Οι πρώτες 200 γραμμές.
🔷 RezaAm 🔷
.به اطلاعم رسید که اقدامتون برای توافق ناموفق بوده
دادگاه چند پیشنهاد ارائه داد
.که متهم همه اونهارو رد کرد
وکیل مدافع،به موکلتون توضیح دادید که
.اتهام هایی که باهاش مواجه هستن مدت حبس اجباری دارند
.بله، عالیجناب
آقای تامورا میخواید دادگاه برگذار بشه؟
.بله، عالیجناب .مطمئنم
بسیار خب، استراحت کوتاه میکنیم
.و بعد با حضور هیئت منصفه محاکمه رو شروع میکنیم
،مادرم یه زن فداکار بود
،وفادار به خانوادمون
.و مخصوصا نسبت به برادر بزرگترم اُسامو
،هیچوقت گله کردنش رو ندیدم
.حتی یکبار
.که نشون دهنده زندگیش بود
میدونید، بیشتر مردم درباره شکرگزاری حرف میزنن
.ولی مادر من زندگیش کرد
،به جای تمرکز به چیز هایی که درد آور و دشوار بودن
.اون از هر لحظه زندگیش به زیبایی استفاده کرد
،اون تمام مدت مراقب برادرم بود
،ولی باز هم فرصت برای وقت گذروندن با نوه هاش پیدا میکرد
.که لذت زیادی براش داشت
.ببین چی برات خریدیم عمو جون
.یه تبلته
میتونی بگی تبلت؟
.ت- تبلت
.درسته. خوبه. کار کردنش باهاش راحته
.فقط کافیه اینطوری با انگشتات بکشیش
میبینی چقدر راحته؟ .بیا، امتحان کن
،اگه احساس تنهایی کردی
.میتونی به عکسای مامان بزرگ نگاه کنی
.زود باش عزیزم، تو ماشینم میتونی نشونش بدی
.خیلی خب، با عموتون خدافظی کنین، دخترا
.خداحافظ، میبینمت
.خیلی زود میبینمتون
.واست از بنتو هایی که مامان بزرگ درست میکرد میارم(غذای ژاپنی)
. خداحافظ
عمو چند سالش بود که تصادف کرد؟
.نه
.پس، هم سن من
.آره
اون میدونه که مامان بزرگ مرده؟
.معلومه که میدونه
احساس ناراحتی میکنه؟
عموتون نمیتونه احساساتشو بروز بده، ولی یه چیزایی احساس میکنه
اون شماهارو خیلی دوست داره، اینو میدونید درسته؟
.منم دوستش دارم
.معلومه که دوسش داری .مثلا عموته
.لیلا لطفا با خواهرت اینطوری حرف نزن
.حالا هر چی
چرا نمیتونه با ما زندگی کنه؟
.خودت میدونی چرا، عزیزم
مگه نه؟
.اینجا قشنگه
.اوه، شاید بتونی اینارو امتحان کنی
با کسی آشنا شدی یا دوستی پیدا کردی؟
هی، سم، بهش میگی؟
همم؟ بهش میگی؟ .هی، هی، هی
بهش میگی؟ - .آروم. آروم -
بهش میگی؟ - .چی؟ وواه، وواه -
بهش میگی؟ - آروم -
بهش میگی؟ - چی؟ -
درباره چی حرف میزنه؟ چیو بهم بگی؟
سم؟
.م-مرد بد
.مرد بد؟ بیا
.بعدا قراره وسایل مامانم رو جمع کنم
امروز میارمش باشه؟
و تو میتونی هر چی دلت میخواد رو برداری، چطوره؟
واست برنج پز مامان رو میارم
.اینطوری هر وقت دلت خواست میتونن برات قوهان بپزن(قوهان:غذایی با برنج و تخم مرغ)
باشه؟ آره؟
هی، اینجات چی شده؟
خوردی زمین یا چی؟
پس چی شده؟
.آدم بد
اونی که دیدیمش؟
فقط اومدم سر بزنم
.که ببینم حالتون چطوره
تو خوبی، سم؟
تو، تو اینو دیدی لئون؟
.حتما وقتی لباساشو عوض میکردی چشمت بهش خورده
من امروز صبح شیفت نبودم، ولی آم
میشه تنها صحبت کنیم؟
الان برمیگردم،باشه؟
چی شده؟
شنیدم سم و یکی از بیمار های دیگه
.دیشب یه بحث شدید داشتن
.که ظاهرا، فیزیکی شده
.یکی یکم پیش داشت برادرمو اذیت میکرد
...یه مرد لاغر با تیشرت قرمز این همون
اون همونیه که بازوی برادرمو کبود کرده؟
.آقای تامورا میدونم چقدر ناراحت کننده است
اون کیه؟
.من حواسم به همه چی هست
اسمش چیه؟
.کایل تنر
کیپ. من دیدم وقتی آدم جدید میاد
.اذیتش میکنه
من مراقبش هستم، باشه؟
کی قراره تو خونه مامان بزرگ زندگی کنه؟
.هر کسی که بخرتش
.که برای همین باید خالی باشه
ما انتخاب میکنیم کی اونجا زندگی کنه؟
.آه نه دقیقا
اون مال عموعه؟
.آره. آره
میدونی، اون هیچوقت نتونست مثل تو شنا کنه
.ولی همیشه عاشق آب بوده
مامان بزرگ واسش تیوب استخر گرفت
.تا بتونه با خودش ببرتش استخر
.آره، همیشه عاشق اینا بود حتی وقتی بزرگتر شد
الان تو خونه جدیدش استخر داره؟
.بالاخره اومدید
.پدر دختر بالاخره اومدن
.باید لباس شنات رو بپوشی
این میتونه مال من باشه؟
.مال تو
بعدا بادش میکنم، باشه؟ .باشه
همه چیزو آوردی؟
.آره
.سخت بود،اونجا بودن؟
.میدونی، وقتی رفتم دانشگاه دیگه برنگشتم
.با اُسامو تنهاش گذاشتم
،اون هیچوقت مسافرت نرفت .یا یه روز استراحت نکرد
.این خوشحالش میکرد
.اون میخواست تو زندگی خودت رو داشته باشی
.یا شایدم میخواست احساس گناه برام بمونه
.حدس بزرگیه
.یه دقیقه فرصت بده
.هی، اشلی
،ببخشید مزاحم شدم
.میدونم که داری با مشکلات خانوادگی سرو کله میزنی
.نه اشکالی نداره چی شده؟
.ویدلا دهنشو توی تمرین کج کرد
دوباره؟
.با این تفاوت که این دفعه یه نفر فیلمشو گرفت
.و داره زود دست به دست میشه
.هر وقت میخواستم رد بشم پا مینداختی
نکنه چلاقی چیزی هستی؟
.خب، باید بهش رسیدگی کنیم
.باشه. ردیفش میکنم
.باید برم
.رسوایی مجازی الان؟
میخوای تو مدرسه خصوصی نگهشون داری درسته؟
.آره میخوام - .معلومه میخوای -
.منم میخوام
ما اینجاییم تا درباره ویدئویی که
.توی اینترنت پخش شده صحبت کنیم
ولی قبل از هر چیزی بذارید بهتون بگم
هر چیزی که ویدلا گفته و ممکنه برای کسی توهین آمیز بوده باشه
.تحت تاثیر خستگی بعد از تمرینات بوده
،و قبل از اینکه کسی قضاوت کنه
تیم ازتون میخواد که
ویدلا رو به عنوان کسی که تازه وارد کشور شده
و هنوز داره با فرهنگ جدید تطابق پیدا میکنه
.و همینطور با خونه جدیدش توی آمریکا سازش پیدا میکنه ببینید
ولی میذارم که اظهار پشیمونی اون رو
.با کلمات خودش بشنوید .خب، ویدلا؟
...من، آم
،از هم تیمی هام عذر خواهی میکنم
،همینطور از خانوادم
و از جامعه معلولین
.به خاطر هر توهینی که سهوا مرتکب شدم
مثل جدای شدی (شخصیت جنگ ستارگان) .استاد اینها
.حالا میبینیم
.جدا میگم، خیلی خوب کنترلش میکنی
.و با این حال هنوز یه هیولاست
.با یه پای ۲۰ میلیون دلاری
.البته اگه بتونم دهنشو بسته نگه دارم
.ببخشید
لئون، چی شده؟
.من با برادرت توی بیمارستانم
.اون از پله ها خورده زمین
.دکتر سیتی اسکن داده ولی حال برادرت خوبه
.هیچ خونریزی توی مغزش پیدا نکردن
.ولی صبر کن، اون هیچوقت مشکلی با پله ها نداشت
افتادنش رو دیدی؟
.نه، دقیقا بعد اون دیدمش
کسی دیده؟
.نه تا جایی که اطلاع دارم
پس از کجا میدونی کسی هلش نداده؟
دادگاه اینو انکار نمیکنه که
.متهم مراقب برادرش بوده
.این چیزیه که همه ما میتونیم بهش احترام بذاریم و تحسینش کنیم
،ولی در حالی که با انگیزه های آقای تامورا همدردی میکنیم
دلیلی که ما امروز اینجاییم
.به خاطر تصمیمیه که آقای تامورا گرفته
.اون بی دقت رفتار کرده
.خطرناک رفتار کرده
.و این کار هاش پیامد هایی داشته
متهم
.هی
حالت چطوره؟ خوبی؟
.به جز چهار تا بخیه، حالش خوبه
فهمیدی چطور این اتفاق افتاده؟
،سعی کردم باهاش حرف بزنم
.ولی هنوز داریم یاد میگیریم که باهم ارتباط برقرار کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.