه نمایشگاه هنر دعوت کرده

‫فکر نکنم برم

‫می‌خوام همینجا بمونم و ‫دوتایی بازی کنیم. اتفاقی هم نمیفته

‫چند ماهـه اسم این دختره از دهنت نمیفته

‫یه دل نه، صد دل عاشقشی

‫اگه من جای تو بودم ‫از خدام هم بود باهاش برم

‫آره، رفیق، ولی من مثل تو نیستم

‫من نه آدم خفنی‌ام، ‫نه هارلی دیویدسون سوار میشم

More Farsi Persian subtitles for Novocaine

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left