Πληροφορίες έκδοσης

Senritsu Kaiki File Kowasugi Final Chapter ENG translated 2025 12
Ένα Σχόλιο από Don Milo

Ετικέτες

bluray
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-12-07
Λήψεις: 31
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

‏‫پخش شروع شد؟‬

‏‫شروع شده. فهمیدم.‬

‏‫خب...‬

‏‫این هم تصویربردار، تاشیرو ماساتسوگوئه.‬

‏‫من پخش اینترنتی خودم رو توی برنامه تی‌استریم شروع کردم. مدت‌ها بود که برای این آماده می‌شدم.‬

‏‫بابت صدای بینی‌ام معذرت می‌خوام، مریض شدم.‬

‏‫الان دارم از خونه خودم پخش زنده می‌کنم.‬

‏‫به هر حال...‬

‏‫به دوربین نگاه کنید. از این برای استریم کردن ویدئو استفاده می‌کنم.‬

‏‫این دوربین سیستمی داره که می‌شه از هر جا پخش زنده کرد.‬

‏‫من تونستم این دوربین رو با فروش آخرین فیلمم، «پرونده وحشتناک لرزش» بخرم. خیلی ممنونم از همه!‬

‏‫نمی‌دونم چند نفر دارن تماشا می‌کنن...‬

‏‫عالیه!‬

‏‫این همه بیننده...‬

‏‫که دارن پخش رو می‌بینن، ممنونم!‬

‏‫که این موقع شب دارید این ویدئو رو می‌بینید، واقعاً قدردانی می‌کنم.‬

‏‫می‌خوام مستقیم برم سر اصل مطلب، پس یه ویدئو ببینیم.‬

‏‫ـ شینجوکو ـ‬

‏‫اون چیه؟‬

‏‫این ویدئو برای همه دیگه آشناست.‬

‏‫حدود یک سال پیش، این غول مرموز بالای آسمان شینجوکو ظاهر شد.‬

‏‫من بهش می‌گم «سرباز کیشین» چون یه سرباز خدای اهریمنی هست، اما‬

‏‫کیشین ـ یعنی خوانش تحت‌اللفظی هیروگلیف‌های کلمه «سرباز خدای اهریمنی»‬

‏‫بیشتر مردم عادی فقط بهش می‌گن «غول».‬

‏‫همونطور که می‌دونید، موسسات مختلفی در سراسر جهان این پدیده رو بررسی کردند.‬

‏‫در فضایی که غول قرار داره، هیچ ذره‌ای پیدا نشد.‬

‏‫به همین دلیله که رسماً وجودش رد شده.‬

‏‫تصمیم گرفته شد که زندگی کردن اینجا امنه و غول خطری نداره.‬

‏‫در همون لحظه، قرنطینه شینجوکو برداشته شد و به همه اجازه عبور داده شد.‬

‏‫در حال حاضر، غول در نقاط تصادفی بالای توکیو شناوره.‬

‏‫هلیکوپترها از غول فاصله گرفتن و فقط از زمین نظارت می‌شه.‬

‏‫برای همه در توکیو، از جمله من، وضعیت غول دیگه عادی شده. اما دانشمندان زیادی نگران خطر بالقوه این موقعیت هستند.‬

‏‫وضعیت فعلاً اینه. حالا بریم ویدیوی بعدی رو ببینیم.‬

‏‫روی صفحه مستند ترسناک «پرونده وحشتناک لرزش» رو می‌بینید که دلایل ظهور غول رو ضبط کرده.‬

‏‫توسط سه نفر ساخته شده.‬

‏‫ببینیم.‬

‏‫کدوم قوی‌تره؟ طلسم یا این ابزار؟ یه آزمایشه! یه آزمایشه!‬

‏‫ما تصاویر کاملاً شگفت‌انگیزی گرفتیم!‬

‏‫درسته!‬

‏‫این تصاویر باورنکردنیه! غیرقابل‌تصوره!‬

‏‫عالیه! این همون «پرونده وحشتناک لرزش»ـه!‬

‏‫ـ کارگردان: کودو جین ـ‬

‏‫کارگردان: کودو جین‬

‏‫رفت!‬

‏‫ـ چرا این اتفاق داره میفته؟‬ ‏‫ـ سر جات بمون!‬

‏‫انگار یه اتفاقی برای من داره میفته.‬

‏‫ـ ولی ما دقیقاً نمی‌دونیم چیکار کنیم.‬ ‏‫ـ دقیقاً چی رو نمی‌دونید؟ داری در مورد چی حرف می‌زنی، احمق؟‬

‏‫ـ چرا منو زدی؟ آروم باش.‬ ‏‫ـ داری مزخرف می‌گی.‬

‏‫ـ دستیار کارگردان: ایچیکاوا میهو ـ‬

‏‫دستیار کارگردان: ایچیکاوا میهو‬

‏‫تاشیرو، فعلاً دوربین رو ببر.‬

‏‫– فیلمبردار: تاشیرو ماساتسوگو –‬

‏‫و من تاشیرو ماساتسوگوی فیلمبردار هستم.‬

‏‫در فیلم ششم، ما رازهای زیادی رو کشف کردیم.‬

‏‫حقیقتی رو آشکار کردیم که دولت ژاپن در جنگ جهانی دوم‬

‏‫در حال ساخت یه سلاح بیولوژیکی بود - سرباز کیشین، یعنی یک غول.‬

‏‫بعد از جنگ کسانی بودن که می‌خواستن پروژه سرباز کیشین رو احیا کنن.‬

‏‫در میان اونها دانشمندانی بودن – والدین کارگردان کودو.‬

‏‫برای برهم زدن پروژه، کارگردان کودو به گذشته سفر کرد‬

‏‫و با دستان خودش والدینش رو کشت.‬

‏‫کودو و ایچیکاوا سعی کردن غول رو از کار بندازن، و در بُعد دیگه‌ای گیر افتادن.‬

‏‫این داستان چگونگی ظاهر شدن غول در شینجوکو تموم میشه. من کل ماجرا رو با دوربین خودم فیلمبرداری کردم.‬

‏‫تنها موندم، همه مواد رو جمع کردم‬

‏‫و فیلم «ترسناک‌ترین فیلم تاریخ» رو منتشر کردم.‬

‏‫همه چیزهایی که در فیلم نشون داده شد، حقیقت داره.‬

‏‫دولت این مواد رو جعلی و صحنه‌سازی شده قلمداد کرد.‬

‏‫اما اونها ایچیکاوا و کودو رو هم به عنوان شاهدان مهمی جستجو می‌کنن.‬

‏‫تمام افرادی که در فیلم آخر نشون داده شدن، به طور مرموزی ناپدید شدن.‬

‏‫نوار حاوی اطلاعات سرباز کیشین هم به همان اندازه مرموز ناپدید شد.‬

‏‫بعدی.‬

‏‫در طول فیلمبرداری «فایل وحشتناک اسرارآمیز: کوواسوجی!» افراد زیادی گم شدن یا مردن.‬

‏‫– نوشته آبی: گم شده –‬ ‏‫– نوشته قرمز: مرده –‬

‏‫برای حل این موضوع، قصد دارم ابهام غول رو روشن کنم و در نتیجه کودو و ایچیکاوا رو برگردونم.‬

‏‫و ما سه نفر دوباره سریالمون، «فایل وحشتناک اسرارآمیز: کوواسوجی!» رو از سر می‌گیریم.‬

‏‫این همونجاست.‬

‏‫راستی، متوجه شدم که اخیراً عروسک‌هایی در توکیو پیدا شدن.‬

‏‫این همونه.‬

‏‫عروسک‌ها از کیسه‌های زباله و روزنامه‌های قدیمی ساخته شدن و شبیه آدم‌های دیوونه هستن.‬

‏‫شاید اینها ارتباطی با جادوگری و اون غول داشته باشن.‬

‏‫این همونه.‬

‏‫به هر حال، فکر می‌کنم ارتباطی وجود داره.‬

‏‫می‌خوام ویدیویی که دیروز فیلمبرداری کردم رو بهتون نشون بدم. من از اون عروسک‌ها فیلم گرفتم.‬

‏‫اطلاعاتی به دستم رسید که چندتا از این عروسک‌ها اونجا هستن، و رفتم فیلم بگیرم. توی شینجوکو بود.‬

‏‫با چند نفر جالب اونجا برخورد کردم.‬

‏‫بریم این ویدیو رو ببینیم.‬

‏‫من توی شینجوکو هستم.‬

‏‫اخیراً، اونجا.‬

‏‫اونجا. اوه، از اینجا میشه دیدشون.‬

‏‫به من گفتن که عروسک‌ها باید اینجا باشن.‬

‏‫آه، اینجان.‬

‏‫چه تعداد... پنج تا؟ نه، شش تا.‬

‏‫پشت فنس خوابیدن.‬

‏‫این آدما... ام... چه خبره؟‬

‏‫یه سری آدم اومدن. برای چی؟‬

‏‫اوه، دستاشون رو بردن بالا. دستاشون رو بالا بردن.‬

‏‫انگار دارن دعا می‌کنن.‬

‏‫دارن چیکار می‌کنن...؟‬

‏‫چه خبر شده؟‬

‏‫چیزی شده؟‬

‏‫اونا گوشه‌ی خیابون وایسادن انگار دارن دعا می‌کنن. من می‌رم اونجا.‬

‏‫چه خبر شده؟...‬

‏‫دارن چیکار می‌کنن؟‬

‏‫دارن حرکت می‌کنن! دارن حرکت می‌کنن! چطور مگه؟!‬

‏‫داری چیکار می‌کنی؟ هان؟ داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫وایسا، کجا داری میری؟ کجا داری میری؟‬

‏‫بـ... ببخشید، میشه لطفا وایسید؟‬

‏‫وایـ... وایسید...‬

‏‫شما کامیمورا نیستید؟‬

‏‫درسته، کامیمورا سانا! هه!‬

‏‫اِم...‬

‏‫لطفاً دست نگه دارین؟‬

‏‫شما همونایی هستین که توی فیلم «پرونده‌ی ترسناک صدا: پرونده‌ی ۰۲» بازی کردین!‬

‏‫- لطفاً بس کنید.‬ ‏‫- یادتون نمیاد؟‬

‏‫یادتون نمیاد؟‬

‏‫یادتون نمیاد؟‬

‏‫وایسا، می‌خواستم راجع به اون طرز دعا کردنتون سؤال کنم...‬

‏‫اِم... اِم... اِم... شما الان دستاتون رو بالا برده بودین و داشتین دعا می‌کردین؟‬

‏‫چه آدم کثیفیه.‬

‏‫حمله می‌کنی و به حریم خصوصی تجاوز می‌کنی. فقط آدمای کثیف و منزجر این کارو می‌کنن.‬

‏‫ببخشید، راستش من متوجه نمی‌شم در مورد چی حرف می‌زنین.‬

‏‫من خودم تمومش می‌کنم. لازم نیست شما کار دیگه‌ای بکنید.‬

‏‫لطفاً کار دیگه‌ای نکنید. افسرده‌کننده است. و خیلی هم آزاردهنده. فقط آدمای کثیف و منزجر این کارو می‌کنن.‬

‏‫کامیمورا، هستش...‬

‏‫شما در مورد اون... اون چیز توی آسمون چیزی می‌دونید؟‬

‏‫اون پیش‌قراول دنیای خدایانه.‬

‏‫همه‌چیز رو رها کنید.‬

‏‫هی، وایسا یه لحظه!‬

‏‫دارید چیکار می‌کنید؟‬

‏‫بذارید رد شم.‬

‏‫چـ، چـ، چـیکار داری می‌کنی؟!‬

‏‫دیگه تکون نمی‌خورن.‬

‏‫به هر حال...‬

‏‫بدون شک، ایشون همون کامیمورا سانا هست که توی «پرونده‌ی ترسناک صدا: پرونده‌ی ۰۲» بازی کرده بود.‬

‏‫یکم فرق کرده ولی تصاویر مقایسه‌شون اینجاست.‬

‏‫شکی نیست که خودشه.‬

‏‫این فقط حدس منه، ولی با توجه به اینکه بادیگارد داره،‬

‏‫شاید کامیمورا سانا رهبر یه فرقه‌ی مذهبیه که اون غول رو می‌پرستن.‬

‏‫فکر کنم همینه.‬

‏‫حرفای مرموز کامیمورا سانا،‬

‏‫ایناست.‬

‏‫همینه.‬

‏‫اگه نظری در مورد حرفاش دارید، یا اگه اطلاعاتی در موردش دارین،‬

‏‫لطفاً اطلاعات رو به صندوق پستی سایت من بفرستید.‬

‏‫روش حسابتون می‌کنم.‬

‏‫چیزی هست؟‬

‏‫اونجا بالکن هست. و اینم طبقه دومه.‬

‏‫اون کیه؟‬

‏‫بیا نگاه کنیم.‬

‏‫هوم؟‬

‏‫کسی اینجا نیست.‬

‏‫متأسفانه، از اینجا غول رو نمی‌بینی.‬

‏‫باشه، برگردیم.‬

‏‫تـ... تو کی هستی؟!‬

‏‫یادداشت مترجم: او با لهجه شدید اوساکایی حرف می‌زند‬

‏‫همونطور که فکر می‌کردم، داری فیلم می‌گیری از...‬

‏‫خاطرات تصویریت.‬

‏‫همین الان دارم همه چی رو توی اینترنت پخش می‌کنم!‬

‏‫پلیس همین الان می‌رسه!‬

‏‫نگران نباش، من خطرناک نیستم.‬

‏‫تو تاشیرو هستی، درسته؟‬

‏‫تاشیرو هستم، ولی...‬

‏‫من مدیون تاشیرو از دنیای دیگه‌ام و اومدم لطفش رو جبران کنم.‬

‏‫از دنیای دیگه؟‬

‏‫ظاهراً یادت نمیاد.‬

‏‫دنیاهای زیادی وجود داره.‬

‏‫در هر حال...‬

‏‫اگه حرف منو گوش کنی، کودو و ایچیکاوا رو برمی‌گردونم.‬

‏‫برمی‌گردونم؟‬

‏‫من اِنو هستم.‬

‏‫شوهی اِنو.‬

‏‫از دیدنت خوشبختم، تاشیرو.‬

‏‫هی!‬

‏‫بـ... بله.‬

‏‫من تاشیرو هستم.‬

‏‫آروم باش و وحشت نکن.‬

‏‫وقت نداریم.‬

‏‫فـ... فهمیدم!‬

‏‫زود برو تو و سروصدا نکن.‬

‏‫باشه!‬

‏‫همه چیزو فیلم بگیرم اشکالی نداره؟‬

‏‫می‌تونی.‬

‏‫می‌خوای همه ببینن؟‬

‏‫بله.‬

‏‫تمرکز کن و گوش کن.‬

‏‫باشه.‬

‏‫ازم جزئیات نپرس. فقط حواست به حرفام باشه.‬

‏‫فهمیدم.‬

‏‫باید قبل از طلوع آفتاب تموم کنیم.‬

‏‫تو اون بازه زمانی باید همه کارو انجام بدی.‬

‏‫اگه تلاش کنی و سریع باشی غیرممکن نیست.‬

‏‫قـ... قبل از طلوع...؟‬

‏‫فکر کنم فقط یه ساعت و نیم تا صبح مونده.‬

‏‫دقیقا.‬

‏‫وقت نداریم. تصمیمتو بگیر.‬

‏‫کودو و ایچیکاوا رو می‌خوای برگردن؟ می‌خوای یا نه؟‬

‏‫البته که می‌خوام، ولی...‬

‏‫باشه، فهمیدم.‬

‏‫همان‌طور که می‌گویم عمل کن، و آن‌ها برمی‌گردند.‬

‏‫حالا قرار است کاری کنم که حرفم را باور کنی.‬

‏‫ببین.‬

Senritsu Kaiki File Kowasugi! Final Chapter subtitles in other languages

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left