Οι πρώτες 200 γραμμές.
اسم من هاروکا است!
اسم من آیانه است!
و این...
دایکی!
پشت سرمون یه ساختمان متروکه میبینید.
هاروکا، بگو چرا اومدیم اینجا؟
یکی یه محراب عجیب اونجا ساخته، واسه همین معروف شده.
تو اینترنت داستانهایی هست که اینجا ارواح و زن سرخپوش رو دیدن،
واسه همین این دو نفر رو آوردم اینجا تا حوصلهمون سر نره.
آره، میخوام یه روح ببینم!
منم همینطور!
آره. ولی فقط دیدن روح خستهکننده است.
واسه همین تصمیم گرفتیم فیلمبرداریش کنیم!
و اگه از روح فیلم بگیریم، ویدیوش رو میذاریم تیکتاک!
و مشهور میشیم.
باشه، بریم.
بفرمایید.
خواهش میکنم.
تلاش کن!
میرم، میرم!
انجام شد!
باحاله.
باحال بود!
اینجا بزرگه.
بالاخره جنگله دیگه.
این محراب کجاست؟
ها؟
این محراب کجاست؟
شنیدم تو یه ساختمان بزرگ هست.
شاید تو این باشه؟
اینو میگی؟
چیز ترسناکیه.
فکر کنم این همون ساختمونیه که دنبالش بودیم.
رسیدیم!
اون دره بزرگه و ترسناکه.
رسیدیم. بالاخره میتونیم یه روح ببینیم؟!
سریعتر بریم داخل.
بفرمایید.
بریم تو؟
شما بفرمایید.
وای، باز شد.
داخلش چطوره؟
این چیه؟
اینجا پر از مکانیزمه.
یهو.
واقعاً زیاده...
اومد؟
اومد!
بریم ببینیم.
بیا بریم، بیا بریم، بیا بریم.
از اینجا افتادن خطرناکه.
من دارم میام پایین.
از کجا؟
فکر کنم صدا از اونطرف اومد، هاروکا.
همینه.
عالیه، قابهای فوقالعادهای شدن!
اصلاً.
اینجا هیچی نیست.
هی، مگه محراب اونطرف نیست؟
اینجا یه اتاق کوچیکه.
اونجا تاریکه.
این محرابه؟
چقدر افتضاحه.
جوریه که انگار یه مشت اراذل اومدن و شکستنش.
البته، شاید هم اصلاً شکسته نباشه.
یه جورایی... چندشه.
میل ندارم نزدیکش بشم.
آره واقعاً.
موافقی؟
این دیگه چیه؟...
فکر کنم عمداً یکی اینقدر چندش درستش کرده. حتماً یه شوخی مسخرهست.
با این فیلم، بازدید نمیگیریم.
صدایی که قبلاً شنیدیم کافی نیست.
اینطوری نمیشه. اگه روح ظاهر نشه، حوصلهسربر میشه.
خیلی حوصلهسربر.
بشکنه؟
من اون روح رو مجبور میکنم بیاد.
چطوری؟
واقعاً... میشکَنیش؟
میشکنم.
جدی میگی...
وای وای وای.
این دیگه چیه؟
بیا بیرون دیگه.
تو از این خوشت نمیاد، نه؟
تو این دنیای پوسیده خودتو نشون بده!
من این چیزو شکستم!
بیا بیرون!
منو لعنت کن!
هاروکا چقدر خفنه!
باحاله! واقعاً وحشتناکه!
روح حتماً باید بیاد!
نمیشه.
شنیدین؟...
شنیدم.
یه صدای زن گفت: 'کافیه'.
هی، کجایی؟
کجایی؟
روح، کجایی؟
هی، بیا بیرون! میخوایم ببینیمت!
دیگه این صداها چیه!
زود خودتو نشون بده!
زود باش!
این یه روحه؟
این دیگه چیه؟...
از کجا؟
بریم.
صبر کن...
باید بریم.
عجیبه.
عجیبه.
خطرناکه.
شنیدین؟
چی؟!
قرمز...
هی!
فرار کنیم! فرار کنیم!
زودتر! زودتر! زودتر!
حالت خوبه؟
غیب شد؟
سریعتر از دروازه رد شید!
بدو! زودتر!
غیب شد؟
- زن سرخپوش -
- دنیای وحشتناک و عجیب ترس -
سلام! کودو جینی هستم، تهیهکننده.
میهو ایتیکاوا، کارگردان.
نظرتون چیه؟
ویدیوی فوقالعادهای بود، مگه نه؟
اونایی که اینو ضبط کردن اول توی تیکتاک گذاشتنش.
اما توش نفوذ غیرقانونی و تعقیب با چاقو ضبط شده.
خلاصه، این ویدیو رو یه شوخی وحشتناک و خلاف قانون در مکان عمومی تشخیص دادن.
و سریع به خاطر شکایت بینندهها مسدود شد.
چون من سالهاست ویدیوهایی در مورد جرم، ارواح، سرگرمی و کلاً مسائل خطرناک میسازم،
اونا این ویدیو رو فرستادن تا بررسی کنم و به نمایش بذارم.
و این ایده خیلی خوبی بود. وقتی ویدیو رو دیدم شوکه شدم.
چیزای زیادی اونجا داره اتفاق میافته.
به همین خاطر تصمیم گرفتم عمیقتر بررسی کنم و اولین فیلمم رو بسازم.
راستش، شرکت کودو به خاطر کرونا در آستانه ورشکستگیه.
هی!
و ساخت این فیلم آخرین شانس اونه.
بله، همینه.
اگه از این حرف ناراحت شدید، ما حذفش میکنیم.
حذف کنیم؟ این مردونه نیست.
مردونه؟ باز دارید این ارزشها رو ترویج میکنید؟
خب، گرچه رفتارت زنونه است، اما این عادیه.
شما مفاهیم قدیمی رو ترویج میکنید،
و خیلیها از نگرش مشکوک شما نسبت به زنها خبر دارن.
اگه عوض نشید، همه اینها میتونه شرکت رو نابود کنه.
ببین، تو چرا...
تو چیکار کردی؟
شما اول شروع کردید، برای همین تنبیه شدید.
من چندین بار با او کار کردم، وقتی دستیار کارگردان بودم.
او خوب کار میکرد، ولی گاهی خیلی مغرور بود. یک بار من به او لگد زدم. او هم صورتم را زد.
من استخوانم شکست.
همچین چیزی بود.
ولی اخراج نشدید.
در عوض، شنیدم شما بارها اخراج شدید.
چندین بار؟
خلاصه، بعد از آن ماجرا تصمیم گرفتم او پشتکار دارد.
مدتها با هم کار نکردیم، ولی اخیراً شنیدم که کارگردان شده و تصمیم گرفتم با او کار کنم.
باز هم به شما تکیه میکنم.
به شما متکی هستم.
آها، تاشیرو، ما به تو تکیه میکنیم.
خوشحالم که با شما کار میکنم.
بیا یه کار پرفروش بسازیم!
سعی میکنم!
آره.
در کل، ویدیو نکات جالب زیادی داره
و من میخوام اونها رو به ترتیب و با جزئیات بررسی کنم.
ما تصمیم گرفتیم نظر یک متخصص رو درباره اتفاقات ویدیو بپرسیم -
یوشیدا، میشه نظرتون رو در مورد ویدیویی که براتون فرستادیم بگید؟
ویدیو رو دیدم، اتفاقات زیادی داره.
اما قابل توجهترین نکته اینه:
لباس قرمز تیره،
دستها، پاها و صورتش با یه چیز قرمز کثیف پوشیده شده،
و با اینکه یه آدم عادی به نظر میاد، میتونه سریع جابهجا بشه
و یه چاقو داره.
من این ویدیو رو مرحله بعدی افسانه شهری تعبیر میکنم.
ببخشید، میشه یه کم سادهتر توضیح بدید؟
طوری که من هم بفهمم.
مثلاً، زن دهانشکافته،
کاشیما سان،
هاشیاکو-ساما،
و موجودات مشابهی که در دورههای مختلف ظاهر میشن.
میشه اونها رو در ویدیو ثبت کرد،
اونها شکل فیزیکی مشخصی دارن، هرچند قوانین فیزیک رو نقض میکنن.
به همین دلیل نمیتونم بهشون بگم شبح.
فهمیدم.
اما اگه شبح نیست، پس چیه؟
این ناخودآگاه جمعی نسل فعلیه که شکل واقعی پیدا کرده.
فعلاً این اسم رو روش میذاریم.
با توجه به لباس قرمز تیره و پوست قرمزش، میخوام اسمش رو بذارم زن سرخپوش.
برای اینکه یک موجود شکل واقعی بگیره، حتماً، حتماً به یه داستان نیاز داره.
و موجود ویدیوی شما بر اساس داستان زن سرخپوش شکل گرفته.
یا دقیقتر بگم، باید بر اساس اون باشه.
من به شدت به این داستان علاقهمندم.
زن سرخپوش؟
زن سرخپوش...
این خوبه.
No comments yet. Be the first to leave one.